* به نظر شما تولید آب سنگین در ایران چه تاثیری بر توانمندی هستهای کشور و توسعه اقتصادی خواهد داشت؟
**صنعت هستهای مانند یک سبد کالاست که همه چیز آن باید کامل باشد. یکی از بخشهای صنعت هستهای هم تهیه آب سنگین است. این پروژه که از سال 1360 مقدمات آن در سطح طراحی و طراحی تفصیلی آغاز شده بود سرانجام پس از گذشت هشت سال افتتاح شد و اکنون میتوانیم بگوییم با راهاندازی کارخانه آب سنگین کمک شایانی به چرخه سوخت هستهای کشور صورت گرفت. اما نکتهای که در اینجا قابل ذکر است و تاکنون به آن اشاره نشده است، این است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی هنوز در مقابل پادمان بودن این پروژه موضع مشخصی نگرفته است. یعنی باید گفت به رغم آنکه سالها از نوشتن و قطعی شدن NPT میگذرد، اما پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای همچنان در مقابل آب سنگین مسکوت است. به همین دلیل فعلاً در آژانس یک کش و قوس جدی وجود دارد و عدهای به دنبال این هستد که در بازنگری NPT آب سنگین هم اضافه شود که بعضی موافق و برخی مخالفند که تا این لحظه هم هیچ چیز مشخص نشده است.
* دسترسی ایران به آب سنگین جهت مصارف پزشکی و تولید داروهای ضدسرطانی تا چه میزان میتوان برای کشورهایی مانند آمریکا، ژاپن و کانادا که عمدهترین تولیدکنندگان این داروها هستند از زاویه دید اقتصادی خطرناک تلقی میشود و آیا ایران به یک بازیگر جدید در منطقه تبدیل خواهد شد؟
** واقعیت این است که ما در صنعت داروسازی در سطح منطقه قوی هستیم ولی اینکه فکر کنیم با آب سنگین همه گونه دارویی میتوان ساخت یا اینکه میتوانیم با آمریکا یا ژاپن در این زمینه رقابت کنیم اندکی زود و غیرقابل باوراست. با نگاهی کوتاه و گذرا به اعداد و ارقام تولید دارو در کشورهایی که نام بردید و مقایسه آن با آمار داخلی به راحتی حرف بنده را خواهید پذیرفت، اما از سوی دیگر نیز باید گفت که آب سنگین یک پروژه مهم است، اما مهمتر از آن این است که این کالا تنها در ساخت یک خط تولید دارو و یا نظایر آن استفاده نمیشود، بلکه استفادههای متنوعی دارد.
*ظرف مدت هشت سال و با استفاده از توانمندیهای داخلی ایران موفق به راهاندازی پروژۀ تولید آب سنگین در اراک شد، در حالی که هنوز پروژۀ نیروگاه هستهای بوشهر در حال احداث است. آیا تکمیل نیروگاه هستهای از این کار مشکلتر است؟
**دقت کنید! در طول سالهایی که طراحی آن سنگین انجام میشد هیچ کس در دنیا به ما کمک نمیکرد و دانشمندان ما هم واقعاً با اتکاء به خود همه کارها را انجام دادند. ولی در نیروگاه اتمی بوشهر حجم کار و پیچیدگی آن بسیار متفاوت است. بنابراین ما در جایگاهی نبوده و نیستیم که اکنون بتوانیم یک نیروگاه هزار مگاواتی اتمی بسازیم. امیدواریم در آینده بتوانیم این کار را انجام دهیم و به نظرم باید در آغاز از یک نیروگاه 500 مگاواتی شروع کنیم به هر حال آنچه میتوان در پاسخ به پرسش شما گفت این است که موضوع نیروگاه موضوع پیچیدهتری نسبت به آب سنگین است، اما این نکته هم قابل توجه است که روسها نیز طی این سالها کمال سوء استفاده را انجام دادهاند. آنها در پس گرفتن سوخت مصرف شده کار بسیار بدی کردند چرا که بر اساس قرارداد، آن سوخت مال ما بود. روسها دائماً ضمائمی به قرارداد اضافه کرده و مطامع خود را افزایش میدهند. واقعیت این است که متاسفانه نگاه روسها به این پروژه نگاهی بهرهکشانه است. در حالی که اکنون به یقین میتوانم به شما بگوییم که آب سنگین اراک به صورت صددرصد با توانمندی داخلی راهاندازی شد و عدهای از دانشمندان ما واقعاً در این راه زحمتهای فراوانی کشیدند حال چه قدر از این زحمات و زحمتکشان اصلی تجلیل شد جای بحث فراوان دارد.
* برخی از خبرنگاران رسانههای خارجی در گزارشهای ارسالی از پروژه آب سنگین اراک از کاربری این محصول در ساخت کلاهکهای هستهای خبر دادند. آیا این مسئله صحیح است؟
** همانطور که قبلا هم گفتم مسئله این است که کشوری در صنعت هستهای موفق محسوب میشود که بتواند محصولات مختلف این چرخه را تولید کند و محصولات جانبی را از آن به دست آورد. اگر دقت کنید خواهد دید که هند، آرژانتین و یا برزیل کشورهایی هستند که در صنعت آب سنگین کشورهای قوی دنیا محسوب میشوند و ما هم میتوانیم به این مرحله برسیم. اما درباره پلوتونیم باید صراحتاً گفت که قضیه پلوتونیم هیچ ربطی به آب سنگین ندارد. اگر شما آب سنگین داشته باشید و اورانیوم در کنار آن موجود باشد یک نیروگاه به دست میآید و اگر پس از این مرحله توانستید سوخت آن را با فناوری غنی کنید پلوتونیم تولید میشود. این حرفها کاملاً بیربط است و به نظر من برخی روزنامههای داخلی نیز با نگاهی غیرکارشناسنامه تنها با این لغات بازی میکنند. حتی برخی از دیپلماتهای خارجی هم تنها به قصد پروندهسازی برای ایران این سخنان را میگویند. در شرایطی که چرخه سوخت هستهای ایران کاملاً شفاف است، چگونه میتوان گفت که مثلاً ما به دنبال پلوتونیم و یا ساخت بمب اتم هستیم. متاسفانه اکنون شرایط به گونهای شده است که تصور میشود برخی از افراد خودی از روی ناآگاهی و بیاطلاعی با این حرفها برای کشور مشکلات میآفرینند و خبرنگاران خارجی هم بسیار جانبدارانه این مسائل را گزارش میدهند.