تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۴  ، 
کد خبر : ۹۱۲۵۵
مروری بر تشدید بحران در منطقه و تهدیدات و ادعاهای اخیر آمریکا

تاگریزی هست


مهرداد خدیر mehrdadkhadir @ yahoo.com
هفته گذشته اگر جه بیشتر تحت تأثیر مراسم تاسوعا و عاشورا و نیز آیین‌های ویژه در آستانه بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی 1357 در داخل کشور سپری شد اما رسانه‌های جهان به شکل پر حجم و شاید کم سابقه‌ای به موضوع ایران و برنامه‌های هسته‌ای تهران پرداختند. از مصاحبه ژاک شیراک رییس جمهوری فرانسه با سه نشریه که نشان داد پیر مرد دجار پریشان گویی شده و سخنی می‌گوید و بعد پس می‌گیرد، ابتدا ادعا می‌کند نمی‌دانسته ضبط می‌شده و بعد تصحیح می‌کند و دست آخر معلوم نشد که جه می‌خواهد بگوید تا سخنان ضد و نقیض در محافل آمریکایی همه و همه از اهمیت موضوع ایران و برنامه‌های هسته‌ای حکایت می‌کنند. در تهران نیز دیگر این تنها محمود احمدی نژاد نیست که درباره غنی‌سازی سخن می‌گوید بلکه هاشمی رفسنجانی با صراحت هر جه تمام‌تر وارد میدان شده و حسن روحانی مسئول سابق پرونده اتمی نیز درباره ضرورت اتخاذ راهکارهای مناسب موضع می‌کیرد و همچون گزارش هفته گذشته شعر سعدی را یادآور می‌شود که : دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد. در این میان حتی سفر محمد خاتمی به داووس سوییس نیز در این راستان تفسیر می‌شود. هر جند که رییس دفتر سابق او در دروان ریاست جمهوری این امر را تکذیب می‌کند اما ارتباط دیدارهای اخیر هاشمی رفسنجانی با سفیران اروپایی با برنامه هسته‌ای قابل کتمان نیست. رسانه‌ها در تمام هفته گذشته از ایران گفتند و نوشتند. در سوییس با حضور خاتمی در نشست مجمع جهانی اقتصاد ودر پاریس به خاطر اظهارات متناقض رییس جمهوری فرانسه. در نیویورک به سبب مصاحبه هیلاری کلینتون که مخالف خود را با حمله نظامی آمریکا به ایران ابراز داشت. در تهران به دلیل سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه به ایران و دیدار او با علی لاریجانی ومقام رهبری و در عراق، آنجا که آمریکا اصرار دارد ایران را در اتفاقات این سرزمین دخیل بداند کما این که سخنگوی وزارت خارجه این کشور، تهران را از دخالت بر حذر داشته است. آمریکایی ها در حالی به ایران می‌گویند در امور عراق دخالت نکند که خود در این سرزمین می‌تازند و سرنوشت آن برای کشورهای همسایه اهمیت دارد. می‌توان ادعا کرد در سال‌های اخیر هیچ کاه ایران تا این حد در کانون توجه رسانه‌های جهانی قرار نداشته است. این در حالی است که در ایران جندان هیجانی در این باره مشاهده نمی‌شود. از خط و نشان کشیدن‌های فبلی آقای احمدی نژاد نیز کمتر خبری هست و به نظر می‌رسد میدان بار دیکر به هاشمی رفسنجانی سپرده می‌شود هر چند رییس دولت در مرقد امام گفت که سیاست‌های نظام درباره برنامه هسته‌ای را مقام رهبری تدوین و هدایت می‌کند و دولت تنها مجری است. از این گفته به دو گونه برداشت شد. یکی این که نقش دولت فروکاسته شده و چنانچه اجرای کار به دیگران سپرده شود دولت استقبال می‌کند و در مقابل این برداشت هم صورت پذیرفت که دیگران نباید دخالت کنند. این نوع سخن گفتن دیپلماتیک که امکان دو نوع تفسیر از آن وجود داشته باشد در بیان و موضع‌گیری رییس دولت کمتر سابقه دارد. خاصه این که اندک زمانی قبل از آن نامه‌ای به امضای مهرداد بذرپاش رییس ستاد رایحه خوش خدمت و از اعضای اصلی تیم او منتشر شد که در آن از احمدی نژاد خواسته شده بود تحت تأثیر یا به بیان دیگر زیر فشار قرار نگیرد. او در این نامه نوشت: «کسانی که باید مرتباً آرامش را به جامعه تزریق کنند برای این که خود را یگانه منجی اوضاع کشور می‌دانند جامعه را نگران و مضطرب توصیف می‌کنند و معلوم نیست چه اهداف و مقاصدی را دنبال می‌کنند.» رییس ستاد حامیان دولت که در انتخابات شوراها و خبرگان در 24 آذر ماه گذشته طعم شکست را چشیدند و از جدایی از محافظه‌کاران طرفی نبستند ادامه می‌دهد: «آقای رییس جمهور ! ما هم نگرانیم. نگران از این که این گونه حرف‌ها شما را از مسیری که در حوزه بین‌الملل و به طور خاص هسته‌ای در پیش گرفته‌اید باز دارد و این افراد نگذارند آن اهداف مقدس محقق شود.»این سیاسیت‌مدار جوان که تنها یک سال است نام او در محافل سیاسی شنیده می‌شود پا را از این فراتر گذاشته و از احمدی نژاد خواسته است «به عنوان شخص دوم مملکت» از این افراد در دادگاه صالحه شکایت کند زیرا «آنان مانع از اجرای مطالبات مردمی هستند و در تحقق شعارهایی که مردم به آن رای داده‌اند خلل ایجاد می‌کنند.» در همین حال با این که آمریکایی‌ها بر حجم تبلیغات خود افزوده‌اند و حتی چند ایرانی در اختیار نیروهای آنها در عراق است لحن چند ایرانی در اختیار نیروهای آنها در عراق است لحن رسمی همچنان در چارچوب قواعد سیاسی است و به جز برخی نشریات که البته فراتر از مطبوعه قابل تحلیل هستند و سخنگویی غیر رسمی را بر عهده دارند دیگران از راه حل‌های مسالمت جویانه، استفاده از تمام ظرفیت نظام، ورود شخصیت‌های تازه به موضوع چالش هسته‌ای و کوچک نشمردن تهدیدات سخن می‌گویند. نشریه «صبح صادق» که به صورت غیر رسمی مواضع سپاه پاسداران را باز می‌تاباند نوشت: «اگر کشوری به فرض هیچ پشتوانه و نفوذ معنوی در کشورهای دیگر نداشته باشد، از افسران کار کشته و زبده عملیاتی و امنیتی برخوردار نباشد و از طرفداران و پیروان خود در کشورهای اسلامی و مسلمان‌نشین هم مطالبه‌ای نداشته باشد و ده‌ها اگر دیگر کافی است سرکیسه را کمی شل کند تا آن گاه شاهد به صف کشیدن گلکسیونی از افسران چشم آبی و مو بور باشد که چونان تله‌هایی از ارزن اسیر خروس‌های جنگی گرسنه‌ای می‌شوند که منتظر اشاراتی هستند.» در این مطلب توضیح بیشتری داده نشده و آمده است: عاقلان را اشارتی بس است. این موضع‌گیری در واکنش به تهدید یا تمایل آمریکا به ربودن 35 تن از مقامات دیپلماتیک ایران اتخاذ شده که به نوشته «صبح صادق» سران کاخ سفید ادعا کرده‌اند این افراد از راه‌های بالای نظامی و امنیتی ایران هستند و اطلاعات ذی قیمتی از خریدها و توان هسته‌ای و نظامی جمهوری اسلامی در اختیار دارند و در این عکس‌المعل تصریج شده است: «ربودن و انتقال آمریکایی‌ها به هر نقطه دلخواه آسان‌تر از تهیه یک کانتینر لوازم بنجل چینی است.» در آمریکا اما اظهار نظرها متفاوت است. جرچ بوش بیشتر موضوع عراق را مطرح کرده است و هر از گاهی به برنامه هسته‌ای هم اشاره می‌کند. گزینه‌ نظامی را به عنوان راه حل در اولویت رد می‌کند و در عین حال می‌داند که دموکرات‌ها و کنگره به خاطر ایران، عراق را فراموش نخواهند کرد. از همه صریح‌تر سخنان هیلاری‌کلینتون بود که از بوش خواست تا قبل از پایان دوره دوم ریاست جمهوری تکلیف عراق را روشن کند و این پرونده را برای جانشین خود به میراث نگذارد.
