دکتر رضا جلالی
در اقتصاد، کالاها به دو گروه کالاهای اقتصادی و غیراقتصادی طبقهبندی میشوند.
کالاهای اقتصادی کمیاب بوده و برای تهیه آنها باید هزینهای را پرداخت کنیم، مثل مسکن، پوشاک و...
کالاهای غیر اقتصادی یا رایگان کالاهاییاند که کمیاب نیستند ولی، ادامه زندگی بدون آنها مشکل است و برای دریافت این کالاها هزینهای پرداخت نمیشود، مانند اکسیژن موجود در هوا، خدمات اقتصادی مجموعه فعالیتهایی است که در پیشرفت اقتصادی موثرند مانند خدمات بهداشتی، آموزشی، حقوقی و امور مربوط به کیفیت زندگی.
البته طبقهبندی کالاها در گروههای مختلف دیگر نیز صورت میگیرد. یکی از انواع طبقهبندیها براساس نقش کالاها در رفع نیازهای جامعه و افراد صورت گرفته مانند:
1-کالاهای مصرفی: افراد به طور مستقیم از کالاهای مصرفی استفاده میکنند، که خود شامل دو گروه میشوند: گروه اول کالاهایی یکبار مصرف. کالاهایی که افراد تنها یکبار میتوانند آنها را مصرف کنند، مانند موادغذایی و غیره.
گروه دوم کالاهایی که برای مدت زمان طولانی قابل استفادهاند مثل لباس و پوشاک یا کالاهای خانگی.
2-کالاهای سرمایهای: برخی کالاهای سرمایهای به طور مستقیم در تولید کالاهای مصرفی نقش دارند مانند ماشینآلات و کارخانجات. کاربرد برخی از آنها به شکل غیرمستقیم است مانند مواد اولیه صنعت.
3-کالاهای واسطه: از کالاهای واسطه برای تولید یک کالا استفاده میشود، مثل قطعات و لوازم اولیه اتومبیل.
قانونهای حاکم بر علم اقتصاد
قانونهای اقتصاد جهت مسیر اعمال انسان را در شرایط معین، معلوم میکند. این قانونها همانقدر جنبه نظری دارند که قانونهای علوم طبیعی. اما در علم اقتصاد تصریح شرایط همواره مشکلتر بوده و احتمال از قلم افتادن شرایط، بیش از علوم طبیعی است.
علم اقتصاد همانند علوم دیگر قانونهایی دارد. این قانونها در دو گروه قابل بررسیاند.
گروه اول: را دولتها به وجود آوردهاند، که در برگیرنده قوانین حقوقی درباره اقتصادند مثل قانونهای مالکیت، نرخ بهره، مزد و غیره.
گروه دوم: قانونهای طبیعی موجود میان پدیدهها هستند که توسط عقل کشف میشود و منطق و تجربه آن را میپذیرد، مانند قانون عرضه و تقاضا و قانون نزولی بودن مطلوبیت نهایی.
اهداف اقتصادی
اقتصاد مانند علوم دیگر اهدافی دارد، که علاوه بر تولید، توزیع، مصرف، پساندازد و سرمایهگذاری میتوان از توجیه و پیشبینی پدیدهها، رشد اقتصادی، توسعه اقتصادی، اشتغال نیروی انسانی، تامین اجتماعی، رفاه عمومی و غیره نام برد.
در ارتباط با دو هدف رشد و توسعه اقتصادی باید گفت که این دو مفهوم با یکدیگر متفاوتند: رشد اقتصادی عبارت است از افزایش سطح تولیدات و در نتیجه افزایش ظرفیتهای تولید ملی و اغلب متضمن به کارگیری روشهای علمی در بخشهای مختلف تولید و از جمله اقتصاد است. امروزه در اقتصاد کاربرد واژه رشد بیشتر برای بیان وضع تولید ملی جامعه است.
اما توسعه اقتصادی علاوه بر رشد، نحوه توزیع درآمد ملی در میان افراد جامعه را نیز در بر میگیرد. توسعه اقتصادی اصطلاح تازهای نیست. به طوری که در آثار اقتصادی بعضی دانشمندان قرنهای هجدهم و نوزدهم هم این اصطلاح به چشم میخورد. به عنوان مثال: آدام اسمیت موضوع تقسیم کار را از نظر افزایش ثروت ملل برای گسترش و توسعه اقتصادی کشورها مطرح کرده است.
اسمیت فعالیتهای اقتصادی را مهمترین عامل رشد اقتصادی میدانست.
در نظریه بازار و قیمت، قیمت بازار را بیان کننده هزینههای تولید عنوان کرده که تغییرات آن در بازار به خاطر برخوردهای عرضه و تقاضاست. در زمینه مربوط به مزد، اسمیت مزد را قیمت کار میداند که میزان توسط عرضه و تقاضای کار مشخص خواهد شد. وی از هواداران طبقه کارگر و افزایش دستمزدها و اتحادیههای کارگری بود.
اسمیت سود را، درآمد کل یا پاداش کارفرما میداند. وی طرفدار آزادی مطلق نبود، بلکه در بعضی موارد دخالتهای دولت را ضروری میدانست. آزادی اقتصادی، رقابت آزادی، مشارکت مردم، ایجاد انگیزه برای سودطلبی، نظریه کار تقسیم کار، تخصص، نظریه بازار و قیمت، افزایش بازدهی، ضرورت ایجاد اتحادیههای کارگری، آزادی عبور کالاها و دستنامرئی در بازار، قیمت طبیعی و قیمت بازار، نظریه ارزش و توزیع، کار مولد و کار غیر مولد، ساختار دستمزد نسبی، برابری پسانداز و هزینه و بسط سیستم تعادل از زمینههای اساسی مباحث وی در اقتصاد است.