اگر چه آمریکا بزرگترین مخالف توسعه روابط چین و اروپا برای هر دو طرف مانع تراشی میکند و چین و اروپا نیز موانع گسترش روابط در زمینههای تجاری و نظامی و سیاسی را تجربه کرده و میکنند، اما بعید است که موضوعاتی مانند حقوقبشر، تحریم تسلیحاتی اروپا علیه چین و مسایلی از این دست، سیر توسعه روابط چین و اروپا را در درازمدت دستخوش تحولات بسیار جدی کند.
چین و اروپا اخیراً تحرکات تازهای را با هدف گسترش روابط آغاز کردهاند و در تلاشند تا مناسبات دوجانبه را بسط و توسعه داده و از منازعات و اختلافات بکاهند.
سفر ون جیابائو، نخستوزیر چین به اروپا را که برای شرکت در اجلاس سران چین و اروپا میتوان در راستای همین تحرکات تازه ارزیابی کرد.
چین با بسیاری از کشورهای اروپایی دارای روابط راهبردی است و سعی دارد با جلب و جذب سرمایههای اروپا به این کشور و استفاده از اهرمهای تجاری، به حل اختلافات و منازعات خود به اروپا مساعدت کند.
روابط تجاری عامل مهم پیوند چین و اروپا
شاید تا چندی پیش که اتحادیه اروپا تنها 15 عضو داشت، رقبای تجاری بزرگی مانند ژاپن و آمریکا از لحاظ مبادلات تجاری با چین، اهرمهای نفوذ بیشتری در دست داشتند، اما این وضع اکنون تغییر کرده است.
اتحادیه اروپا با افزودن 10 عضو دیگر به خود، اتحاد قدرتمندی را شکل داده است که برای چین جذابیتهای بسیاری دارد.
اروپا به دنبال تبدیل شدن به اتحادیهای با 25 عضو، به سرعت جایگاه تجاری خود را در چین بهبود بخشید تا جایی که حجم مبادلات تجاری دو طرف در سال به بیشتر از 200 میلیارد دلار رسید و اروپا به بزرگترین شریک تجاری چین مبدل شد.
برای اروپا نیز چین، بازار بزرگ و رو به رشد محسوب میشود. ضمن آنکه پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال 2001 میلادی و تعهدات این کشور به این سازمان، زمینههای قانونمندی را برای شرکتها و موسسات اروپایی به منظور حضور عادلانهتر در بازار تجارت چین فراهم میکند.
از این رو باید اذعان کرد که تجارت یکی از اصلیترین زیر ساختهای روابط چین و اروپا و عامل مهم پیوند دهنده دو قطب تجاری مهم دنیا محسوب میشود.
ناگفته نماند که شرکتهای اروپایی اکنون در چین هزاران طرح اجرایی را در دست دارند که زمینههای مختلف انرژی، حفاظت از محیط زیست، تصفیه آب و آبیاری، ماشینآلات و منسوجات را در برمیگیرد.
حضور شرکتهای انگلیسی در عرضه انرژی در چین و شرکتهای آلمانی در صنایع خودرو این کشور شرکتهای فنلاندی در زمینه مخابرات، اتحادیه اروپا را به شکلی با پرجمعیتترین و بزرگترین کشور در حال رشد جهان پیوند داده است که گسستن رشتههای آن برای هر دو طرف کار سادهآی نیست.
رویکرد مقامهای چین و اروپا برای گسترش روابط دو طرف، در واقع نشأت گرفته از ساختارهای تجاری در مناسبات چین و اروپاست و این روند ناگسستنی همواره عامل راهگشا و برطرفکننده برای هر دو طرف در آینده خواهد بود. لذا طبیعی به نظر میرسد که اتحادیه اروپا در آینده و در درازمدت همچنان بزرگترین شریک تجاری چین باشد و سعی دو طرف بر گسترش این مناسبات متمرکز گردد.
منازعات تجاری چین و اروپا
با وجود افزایش مبادلات تجاری میان چین و اروپا، دو طرف همچنان موانعی را در گسترش این مناسبات در یک روند تدریجی تجربه میکنند که قابل برطرف شدن است، اما برای هر دو کار دشواری است.
چین با توجه به ارزش پایین نیروی کار و قیمت تمام شده پایین کالاها در این کشور، یکی از بزرگترین صادرکنندگان انواع کالاهای مورد استفاده روزمره به اروپاست.
شرکتهای اروپایی اعتقاد دارند که واردات روزافزون این فرآوردهها، بازار اروپا را در اختیار شرکتهای چینی قرار داده و این میتواند برای آنها خسارت به همراه آورد.
تدابیر ضددامپینگی که اروپا علیه فرآوردههایی مانند منسوجات و کفشهای چرمی چین اتخاذ کرده است، در حقیقت واکنشی از سوی دولتهای اروپایی به نگرانیهای شرکتهای اروپایی محسوب میشود.
با این حال چین نیز برای خود توجیهاتی دارد مبنیبر اینکه فروش حجم بالایی از این کالاها به اروپا، تنها بخشی از هزینههای این کشور برای خرید فقط یک فروند ایرباس از اروپا را تامین میکند.
به همین سبب، چین اعتقاد دارد که اروپا باید با یک نگرش منطقی با چین و با نظر گرفتن تواناییها و بازار بالقوه این شریک تجاری بزرگ، گرایش توسعه روابط را حفظ کرده و از تدابیر محدودکننده تجاری بکاهد.
