بهداد مهرباور/ mehrbavar@yahoo.com
روند تحولات سیاسی در عرصه بینالملل چندان به سود ایران نیست و حداقل میتوان گفت در چند روز گذشته چنین روندی را شاهد بودهایم. متأسفانه در طول روزهای گذشته آمریکاییها موفق شدهاند برخی از کشورهای عربی منطقه را با خود همراه کنند. از سوی دیگر دوستان ایران هم در این ماجرا دچار سردرگمی شدهاند و بعضاً مواضعی اتخاذ میکنند که همسو با طرحهای ایالات متحده است.
چندی پیش نیروهای آمریکایی در منطقه اربیل عراق تعدادی از کارکنان دفتر روابط ایران و عراق را بازداشت کردند. در حالی که دولت ایران معتقد بود این دفتر سیر مراحل تبدیل شدن به کنسولگری را میگذارنده، مقامات آمریکایی ادعاهای خود درباره دخالت ایران در عراق و ایجاد ناامنی در این کشور را تکرار کردند.
اما به نظر میرسید با تلاشهای دولت عراق این مشکل برطرف و ایرانیان بازداشت شده آزاد شوند. کما اینکه سفیر ایران در عراق نیز اعلام کرد وزیر امور خارجه عراق وعده داده این افراد ظرف روزهای آینده آزاد شوند. اما تفریباً همزمان با این اظهارات، هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق در اظهاراتی غیر منتظره تهران را به دخالت در امور داخلی عراق متهم کرد و از احضار سفیر عراق در تهران به بغداد، بازنگری تشریفات سفرهای مسئولان ایرانی به عراق و اجرای برخی محدودیتها در این زمینه خبر داد. زیباری همچنین با نام بردن از سپاه پاسداران و ابراز بدگمانی نسبت به نیات سفر دیپلماتهای ایرانی بازداشت شده در عراق تاکید کرد که احتمالاً از این پس سفر دیپلماتهای ایرانی به عراق صرفاً با اجازه شخص نخستوزیر ممکن خواهد شد و تصریح کرد که نیروهای آمریکایی حق دارند افراد مظنون به حمله را بازجویی کنند!
اظهارت زیباری نشانگر آن است که روند تحولات مطابق نقشههای طراحی شده آمریکاییها پیش میرود و متأسفانه دستگاه دیپلماسی ایران به جای پرداختن به مشکلی که در اطرافش در حال ظهور است خود را سرگرم ونزوئلا و نیکاراگوئه کرده است.
مشکل دستگاه دیپلماسی این است که برخی از مدعیان کارشناسی به جای تحلیل علمی، منطقی و درست شرایط موجود و پیدا کردن راه حلهای دیپلماتیک صحیح، خود را وارد عرصه تبلیغات میکنند. وقتی جرجبوش اذعان کرد که در عراق شکست خورده بسیاری از این مدعیان کارشناسی حتی حاضر نشدند متن کامل سخنان بوش را تجزیه و تحلیل کنند و چنان وارد فاز تبلیغاتی شدند که گویی رسالت دستگاههای تبلیغاتی هم بر عهده آنان است. این درست که تبلیغات نقش مهمی دارد اما اصولاً وظیفه دیپلماتها تبلیغات کردن نیست بلکه وظیفه دیپلمات تحلیل صحیح مسائل است. باید این دیپلماتها متوجه میشدند که اذعان بوش به شکست در عراق یعنی آغاز یک طرح جدید که افزایش نیروهای آمریکا در عراق تنها بخشی از این طرح جدید است. در واقع همسو کردن اعراب با آمریکا با وعده حل مشکل فلسطین و همسو کردن دولت عراق با آمریکا با وعده جلب حمایت کشورهای عربی منطقه و بازگشت عراق به دامان اعراب از جمله اهدافی بود که کاندولیزا رایس به دنبال آن بود. اما متأسفانه برخی از افراد از همان ابتدا و بدون هیچ تحلیل علمی صرفاً اعلام میکردند که رایس باز هم شکست خواهد خورد. گویی تنها رسالت این افراد کرکری خواندن با ملکه جنگ آمریکا یعنی خانم رایس و دار و دستهاش است. اگر اینچنین است پس چه کسانی وظیفه تحلیل درست تحولات جهانی را بر عهده دارند؟ چه نهادی جز وزارت امور خارجه متولی این امر است؟ درست است که غیر از وزارت خارجه نهادهای دیگری هم در تصمیمگیریها دخالت دارند اما باید دو نکته را مد نظر داشت. اول اینکه عامل اجرایی وزارت امور خارجه است. دوم اینکه هیچ دستگاهی به اندازه وزارت امور خارجه کارشناس و تحلیگر ندارد. در واقع این وزارت خارجه است که باید اطلاعات صحیح و تحلیل درست در اختیار دستگاههای دیگر قرار دهد تا آنها تصمیم بگیرند.
بنابراین به نظر میرسد در ماجرای اخیر وزارت امور خارجه باید با تامل و دقت فراوانی سیاستهای آمریکایی در منطقه را پیگیری نموده و به چراهای بسیاری پاسخ دهد. چرا کشورهای عربی منطقه به یکباره چنین بیانیهای را در حمایت از مواضع آمریکا صادر میکنند، چرا وزیر خارجه دولت عراق چنین موضعی را اتخاذ میکند؟ چرا اجازه دادیم روند تحولات به سمتی پیش برود که رسانههای خارجی پر شود از تبلیغاتی که برگرفته از سخنان زیباری و بیانیه کشورهای عربی و... است؟