داوود هرمیداس باوند / استاد دانشگاه: بحرانیتر شدن شرایط امنیتی در عراق و افزایش شمار تلفات نظامیان آمریکایی در این کشور به سه هزار تن، دولت جمهوریخواه جورج بوش را در آستانه اتخاذ استراتژی جدیدی قرار داده تا از وضعیت آچمز رهایی یابد. راهکاری که بوش درصدد اجرای آن است اعزام 20هزار نیروی نظامی تازهنفس به عراق برای بازگرداندن امنیت به این کشور است، در حالی که محافل سیاسی در آمریکا و حزب دموکرات که اکثریت کرسیهای کنگره را از آن خود کرده است نگران ثمربخشی این راهکارها بوده و بر تجدیدنظر در خط مشی سیاسی- نظامی آمریکا تاکید دارند. آنها بر این باورند که باید ضربالاجل خروج نظامیان آمریکایی از عراق به صورت مرحلهای اعلام شود و دولت عراق مسوولیت امنیت کشور را در دست بگیرد. از دیگر راهکارهای پیشنهادی که به تعدیل بحران عراق کمک میکند مذاکره با ایران و سوریه است که از سوی کمیته مطالعاتی عراق به ریاست جیمز بیکر و لی همیلتون هم مورد تاکید قرار گرفت و مورد تایید دموکراتها است. به باور دموکراتها، کاخ سفید باید استراتژی خود را از افزایش شمار نظامیان که به تشدید بحران عراق میانجامد به سوی سرمایهگذاری برای ایجاد مشاغل و بازسازی اقتصادی- اجتماعی در این کشور سوق دهد. به موازات این تحولات به نظر میرسد دگردیسیهایی نیز در چگونگی تعامل با گروههای سیاسی- مذهبی داخل عراق در حال وقوع است که ناظر بر بازتعریف نوینی از ساختار سیاسی در این کشور است.
بر این اساس تلاشهایی در جریان است تا نقش گستردهتر و فعالتری برای اهل تسنن در ترکیب سیاسی عراق در نظر گرفته شود و حتی استفاده از افراد حزب بعث هم در پرتو مذاکراتی که کشورهای مصر، عربستان سعودی و اردن به مقامات آمریکایی دادهاند در دستور کار قرار گرفته است.
پیشنهاد مذاکره با ایران و سوریه در خصوص تحولات عراق نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است و پیشتر ناظر به تعیین وضع داخلی عراق است. آمریکا با ادعای دخالت ایران و سوریه در تحولات داخلی عراق درصدد بکارگیری پتانسیل این دو کشور برای کنترل ناآرامیها است، غافل از اینکه اکثر عوامل ناآرامیها از اهل تسنن هستند که پشتوانه حمایت و هدایت اردن، مصر و عربستان را در اختیار دارند. ائتلاف سنیهای داخل عراق و کشورهای سنی مذهب منطقه یک هدف مشترک را دنبال میکنند و آن جلوگیری از کسب جایگاه مسلط توسط شیعیان در ساختار سیاسی عراق است. این ائتلاف درصدد حفظ سرشت عربیسم عراق است و از دریچه همین هدف است که با استقرار نظام فدرالیستی مخالفت میکند. اشتباه استراتژیک آمریکا تعبیر نادرست از توان نفوذ ایران در عراق است، چنانکه علیرغم نظر آنها گروههای شیعی همچون حزب الدعوه و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق تابع نظر ایران و سوریه نیستند بلکه همسوییهایی با تهران دارند که به منزله نفوذ سیاسی ایران نیست.
به دیگر سخن، ایران در عراق دارای نفوذ معنوی به واسطه علقههای مذهبی دیرینه با شیعیان این کشور است اما نفوذ سیاسی تمام و کمال بر احزاب شیعی این کشور ندارد. دیگر اینکه در شرایط کنونی سوریه در حال جدا کردن راه خویش از ایران است چرا که ماهیت منافع تهران- دمشق در عراق متفاوت است و از همین رو سوریه به تدریج راه مذاکره با غرب را در پیش گرفته است.
به رغم این ارزیابی نادرست از ماهیت نفوذ ایران در عراق، در آمریکا در برهههای مختلف ایده مذاکره با تهران و دمشق مطرح شده و از طرح مورد حمایت محافل فکری سیاست خارجی به راهکار مورد قبول دموکراتها و لایههایی از جمهوریخواهان بدل شده است. اما هر بار که این ایده مطرح شده نه در واشنگتن جامه عمل به خود پوشیده است و نه در تهران با استقبال گرمی مواجه شده است. واقعیت امر آن است که اگر علایم و قرائنی دال بر تمایل آمریکا به تجدیدنظر در روابط خود با ایران ارسال میشود از این رو نیز باید علایم متقابلی دریافت کند تا موضع طیفهای گفتوگوطلب در داخل آمریکا همچون شورای همکاری آمریکا و ایران، زبیگنیو برژینسکی، ریچارد مورفی و مادلین آلبرایت تقویت شود. تدقیق در پیشینه ارائه چنین پیشنهاداتی گویای نارسا بودن بازخورد آن از سوی ایران است و همین امر پایههای پیگیری ابتکارات مشابه را متزلزل میکند.
در گذشته هم شاهد بودیم که در جریان زلزله بم، آمریکاییها سعی کردند از فضای انساندوستانه کمکها به قربانیان استفاده کرده و هیاتی را به ریاست خانم دویل به ایران اعزام کنند که با مخالفت محافظهکاران روبهرو شد. پیشنهادات مشابه نیازمند پاسخی جدی است تا راهحلهای منطقی در پرتو درک جایگاه ایران در منطقه اندیشیده شود.
راهحلهایی که فراتر از خواستهای همسایگان عراق همچون خروج فوری یا تدریجی نظامیان آمریکایی و یا استقرار بلندمدت نیروهای خارجی در عراق به دست میآید. در این میان نگرانی از تسری دامنههای بحران ناامنی به خارج از مرزهای عراق در صورت خروج فوری نیروهای نظامی آمریکا خودنمایی میکند که خروج تدریجی نیروها را مورد تاکید قرار میدهد. تغییرات پیشرو در عراق به نفع ایران و کویت و تاحدی هم به سود ترکیه است، اما عربستان، اردن و مصر از این تحولات نفعی نمیگیرند چرا که آنها خواهان تغییرات اساسیتر و درگیریهای بنیادین در عراق هستند.
دورنمای تحولات عراق از جمله خروج تدریجی نیروهای آمریکایی بار دیگر همسویی استراتژی نظامی- سیاسی آمریکا با منافع درازمدت ایران را اثبات میکند، چنانکه سرکوبی طالبان و سرنگونی رژیم صدام با منافع ایران در مطابقت قرار گرفت و حال آرایش سیاسی عراق هم با توازن در حال استقرار منطقه همسو میگردد.