تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۲  ، 
کد خبر : ۹۱۲۷۸

جزئی از راه‌حل مشکلات جامعه خود باشیم


محمدرضا تاجیک
1. امروز علل و عوامل بسیاری درصددند بر چهره زیبا و طناز و لطیف و دلربای نظام انقلابی دهه اول انقلاب، گردی به رنگ «تردید» بنشانند و بر بستارهای شخصیتی (آنچه به یک نظام تشخص و مقبولیت ارزانی می‌کند) حکومت دینی ترک بیندازند تا از رهگذر این «ترک»، از یک‌سو، مردم را دعوت به شستن چشم‌های خود و طور دیگر دیدن نظم و ناظم‌های گذشته بکنند؛ رشته‌ها و پیوندهای اعتقادی- اعتمادی آنان را دچار ساییدگی و فرسودگی نمایند؛ چشم زیبابین و روشن بین آنان را به شیشه‌ای کمبود بیارایند؛ تصویری زمخت، مات، مغشوش و ناکارآمد از یک «حکومت و سیاست دینی» در مقابل چشمان آنان قرار دهند. امروز همچنین برخی علل و عوامل دست‌اندرکارند تا بر سیمای دلفریب و شکوهمند بیرونی این نظام، گردی به رنگ «تهدید» بنشانند و در سیمای آن، تصویر یک نظام دینی متصلب، تمامت‌طلب، انسدادطلب، توسعه نایافته، ستیزه‌گر، حامی تروریست، نافی حقوق بشر، نافی صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز، هژمونی‌طلب و... در افکار عمومی جهانی نقش کنند.
2. بی‌تردید، سنگی از «درون» و سنگی از «برون» در ایجاد این «ترک» و تصویر این «تهدید» نقش ایفا می‌کنند. آن سنگ درون، از جنس «ضعف» است: ضعف شناخت از «خود» و «دیگری»؛ ضعف شناخت از «حال» و «آینده»؛ ضعف شناخت از «درون و برون»؛ ضعف «تصمیم» و «تدبیر» کارآمد و بهنگام؛ ضعف بازتولید «مشروعیت» و «مقبولیت»؛ ضعف بازتولید «اعتماد» و «اعتقاد»، ضعف بازسازی روابط خود با «خود» و «دیگران»؛ ضعف حفظ «نخبگان» و «سرمایه»های (انسانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) جامعه؛ ضعف مواجهه اصولی با «واقعیت‌ها» و «حقیقت‌ها»؛ ضعف مواجهه منطقی با «وظایف» و «نتایج»؛ ضعف مواجهه اصولی با «ثبات» و «تغییر»؛ ضعف مواجهه منطقی با «سنت» و «مدرن»؛ ضعف ... و آن سنگ برون، از جنس «توانایی» است: توانایی تولید «قدرت» و «انقیاد»؛ توانایی تولید گفتمان مسلط جهانی؛ توانایی تولید واقعیت‌ها و حقیقت‌های مجازی و صدور آن به سایر جوامع؛ توانایی تعریف و تثبیت نظم جهانی مطلوب خود؛ توانایی تولید اسطوره‌های فرهنگی و هویتی؛ توانایی تولید معنا و نظام‌های معنایی فراگیر؛ توانایی تولید زبان مسلط جهانی؛ توانایی در انداختن طرحی نو برای روزگاری نو؛ توانایی سمت‌دهی افکار عمومی جوامع مختلف؛ توانایی....
3. اما، همه می‌دانیم که این «توانایی»، در واقع، همان چهره دوم «ضعف» ماست؛ می‌دانیم که از ماست که برماست؛ همچنین می‌دانیم که نه این «توانایی» مطلق و ابدی است و نه آن «ضعف» ما و می‌توان در برابر هر دو مقاومت کرد. بی‌تردید، این «مقاومت» در سطح و گام نخست، در گرو تلاش نخبگان تصمیم‌ساز و تدبیر پرداز جامعه برای تعریف خود به مثابه «جزئی از راه‌حل مشکلات جامعه خود است.» به بیان فیلسوفان مدرن، حکومت‌ها و دولت‌ها «شرکوچکی» هستند که از آن رو مورد اقبال و اعتنای مردم قرار می‌گیرند که از عزم‌وجزم لازم برای مصون داشتن آنان از «شربزرگتر» برخوردار باشند. بنابراین، فلسفه وجودی دولت‌ها در پرتو قابلیت و استعداد «مشکل‌زدایی» آنان معنا پیدا می‌کند، نه «مشکل‌زایی».
4. با این تمهید نظری کوتاه، می‌خواهم انتظار بسیاری از آحاد جامعه از دولتمردان کنونی را مورد تایید قرار دهم. این انتظار که جزئی لاینفک و طبیعی و بدیهی از حقوق هر شهروند ایرانی محسوب می‌گردد، این است که: اربابان قدرت کنونی باید «خود» را در مسیر و در فرآیند تدبیر اصولی بحران‌های داخلی و خارجی کشور تعریف و تثبیت کنند، در غیر این صورت به‌طور فزاینده‌ای در سیمای جزئی از «مشکل» بروز و ظهور می‌کنند و به مثابه منشاء بسیاری از مشکلات حال و آینده تصویر و تعریف می‌شوند.
امروز روح و روان جامعه ما از مشکلات فراوان داخلی (اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قومی و...) و خارجی سخت آزده و ملول است. هر روز نیز به گونه‌ای بر دامنه و گستره عمق این مشکلات افزوده می‌شود. در افق هم وضعیتی مطلوب‌تر پیدا نیست. به بیان دیگر، تصمیم‌ها و تدبیرهای دولت مستقر نتوانسته امید به «وضعیتی بهتر» را به ارمغان بیاورد و جامه عینی‌ بر تن شعارهای ذهنی این گروه نماید. تخریب گذشتگان هم نتوانسته منزلت و شأنی رفیع نصیب آنان کند و مرهمی بر ناکارآمدی‌ها و بدکار آمدی آنان بگذارد. افزون بر این، تشدید بحران‌های بیرونی نتوانسته نگاه‌ها را از توجه به مشکلات درون و تمرکز بر کردار و رفتار مدیریتی و- البته غیر مدیریتی- این گروه مسلط منحرف سازد.
5. چنانچه دولت مستقر نتواند با تحقق شعارها و برنامه‌های اعلامی خویش مرهمی بر روی زخم‌هایی که از رهگذر این مشکلات بر تن و روان مردم وارد شده‌اند بگذارد، در آینده نزدیک شاهد متراکم و متقاطع شدن مشکلات گوناگون داخلی و خارجی و تبدیل شدن فزاینده دولتمردان کنونی به جزئی از مشکل خواهیم بود. از آنجا که از یک نقطه‌نظر ملی، نقش‌آفرینی در چهره و قالب دوم (جزئی از مشکل) جز بر زخم‌های دیرینه مردم نخواهد افزود. باید دعا کرد (و البته در صورت امکان تلاش کرد) که دولت مستقر نقاب نخست را در سیمای خود بپسندد و با حل اصولی و منطقی حادترین مشکلات داخلی و خارجی در شرایط کنونی، مسیر را برای مانایی و پویایی خود هموار سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات