تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۹۱۳۶۳

اسلام و مسیحیت (بخش چهارم و پایانی)


محمدحسین برجیان

بیانیه حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی

در این بیانیه همانند بیانیه‌های مرکز جهانی علوم اسلامی و نیز سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور به عملکرد دولت‌های مسیحی غربی در جهان اشاره شده است. متن این بیانیه به شرح ذیل است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

چندی قبل کاریکاتوریست‌های دانمارکی برای توهین به اسلام و پیامبر اسلام(ص) به میدان آمدند که با اعتراض یکپارچه مسلمانان روبه‌رو شدند، این بار پاپ رهبر کاتولیک‌های جهان را اغفال کردند و او را به میدان آوردند تا جهاد اسلامی را زیر سؤال برده و مسلمین جهان را به خشونت متهم سازد و از آیین الهی دور بر‌شمرد که با اعتراض شدید و گسترده مسلمانان جهان روبرو شد.

البته چنین هجمه‌ای بعد از پیروزی قهرمانانه حزب‌الله لبنان بر اسرائیل (در سایه همین حکم جهاد اسلامی) دور از انتظار نبود؛ ولی چرا یک رهبر بزرگ مسیحی فریب سیاستمداران خودکامه و ظالم را بخورد و در عمل ثابت کند هیچ اطلاعی از احکام اسلام ندارد، آیا باورکردنی است که رهبر بزرگ کاتولیک‌ها تا این اندازه از مذهب بزرگی همچون اسلام با یک میلیارد و  چهار صد میلیون پیرو بی‌خبر باشد.

ما ضمن محکوم کردن شدید این اهانت بزرگ به اسلام و مسلمین جهان که سبب ناامنی بیش‌تر در جهان می‌شود یادآور می‌شویم که قرآن مجید در  آیه‌ی 61 سوره انفال با صراحت می‌فرماید: هرکس دست صلح و دوستی را به سوی شما دراز کرد، دست دوستی و صلح به سوی او بگشایید. در آیه 19 بقره می‌گوید: با کسانی پیکار کنید که با شما پیکار می‌کنند و از حد تجاوز نکنید، خداوند تجاوز‌کاران را دوست ندارد و آیات فراوان دیگر.

آیا پاپ انتظار دارد صهیونیست، از آن طرف دنیا بیایند و کشور فلسطین را از دست صاحبانش بگیرند و آواره‌ی بیابان‌ها کنند و آن‌ها سکوت کنند، یا این که مردم لبنان کشورشان مورد تجاوز صهیونیست‌ها قرار گیرد، همه چیز را ویران کنند، همه کس را اعم از کودک و پیر و جوان، قتل‌عام نمایند و حزب‌‌الله ساکت بنشیند. زهی تصور باطل، زهی خیال محال.

آقای پاپ! شما به جای حمله به مسلمانان جهان، سیاستمداران بی‌رحم و خونخوار خودتان را نصیحت کنید که دوران استعمار پایان ‌یافته و به استقلال کشورهای اسلامی و مسلمین جهان احترام بگذارید تا به شما احترام بگذارند.

شما با پیروی از خواسته‌های سیاستمداران جهان‌خوار مرتکب اشتباه بزرگی شده‌اید سعی کنید هر چه زودتر آن را جبران نمایید و مطمئن باشید حمله‌ی بی‌منطق شما به اسلام و مسلمین اثر جز فشرده شدن صفوف آن‌ها نخواهد داشت.

آقای دکتر ولایتی نیز در جوابیه خود تحت عنوان «واقعیت این جا است» آقای پاپ عقل در اسلام و مسیحیت و نیز خشونت در میان مسلمانان و مسیحیان را بررسی کرده است و در پایان آورده است: تنها دولتمردی که از سخنان پاپ به طور تمام عیار حمایت کرد آقای جرج بوش بود که گفت: پاپ همان سخنی را می‌گوید که ما می‌گوییم، و او اولین کسی بود که پس از حادثه کاملاً مشکوک یازدهم سپتامبر 2001 اعلام کرد که جنگ صلیبی آغاز شده است.

فصل دوم: بازسازی جنگهای صلیبی

در صحنه روابط بین‌الملل تنش اصلی بین کشورهای استعمارگر و کشورهای جهان سوم است و در سطوح تصمیم‌گیران در کشورهای استعمارگر صهیونیست‌ها از قدرت ویژه‌ای و یا به تعبیر دیگر از لابی‌ای بسیار قوی برخوردار هستند. حال اگر صهیونیست‌ها بخواهند بدون اعتراضی از طرف دیگر شهروندان کشورهای استعمارگر قدرت خود را تداوم بخشند، یا اگر رهبران کشورهای استعمارگر بخواهند چالش شمال و جنوب تحت‌الشعاع قرار گیرد و یا اگر اشغالگران صهیونیست در فلسطین اشغالی بخواهند به تنهایی در مقابل بیش از یک میلیارد مسلمان قرار نگیرند باید سعی کنند تنش‌های بالقوه دیگری در نقاط مختلف جهان را فعال سازند تا تقابل‌‌های فوق تحت‌الشعاع قرار گرفته و از فشار بر روی صهیونیست‌ها و سردمداران کشورهای استعمارگر کاسته شود. بیاد داشته باشیم زمانی پیش‌بینی می‌شد سرمایه‌داری در غرب با تشدید تقابل میان سرمایه‌داران غربی و طبقه پرولتاریا در غرب در نهایت با بحرانی جدی در نظام سرمایه‌داری مواجه خواهد شد. پس از جنگ جهانی دوم درصد بالایی از شهروندان غربی که از طرفی با مشکلات جدی در طول جنگ جهانی دوم و پس از آن مواجه شده بودند و از طرف دیگر مشاهده می‌کردند گروهی اندک از جنگ به عنوان وسیله‌ای برای سودجویی و افزایش سرمایه خود استفاده کرده‌اند به احزاب کمونیست رأی می‌دادند ولی با چپاول بیش‌تر جهان سوم و توزیع بخشی از آن میان طبقه کارگر در کشورهای غربی تقابل سرمایه‌دار ـ کارگر به تقابل شمال ـ جنوب تبدیل شد و جهان سرمایه‌داری از این بحران رهایی یافت. با توجه به بحث فوق روشن می‌شود چرا عده‌ای بر طبل جنگ‌های صلیبی می‌کوبند و درصدد فعال‌سازی تقابل اسلام و مسیحیت هستند.

