دوره دوم : 8
" شب "
الی ویزل ، - مجارستانی - ترجمه حامد شهیدیان ( مقیم کانادا ) ، نشر رامین ، چاپ اول 1372 ، پنج هزار نسخه ، 146 صفحه.
( هولوکاست در ادبیات صهیونیستی )
یهودیان اشکنازی اروپای شرقی و روسیه که به لحاظ جمعیت %90 شان نسبت به اقوام دوازده گانه بنی اسرائیل ( سفارودیها : عرب تبار و در اطراف مدیترانه غربی ، اسپانیا و پرتغال سکونت داشتهاند ) برتری کلی دارند و در شکل گیری یهودیگری برتری طلب و سرانجام صهیونیسم جهانخوار نیز مشارکت اصلی را دارند. این جمعیت اشکنازی یهودیان است که از حنجره آبراهام لینکل ( اولین رییس جمهور آمریکا ) تا هری ترومن و هرتصل به عنوان نمایندگان کل یهودیت انواع تفرقه افکنی در میان ملتها و مذاهب را پیش بردهاند. همچنین همین به اصطلاح آرتوکیسلر ( یهودی مجارستانی - انگلیسی ) " قوم سیزدهم " هستند که بعد از پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی یهودیان آمریکا در عرصه آن جنگ ضد انسانی ، اپیدمی افسانه " شش میلیون یهودی به دست قوای هیتلر نسل کشی شد " را بر سر زبانها انداخته ، ضمن سودجوییهای باج گیرانه از دولتها ، در دهه پایانی قرن بیستم قانون مجازات علیه انکار کنندگان هولوکاست را در پارلمانهای کشورهای اروپایی به تصویب رساندهاند. نویسنده " زندگی نامه داستانی خود نوشت - شب " ( الی ویزل ) هم همانند هر یک از نویسندگان و فیلم سازان اروپای شرقی روایتهای تکراری و از روی یک سرمشق نوشتن را ارائه کرده است. نویسنده مدعی است که آنچه نوشته مشاهدات خود از رویدادهاست. در حالی که با کمی تامل چهار چوب سرمشق طراحان افسانه هولوکاست بر این نوشته نیز حاکم است. این محورها عبارتند از :
1 - کورههای یهودی سوزی از فاصلهای دور ( بعید ) روایت میشود و همانند همه فیلمها و رمانهای مربوط به این موضوع به نشانههایی غیر قابل باور ( دودی که از دودکشهای اتاقهای گاز متصاعد میشود و بویی که بر فضا منتشر شده است که ناشی از سوختن گوشت و استخوان انسانی است. ) بسنده میکند.
2 - در هر یک از رمانها ،فیلمها ، مستندها ( تصویری ، نمایشی و نگارشی ) به رغم تفاوتهای ماهوی جمعیت یهودیان هر کشور اروپایی و به ویژه لهستان ، رومانی ، مجارستان ، چک ، اکراین ، روسیه ، آلمان و ... و حتی به لحاظ روایت حامیان هولوکاست ، عدم همزمانی اجرای فرمانهای هیتلری وجود دارد که این همانند سازی را زیر سوال میبرد. به عنوان مثال چکسلواکی پیش از شروع جنگ جهانی در سال 1939 به تصرف آلمان در میآید. فرانسه یک سال بعد از شروع جنگ ، رومانی دو سال بعد از جنگ ، اکراین تنها به مدت کوتاهی آن هم در سال 1943 و مجارستان بنا به قول الی ویزل از بهار 1944 به اشغال قوای آلمانی در میآیند. در حالی که ارائه به اصطلاح مستندها و دلایل مثل هم و یکدست ارائه میشود. نویسندگان و فیلم سازان تنها در ادعای رقم کشتهها با هم تفاوت دارند.
