علی اکبر عبدالرشیدی: در مورد تهاجم اخیر اسرائیل به لبنان و شکست آن در برابر مقاومت لبنان زیاد سخن گفته شده است، اما نباید فرض کرد که اسرائیل در این تهاجم با نیروی کم یا با مسامحه حمله کرده است. کمتر کسی می داند که حجم تهاجم اسرائیل به لبنان چه وسعتی داشته است. لابی صهیونیسم در آمریکا اخیرا گزارش آماری مهمی منتشر کرده است که ناخواسته پرده از عملکرد جنایتکارانه اسرائیل در لبنان بر می دارد. توجه به ارقام موجود در این گزارش از اهمیت زیادی برخوردار است که دوگانگی، برخورد گزینشی و تزویر کاخ سفید واشنگتن و برخی محافل دیگر غربی را در برخورد با جنایات اسرائیل نشان میدهد و در عین حال بعد بسیار مهم مقاومت لبنان را هم تعریف میکند.
بر اساس این گزارش در جنگ یک ماهه اخیر اسرائیل علیه لبنان 41 غیر نظامی و 116 نظامی صهیونیست روی دست سیاستمداران تلآویو مانده است. رهبران لابی صهیونیسم در آمریکا قبل از هر چیز از این تلفات نگران شده اند. این لابی همچنین از خبرهای مربوط به انهدام عمدی خانههای مسکونی، بیمارستانها، مغازهها، ستونهای آوارگان در حال فرار، کلیساها، مساجد و حتی کشته شدن غیرنظامیان، پاسداران صلح سازمان ملل متحد و نیروهای امدادی در لبنان دچار نگرانی شده اند. رهبران این لابی میدانند که این حجم از انهدام چه تاثیری بر موقعیت صهیونیسم و موجودیت اسرائیل در افکار عمومی آمریکا داشته است. این رهبران از دروغپردازیهای اسرائیل هم به خشم آمدهاند. اسرائیل به رهبران لابی صهیونیسم اطلاع داده است که غیرنظامیان لبنانی در اثر گلولهباران حزبالله و استفاده حزبالله از سپرهای انسانی کشته شده اند. در حالی که تحقیقات لابی صهیونیسم در آمریکا نشان میدهد که مناطق بمباران شده در جنوب لبنان از تیررس موشکهای حزبالله بهشدت دورتر بوده است.
آمارهای مندرج در این گزارش نشان میدهد که ارتش اسرائیل در طول یک ماه جنگ در لبنان همه روزه 5000 موشک به سوی لبنان شلیک کرده است. در عین حال از بمبهای پنج تنی ضد پناهگاه، بمبهای ممنوعه فسفری و بمبهای جنایتآفرین خوشهای استفاده کرده که مجموع موشکهای شلیک شده از سوی اسرائیل را در 27 روز جنگ به 135000 موشک، بمب و خمپاره رسانده است. تنها در هفت روز پایانی جنگ اسرائیل روزانه 6000 بمب و موشک به سوی اهداف کاملا غیرنظامی لبنان پرتاب کرده است. این در حالی است که مقاومت لبنان روزانه بهطور متوسط 118 موشک و جمعاً در طول تمام دوران مقاومت یک ماه فقط 4000 موشک به سوی اهداف اسرائیلی شلیک کرده است. نسبت این مقابله نظامی 44 به یک بوده است. در حالیکه تاثیر و دقت تسلیحات حزبالله و اهداف انتخاب شده از سوی آن بسیار دقیقتر و موثرتر بوده است.
جالبترین بخش این گزارش نشان میدهد که اسرائیل برای مقاومت در برابر حملات موثر حزبالله امکانات پناهگاهی و سیستم آژیرهای خطر را فقط در اختیار یهودیان قرار داده و مسیحیان و مسلمانان مقیم داخل اسرائیل را که 20درصد جمعیت سرزمینهای اشغالی را تشکیل میدهند از این امکانات بیبهره نگاه داشته است.
مقایسه آماری نشان میدهد که نسبت کشتههای نظامی به غیرنظامی در داخل اسرائیل 116 بر 41 (26درصد) بوده که ناشی از این حقیقت است که حزبالله فقط اهداف نظامی اسرائیل را هدف قرار میداده است. در حالی که این نسبت در لبنان 1088 بر 1181 (92درصد) بوده چون اسرائیل فقط اهداف غیرنظامی را مد نظر داشته است. 8درصد بقیه هم که نظامی فرض شدهاند کسانی هستند که اسرائیلیها آنها را اعضای مقاومت لبنان معرفی میکند که در نوع خود غیرنظامی هستند.
لابی صهیونیسم در آمریکا اعلام کرده است که ناتوانی اسرائیل در انهدام مقاومت لبنان برتری روانی و نظامی اسرائیل را از بین برده است. اسرائیل دیگر نمیتواند امیدوار باشد که با گروهی نوجوان فلسطینی روبرو است که به سوی سربازان اسرائیلی سنگ پرتاب میکنند. امروز جهان هم میداند که اسرائیل در برابر مقاومتی قرار دارد که چریکهایش آموزش دیده و ورزیده و مسلح به سلاحهای مناسب هستند.
سازمان ملل متحد اخیراً در گزارشی اعلام کرده است که اسرائیلیها در فاصله 26 ژوئن تا 26 اوت سال جاری مسیحی 202 فلسطینی را کشتهاند که 44 نفر آنان کودک بودهاند. در حالی که در لبنان، اسرائیل طعم تلخ از دست دادن 116 نظامی خود را در طول 34 روز احساس کرد. دفتر امور آوارگان سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود به صراحت اعلام کرده است که اسرائیل در فلسطین همچنان سیاست زمینهای سوخته را دنبال میکند. در این گزارش که روز 27 اوت 2006 منتشر شده است آمده است که در پی تهاجم اخیر اسرائیل به غزه یک و نیم میلیون فلسطینی آواره شدهاند و اسرائیل آنها را هدف 247 حمله هوائی و بمباران روزانه قرار داده و 202 فلسطینی را کشته است.
جالب توجه است که این ارقام و اشارت تابهحال در هیچکدام از روزنامههای پرتیراژ آمریکائی مثل والاستریت ژورنال، واشنگتنپست، نشنالتلگراف، نیویورکسان، یو.اس.ای. تودی، بوستون گلوب و نیویورک تایمز یا روزنامه تایمز لندن و یا هاآرتص و جروزالم پست اسرائیل به چاپ نرسیده است. در هیچ یک از این روزنامهها حتی یک اشاره به این نکته نشده است که اسرائیل صرفاً اهداف غیرنظامی لبنان و حزبالله فقط اهداف نظامی اسرائیل را هدف قرار دادهاند.
قطعاً یکی از اهداف لابی صهیونیسم در آمریکا از انتشار گزارش فوق نشان دادن موقعیت ضعیف اسرائیل در برابر مقاومت لبنان، مظلومنمائی و جلب کمک بیشتر آمریکا به اسرائیل است. این لابی 300 میلیون دلار بودجه برای ترمیم چهره مخدوش شده اسرائیل در افکار عمومی آمریکا اختصاص داده است. بهنظر میرسد که مقاومت جانانه لبنان در برابر اسرائیل نه تنها تلآویو که واشنگتن را هم لرزانده و پیام خود را به گوش رهبران لابی صهیونیزم هم رسانده است. این رهبران باید برای دلیل انهدام 15000 خانه مسکونی در جنوب لبنان، بیروت و حتی شمال لبنان پاسخی پیدا کنند. روشنفکران آمریکائی که مخالف هزینه کردن مالیات مردم آمریکا در راه مقاصد صهیونیزماند از رهبران تحصیل کرده لابی صهیونیزم که عمدتا فارغالتحصیلان دانشگاههای ییل، پرینستون، هاروارد، هاپکینز و شیکاگو هستند میپرسند که انهدام بیمارستانها، مغازهها، شبکههای آبرسانی، کلیساها، مساجد، کارخانه پاستوریزه کردن شیر، کارخانههای داروسازی، شبکه حمل و نقل و امثال آن چگونه در راه حفظ بقای اسرائیل قابل توجیه است؟ آیا این اقدام اسرائیل جز نسلکشی است؟ آیا بانکداران، الماس فروشان و سیاستمداران عضو لابی صهیونیسم نمیدانند که اسرائیل گناهکار درجه اول بحران جاری در خاورمیانه است؟ آیا بارونهای هالیوودی که سخاوتمندانه به اسرائیل کمک مالی میکنند و در راه آرمانهای خبیث صهیونیسم فیلم میسازند نمیدانند که الیوت آبرامز مشاور ارشد خاورمیانهای کاخ سفید در ابتدای تابستان و درست یکماه قبل از آغاز حمله نظامی اسرائیل به لبنان پیام جرج بوش رئیس جمهور آمریکا را مبنیبر موافقت کاخ سفید با انهدام کامل حزبالله به اطلاع مقامات تلآویو رسانده بوده است؟ اگر نمیدانند بهتر است به روزنامه نیویورکر مورخ 21 اوت 2006 مراجعه کنند و مقاله آقای سیمور هرش را بخوانند.
این آقایان قطعا پاسخ همه این سؤالات را میدانند. اگر هم تظاهر به ندانستن کنند مخروبههای لبنان و قبرهای کوچک کودکان لبنانی سالها این حقایق را به آنها و آزاداندیشان جهان گوشزد خواهد کرد. در برابر چنین حقایق روشنی اسرائیلیها هنوز ادعا میکنند که برای پس گرفتن دو سرباز به اسارت گرفته شده خود به لبنان حمله کردهاند.
جالبتر اینکه لابی صهیونیزم با این مظلومنمائی مشغول جمعآوری کمک فقط برای خانواده صهیونیستهای کشته شده در این جنگ است در حالی که حزبالله لبنان با آزادمنشی مشغول بازسازی همه لبنان، چه مسیحینشین، چه سنینشین و چه شیعهنشین است. حزبالله جبران خسارت ناشی از حملات اسرائیل را یک وظیفه ملی میداند نه یک اقدام نژادپرستانه آن چنان که اسرائیلیها انجام میدهند.
اگر نتیجه جنگ را اهداف جنگ تعریف میکند، اسرائیل در این جنگ پیشدستانه قطعاً شکست خورده است چرا که به اهداف خود در نابودی مقاومت لبنان دست نیافت. برعکس حزبالله برنده است چرا که توانست از لبنان دفاع کند. اگر قرار بود حجم بمبها و کشتارها تعیینکننده پیروز جنگ باشد باید آمریکا را فاتح ویتنام میدانستیم. اما تاریخ گواه است که ویتنام با دست خالی برنده جنگی بود که آمریکا با میلیونها تن بمب و مواد منفجره و صدها هزار کشته بر ویتنام تحمیل کرد. هکذا جنگ صدام علیه ایران که برنده آن قطعاً ایران بود، چرا که صدام به هدف خود که نابودی ایران و انقلاب اسلامی بود دست نیافت و ایران که هدفی جز دفاع نداشت به تمام اهداف خود رسید. اینک نوبت تکرار تاریخ برای مقاومت لبنان و فلسطین است.