جدال روزنامه و شبکه تلویزیونی آمریکایی
در این فضا ودر میان بمباران تبلیغاتی بزرک‌نمای توان هسته‌ای ایران، روزنامه «یو.اس.تودی» دسترسی ایران به سلاح اتمی تا سه سال آینده را بسیار بعید دانست. مقاله‌ای که خشم مجری شیکه تلویزیونی «فاکس نیوز» آمریکا را برانگیخت که مواضع جنگ طلبان ایالات متحده را منعکس می‌کند. شبکه‌ای که سهام‌دار اصلی آن دیک چنی معاون رییس جمهوری آمریکاست و به نوعی صدا یا سیمای بوش به حساب می‌آید. مجری فاکس نیوز گفت: اگر فعالیت هسته‌ای ایران را شوخی تصور کنیم ایران به یک قدرت اتمی بدل می‌شود و آنگاه رویارویی با آن همچون کره شمالی دشوار و حتی غیر ممکن خواهد بود. ما چین و ژاپن را بعد از جنگ جهانی دوم رها کردیم و در حال حاضر این دو به غول‌های اقتصادی آسیا و دنیا تبدیل شده‌اند. کره شمالی هم مثل یک ماهی لغزنده از دست ما گریخت. بنابر این نباید اجازه دهیم ایران قدرت هسته‌ای شود. معلوم نیست محمود احمدی نژاد پس از این سخنان بود که «گفت ایران به سرعت در حال تبدیل شدن به یک ابر قدرت است» یا این جمله را گفته بود و مجری فاکس نیوز بد فهمیده بود اما معلوم است که اعلام برپایی جشن هسته‌ای از سوی رییس جمهوری «جمهوری اسلامی ایران» در این گونه تبلیغات بی‌تأثیر نبوده است، تا جایی که مجری فاکس نیوز گفت: ایران،سرزمین شگفتی‌هاست و شاید برپا کردن جشن‌ هسته‌ای به مناسبات ساخت اولین بمب اتم باشد! وی اضافه کرد: ایرانی‌ها خوب توجیه می‌کنند. بنابراین ممکن است ادعا کنند به مشاوران اتمی دسترسی نداشتیم و از این رو نتوانستیم میزان دقیق اورانیوم غنی شده را تخمین بزنیم و ناگهان بمب اتم تولید شد!
با این آمریکایی‌ها اصرار دارند ایران را در آستانه دست‌یابی به سلاح هسته‌ای معرفی کنند و از این بابت به دیگران هشدار می‌دهند، در داخل نیز آقای احمدی نژاد نیز بی میل نیست که بدون هیچ اشاره به این نوع استفاده از توان هسته‌ای قدرت ایران را یادآور شود و حتی اصطلاح «ابر قدرت» را به کار برد که در ادبیات انقلاب وجمهوری اسلامی هیچ سابقه و شناسنامه‌ای ندارد و حتی همواره در زمره واژگان مذموم بوده است.
در این فضا اما آقای هاشمی رفسنجانی به جای سخن گفتن از موضع «قدرت» یا «بی اعتنایی» یا « ابراز نگران نبودن» سیاست «اقناع» و «اطمینان به جهان» را که در دولت اصلاحات و از سوی محمد خاتمی و حسن روحانی دنبال می‌شد ادامه می‌دهد. او در دیدار با هربرت هونزوویتس- سفیر آلمان در تهران- تأکید کرد: ایران در پی سلاح هسته‌ای نیست و این واقعیتی است که غربی‌ها به ویژه آمریکایی‌ها باید آن را درک کنند. هاشمی گفت: «ایران آمادگی دارد تا به هر نحو ممکن این اعتماد را به جهانیان بدهد که قصد رفع هر گونه سوء ظن را دارد.» سفییر آلمان موقعیت ویژه‌ای دارد. زیرا از یک سو در بحبوحه انقلاب 57 و 28 سال پیش در چنین روزهایی در تهران رایزنی مطبوعاتی سفارت آلمان بوده و تا دو سال بعد نیز در ایران به سر می‌برده است. از سوی دیگر پیش از آن که در اواخر تابستان امسال به عنوان سفیر به تهران بیاید 4 سال رییس دفتر نمایندگی دایمی آلمان در سازمان ملل در وین بوده است و با مقامات ایران و پرونده هسته‌ای کاملاً آشناست.
دیدار هاشمی- هونزوویتس درست در روزی صورت پذیرفت که «کومرتس بانک» نیز که یک موسسه مالی بزرگ اروپایی است روابط ارزی خود با ایران را قطع کرد. تصمیمی که آشکارا تحت نفوذ وفشار آمریکا اتخاذ شده و هاشمی را واداشت از مواضع اخیر آلمان ابراز تعجب کند و تندروی‌های در پیش گرفته شده را توجیه ناپذیر بداند. دقیقاً مشخص نیست که مراد آقای هاشمی از این که ایران قصد دارد به «هر نحو ممکن» اعتماد جهانی را جلب کند و «هرگونه سوء ظن» را رفع کند آیا تعلیق غنی‌سازی به صورت موقت راهم در برمی‌گیرد یا نه. این بخشی از همان راه حلی است که محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارایه کرده و گفته است هر دو طرف تعلیق کنند. ایران غنی‌سازی را و شورای امنیت هم تحریم را. اینها همه نشان می‌دهد که غرب به کمتر از تعلیق غنی‌سازی رضایت نمی‌دهد. و نهایت این است که به صورت «موقت» باشد. همان توافقی که در دوران تیم قبلی مذاکرات هسته‌ای در سعد ‌آباد و پاریس صورت پذیرفت و قرار شد ایران، غنی‌سازی را به صورت موقت و داوطلبانه به حالت تعلیق درآورد تا جامعه جهانی اطمینان حاصل کند ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست. اما از سوی آقای لاریجانی این توافق به گرفتن آب نبات در مقابل اعطای در غلتان تعبیر شد. محمد صادق خرازی که همراه خاتمی به داووس سوییس رفته بود، از قول جان‌کری نامزد انتخابات پیشین ریاست جمهوری آمریکا که دقایقی بارییس جمهوری پیشین ایران گفت و گو کرده بود، نقل کرد که ایران باید برای اعتمادسازی غنی‌سازی را به صورت «موقت» تعلیق کند زیرا که پیش شرط برای مذاکرات قابل قبول نیست. خاتمی اما از آنجا که به عنوان نماینده رسمی ایران در این نشست شرکت نکرده بود ضرورتی ندید که به صراحت به موضوع هسته‌ای اشاره کند و بیشتر به بحران خاورمیانه و عراق پرداخت. بااین حال برخی خبرگزاری‌ها ادعا کردند رییس جمهور پیشین ایران حاوی و حامل مأموریتی درباره پرونده هسته‌ای بوده است واز همین رو با جان‌کری نیز ملاقات کرده است.هر چند کری رییس جمهور نشد و در دولت بوش جایی ندارد اما موقعیت او به سبب موفقیت و اکثریت یافتن دموکرات ها در کنگره و دیگر مجلس آمریکا با چند ماه قبل تفاوت دارد. ابطحی اما یادآور شده است که خاتمی در سفر به داووس نه تنها حامل مأموریتی برای مدیریت بحران سیاست خارجی ایران نبوده بلکه «سفرهای وی مورد بی‌مهری و مخالفت نیز قرار می گیرد.» با این همه کمترین دستاورد سفر خاتمی به داووس این بود که آمریکایی‌ها دریابند در ایران یک صدا وجود ندارد. تنوع سیاسی در ایران همواره یکی از مشکلات آمریکا در فهم تحولات بوده است. از این روست که از لحن پرخاشگرانه استقبال می‌شود زیرا می‌توانند مدعی شوند ایران درصدد اقناع جامعه جهانی نیست.
