علم اقتصاد و تعاریف
اقتصاد، دانش اطلاع یافتن، هنر درست اندیشیدن و علم به موقع، سنجیده و محققانه عملکردن است. در مدیریت مادی زندگانی بشر، این امر، تولید، توزیع، مصرف، پسانداز، سرمایهگذاری، تکاثر ثروت و موضوعات جانبی دیگری را نیز در بر میگیرد، بنابراین هر کوششی برای شناخت، اصلاح و ارتقای اندیشهها، عقاید و نظرات اندیشمندان علم اقتصاد موضوع مطالعه آن خواهد بود.
اقتصاد، پیشینهای به قدمت آفرینش انسان دارد. مشاهده اولین مستنداتی که از آفرینش تهیه شده، بیانگر این مطلب است که در دورانهای اولیه که هنوز اجتماعات بشری پدید نیامده بود انسانها به گرد برکه آبی جمع میشدند تا به این وسیله نیازهای خویش را مرتفع کنند.
به این ترتیب چون نیاز خوردن و آشامیدن مطرح شد، قویترها برتری خود را با مالکیت برکه آب بر دیگران تفهیم کردند. از اینروست که تعبیر و تبیین مالکیت اولین مبحث درس اقتصاد است. در آثار مکتب یونان در عهد ارسطو Aristotle (322-384 پیش از میلاد) و پیش از آن در زمان استادان و صاحبان مکتب او افلاطون Plato (347-427 پیش از میلاد) سقراط و گاهی در کتابهای مذهبی عهد عتیق نظیر «زبور» داود، «تورات»، «انجیل» و نیز «قرآن» میتوان مباحثی را در زمینه اقتصاد و مسائل مربوط به آن پیدا کرد. در قرآن (آیه 32 سوره فاطر) از اقتصاد به معنی میانهروی یاد شدهاست.
پیدایش و تکامل یک علم، در گرو تعریف و تعیین موضوع و قلمرو آن علم و شناخت روابط متعدد در میان پدیدههای آن یا به قول سقراط Socrate (339-468 قبل از میلاد) افزایش دانش است. این روابط ثابت قانونهای علمی نام دارند.(1)
در زمینه ظهور اندیشههای اقتصاد سه مرحله قابل ذکر است.(2)
مرحله اول: در قرنهای قبل و بعد از میلا د مسیح بهخاطر شرایط زندگی آن دوران اقتصاد از سیاست و اخلاق تبعیت میکرد. با اتمام دوران قرون وسطی و تضعیف اصول حاکم بر جامعه آن دوران، اقتصاد بارهایی از تعالیم اخلاقی، کسب ثروت را هدف عمده فعالیتهای انسانی قرار داد. با روی کار آمدن حاکمان، رواج مفاهیم ملت و حاکمیت ملی اقتصاد را تابع سیاست کرد و در خدمت حاکمان قرار داد.
مرحله دوم: در قرن هجدهم پیشرفتهای علوم طبیعی نشان داد که پدیدههای اقتصادی، ارتباطی با تصمیمهای دولت نداشته، بلکه تابع قوانین مشخصاند. به این ترتیب دانشمندان با تشریح قوانین حاکم بر فعالیتهای اقتصادی، به مطالعه مستقل دانش اقتصاد پرداختند. این مرحله با تحولات مادی که استقرار نظام سرمایهداری را بهدنبال داشت، همزمان بود. البته آزادی اقتصادی یکی دیگر از نتایج این مرحله است.
مرحله سوم: آزادی اقتصادی و مشکلات ناشی از آن، مثل بیکاری و بحرانهای اقتصادی، باعث شد که مکتبهای ضدآزادی اقتصادی، خواستار دخالت دولت در امور شوند.
تعاریف
اقتصاد، علمی که دو قرن از عمر آن میگذرد، ترجمه کلمه اروپایی اکونومی (Economy) است که از نظر ریشه لغوی از دو کلمه یونانی ایکو (Oiko) یعنی خانه و نومو (Nomo) به معنای قانون تشکیل شدهاست. معنای دیگر ایکو، اموال و نومو، اداره است، بنابر این واژه اکونومی در یونان قدیم به معنای اداره امور اموال بودهاست.
در قرن سوم و چهارم قبل از میلاد ارسطو و گزنفون Xenophon (354-340 پیش از میلاد) این لغت را با همین مفهوم بهکار بردهاند.(3)
در یک تعریف کلی، اقتصاد علمی است که به مطالعه کاربرد و نحوه تخصیص بهینه منابع تولیدی محدود و کمیاب بهمنظور تامین بیشترین نیازهای نامحدود بشری میپردازد. در این تعریف، مفاهیم و اصطلاحهایی وجود دارد که آشنایی با آنها به درک بهتر ما از علم اقتصاد کمک میکند.
منظور از «منابع تولید» کلیه نهادهایی هستند که در تولید کالاها و خدمات بهکار میروند. در این راستا معمولا از عواملی چون نیروی کار، سرمایه، طبیعت و مدیریت بهعنوان عوامل اصلی تولید در کنار فنآوری (تکنولوژی) و امنیت نام برده میشود.
بنابراین، معادن و سایر منابع طبیعی مانند زمین، ماهیان دریا، رودهای طبیعی، جنگلها، آب دریاها و... بهعنوان عامل طبیعت و کلیه تولیداتی که با کاربرد این منابع ساخته شده و در تولید کالاها و خدمات بهکار میروند، مانند ماشینآلات، ساختمانهای مسکونی و غیرمسکونی، مواد ساختهشده نیمهتمام و... بهعنوان عامل سرمایه محسوب میشوند. بدیهی است که پول نقد، سرمایه محسوب نمیشود و تنها یک وسیله مبادله و وسیله سنجش، پسانداز و اندوختن ارزش است.