بىشک وضعیت سیاسى اخیر در لبنان را نمى توان معلول رویدادهاى صرفا محلى و درون کشورى دانست، بلکه ریشه در قدرت هاى خارجى و به ویژه غرب دارد.
لبنان از دیر باز به خاطر موقعیت حساس و ژئوپلتیک آن و تعدد گرایش هاى سیاسى و مذهبى، صحنه دخالت بیگانگان در زمینه هاى سیاسى، امنیتى و حتى اقتصادى بوده و این امر به ویژه در سه دهه اخیر تجلى بیشترى یافته است.
در جنگ هاى داخلى لبنان از 1975تا 1990ماهیت اغلب گروه هاى داخلى و وابستگى و یا گرایش آنها به قدرت هاى مختلف هویدا شد که این خود در تحلیل رویدادهاى اخیر لبنان تاثیر بسزایى دارد.
غربگرایى شدید حزب کتائب به رهبرى امین جمیل، وابستگى القوات اللبنانیه به رهبرى سمیر جعجع به غرب و همکارى آن با اسرائیل (به ویژه در جریان ربودن چهار دیپلمات ایرانى و ورود نیروهاى اسرائیلى به لبنان)، گرایش رفیق حریرى نخست وزیر فقید لبنان به غرب و به ویژه فرانسه و عربستان سعودى و در پى او پسرش سعد الحریرى رهبر «جریان آینده» و همچنین حضور معنوى ایران و سوریه و تاثیرگذارى انقلاب اسلامى ایران بر جامعه مسلمان لبنان باعث شد تا هرکدام از این کشورها به نحوى حضور خود را در صحنه لبنان فعال کنند.
در میان گروههاى فعال در صحنه لبنان، حزبالله توانست فعالیتى فراتر از حزب و گروه از خود نشان دهد و رهبران این تشکل با حکمت و درایت نه تنها پایگاه مردمى گسترده اى در لبنان براى خود فراهم کرده اند، بلکه با اجراى عملیات امنیتى، سیاسى و جهادى خود مردم خاورمیانه و حتى برخى دولتمردان منطق و جهان را نیز شگفت زده کرده اند.به اسارت گرفتن جاسوس اسرائیلى و مبادله آن با اسیران لبنانى دربند رژیم صهیونیستى، اخراج اشغالگران اسرائیلى از خاک جنوب لبنان، حضور فعال سیاسى در دولت، رفع تنش ها و ایجاد اتحاد با جنبش امل به رهبرى نبیه برى و مقاومت پیروزمندانه در برابر 33 تهاجم زمینى، دریایى و هوایى علیه لبنان، برگ هاى زرینى از کارنامه حزب الله را در برابر افکار عمومى دنیا گشود تا جایى که حتى برخى عرب هاى ناسیونالیست، سید حسن نصرالله را به عنوان الگویى فراتر از جمال عبد الناصر پذیرفتهاند. از زمان پیروزى اخیر مقاومت اسلامى و ملى به رهبرى حزب الله در برابر اسرائیل، این رژیم از آمریکا براى اجراى راهبردهاى استعمار پیر (انگلیس) مبنى بر تشکیل «خاورمیانه بزرگ» استمداد کرد و سردمداران واشنگتن از تمام توان سیاسى، فکرى و رسانه اى خود و با همراهى کردن فرانسه و همچنین شوراى امنیت سازمان ملل در این راه استفاده کرده اند تا چهره حزب الله را خدشهدار کنند.
غرب و به ویژه آمریکا و برخى کشورهاى عرب از جمله مصر، اردن و عربستان به خواست خود و یا تحت فشار همپیمانان غربى همگى همت گماشتهاند تا مقاومت اسلامى را که اساس بیدارى مردم خاورمیانه است، تضعیف کنند و لذا اتهاماتى از قبیل وابستگى حزب الله به سوریه و ایران، تلاش براى ایجاد فتنه مذهبى و طایفه اى و... وارد کردند و آمریکا نام حزب الله را به لیست سیاه خود افزود برخى از کشورهاى غربى از پخش شبکه تلویزیونى المنار در کشورهاى خود جلوگیرى کردند.