چین و اروپا- تحریمهای تسلیحاتی
چین و اروپا زمینههای مختلفی از روابط را به شکل راهبردی برای دو طرف ترسیم کردهاند که ابعاد سیاسی، تجاری و اقتصادی را در بر میگیرد، اما در زمینه نظامی دو طرف کمترین توسعه مناسبات را تجربه کردهاند.
پس از جنبش دانشجویی سال 1989 میلادی در میدان تیانآنمن در قلب شهر پکن پایتخت چین و سرکوب دانشجویان، اتحادیه اروپا چین را مورد تحریم تسلیحاتی قرار داد.
با گذشته نزدیک به دو دهه از آن دوران، هیچ تلاشی از سوی مقامهای چین برای شکست این تحریم کارساز نبوده است.
از دیدگاه آمریکا، چین اکنون نیز یک قدرت بزرگ نظامی در منطقه آسیا و اقیانوس آرام محسوب میشود. رقیب نظامی بالقوهای که در آینده نه چندان دور برای واشنگتن یک خطر محسوب میشود.
این دیدگاه آمریکا و نفوذ دستگاه حاکمه این کشور در اروپا و تاکید مقامهای واشنگتن بر عدم لغو این تحریم تسلیحاتی، اصلیترین عاملی است که موجب شده اروپا هنوز با فروش تسلیحات پیشرفته به چین موافقت نکند.
در این سوی قضیه، چین تاکید دارد که با توجه به اینکه اروپا بزرگترین شریک تجاری چین محسوب میشود و دو طرف چنین حجم بالای تجاری را تجربه میکنند، اعمال و ادامه این تحریم با توجه به ذهنیت جنگ سرد در گذشته، با شرایط کنونی همخوانی ندارد و وقت آن رسیده است که اروپا در این ممنوعیت فروش تسلیحاتی به چین تجدیدنظر کند.
اگر چه شماری از کشورهای اروپایی با این دیدگاه چین موافقت کرده و تمایلی نیز برای فروش تسلیحات به چین نشان دادهاند، اما مخالفتهای آمریکا و همچنین مساله تایوان باعث شده است تا این وضع به شکل گذشته باقی مانده و چین همچنان مورد تحریم تسلیحاتی اروپا باشد.
مساله تایوان
در تنگه تایوان، رقابت تسلیحات جدی بین این جزیره و چین که تایوان را بخشی لاینفک خود میداند، وجود دارد.
فشارهای آمریکا بر اروپا برای عدم لغو تحریم تسلیحاتی، براین اساس است که چین با تبدیل شدن به یک قدرت نظامی میتواند خطری عمده برای صلح و ثبات تنگه تایوان بوده و ادعای خود را برای ملحق ساختن تایوان به خاک خود از طریق نظامی، عملی کند.
اگرچه چین بر وحدت صلحآمیز با تایوان تاکید دارد و بسیاری کشورها نیز به اصل چین واحد پایبند هستند، اما ظاهراً این حربه آمریکا که برای چین کاملاً مردود است، تاکنون عامل جلوگیری از فروش سلاح به چین بوده است.
با این حال جالب است که آمریکا به رغم این مخالفتها، در سه دهه گذشته، بزرگترین فروشنده سلاحهای پیشرفته به تایوان بوده و بهانه این فروشهای تسلیحاتی را بالا بردن توانایی دفاعی تایوان در برابر حملات احتمالی نظامی چین دانسته است.
چین اروپا- آینده روابط
به رغم فراز و فرودها در روابط چین و اروپا، تقریبا دو طرف در سالهای اخیر سیر گسترش روابط را به شکل تدریجی تجربه کردهاند.
این مسیر توسعه مناسبات با توجه به بالا بودن حجم تبادلات تجاری دو طرف، مسلما در آینده نیز ادامه خواهد یافت.
اتحادیه اروپا بسیاری از فنآوری پیشرفته در زمینه انرژی، اطلاعرسانی، مخابرات، محیط زیست و غیره در اختیار شرکتهای چین قرار میدهد و یکی از مهمترین سرمایهگذاران خارجی در بازار بزرگ چین است.
برای چین چنین شریک مهم تجاری به مثابه گوهر ارزشمندی است که نه تنها باید حفظ شود، بلکه برای حفظ آن باید تدابیر مناسبی اتخاذ گردد.
متعهد شدن چین به حفاظت از حق مالکیت معنوی برای حضور قدرتمند و عادلانه شرکتهای اروپا در چین، موجب دلگرمی اروپایی خواهد شد و این روندی برای توسعه روابط محسوب میشود.
در اروپا نیز دیدگاه مشترکی بر اذهان دولتمردان غالب است، مبنی بر اینکه چین بازاری بزرگ با جمعیت زیاد است. بازاری که شرکت هواپیمایی ایرباس 30 درصد آن را در اختیار دارد و به دنبال سهم 50 درصدی است و شرکتهای بزرگ خودروسازی و ماشینآلات و مخابرات را در خود جای داده است، جذابیتی نیست که اروپا به راحتی از آن چشمپوشی کند. اگرچه آمریکا بزرگترین مخالف توسعه روابط چین و اروپا برای هر دو طرف مانع تراشی میکند و چین و اروپا نیز موانع گسترش روابط در زمینههای تجاری و نظامی و سیاسی را تجربه کرده و میکنند، اما بعید است که موضوعاتی مانند حقوق بشر، تحریم تسلیحاتی اروپا علیه چین و مسائلی از این دست، سیر توسعه روابط چین و اروپا را در درازمدت دستخوش تحولات بسیار جدی کند.