3 - طبق نسح کلی سینمایی و ادبی حامیان هولوکاست ، سربازان آمریکایی رهایی بخش ، بازماندگان یهودی را نجات داده و آنها را زیر الطاف خود قرار میدهند.
4 - در اکثر نسخههای صهیونیستی ، دشمن ( آلمانیها ) از نظر اخلاقی فاسد ، از نظر روانی همه مجنون نشان داده میشوند. در مورد ترویج کنندگان فساد اخلاقی نمونه بارز پیش و بعد از ظهور و سقوط هیتلر ، فیلمهای هالیودی یهودیان اشکنازی بوده است.
5 - در هر یک از این دست آثار ، یهودیان آدمهای ساده لوح و خوش باور ، شهروندان مطیع قانون و دین داران واقعی نشان داده میشوند.
خلاصه کلی داستان شب : " قهرمان داستان ( راوی - الیویزل ) دوازده سالگی خود را پشت سر میگذارد و علاقهمند است تا از " موشه " فراش ( یهودی ساده لوح و قانع و فقیر ) عرفان یهودی ( قبالا ) بیاموزد. پدر الیزر که مردی کوشا و کاسب است پسرش را از آموزش تصوف ، آن هم در سن و سال کم بر حذر میکند. الیزر تنها پسر خانواده است و دو خواهر بزرگتر از او و یک خواهر کوچکتر از اوست. در اوایل بهار 1944 با به قدرت رسیدن حزب فاشیست مجارستان ، یهودیان خارجی مقیم مجارستان اخراج میگردند. موشه فراش هم جزو همانهاست. موشه فراش بعد از هفتهای برگشته ، با چشمان گریان مردم را در جریان آنچه خود شاهدش بوده قرار میدهد ( اس. اسهای آلمانی یهودیان را وادار به زنده بگوری میکنند و او که تیر خورده بوده جزو مردهها محسوب شده و بعد فرار میکند ) اما یهودیان شهر کوچک " سیگت " با نگاه عاقل اندر سفیه حرفهای او را جدی نمیگیرند.
در این دوره اخباری از پیروزیهای ارتش سرخ شنیده میشد. با در خواست دولت جدید، ارتش آلمان وارد بوداپست میشود و همراه با پلیس مجار به شهر سیگت هم میآیند و اول طلا و جواهرات و اشیاء قیمتی مردم یهودی را جمع آوری میکنند. هفته بعد ورود یهودیان به مجامع عمومی شهر را قدغن اعلام میکنند و سپس یهودیان را وادار میکنند تا هر کدام با الصاق ستاره داودی به سینههایشان یهودی بودن خود را در معرض عموم قرار بدهند. ظرف چند روز آینده دو مرکز جداسازی یهودیان از غیر یهودیان " گتو " یکی در مرکز شهر و دیگری در حومه ایجاد میگردد که خانواده الیزر در گتوی مرکز شهر جای داده میشوند. پدر الیزر در جلسه شورای شهر شرکت کرده، خبر میآورد که دستور دادهاند آنها را از شهر سیگت بیرون خواهند برد. ابتدا گتوی بیرون شهری از یهودیان خالی میشود و گتوی مرکز شهر را به آنجا منتقل و بعد از سه روز آنها را نیز با واگنهایی که هر کدام هشتاد نفر را جای میدهند از شهر تخلیه میکنند.
روز سوم واگنها به آشوتیس میرسند. آنها را به اردوگاه "بیرکناو " منتقل میکنند. طی دو روز گذشته خانم شخیز از کورههای آدم سوزی هشدار داده بود و اصرار ورزیده بود که همه آن سمتی را که وی نشان میدهد بنگرند و شعلههای آتش را ببینند. الیزر و دیگران تازه متوجه صحت حرفهای خانم شخیز میشوند. در اردوگاه بیرکناو نام نویسی کرده یهودیان را به آشوتیس منتقل میکنند. در آشوتیس با دکتر " منکله " آشنا میشوند که طرح ازدیاد نسل آریایی را اجرا میکند. مردها و زنها را جدا میکنند ( چالههای مخصوص سوزاندن اطفال و بزرگ سالان را میبینند صفحه 63 ) . بعد از چهار هفته و راه پیمایی طولانی آنها را به اردوگاه تازه تأسیس ( بونا ) میبرند. در اردوگاه بونا تنها عدهای بچه سال پسر که در اختیار همجنس بازان آلمانی قرار میگیرند در امان میمانند. در اردوگاه بونا گرسنگی در میان آوارگان چنان زیاد است که مردی یهودی بر سر دستیابی به دو پیاله سوپ کشته میشود. بمباران اردوگاه توسط هواپیماهای آمریکایی ساعاتی را بدون شکنجه ماموران آلمانی به اردوگاه تحمیل میکند. بعد از بمباران کاپوی هلندی ( پلیس از میان آوارگان که تحت نظر اس. اسها انجام وظیفه میکردند ) و دو همدستش به اتهام مخفی کردن سلاح و مهمات به دار آویخته میشوند. پدر الیزر را به میان ده نفری که از کار افتاده محسوب شدهاند میفرستند.
الیزر که پایش از روزهای اول رانده شدن از سیگت زخمی و عفونی شده است در بیمارستان بستری میکنند. الیزر با تصور کشتار بیماران از بیمارستان فرار کرده به پدرش ملحق میشود. بعدها در مییابد که بستری شدگان در بیمارستان فردای فرار او به وسیله نیروهای روسی آزاد میشوند. نقشه آلمانی ها برای نوبتی سوزاندن دستههای یهودیان عقیم میماند و آنها مجبور به انتقال به اردوگاه میشوند. در بین راه چند روزی را در اردوگاه ( گلیوتیس ) نگه میدارند و بعد مجبور به عقب نشینی دیگری میشوند. سیزده شبانه روز دیگر در واگنها حرکت میکنند تا قطار در اردوگاه ( بوخنوالد ) آنها را تخلیه میکند. از هر واگن صد نفری حدود 12 نفر زنده و بقیه مردهاند. گرسنگی و بیگاری کشیدن فشار بیشتری را بر اسرا وارد میآورد. سرانجام الیزر و پدرش را از هم جدا میکنند و او را به اتاق گاز میبرند. از پنجم تا دهم آوریل 1945 سرانجام نیروهای مقاومت علیه اس اسها وارد نبرد مسلحانه میشوند و ساعت 6 بعد از ظهر روز دهم آویل تانکهای آمریکایی میرسند و یهودیان را آزاد میکنند. الیزر بعد از پرخوری کارش به بیمارستان کشیده میشود و بعد از پانزده روز سلامتی خود را به دست میآورد. " همانندیهای:
1 - تصویر اردوگاه بوخنوالد در فیلمهای ( فهرست شیندلر ، پیانیست ، اپراسنیگ ، هیتلر جوان و ... ) کپی و بدل رمانهای ( مرگ کسب و کار من است - قرن من ، درد ، یاکوب دروغگو و ... ) است که با همان [ چیدمان ] طراحی صحنه و ذکر و نمایش دادن جزئیات همراه است. همه از روی الگوی تاریخ نویسی یهودیان آمریکا به سرپرستی ویلیام شایرر و کتابهای " ظهور و سقوط رایش سوم " و ... او و همکارانش است.
2 - صحنه کشته شدن یهودی مجنون از تحقیر دیدگی و گرسنگی کشیدگی بر سر یک پیاله سوپ در فیلم پیانسیت ( رومن پولانسکی یهودی لهستانی از یهودیان لهستان روایت میکند ) مقایسه شود با صفحه 84 رمان ( شب ) الی ویزل ( مجارستانی ) از همان صحنه که عاطفه بیننده و خواننده را به همدردی بر میانگیزد.
3 - ساده لوحی و خوش مشرب و ساعی و مصلح بودن همه یهودیان که اکثراً قربانی همین خصایل پسندیده میشوند. فیلمهای ( دیکتاتور بزرگ ، پیانسیت ، ساعت 25 ،اکسیدوس ، ویلونزن روی بام ، شوآ ، اپراسنیگ و ... ) مقایسه شود با رمانهای ( خیاط جادو شده ، یاکوب دروغگو ، مسخ ، محاکمه ، افسانه کهن و ... ) که با چاشنی هنرمند بودن یهودیان همراه میشود. در رمان (شب) الیزر علاوه بر خوش خیالیهای پیاپی مردم به رغم آن همه کشتار هیتلر در کشورهای همسایه ، اولاً معصوم داوازده ساله است و دوم اینکه به تصوف قبالا ( رابطه مستقیم با خدا داشتن ) گرایش دارد.
4 - رمان شب علاوه بر حفظ وجوه کلی هولوکاست در قالب زمانی 44 و 45 توجیهی هم دارد که چگونه کل اردوگاههای کار اجباری به هر تعدادی که در لهستان بوده و در داخل خاک آلمان نیز در سه اردوگاه اقامت موقت گزیدهاند و آن همه را دستمایه داستان خود قرار داده است. نویسنده مدعی است که در فاصله بین 1939 تا 1945 ( از قول هاناآرنت فیلسوف معاصر و یهودی آلمانی) خداوند آنان به عنوان قوم برگزیده فراموش کرده است.
ویژگیهای رمان شب :
1 - خوش باوری ادعایی قومی با خوش باوری محصول سنالیزر ادغام شده تا بیشترین دلسوزی خواننده را جلب کند.
2 - قرینه قرار داده شدن ( منکله در صدد ازدیاد قوم آریایی است ) با قلع و قمع شدن یهودیان که مثلاٌ سه نسل با هم منهدم میشوند.
3 - صیانت از نسل با همه شرایط سخت به وسیله یهودیان جفظ میشود ( الیزر تا آخرین لحظه مرگ پدر به رغم از کارافتادگی او همچنان دلواپس اوست.
4 - به رغم پیش ساخته بودن موضوع هولوکاست (نویسنده ده سال در این باره سکوت کرده است ) نویسنده تا جایی که اقتضای روایت اول شخص فاعل وجود دارد به اندازه کافی و مستقیم خود را در جایگاههای گزارش قرار داده است که بتواند انسجام رمان و هدف تبلیغاتی از پیش تعیین شده را به نحو احسن به انجام برساند.
درباره نویسنده : الی ویزل در سال 1928 در مجارستان دیده به جهان گشوده در نوجوانی به همراه خانوادهاش به اردوگاههای کار اجباری آشوتیس و بوخنوالد فرستاده شد. در همین اردوگاهها بود که پدر و مادر و خواهر کوچکش را از دست داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و رهایی از بوخنوالد تصمیم گرفت که ده سال درباره مشاهداتش و آنچه بر سرش آمده بود خاموش بماند. سرانجام مهر سکوت خود را با نگارش " شب " شکست و به ترسیم گوشههایی از تاریکترین و مهیبترین دوران زندگی یهودیان نشست. ویزل پس از جنگ به فرانسه کوچید و به روزنامه نگاری مشغول شد. تا کنون بیش از بیست کتاب از او به چاپ رسیده است . آثار معروفش عبارتند از : سپیده دم ، تصادف ، شهری فراسوی دیوارها ، دروازههای جنگل و گدای اورشلیم ( برنده جایزه فرانسوی Prix Medici در سال 1961 ). ویزل در سال 1985 جایزه صلح نوبل و نشان طلای کنگره آمریکا را به دست آورد . وی هم اکنون صاحب کرسی استادی علوم انسانی در دانشگاه " بستن " آمریکا میباشد. ادامه دارد ...