راهپیمایی 22 بهمن، همانگونه برگزار شد که دوستان انقلاب میخواستند و دشمنان جمهوری اسلامی از آن میترسیدند. این راهپیمایی یکبار دیگر نشان داد که مردم ایران از هوشمندی فوقالعاده و قدرت تفکیک موضوعات برخوردار هستند و انتقادهای آنها از بعضی مسئولان بر دیدگاه ایشان برای حمایت از ارزشهای اجماعی تأثیر نمیگذارد. این ملت نشان داد که هیچیک از سیاستمداران و مدیران کشور را آینه تمامنمای نظام، انقلاب و ایران نمیداند؛ اگر چه جمعیت کثیری که در راهپیمایی دیروز شرکت کردند تلفیقی از طرفداران گرایشهای گوناگون سیاسی کشور بودند. در راهپیمایی دیروز، هم طرفداران هاشمی رفسنجانی حضور داشتند که رای او در انتخابات اخیر خبرگان، شوک شدید به برخی مدعیان تازهوارد بود، هم اصلاحطلبانی از احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی پا به پای ملت به این راهپیمایی آمدند، هم کسانی که موافق صددرصد برنامههای رئیسجمهور هستند بر شکوه راهپیمایی دیروز افزودند و هم بسیاری از منتقدان عملکرد یکسال و نیم دولت نهم، یکپارچگی ملت ایران را در راهپیمایی 22 بهمن 85 فریاد زدند.
اکنون و بعد از پایان گرفتن این راهپیمایی، سیاستمداران و بعضی از دولتمردان ایرانی دو راه در پیش دارند: نخستین راه آن است که به منوال برخی سالهای گذشته، این راهپیمایی را به نفع دیدگاههای خاص ـ و بعضاً کم طرفدار ـ مصادره کنند و به این طریق ناکامیهای خود در برخی عرصهها از جمله انتخابات 24 آذر را در هالهای از ابهام قرار دهند. اگر این روش شکست خورده بار دیگر تجربه شود، تنها تأثیر آن کاهش ابهت این رویداد عظیم در برابر جهانیان است، زیرا آنها تا این لحظه ناچارند که راهپیمایی 22 بهمن را حمایت بخش قابل توجهی از ملت ایران نسبت به برخی خواستهها وارزشهای اجماعی بدانند. اما اگر کسانی که علیرغم در اختیار داشتن برخی تریبونها و ابزارهای قدرت حتی نتوانستند آرای 10 تا 20 درصدی مردم را جلب کنند، بخواهند این راهپیمایی را حمایت از راهبردها و راهکارهای خود بدانند، آنگاه دشمنان ایران و ایرانی، بهترین فرصت را خواهند یافت که این راهپیمایی را قدرت نمایی یک اقلیت نه چندان قابل توجه معرفی کنند. راه دوم و پسندیدهای که در پیش پای مسئولان قرار دارد، باز کردن چشمان و پاگذاشتن بر بعضی امیال و خواستههای نفسانی است.
آنها باید پذیرفته باشند که ملت ایران در حساسترین مراحل و مقاطع، برای چند ساعت، گلایههای خود از گرانی، تورم، کمبود و حقوق و برخی امور دیگر را کنار میگذارند تا از تمامیت ارضی استقلال و ارزشهای دینی و ملی خود حمایت نمایند. در این شرایط، اگر مسئولان و مدیران هوشمندی به خرج دهند خواهند توانست با احساس قدرتمندی ناشی از حضور و حمایت تحسین برانگیز مردم، به راحتی در برابر همه دشمنان و در راس آنها نفس اماره خویش پیروز شوند. اگر اینچنین شود، دستهای دراز شده برای همکاری و ظرفیتهای آماده برای هم فکری، مورد توجه قرار خواهد گرفت و به جای تکیه بر ظرفیتهای محدود و موجود در دستگاههای دولتی ـ که میزان کارآیی آن بر همگان مشخص شده است ـ از همه پتانسیلهایی که دیروز نمونههایی از آن به نمایش درآمداستفاده خواهد شد. بدون تعارف، باید اعتراف کرد که دولت نهم از لحاظ پرکاری،نسبت به اسلاف خود امتیازاتی دارد که اگر این پرکاری با روش پسندیده مشاوره و بهرهگیری از همه ظرفیتهای کارشناسی کشور تلفیق شود، میتوان آن را در خدمت پیشرفت هر چه سریعتر کشور قرار داد. اما اگر خدای نخواسته، دربها همچنان بر پاشنهای بچرخد که تاکنون چرخیده و بنابر گفته نایب رئیس مجلس، بدون وجود استراتژی مشخص، فعالیتهای روزانه دولت پیگیری شود،معلوم نیست حمایت های گستردهمردمی نیز بتواند مشکلی حل کند.
جمعیت پرحجم و شاداب دیروز، قاعدتاً انرژی مضاعف به رئیس جمهور بخشیده است، او میتواند این انرژی مضاعف را با بهرهگیری کامل از همکاری بسیاری از نیروهایی که به ناخواسته از گردونه مدیریت کشور حذف شدهاند، در خدمت آبادی کشور و شادابی مردم به کار گیرد.
گروههای سیاسی نیز میتوانند راهپیمایی دیروز را به عنوان تجربه شیرین همکاری در قدر مشترکهای در پیش چشم داشته باشند و ضمن حفظ دیدگاههای انتقادی، از بکارگیری عبارات و تحلیلهایی که جز گسترش شکاف و افزایش دشمنیها ثمری ندارد خودداری نمایند.
روزهای آینده فرصت مناسبی است تا دولتمردان، سیاستمداران و تریبونداران ایرانی، میزان توانمندی خود برای قدرشناسی از مردم و استفاده از پتانسیل حمایت ملی را به نمایش بگذارند.