محمود احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی خود اصرار داشت «چند صدایی» را انکار کند و آن را در مقابل «یکپارچگی» قرار داد. با این حال درست در روزهایی که او مردم را به شرکت در راه پیمایی 22 بهمن دعوت می‌کند تا جشن هسته‌ای بر پا شود هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان نیز از مردم می‌خواهند پافشاری خود بر خواسته‌های صدر انقلاب و همبستگی ملی را به نمایش بگذارند. از این رو این تصور که احمدی نژاد صرفاً یک متن از پیش نوشته شده را قرائت کند و از لحن گذشته فاصله بگیرد دشوار نیست. پس از بازگشت کری به آمریکا بود که جرج بوش درمصاحبه با رادیو ملی آمریکا تصریح کرد: قصد حمله به ایران را ندارد اما اگر تهران به اقدامات نظامی خود در عراق ادامه دهد وارد عمل می‌شویم. وی گفت: به رغم نگرانی اعضای کنگره طرحی برای حمله به ایران ندارد. این نوع سخن گفتن نشان می‌دهد که پرونده هسته‌ای به موضوعی برای توافق درباره عراق نیز بدل شده است.
سیاست مداران معتدل در دو کشور می‌دانند که تهاجم نظامی بازی باخت است. بنابراین هر دو بازی برد- برد را پیشنهاد می‌کنند. اما این بازی یا رقابت در کجا می‌تواند باشد؟ ایران با بودجه نظامی حداکثر 10 میلیارد دلاری نمی‌خواهد با بودجه 500 میلیارد دلاری رقابت کند.ا ما آن گونه که در گزارش «بیکر- همیلتون» آمده است امنیت به پاشنه آشیل سیاست آمریکا در عراق بدل شده است.
عراق، همان جایی است که به بهانه آن ایران و آمریکا می‌توانند بنشینند و مذاکره کنند. هر چند آقای محمود احمدی نژاد می‌گوید از آمدن ناوها به خلیج فارس نباید نگران بود اما دیک‌چنی در مصاحبه با شماره جدید هفته نامه «نیوزویک» که فردا منتشر می‌شود اما بخش‌هایی از آن بر روی سایت این نشریه قرار گرفته چنین گفته است: «واشنگتن با فرستادن دومین ناو هواپیمابر به خلیج فارس می‌خواهد بگوید قصد دارد در منطقه بماند و با متحدان خود برای مقابله با تهدید ایران همکاری کند.» با در نظر گرفتن مجموعه این شرایط است که نه می‌توان گفت هیچ اتفاقی نمی‌افتد و آب از آب تکان نمی‌خورد و نه می‌توان شرایط را غیر عادی جلوه داد. جمهوری اسلامی با این گونه بحران‌ها ناآشنا نیست اما تفاوت امروز با گذشته این است که از چهار طیف سیاسی دورن حاکمیت، سه طیف از سیاست خارجی بیرون مانده‌اند واین در 28 سال گذشته سابقه نداشته است. معمولاً اجماعی از دیدگاه‌های گروه‌ها منتقل می‌شد. اما اینک حداقل در گفتار و باز خورد رسانه‌ای دیدگاه‌های سلیقه‌ای به چشم می‌خورد. از این روست که هاشمی و خاتمی فعال شده‌اند تا قدری فضای موجود را تلطیف کنند. در یک موضع‌گیری کم سابقه پایگاه اینترنتی «بازتاب» که گفته می‌شود به چهره‌های با پشتوانه امنیتی یا به محسن رضایی منتسب است با صراحت این گونه موضع‌گیری کرد: «در ایران کسانی ژست های ناسنجیده ضدآمریکایی می‌گیرند و با تحقیر آمریکا در اظهارات عمومی خود می‌کوشند پرده‌ای بر صد عیب نهان کشند، اما اینان به همان اندازه قاعده بازی دورند که تندروهای تحت تأثیر لابی‌های صهیونی در آمریکا بر طبل تحریم و جنگ علیه ایران می‌کوبند» اگر قرار باشد ایران و آمریکا برای یک بازی «برد-برد» مذاکره کنند طبیعی است که عراق بهترین محور باشد. از سوی دیگر برای حساسیت کمتر، دموکرات‌های کنگره جدید طرف گفت وگو قرار گیرند. بدین ترتیب تاریخ به شکلی دیکر برای ایران تکرار و برای آمریکا وارونه می‌شود.