گروههاى لبنانى وابسته به خارج نیز پس از هر بار سفر به آمریکا، فرانسه و برخى از کشورهاى منطقه سوغات تهمت براى حزب الله به ارمغان مىآورند! که آخرین آنها تلاش حزب الله براى تشکیل دولت در دولت، فعالیت به نفع ایران و سوریه و بى اهمیت بودن به سرنوشت و استقلال لبنان است. متاسفانه رسانههاى تبلیغاتى غرب و به تبع آنها برخى از رسانههاى عرب چنین وانمود کردهاند که حزبالله در پى ایجاد هرج و مرج است و هدف آنها از این تهمت تسلیم این حزب در برابر حاکمیت لبنان موسوم به جریان 14 مارس است (جریانى که پس از قتل رفیق حریرى از برخى گروه هاى مسیحى، دروزى و سنى تشکیل شده است). حزب الله لبنان معتقد است که بر اساس ماده 95از قانون اساسى لبنان مبنى براینکه (طوایف لبنانى باید به طور عادلانه در تشکیل دولت شرکت کنند) باید دولت وحدت ملى بر اساس جمعیت طوایف تشکیل دهنده لبنان برپا شود، اما جریان 14ارس با مطرح کردن پیش شرطهایى از این امر سرپیچى مىکند، چه در این صورت اهداف نهان و آشکار غرب غیر قابل تحقق خواهد ماند. حزب الله همچنین معتقد است که دولت فعلى باید مواضع خود را در قبال دشمن صهیونیستى و حفظ استقلال لبنان از نفوذ بیگانگان مشخص و «راهبرد دفاعى» خود را تبیین کند.ب
ا اعلام حزب الله براى برگزارى تظاهرات مسالمت آمیز به منظور احقاق حقوق خود در چارچوب دولت وحدت ملى و یا برگزارى انتخابات زود هنگام، ایادى مرموزى، پیر جمیل وزیر صنایع و فرزند امین جمیل رئیس جمهورى پیشین لبنان را به قتل رساندند تا بار دیگر همچون جنایت قتل رفیق حریرى آن را به گردن سوریه و جریان مخالف حاکمیت لبنان بیاویزند و گامى بزرگ در راه تضعیف حزب الله و در مقابل تقویت نفوذ غرب و تامین امنیت اسرائیل بردارند. با این وجود حزب الله با تکیه بر درایت سران خود و پایگاه قوى مردمى اعلام کرده است که از حق مسلم خود در برگزارى تظاهرات مسالمت آمیز در زمان مناسب تا احقاق حقوق خود در دولت و یا برگزارى انتخابات مجدد، صرف نظر نخواهد کرد.
به گزارش ایرنا،بسیارى از ناظران بر این باورند که حزب الله، جنبش امل و دیگر گروه هاى هوادار آنها با توجه به عقلانیت، زمان سنجى و همه جانبه نگرى سران آنها بار دیگر قدرت خویش را به نمایش خواهند گذاشت و به قدرت هاى بیگانه و وابستگان آنها ثابت خواهند کرد که آزموده را آزمودن خطاست.
چرا جمیل ترور شد؟
ترور یکى از مقامهاى بانفوذ و بلندپایه لبنان در آستانه راهپیمایى بزرگ معارضان دولت «فواد سنیوره»، از سوى برخى ناظران پیش بینى مىشد.
در همین راستا «پى یر جمیل» وزیر صنایع لبنان و عضو خاندان بانفوذ جمیل هفته گذشته در یک حادثه تروریستى بر اثر اصابت 24گلوله در حومه مسیحى نشین بیروت جان خود را از دست داد.
مهمتر از همه حتى سوژه هدف در این اقدام تروریستى، اهداف و تبعاتى است که مى تواند بطور اصولى بر فرآیند تحولات لبنان جنگزده و خسته از بى ثباتیها تاثیر بگذارد. به عبارت دیگر براى درک حادثه تروریستى هفته گذشته بیروت بیش از آنکه شرح واقعه مهم بنماید، اهداف این اقدام خونبار با لحاظ پیش زمینه هاى آن اهمیت دارد.
در این حال ساده انگارانه ترین قضاوت درباره ترور جمیل و عاملان آن ممکن است همانى باشد که آمریکا و رژیم صهیونیستى عجولانه در بوق و کرنا کردند، ولى بى گمان مردم هشیار لبنان و ناظران منطقه اى و جهانى نمىتوانند سهل ترین گمان و قضاوت را در این باره اعلام کنند.
ترور پى یر جمیل وزیر صنایع دولت فواد سنیوره و عضو برجسته گروه 14مارس که اصلى ترین مشخصه اش مخالفت با سوریه و حمایت از سیاستهاى غربى است در وهله نخست مى تواند فرصتى براى دولت سینیوره فراهم کند که به تعبیر برخى ناظران رو به اضمحلال دارد.
همچنین است عنصر پشتیبان و حامى براى گروه 14مارس که از قضا توانمندیهایش را در پى ترور «رفیق حریرى» کسب کرد و توانست به سرعت بر موج احساسات مردم سوار شده و افکار عمومى لبنان را به سود خود تحریک کند.
جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستى علیه حزب الله لبنان و اراده جارى در شوراى امنیت سازمان ملل در تصویب تشکیل دادگاه بین المللى بررسى پرونده ترور حریرى مى توانست دستاویزهاى لازم را براى پیشروى استراتژیک گروه 14مارس فراهم آورد، اما حزب الله بامقاومت بى بدیل خود در برابر حملات سهمگین ارتش اسراییل و آنگاه اجبار تل آویو مبنى بر پذیرش عقب نشینى از لبنان همه امیدواریهاى پیش از این را به یاس مبدل کرد.
