تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۶  ، 
کد خبر : ۹۱۲۴۶

مأموریت انجام ناشدنى رایس


ولادیمیر سیمونوف
جالب است، آیا کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا خود متوجه است که به شخصیتى دلسوزى برانگیز مبدل مى‌شود؟
ماموریت سفر کنونى وزیر خارجه آمریکا به کشورهاى خاور نزدیک، بطور کل غیر قابل اجراست. طى هفت روز وى باید سران کشورهاى خاور نزدیک را نسبت به سه چیز متقاعد کند: استراتژى جدید جرج بوش براى عراق قابلیت حیاتى دارد، خود بوش به همراه استراتژى جدید خود نه در داخل آمریکا و نه در بین شرکاى نزدیک خود در اروپا منزوى نشده است و بالاخره اینکه عراق ویتنام آمریکایى نیست.
براى اینکه نسبت به این سه مطلب متقاعد شویم، باید گیرندگى کودکى کمسال و فراموشى سال هاى پیرى را داشت. چرا؟ چون رئیس جمهور آمریکا در برنامه خود که هفته گذشته با تشریفات مطرح شد، هیچ ایده اى را به عراق پیشنهاد نداد که ناتوانى کامل خود را به هنگام رویارویى با واقعیت عراق نشان نداده باشد. حقیقتا بوش اعلام نمود که مى خواهد با کلوخ به کلوخ پاسخ دهد، یعنى این که به تجاوزات محلى با تجاوز از سوى نیروهاى عراقى پاسخ داد که بدین منظور نیز آنها نیروهاى کمکى دریافت خواهند کرد.
اما چرا 21 هزار و پانصد پیاده نظامى که از این میان 17/5 هزار نفر تنها ویژه بغداد مى باشند، خواهند توانست تروریسم و جنگ در داخل عراق را متوقف کنند، ولى140 هزار نفر از ارتش آمریکا نتوانسته اند این کار را طى ? سال انجام دهند؟
توضیحات رئیس جمهور آمریکا در این رابطه شگفت انگیز است. جرج بوش معتقد است که عراق آرام نشد زیرا نیروى انسانى کافى نبود (و دقیقا به میزان 5/21هزار نفر!) تا پیرامون بغداد را از بازگشت شورشیان پس از عملیات برقرارى نظم در آنجا مسدود کند. رئیس جمهور آمریکا اکنون به ما مى گوید که همه چیز تغییر مى یابد. مشتى واحد از سه نیروى پیاده نظام آمریکا، ارتش عراق و پلیس عراق، در بغداد بر سر تمامى گروه هاى مسلح، مستقل از تعلقات مذهبى آنها خواهد ریخت.
از کجا چنین یقینى وجود دارد؟ اگر خانم رایس در سفر خود به خاور نزدیک بغداد را نیز انتخاب مى کرد، فقط کافى بود که چند کلمه با رهگذران در خیابان ها گفتگو کند تا به قابل تحقق بودن این امیدها تردید کند.
استراتژى جدید آمریکا در عراق، شانس بیشترى براى پیروزى آمریکا را وعده نمى دهد و تنها تجاوز و خونریزى را بیشتر مى کند. ماموریت کنونى وزیر خارجه آمریکا غیر قابل اجراست، از این لحاظ که او همانند رئیس خود در کاخ سفید، تنها خاور نزدیک را سیاه-سفید مى بیند: در اینجا دوستانى هستند که با آنها مى توان صحبت کرد و دشمنانى هستند که با آنها نمى ارزد گفتگو داشت و آنها را باید ترساند.
امروز به سختى مى توان از این تردید گریز نمود که آمریکا آگاهانه درحال آماده سازى اطلاعاتى براى تسویه حساب نظامى در آن واحد با ایران و سوریه است. جرج بوش با بیان استراتژى جدید عراق، نه تنها به توصیه هاى کمیسیون بیکر-هامیلتون درباره وارد ساختن این دو مهره مهم به روند دیپلماسى پیرامون عراق بى اعتنایى نمود، بلکه تهران و دمشق را به باد اعتراض و تهدید گرفت. جالب است که جرج بوش، ایران را از جمله به «ارائه کمک مالى براى حمله به نظامیان آمریکایى» متهم نمود. نکته طنز در این است که آمریکا گاهى سعى دارد منافع خود را در دیگ داغ خاور نزدیک کاملا با روش هایى مشابه پیش ببرد. واشنگتن در ماه هاى اخیر اجازه عرضه سلاح به گروه هاى مسلح فلسطینى را داده که به محمود عباس رئیس جمهور میانه روى فلسطین وفادار هستند تا بدین ترتیب موضع وى در برابر حماس را قوى کند.
اما آنچه که براى این قدرت تکیه گاه دموکراسى مجاز است، مسلما براى کشورهاى عضو محور شرارت (!) مجاز نیست.
ولى حتى عباس هم مبادله اصول با سلاح را ممکن ندانست. وى در دیدار با کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا روز یکشنبه گذشته، تلاش هاى وى براى تحقق «نقشه راه ها» که طرح حل مسالمت آمیز مشکلات در خاور نزدیک و ایده اصلى آن وارد شدن به انتقال تدریجى به کشور شدن فلسطین مى باشد را رد کرد. عباس اظهار داشت: ما به خانم رایس عدم پذیرش تصمیماتى موقت و انتقالى، از جمله تصمیم ایجاد دولتى با اصول موقت را تاکید نمودیم. چنین گزینه اى براى ما واقع گرایانه نمی‌باشد.
در آن واحد تهدیدات آمریکا علیه ایران هم شروع شده.21دى ماه، نیروهاى ویژه آمریکا با حمله به کنسولگرى ایران در شهر اربیل در شمال عراق، شش نفر از کارمندان آن را بازداشت نمودند. آنها هنوز موفق به دریافت مصونیت دیپلماتیک پس از احیاى روابط دیپلماتیک ایران و عراق در سپتامبر 2004نشده بودند، ولى اگر هم دریافت مى کردند، بعید بود که این کمکى به آنها مى کرد. اکنون تنها آمریکا تام الاختیار است که به جهان اطلاع دهد در آنجا رایانه هاى بیگناه را پیدا کردند و یا خمپاره هایى را که همین الان از کارخانه تحویل گرفته شده‌اند.
ناگزیر این سوال مطرح مى شود که آیا ما شاهد تمرین نفوذ نظامى آمریکا به خاک ایران نیستیم؟ در هر صورت کاندولیزا رایس با چنین حدى از تجاوز ضد ایرانى که با خود به همراه دارد، بطور کامل شرکت مهره هاى اصلى، یعنى ایران و سوریه در حل مسئله عراق را غیر ممکن و آشکارا ماموریت کنونى خاور نزدیک خود را بیهوده مى‌سازد.
ممکن است که این ماموریت اصلا با هدف دیگرى طراحى شده باشد؛ نه مثل دیپلماسى بلکه تقلید دیپلماسى.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات