*تشکیل سازمان تجارت اسلامی را چگونه ارزیابی میکنید؟
**از دیدگاه اقتصادی هر نوع بلوکبندی بین کشورهای مختلف به نحوی که دارای مشترکاتی باشند، باعث تسهیل در امر تجارت، داد و ستد و مبادلات تجاری-اقتصادی میشود که از این زاویه یک نقطه مثبت است؛ بنابراین تشکیل سازمان توسعه و تجارت اسلامی به خودی خود یک نکته مثبت تلقی میشود؛ چرا که این امر از یک سو باعث تسریع تجارت بین کشورهای اسلامی میشود و از سوی دیگر انتقال فناوری در بین این کشورها را میسر میکند و در همان حال منافع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را نیز به دنبال دارد. به هر روی چه این بلوک با عنوان کشورهای اسلامی و چه هر بلوک دیگری، نظیر اکو، اوپک و... بوجود آید، اعمال سیاستهای یک سال در میان کشورهای عضو بلوک در زمینه صادرات، واردات، وضع تعرفه در مجموع یک نوع هماهنگی و اتفاق نظر و تشریک مساعی را بین کشورهای عضو ایجاد میکند؛ در عین حال برخی از کشورهای لیدر این بلوک باید بتوانند هزینههای اداره بلوک و به طور کلی مدیریت این سازمان را- در صورت امتناع بقیه کشورهای عضو از پرداخت سهم خود- بپردازند تا انسجام و اتحاد آنها از بین نرود.
*آیا پیشبرد این سازمان امکانپذیر است؟
**ببینید بعضی موانع میتواند تشکیل این بلوک را کمرنگ کند، یکی از این موانع به اعضای همین بلوک برمیگردد، یعنی خود این کشورهای تشکیل دهنده بعضاً با گروههای مشابه، بلوکهای سیاسی، تجاری، اقتصادی و حتی فرهنگی را تشکیل دادهاند که ممکن است از منافع برخی اعضا منتفع، اما از آن کنارهگیری کنند! یعنی به نوعی خودشان را قرنطینه کنند. به این معنا که از هزینه کردن در برابر مشکلات امتناع کنند و بهای چنین انسجامی را نپردازند، که نمونه عینی آن را در میان اعضای اوپک مشاهده میکنید. به هر حال اگر ادعا شود که این کشورها بلوک تجاری تشکیل بدهند و هر کدام در منافع و مضار آن شریک باشند ممکن است که چندان با واقعیت مطابقت نکند؛ این یک آفت تشکیل چنین سازمانی است. نکته دوم وجود سازمان تجارت جهانی است و از زمان تأسیس (1995) مرتب به اعضای آن افزوده میشود و تقریباً همه کشورهای اسلامی به خصوص در حوزه خلیج فارس عضو این سازمان هستند، حال تشکیل این بلوکها (سازمان تجارت اسلامی) چقدر میتواند منافع خاص این کشورها را تأمین کند! چون بنابر قواعد سازمان تجارت جهانی که یکی از اهدافش رفع وجود تبعیض است، وقتی کشوری امتیازی به یک کشور دیگر میدهد باید همان امتیاز را به کشورهای دیگر عضو اعم از مسلمان یا غیرمسلمان بدهد. حال آنکه این اعضا در سازمان تجارت اسلامی بگنجد یا عضو آن نباشد.
*اما در کنار سازمان تجارت جهانی، اتحادیه اروپا را نیز داریم؟
**در خصوص اتحادیه اروپا باید گفت که این بلوک فراتر از یک بلوک تجاری عمل کرده است. حال اگر کشورهای اسلامی به جایی برسند که یک اتحادیه نسبتاً قوی را در خودشان ایجاد کنند و برخی مسایل نظیر کمرنگ کردن مرزها، مسایل گذرنامه و ویزا و در مجموع مرزهای سیاسی را حل کنند، ممکن است که این بلوک نیز قوی عمل کند. شما نگاه کنید اتحادیه اروپا از لحاظ پولی به غیر از یک کشور، به وحدت رسیدهاند حال اگر تشکیل چنین سازمانی با این وصف انجام شود، البته ایدهآل است. اما باید گفت وفتی میگوییم تشکیل بلوک تجاری، در مجموع نقطه مثبتی است، حال این بلوک
تجاری در چرخه حوزه و چه منطقه و حتی در چه عمقی تشکیل شود تا وحدت بین این اعضا پررنگتر شود، یعنی ضمن اینکه منافع جمعی اعضا به دست میآید، منافع تکتک اعضا نیز حاصل شود.