اگر در سال 1359 ایران، بحران گروگان‌گیری را به گونه‌ای خاتمه داد که زیان آن متوجه دموکرات‌ها شد و جیمی کارتر را از دوره دوم محروم ساخت و جمهوری خواهان را به کاخ سفید فرستاد اینک دخالت برای حل معضل عراق می‌تواند زمینه بازگشت دموکرات‌ها به کاخ سفید و حتی انتخاب اولین زن به ریاست جمهوری آمریکا را فراهم سازد. اگر این تصمیم اتخاذ شود دولت احمدی نژاد نمی‌تواند فعال مایشاء باشد و پای هاشمی و حتی خاتمی هم شاید به میان آید. مگر آنکه به صورت صریح و رسمی موضوعی اتخاذ شود که راهی بی‌بازگشت باشد. در این صورت احمدی نژاد رسماً یگانه صدا یا نماینده صدای واحد خواهد بود که از تهران شنیده می‌شود و صداهای دیگر به حاشیه رانده و غیر رسمی تلقی می‌شوند.
در این هنگامه اشاره به آنچه ژاک شیراک گفته نیز جالب است. پنج شنبه گذشته خبرنگاران دو روزنامه آمریکایی متن یک گفت وگو بارییس جمهوری فرانسه را منتشر کردند که در آن گفته است «اگر ایران یک یا دو بمب اتمی هم داشته باشد. باز هم خطر بزرگی نخواهد بود زیرا چنانچه ایران با سلاح اتمی به اسراییل حمله کند تهران سریعاً با خاک یکسان خواهد شد! خبرنگاران نیویورک تایمز و هرالد تریبیون و مجله نوول آبزرواتور بعداً به دفتر او فرا خوانده شدند وشیراک دست آخر ناجار شد که عقب‌نشینی کند و حرف‌های خود را پس بگیرد. ظاهراً انصراف رییس جمهوری 74 ساله فرانسه از آن رو بوده که خطری بزرک نمایی نشود اما به عکس کار را خراب‌تر کرده است زبرا همه طرف‌های درگیر را رنجانده است.
پیام‌های رفتاری و نوشتاری
آمریکا به جز بازداشت ایرانیان در اربیل، تهدیدات اخیر بوش و نیکلاس برنز با اعزام ناوی دیگر نیز پیام فرستاده است. جمهوری اسلامی نیز در آستانه 29 ساله شدن با این نوع پیام ها آشناست. هر چند نوع رفتار و گفتار رییس دولت یادآور ادبیات و فضای صدر انقلاب است اما به جز او دیگران بغرنج بودن و ضعیت را درک کرده‌اند. سیدمحمودعلی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه گفته است: «پیام‌هایی از سوی مسئولان و سیاست مداران آمریکایی به ایران ارسال شده و در دست بررسی است.» آنچه برنگرانی‌ها افزوده است موفقیت آمریکا در ایجاد یک اجماع بین‌المللی و مواضع کشورهای عربی خصوصاً نقشی است که عربستان در بازار نفت ایفا می‌کند. به گونه‌ای که مطابق برخی پیش‌بینی‌های خوش باورانه با افزایش تنش در منطقه قیمت نفت باید به 100 دلار می‌رسید اما نه تنها این اتفاق نیفتاده است بلکه روند نزول و کاهش را طی می‌کند. از سوی دیکر آمریکا به عربستان این گونه پاداش می‌دهد که در کنار القاعده و گروه‌های رادیگال سنی، شیعیان را نیز نام می‌برد تا تگرانی ریاض را مرتفع کند.
برخورد یا مذاکره؟
ادامه این وضعیت وتهدید مدام قابل دوام نیست. هم در آمریکا و هم در ایران دو گزینه برخورد و مذاکره مطرح است و هر یک مخالفان و موافقان و مجریان شناخته شده‌ای دارد. با اظهارات بوش، برخورد در مقام اولین گزینه رد شده اما سرهنگ گاردینر زمان آن را نیز اعلام کرده است. در صورت برخورد، میدان در آمریکا به نومحافظه‌کاران سپرده می‌شود و در ایران نیز عملاً در راهی بی‌بازگشت قرار می‌گیریم. گزینه مذاکره اما درهر دو سو برای ایران برد دارد. از یک طرف بوش را به امید حل مشکل و تأمین امنیت عراق از حمله نظامی دور می‌سازد در حالی که زمان به زیان او می‌گذرد و از سوی دیگر به ایران این امکان را می‌دهد که به دور از شمشیر داموکلس تحریم و با کارتی برای بازی به مذاکره بپردازد.
آیا این گفتار تنها با نقل گفتارها و رفتارهای مختلف به پایان می‌رسد یا سخن مشخصی نیز فرای روایت سیاسی مدنظر و فراچشم هست؟ پاسخ این پرسش مثبت و نیازمند توضیح است.
«لیویوس» تاریخ گزار روم باستان سخنی بسیار قابل توجه دارد که در گذر قرن‌های متمادی رنگ نباخته است. او می‌گوید: «جنگی که ناگزیر باشد جنگی است بر حق و مقدس‌اند.» نقل این سخن از سوی «نیکولوماکیاولی» در فصل بیست وششم کتاب «شهریار» سبب شده که ادعای غیر اخلاقی بودن آموزه‌های او مورد تردید قرار گیرد زیرا اتفاقاً ماکیاولی با صراحت خود شیران و روباهان و گرگان دنیای سیاست را شناسا نده است. حالات و عادات مردم رانیز بازگفته است و چون این کتاب تنها در اختیار شهریاران قرار نگرفته اتفاقاً شگردها را به حکومت شوندگان آموخته است. اما با این همه هیچ سخن آن کتاب که به ظاهر به تقابل با اخلاق متهم شده این قدر همجون این نقل قول اخلاقی نیست که «جنگی که ناگزیر باشد بر حق است.» این سخن حتی با آموزه‌های دینی ما نیز سازگار است. حسین را از این رو مظلوم می‌خوانیم که به جنگی «ناگزیر» محکوم شد و از این رو «برحق» بود. جنگ خودمان با عراق را نیز «تحمیلی» می‌دانیم که از نظر مفهومی تقریباً همان واژه «ناگزیر» از آن تداعی می‌شود. «گزیر» به مفهوم «چاره» است. یعنی اگر «چاره» نباشد. پرسشی که این روزها ذهن دوستداران ایران و انقلاب و نظام را به خود مشغول داشته این نیست که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست یا نه؟در وهله اول این پرسش است که آیا از برخورد نظامی ایران و آمریکا هیچ گزیری نیست؟ اگر واقعاً جنگی ناگزیر پیش رو باشد، به تعبیر «لیویوس» بر حق است و حتی جنگ‌افزار آن نیز مقدس می‌شود. در این حالت حتی لازم نیست که اصرار کنیم در جستچوی سلاح اتمی هستیم یا نه زیرا این سلاح نیز یک جنگ افزار مقدس خواهد بود. اما به شرط آن که «جنگ ناگزیر» باشد. سیاست، همان «گزیر» است و جنگ و برخورد همان «ناگزیر». بدون آزمون جاره‌ها یا گزیرها نمی‌توان حکم به پایان چاره‌ها داد. چاره نیز با ادعا فرا چنگ نمی‌آید. چاره گر می‌خواهد. دقت کنیم سوق دادن به برخورد، نه «چاره و گریز» است نه «حق» می‌آفریند. اما برخوردی که ناگزیر باشد بر حق خواهد بود. آن که بر طبل برخورد و جنگ می‌کوبد اهل سیاست نیست زیرا اگر هنگامه برخورد پدید آید دیگر به او نیازی نیست. با نگاهی به درون و استفاده از تمام ظرفیت‌ها می‌توان راهی دیگر را پیش رو قرار داد. سکه‌ای که تا سالیان سال در این سامان رایج و معتبر باشد. سکه‌ای که یک روی آن دموکراسی است (برای داخل) و روی دیگر دیپلماسی (برای خارج).

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات