دکتر رضا جلالی
اکویناس قدیس، از برجستهترین فیلسوفان قرون وسطی، عدالت و اخلاق را زیربنای علم اقتصاد میدانست. از میان نظرات اقتصادی وی، میتوان تفاوت میان اشیای مصرفی و غیرمصرفی و مخالفت با بهره را ذکر کرد. اکویناس ضمن طرح مباحث مالکیت طرفدار آن مالکیتی است که با موازین اخلاقی سازگاری داشته باشد. از نظر وی سود عادلانه، اضافه مبلغ دریافتی از قیمت تمام شده است، هر چند به صورت مازاد قیمت به دست میآید، اما باید برای رفع نیازهای فقیران یا منافع عمومی جامعه به کار رود. قیمت عادلانه نیز قیمتی است که ضمن ایجاد شرایط زندگی مناسب برای تولیدکننده، زیانی برای مصرفکننده نداشته باشد. اکویناس در کتاب «سیستم خداشناسی» به طرح مباحثی در زمینه مالکیت، ثروت، قیمت، سود، مزد و بهره پرداخته است.
زیر بنای علم اقتصاد متشکل از دو موضوع اصلی است که عبارتند از:
1-نامحدود بودن نیازهای افراد برای کالاها و خدمات
2-محدودیت منابع تولید
با توجه به محدودیت منابع، افراد توانایی تامین نیازهای نامحدود خود را ندارند، پس از وظایف اقتصادی جامعه، تصمیمگیری مناسب برای تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود و تعیین نحوه توزیع و مصرف این کالا است. نیازهای هر فرد بر حسب سن، جنس، شیوه زندگی و جغرافیای محل سکونت، در طول زمان تغییر میکند. زمانی دخالت عوامل موجب میشود که خواستها به احتیاجات تغییر شکل یابد یا احتیاجات ممکن است به خواستهها تبدیل شوند. رشد سریع جمعیت و پیشرفت اختراعها و اکتشافها خواستهای جدیدی را در جامعه به وجود میآورد و کمیابی را توجیه میکند. منظور اقتصاددانها از مفهوم کمیابی، فقط محدودیت در عرضه است. محدودیت سرمایه، نیروی انسانی و منابع طبیعی عواملیاند که عرضه را محدود خواهند کرد. کمیابی از ویژگیهای زندگی انسانهاست که در نحوه شکلگیری رفتار مادی آنها بسیار موثر است. در اقتصاد مهمترین فعالیت، نحوه استفاده از منابع و امکانات محدود برای تامین نیازمندیهای نامحدود انسان است. هرگونه فعالیت، اعم از فردی یا گروهی در جوامع مختلف برای بهبود اوضاع مادی، مطالب مورد بررسی علم اقتصاد را تشکیل میدهد. تلاش مردم در زندگی، کسب منافع بیشتر با صرف کمترین هزینه است. این روش، اصل اقتصادی نام دارد که کلیه مردم اغلب خود را موظف به رعایت اصول آن میدانند. اقتصاددانهای بسیاری در دورانهای متفاوت تعاریف متنوعی از اقتصاد ارائه کردهاند.
کلیه جوامع با سه مساله اساسی اقتصادی مواجهاند:
1- چه کالاهایی و به چه میزان باید تولید شوند؟
2- این کالاها چگونه باید تولید شوند؟
3- این کالاها برای چه کسانی باید تولید شوند؟
امروزه علم اقتصاد در زندگی افراد دو کاربرد مهم دارد:
اول: تشریح، تبیین و پیشبینی سیر تولید، تورم و درآمدها.
دوم: بهبود عملکرد اقتصادی جوامع
انسانها نیازهای بسیاری دارند، که حیات اقتصادی آنها در گرو رفع این نیازهاست. فراوانی نیازها و محدودیت امکانات برای تامین و ارضای آنها، انسان را وادار به در پیش گرفتن رفتار اقتصادی میکند. به این ترتیب چون افراد برای تامین نیازهای خود، با کمیابی یا محدودیت منابع و امکانات روبهرو هستند، باید از بین خواستههای متعدد و متنوع خود، ملاکهای مختلفی برای دستهبندی نیازها انتخاب کنند.
1- نیازهای فردی و اجتماعی: یک تعریف از نیاز، احساس کمبودی است که در فرد یا جامعه ایجاد میشود.
2- نیازهای ضروری و غیرضروری: نیازهای ضروری جزو غیرقابل تفکیک زندگی افرادند. مثل نیاز به خوردن و پوشیدن که وجود آنها برای ادامه حیات انسانها الزامی است. نیازهای غیرضروری مثل خرید کالاهای لوکس و تزیینی، البته این تقسیمبندی نسبی است و ممکن است نیازی در یک جامعه، در زمره نیازهای ضروری و در کشور دیگری جزو نیازهای غیرضروری قرار گیرد.