فعال‌سازی تقابل اسلام و مسیحیت یا جنگهای صلیبی

سخنان و خاطره‌‌ای از رهبر انقلاب اسلامی

«بحران‌آفرینی مذهبی در دنیا، قرار دادن اصحاب ادیان مختلف و مذاهب مختلف در مقابل هم، جلوگیری از همکاری ملت‌‌هایی که دارای عقاید مختلفند، ایجاد جنگ‌، ایجاد درگیری و ایجاد بحران، که این خواست قدرت‌هایی است که ادامه‌ی حیاتشان منوط به بحران‌آفرینی است؛ باید بحران‌آفرینی کنند تا بتوانند مقاصد خبیث خودشان را در میان جامعه‌ی بین‌المللی دنبال بکنند. من از این نگرانم که پشت‌سر این بیانات، بدبینی مسلمانان و مسیحیان نسبت به یکدیگر، کینه‌ورزی ملت‌های مسیحی و مسلمانان با یکدیگر، زشت کردن چهره‌ی مسلمین ـ بخصوص در کشورهایی که در آن جا در اقلیت‌اند؛ مثل کشورهای اروپایی و آمریکا ـ ایجاد بهانه‌‌هایی برای سرکوب جوامع مسلمان در این کشورها با اتهام واهی تروریست و امثال این‌ها فراهم شود. آنچه که پشت سر این قضیه هست، این جور سیاست‌ها است؛ این را باید توجه داشت.

چند سال قبل یکی از رؤسای اروپایی آمده بود تهران و در ملاقات با من، با یک تعبیری، اشاره‌ای کرد به جنگ مسیحی و مسلمان. من در مخاطبه‌ی با او اظهار تعجب کردم و گفتم مگر بنا است جنگی بین مسلمانان و مسیحی بشود! گفتم مسلمان‌ها انگیزه‌ی جنگیدن با مسیحیان را ندارند. در این صد سال اخیر هم ـ شاید هم بیش‌تر ـ هر چه جنگ در دنیا ـ جنگ‌های بزرگ ـ اتفاق افتاده است، جنگ بین خود مسیحی‌ها بوده است؛ جنگ اول جهانی، جنگ دوم جهانی، جنگ‌های فرانسه و آلمان؛ اسم آوردم و به او گفتم که این جنگ‌ها بین دولت‌های مسیحی بوده و بین مسیحیان و مسلمانان نبوده است. آن وقت، تعجب کردم از این ماجرای برج‌های نیویورک اتفاق افتاد و اظهارنظر رئیس‌جمهور آمریکا که جنگ صلیبی شروع شده است! این شخص که مورد بحث ما است ـ که با من صحبت می‌کرد ـ یکی از کسان اصلی‌ای بود که پس از بیانات جورج بوش در پروژه‌ی آمریکایی ـ صهیونیستی حمله‌ی به عراق، دخالت مستقیم داشت. من آن جا توجه کردم که این حرفی که با من در این جا مطرح شده بود، مسبوق به یک مذاکره، به یک گفت‌وگو، به یک قرار در بین سران استکبار جهانی بوده است. آن کسانی که حلقه‌ی توطئه‌ی آمریکایی ـ صهیونیستی را در مورد خاورمیانه تشکیل داده بودند، که قدم اولشان هم حمله‌ی به عراق بود. آن جا معنای آن حرف برای من آشکار شد؛ جنگ صلیبی! جنگ مسلمانان و مسیحیان! البته موفق نشدند.

از آن روز تا امروز تلاش‌های زیادی کردند. ماجرای کاریکاتورهای اهانت‌آمیز در همین سلسله است. ماجرای اظهارات اهانت‌آمیز بعضی از سیاستمداران و مطبوعاتی‌ها نسبت به اسلام و مسلمین در آمریکا و اروپا از همین مقوله است. این هم آخرین حلقه‌ی این سلسله است تا امروز، که متأسفانه این دفعه از زبان پاپ، از زبان یک روحانی مسیحی، صادر می‌شود. از بوش ما خلاف توقعمان نمی‌شود؛ چون بوش همین است. رئیس‌جمهور آمریکا یعنی عنصری که برای قدرت‌ها، کارتل‌ها و تراست‌های غارتگر جهانی کار می‌کند و به وسیله‌ی آن‌ها انتخاب شده است و دستش در کارهای آن‌‌هاست. انسان از او تعجب نمی‌کند؛ اما از یک مقام روحانی خیلی تعجب‌آور است؛ خیلی مایه‌ی تاسف است که یک مقام روحانی ارشد در عالم مسیحیت وسیله‌ای بشود برای آن چیزی که سیاست عمده‌ی مستکبران و قدرتمندان و تجار زر و زور در سطح دنیا است! وسیله‌ای بشود برای سیاست عمده‌ی به غارت‌برندگان ثروت‌های ملی و بحران‌سازها و برای آن چیزی که هدف آن‌ها است. مسلمان‌ها باید به این توجه کنند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات