ابوالقاسم قاسم زاده: تونی بلر نخست وزیر انگلیس، آخرین سخنرانی خود را بعنوان رهبر حزب کارگر در کنگره سالانه حزب ایراد کرد. اغلب رسانههای انگلستان این سخنرانی را بهترین و مهمترین سخنرانی بلر در دوران سیاستمداری او نامیدهاند و نوشتهاند، "بلر به تاریخ پیوست".
این روزها، روزهای پایانی از دوران طولانی سیاستمداری و مسئولیتپذیری تونی بلر در انگلستان است. دورانی که نزدیک به دهسال ادامه داشت و با آغازی خوش و پایانی تلخ، اندک، اندک به انجام میرسد. نخست وزیر انگلیس در ماههای نخست سال آینده میلادی به صورت رسمی از قدرت کنارهگیری خواهد کرد و همه احتمال میدهند که "گوردون براون" وزیر دارایی و خزانهداری او، جانشین بلر گردد و "جک استراو" وزیر خارجه قبلی، رهبری حزب کارگر انگلیس را بعهده بگیرد.
تونی بلر که هنوز هم از روش سیاسی خود در حمایت و همراهی با سیاستهای جرج بوش رئیس جمهور آمریکا دفاع میکند و بر آن اصرار دارد، در جامعه انگلیس و از سوی عموم مردم نقد و سرزنش میشود و در پائینترین حد از حمایت مردم انگلیس و تائید برای ادامه مسئولیت نخستوزیری برخوردار است. آخرین سخنرانی بلر در کنگره سالانه و سراسری حزب کارگر به گونهای خداحافظی او از رهبری حزب خوانده شده است که با هیجان و ادبیات سیاسی خاصی بیان گردیده و نقد و تحلیل مثبت و منفی بسیاری نیز بهمراه داشته است.
متن سخنرانی بلر بر گزارش مبسوط و روشن از دستآوردها و موفقیتهای او در دوران نزدیک به ده سال زمامداری به نمایندگی از حزب کارگر، استوار بود. او موفق شد تا بجای تأسف، غرور همراه با شادمانی را در پایان مسیر هدایت حزبش به اعضاء حزب کارگر هدیه کند. بلر از دوران طولانی ده سال نخست وزیری و رهبری حزب یاد کرد که در آن 3 انتخابات سراسری موفق و پیروز داشت و حزب رقیب (حزب محافظهکار) را در طول این زمان به موقعیت بسیار ضعیف و شکننده سوق داده است. او گفت، این موفقیتها و پیروزیها آسان بدست نیامده و محصول تلاش همه همراهان و مدیریت و هدایت دقیق بوده است. اگر از موارد داخلی و حزبی در این سخنرانی عبور کنیم، تونیبلر بعنوان یک سیاستمدار باتجربه که در ده سال گذشته همواره در صحنه تصمیمسازیهای بینالمللی حضور فعال داشت و مؤثر بود، نکات مهمی را در تبیین جهان امروز و شرایط بینالمللی بیان کرده است که جدا از قبول یا رد آنها، آگاهی و اطلاع یافتن از این دیدگاه بدون تردید بیفایده نیست.
بلر گفت: مهمترین و بزرگترین ویژگی جهان امروز "تغییر" است، در هیچ برههای از تاریخ سرعت و عمق تغییرات در جهان اینگونه نبوده که امروز است. انگلستان اگر میخواهد که از قافله این تغییرها عقب نماند، باید خود را همگام زمان سازد. اختلافهای درونی بزرگترین آفت است که موجب عقبماندگی از زمان و تحولهای آن میگردد. هر کشوری که گرفتار اختلافهای درونی در نظام حاکمیت خود گردد، از وسعت تغییرات جهانی غافل خواهد ماند و زمان را از دست خواهد داد. در سطح ملی، قبول برنامه ملی و انجام آن با درک شرایط کنونی بینالمللی و جهان در حال تغییر نیاز و ضروری است. بلر، سپس به ده سال از عمر زمامداری خود در مسئولیت رهبری حزب کارگر و نخستوزیری انگلیس اشاره کرد که از کجا آغاز کرده است و چه مشکلاتی را از سر گذرانیده است. او گفت، موفقیتها در این ده سال و بخصوص موفقیت در 3 انتخابات سراسری آسان بدست نیامده است. در شرح چنین فاصله زمانی، نخستوزیر انگلیس در مقایسه ده سال گذشته با زمان حاضر گفت، ده سال قبل کمتر کسی در اروپا از دانشگاهها و دانشجویان هندی و یا چینی یاد میکرد و چیزی میدانست، ولی اکنون با زبان آمار همه میدانند که تعداد فارغالتحصیلان دانشگاههای کشورهای هند و چین، به تنهایی از مجموعه کل دانشگاههای اروپا بیشتر است. آیا چنین اطلاع و آماری مختصات جهان در حال تغییر را به شما نشان نمیدهد؟ آنگاه نخست وزیر انگلیس به پدیده "قدرت" در جهان در حال تحول و دگرگونی پرداخت. قدرت تکنولوژی، قدرت اقتصادی و مالی، قدرت نظامی، قدرت دانش برتر و پیشرفته، قدرت سیاسی و مدیریتی، قدرت... منحنی تغییرات را در جهان آشکار ساخته است، بلر در نقد شرایط بینالملل گفت، اروپا بدون همگامی و همراهی با آمریکا نمیتواند خود را با آهنگ تغییرات جهانی و فضای جهانیشدن منطبق سازد. کسانی که اروپای منهای آمریکا را تخیل میکنند، خیال به دور از واقعیت دارند. چرخه اقتصادی و صنعتی اروپا بدون آمریکا نمیتواند کامل گردد. نخستوزیر انگلیس از چنین نگاه تحلیلی به تشریح سیاستهای حمایتی خود از آمریکا و دولت "جرج بوش" پرداخت. اگر چه در شرایط بحرانی خاورمیانه، و دو کشور ترورزده عراق و افغانستان و پایان تلخ جنگ لبنان برای اسرائیلیها، سخنان بلر دیگر در جامعه انگلیس خریدار ندارد، اما او همچنان در طرح سیاستهای موفق خود در ده سال گذشته به موضوع حضور آمریکا در صحنه بینالمللی و واقعیت "قدرت" آمریکا اشاره داشت که در تنظیم دوایر قدرت بینالمللی، غیرقابل انکار است. بلر، آمریکا را "قدرت فائقه" که دیگر مدارهای قدرت در تنظیم تعادل خود به آن محتاجند، معرفی کرد و بار دیگر برخی نظرپردازیهای اروپای بدون آمریکا را به چالش فراخواند.
بدون تردید در انتخابات آینده چه حزب کارگر یا حزب محافظهکار پیروز شود، دوران بلر و نگاه سیاسی و مدیریتی او به پایان رسیده است و بر اساس همان ویژگی و محوریتی که با واژگان "تغییر" یا "جهان در تحول" آقای بلر واقعیت کنونی کشور خود و جهان را توصیف و تشریح کرد، انگلستان با بلر و دوران او خداحافظی خواهد کرد و در سال جدید میلادی، با رئیس جدید حزب کارگر و نخستوزیر جدید، آغاز دیگری خواهد داشت. از هم اکنون اغلب سیاستمداران چنین تغییر و تحولی را در آمریکا نیز پیشبینی میکنند که صدای خداحافظی تونی بلر، همان آهنگ پایان کار نومحافظهکاران و جرج بوش در واشنگتن نیز میباشد. حزب جمهوریخواه پس از هشت سال ریاست جمهوری جرج بوش، میدان سیاست را به رقیب خود، حزب دمکرات و دمکراتها تحویل خواهد داد.