اما من در خصوص تشکیل چنین سازمانی با توجه به سابقه عملکرد کشورهای خلیج فارس نسبت به ایران چندان امیدوار نیستم.
*یعنی تأسیس چنین سازمانی با توجه به عملکرد برخی از کشورهای اسلامی، ایدهآل است؟
**بله، تحقق چنین سازمانی با توجه به اشاراتی که داشتم، یک ایدهآل است؛ زیرا تحقق چنین بازار اسلامی نیاز به یک اراده قوی در بین اعضای آن دارد که با وحدت و انسجام و یکسان شدن منافع همدیگر را تضمین کنند اما تجربهای که تا به حال کسب کردیم در بسیاری از برههها، برخی از کشورها- که اتفاقاً اسلامی نیز بودند- ساز جداگانه زدند و راه خود را در پیش گرفتند. ضمن اینکه با برخی از قدرتهای بزرگ تعاملات سیاسی، نظامی نیز دارند و بعید است که براحتی از آن چشمپوشی کنند و با کشورهای دیگر منافع خود را تقسیم کنند.
*اما تعاملات اقتصادی بین کشورهای اسلامی میتواند تشکیل چنین سازمانی را توجیه کند؟
**اگر میزان تعاملات صرفاً اقتصادی کشورهای مسلمان را با کشور ایران مقایسه کنیم، باید به این سؤال پاسخ داد که این کشورها چقدر منافع ما را تأمین کردهاند. با یک بررسی کلی به این نتیجه میرسیم که کشورهای اسلامی عمدتاً خود وارد کننده کالای سرمایهای و دیگر اینکه صادر کننده مواد اولیهاند، به عبارت دیگر در بعد اقتصادی اگر بگوییم که هدف از مبادلات تجاری یکی تسهیل در امر تجارت است، باید گفت که حجم تجارت کشورمان با این کشورها در سطح بسیار پایینی است.
یعنی نه آنها میتوانند نیازهای ما و نه ما میتوانیم نیازهای آنها را تأمین کنیم، پس تشکیل چنین سازمانی باعث مبادلات تجاری در سطح محدودی میشود و قطعاً عمیق و همه جانبه نخواهد بود؛ عموم کشورهای اسلامی با درجاتی از پیشرفت فناوری و کالاهای سرمایه قرار دارند، پس اگر بخواهیم شاخص عمقی تجارت آنها از مقایسه کنیم، بیشتر این کشورها وارد کننده کالای سرمایهای هستند و از سوی صادرکننده مواد خام بویژه انرژیاند، در حالی که صادرات ایران نیز در بخش غیرنفتی به کالاهای سنتی و کشاورزی محدود شده که به برخی از کشورهای ثروتمند اسلامی نظیر عربستان، امارات (دوبی) و... صادر میشود.
اما بازار مصرف این کشورها چندان گسترده نیست، پس ما به دنیای خارج از این کشورها نیازمندیم نکته دیگر به سابقه تاریخی برخی کشورها برمیگردد یعنی در برهههایی از تاریخ ایران، امارات حدود 25 درصد کالای سنتی و تجاری ما را خریداری کرده است، در حالیکه بررسی دقیقتر موضوع این را نشان می دهد که این واردات از ایران به دلیل مصرف در داخل آن کشور نبوده، بلکه برای صادرات مجدد صورت میگرفته است. شما از این زاویه نگاه کنید که این کشور عضو سازمان تجارت جهانی است و با صدور مجدد کالاهای ایرانی در واقع از امتیازهای تعرفهای (عدم تعرفه) برخوردار است، اما ما اگر بخواهیم کالای خودمان را به دیگر کشورها صادر کنیم، با تعرفههای سنگین مواجه میشویم. نتیجه اینکه کالای ایرانی با دو نرخ متفاوت مثلاً به اروپا میرود؛ طبیعتاً برنده کشوری است که بتواند با قیمت پایینتری این کالاها را صادر کند.