در این حال وضع جدید فرصتى براى موقعیت سازى سوریه بود که بتواند ضمن حفظ تاثیرگذاریهایش در لبنان، نقش خود را در منطقه بازسازى کند. حضور «ولید معلم» وزیر امور خارجه سوریه در بغداد، پایان ضربالاجل حزب الله به دولت سنیوره براى پذیرش کناره گیرى از قدرت و تن دادن به برگزارى انتخابات و کمرنگ شدن نقش ایالات متحده در تحولات منطقه بویژه در لبنان و فلسطین و سرانجام تقویت احتمال توافق میان جناحهاى فلسطینى براى تشکیل دولت وحدت ملى، فضایى از بیم و امید را میان بازیگران اصلى منطقه ایجاد کرده است.
حال با لحاظ همه موارد بالا کدامیک از طرفهاى فعال در صحنه مى تواند از ترور جمیل سود برده باشد؟ حزب الله لبنان، سوریه، رژیم صهیونیستى یا ایالات متحده؟
غیرعقلانى ترین رفتار همان است که باور کنیم سوریه یا حتى حزب الله حامى چنین اقدامى آن هم در زمان حاضر باشند. در حالى که نتیجه چنین اقدامى مى تواند به ایجاد بى ثباتى و از هم پاشى وحدت ملى در لبنان انجامیده و همه دستاوردهاى مقاومت حزب الله را از حیث روانى و شرایط عینى پس از جنگ 33 روزه نابود کند.
علاوه بر این تبعات چنین کارى مى تواند تلاشها براى خلع سلاح حزب الله، تقویت دولت از نفس افتاده سنیوره و گسترش نفوذ آمریکا را در جامعه لبنان افزایش دهد. همچنین مى توان به گسترش فشارهاى بین المللى علیه دمشق اشاره کرد.
درست به همان دلایل بالا نه سوریه و نه گرایشهاى نزدیک به آن با وجود همه اختلافها با جناحى که جمیل وابسته به آن بود، هرگز تا این اندازه نابخردانه عمل نکرده و نخواهند کرد.
تجربیات پیشین بویژه درباره حزب الله نشان داده است که این تشکل با موقعیت سنجى هاى واقع گرایانه یکى از خردمندترین بازیگران صحنه لبنان و خاورمیانه بوده است.
اما در مقابل آنچه مى تواند اهداف ترور پى یر جمیل را به سود رژیم اسراییل هدایت کند به اندازه اى است که سبب مى شود همه نگاههاى هشیار متوجه تل آویو و عوامل نفوذى آن در جامعه لبنان شود.
تل آویو با هرگونه تغییر حتى در وضع جارى لبنان مخالف است. سقوط دولت سنیوره و انزواى هر چه بیشتر گروه 14مارس به مفهوم قدرتمندتر شدن ائتلاف ضداسراییلى در لبنان است. همچنین شکستى دیگر براى دولت نئومحافظه کار جرج بوش که در ماههاى اخیر متحمل سخت ترین ضربات از سوى مخالفانش در منطقه و حتى درون ایالات متحده شده است، به شمار مىآید.
بازگشت سوریه به عرصه تعاملات منطقهاى نیز بر خلاف تمایلى است که واشنگتن را در سالیان اخیر به خصومت علیه دمشق ترغیب کرده است. به این ترتیب با چیدن پازل تحولات خاورمیانه مى توان تصویرى واقعى تر از حادثه تروریستى سه شنبه گذشته بیروت بدست آورد. در اینجا آنچه ترجیع بند این درک واقعى است، واکنش مردم لبنان است که مى تواند این کشور خسته از درگیریهاى داخلى و خارجى را از بزنگاه خطرناک کنونى عبور دهد
.تجربه ماههاى اخیر لبنان نشان داده است که بر خلاف ترورهایى که به آغاز جنگ داخلى لبنان انجامید، این بار لبنانیها با چشمانى باز اتفاقات جارى را رصد مى کنند، از این رو نمى توان چندان به تحکیم موقعیت دولت کنونى لبنان در پى حادثه تروریستى اخیر امید داشت. همانگونه که رژیم اسراییل نیز قادر به خوشه چینى از موقعیت کنونى نخواهد بود.
خلاقیت هشیارانه لبنانیها سبب سرخوردگى بیگانگان خواهد شد. روزهاى آینده براى مردم لبنان و منطقه آبستن اتفاقاتى است که باید امیدوار بود در پس آن منافع این ملت زخم خورده از جنگهاى طولانى مستتر باشد.