قاسم غفوری
ناتو که برای مهار شوروی سابق تشکیل گردیده بود اکنون تلاش دارد تا با احیای قدرت سیاستهای توسعهطلبانهای را در عرصه بینالملل اجرا نماید که حاصل آن افزایش جنگ و بحرانهای سیاسی و امنیتی در بسیاری از کشورها خواهد بود.
پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) 57 سال پیش در چارچوب سیاستهای اروپا و آمریکا برای مهار بلوک شرق تاسیس گردید. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق عملا ناتو ماهیت بازدارندگی خود را از دست داده ولی همچنان به عنوان ابزاری برای توسعهطلبیها و اعمال فشار غرب بر سایر کشورها به ایفای نقش پرداخت. ناتو امروز با 26 عضو از کشورهای اروپای غربی و شرقی یکی از بزرگترین پیمانهای منطقهای جهان را شامل میگردد که سیاستهای توسعهطلبانه را در دستور کار دارد.
هر چند که ناتو بر این اصل تاکید دارد که اهداف اولیه آن حمایت از اعضا و برقراری ثبات و امنیت جهانی است اما شواهد حکایت از این امر دارد که آنها پیش از هر چیز برای توسعه مناطق نفوذ و تشکیل پایگاههای جدید در سراسر جهان فعالیت میکند. این توسعهطلبی که با جنگ بوسنی و حملات ناتو به صربستان و جنگ افغانستان آغاز گردید اکنون وارد مراحل جدیدی گردیده که مبنای آن مبارزه با تروریسم و حفظ امنیت بینالملل به دلیل ناتوانیهای سازمان ملل میباشد.
1) یکی از اصلی ترین طرحهای غرب برای توسعه ناتو بر سیاست تجزیه کشورها استوار است. بسیاری از این کشورها پس از تجزیه به دلیل ضعف نظامی و وحشت از همسایگان ناچارا به سمت ناتو گرایش یافتهاند. در همین حال توسعه اتحادیه اروپا به بلوک شرق که کوچک تر شدن کشورهای این حوزه را در پی داشته از دیگر عوامل توسعه ناتو می باشد. برگزاری اجلاس ریگا در لتونی و پیش از آن دیدار مقامات ناتو از کوزوو و مونته نگرو را می توان از اقدامات ناتو برای توسعه اراضی ارزیابی نمود.
2) تحولات افغانستان و بحران امنیتی ایجاد شده در آن از دیگر سناریوهای ناتو برای توسعه اراضی می باشد. هر چند که تحولات افغانستان شرایطی بحرانی را برای نیروها حاضر در این کشور به همراه داشته و موجب هزینههای انسانی و مالی بسیاری از آنان شده اما همچنان ناتو تلاش دارد تا از این امر برای توجیه سیاستهای توسعه طلبانه بهره برداری نماید. در سال 2001 ناتو توانست به بهانه جنگ افغانستان پایگاههای جدیدی را در آسیای مرکزی و قفقاز تاسیس نماید که ازبکستان، قرقیزستان از محورهای اصلی آن می باشد. اکنون از بحران های ناتو، درخواست این کشورها برای خروج نیروهای ناتو است که بسیاری از منافع را از آن سلب می کند. بر این اساس نیروهای ناتو با تاکید بر بحرانی بودن امنیت افغانستان بر آنند تا ضمن افزایش نیروهای حاضر در این کشور، نیروهای خود را در آسیای مرکزی و قفقاز حفظ و حتی پایگاه های خود را تقویت نمایند. (از اصلی ترین محورهای نشست ناتو در «ریگا» بررسی تحولات افغانستان و چگونگی افزایش نیروها برای مقابله با بحران های موجود می باشد که می تواند نتیجه آن توسعه ناتو در همسایگان افغانستان باشد.
3) نکته قابل توجه در عملکردهای بانیان ناتو، تلاش برای جایگزینی آن به جای نیروهای سازمان ملل و به عبارتی جهانی ساختن آن است. بر اساس طرح هایی که از سوی برخی سران ناتو اعلام شده آنها بر آنند تا با گسترش حوزه فعالیت و تعداد اعضاء به نیرویی جهانی مبدل گردند که همگان براساس سیاستهای آن باید فعالیت نمایند. تاکید بر افزایش بحران های امنیتی در عرصه بین المل و ناتوانی نیروهای سازمان ملل در حل آنها، اجرای سیاست مبارزه جهانی با تروریسم که لوازم ارتشی جهانی را الزام آور می سازد، تشدید جنگ های داخلی در آفریقا و... از بهانه های ناتو برای تبدیل شدن به نیروی جهانی می باشد. در طرح آنها سازمان ملل به مرجعی برای تایید عملکردهای توسعه طلبانه ناتو مبدل می گردد(هر چند ناتو خود را نیرویی مستقل معرفی می کند اما در سالهای اخیر به بهانه های امنیتی به دنبال بهره گیری از مصوبات سازمان ملل برای اجرای طرحهایش میباشد.)
4) از طرح های اروپا و آمریکا توسعه اراضی در شرق آسیا بویژه مهار چین می باشد. در حالی که این کشورها با توسعه روابط با ژاپن، کره جنوبی و همسایگان چین برای این مهم اقدام می کنند، ناتو نیز به ابزاری برای استمرار این روند مبدل گردیده است. اکنون ناتو برای همسویی با طرح های غرب برای مهار چین، بر آن است تا پایگاه هایی را در پاکستان، هند و ژاپن احداث نمایند که مذاکراتی نیز در این زمینه صورت داده اند. (هر چند که این طرح به عنوان برقراری امنیت در منطقه اجرا می گردد اما هدف اصلی آن مقابله با چین و سپس روسیه می باشد که اعتراضات این کشورها را نیز در پی داشته است).
بر اساس آنچه ذکر شد می توان گفت که اکنون ساست ناتو بر توسعه مناطق نفوذ و تعداد اعضا استوار گردیده که بهانه آنها نیز برقراری امنیت جهانی، مبارزه با تروریسم، حمایت از کشورهای کوچک در برابر همسایگان قدرتمند می باشد. البته این نکته قابل ذکر است که تاکید بسیاری از کشورها بر ایجاد اتحادیه های منطقهای(بویژه در آسیای مرکزی و قفقاز و شرق آسیا) دوری برخی متحدان سنتی از ناتو به دلیل مخالفتهای مردمی (نظیر ترکیه) تلاش کشورهای اروپایی برای تشکیل ارتشی مستقل که به دور از خواسته های آمریکا فعالیت نماید، اختلاف میان اعضا برای چگونگی حضور در معادلات جهانی و... از عوامل تاثیر گذار در طرح های ناتو می باشد که به شرق بویژه پاکستان، هند، ژاپن، استرالیا را می توان اصلیترین طرح های بلند مدت آن برای توسعه حوزه نفوذ دانست که تقابل بیشتر چین و روسیه با ناتو را در آینده در پی خواهد داشت هر چند که اکنون ناتو این توسعه طلبی را انکار و بر فعالیتهای خود در چارچوب آئین نامه های گذشته تاکید دارد.