*آیا تجربه تلخ گذشته در زمینه مراودات ایران با دیگر کشورها، تشکیل چنین سازمانی را با ابهام مواجه نمیکند؟
**اگر هر کشور عضو در سازمانی، هم منافع و هم مضار آن را در بین خود تقسیم کنند، امری معقول و پذیرفتنی است. اما اگر قرار باشد که صرفاً منافع خود را در مورد توجه قرار بدهند، اینجاست که شکاف بوجود میآید، هر چند که عموماً در روابط با این کشورها اصل، منافع ملی مطرح است.
*اما ما میتوانیم با تسری اعضای این سازمان به دیگر کشورهای مسلمان تا حدودی مشکلات پیش روی آن را حل کنیم؟
**اگر بلوک بازار مشترک اسلامی با عضوگیری دیگر کشورهای مسلمان گسترش یابد، باز مشکل همچنان باقی خواهد ماند. قویترین کشورهای اسلامی در بعد اقتصادی تقریباً مالزی است و تا حدی ترکیه هم این گونه است، اما ترکیه از ایران در بعد اقتصادی چندان پیشرفتهتر نیست، بنایراین حتی همین کشورها در زمینه فناوری تفاوت ماهوی با ایران ندارند.
به عنوان مثال صنعت خودرو در ترکیه به جایی رسیده که به 100 کشور خودرو صادر میکند، با این حال به این معنی نیست که ایران از این کشور خودرو وارد میکند؛ زیرا ایران نیز در این رابطه حرفی برای گفتن دارد. ایران براساس تعهد اسلامی که دارد ترجیح میدهد که با کشورهای اسلامی مراوده داشته باشد، اما باید توجه داشت که مراودات دو طرفه پاسخگوی نیازهای کامل طرفین هست یا خیر؟ پس مروادات کشورهای اسلامی تمام نیازهای طرفین را پوشش نمیدهد و گمان میکنم که کشورهای اسلامی در وضعیت فعلی نمیتوانند بیش از 25 درصد صادرات ایران را پذیرا باشند، یعنی 75 درصد کالای ایرانی به بیش از 160 کشور دیگر صادر میشود، پس طبیعی است که با تشکیل این بلوک، نمیتوانیم مروادات خود با کشورها را قطع کنیم.
*با این توضیحات تشکیل چنین سازمانی تا چه اندازه میتواند موفقیتآمیز باشد؟
**مراودات در سطح بسیار پایین در بین این کشورها امکانپذیر است، شما به کشورهای آپک (مجمع همکاریهای اقتصادی آسیا و اقیانوسیه) نگاه کنید، به حدی قوی عمل میکنند که رئیس جمهور آمریکا در حالی که عضو این سازمان نیست، اما در آن شرکت میکند؛ زیرا منافع این کشورها چنان درهم تنیده است که آمریکا از آن چشمپوشی نمیکند. میتوان چنین تصوری از تشکیل سازمان تجارت اسلامی داشت؟ آیا برخی از کشورهای اسلامی که اسماً اسلامی هستند. حاضرند این بها را بپردازند؟ از سوی دیگر باید مشخص شود که تعهدات کشورهای اسلامی چقدر است، آیا حاضرند اهداف تأسیس چنین سازمانی را حدتعارف در بین مردم کشورهایشان تسری دهند و به نوعی رفتار کنند که ملتهای آنها مبادلات تجاری در بین ملل اسلامی را مد نظر داشته باشند. به هر حال بیش از 20 سال است که تئوری بازار مشترک اسلامی مطرح شده است، چیزی شبیه همان بازار مشترک اروپایی، در این خصوص کلیات و حتی مباحث تئوریک آن بارها مطرح شده است، اما تا به حال برای عملیاتی کردن چنین ایدهای با توجه به موضوعاتی که به آن اشاره شد، ره به جایی نبرده است.