نمایش خصوصی : رزمایش مبارزه هزاره ی 2002
در آگوست 2002 ، طراحان نظامی آمریکا یک حمله مطابق آنچه که در ژانویه 2008 اتفاق افتاد را شبیه سازی کرده بودند . در این شبیه سازی ، تیم قرمز که نقش دشمن را بازی می کرد چند سری حمله پیاپی به تیم آبی که شامل یک گروه رزم ناو هواپیما بر و یک گروه تهاجم آبی خاکی در تنگه ی هرمز بود انجام دادند . این منطقه که تنها یک منطقه ی تنگ نیست و در سواحل شامل عوارض و پستی و بلندی ها و جاده های پر پیچ و خم کوهستانی نیز می شود . قایقهای تندرو و تیم قرمز نه تنها به شلیک راکت و تیربار پرداختند ، بلکه مواد منفجره نیز حمل می کردند و از این کار برای کوبیدن قایقها به شناورهای تیم آبی استفاده کردند تا شرایطی مشابه حمله به ناوشکن یو اس اس کول در سال 2000 را شبیه سازی کنند . حتی با اینکه تیم آبی با استفاده از توپخانه دریایی و شلیک موشک به این حمله ها پاسخ داد ، در پایان 16 فروند از کشتی های جنگی اصلی خود را از دست داد !!!
با این وجود که این رزمایش شامل حملات موشکی به ناوگان آبی از پرتاب گرهای زمینی و هواپیماها نیز می شد ، اما قایقهای تندرو ثابت کردند که به تنهایی دشمنی بس خطرناک تر از آن چیزی که افسران نیروی دریایی آمریکا پیش بینی کرده بودند هستند . بنا به اظهرات دریادار پائول ون ریپر فرمانده اسمی تیم قرمز ، گروه رزمی قایقهای تندرو با اجرای تاکتیک یورش جمعی این نکته را پدیدار کردند که واحدهای کوچک از نظر اندازه و بزرگ از نظر تعداد می توانند واحدهای بزرگ از نظر اندازه و کم تعداد را شکست دهند .
صرفه نظر از اینکه این دسته ها مورچه هایی باشند که به یک مار حمله می کنند ، دسته گرگ هایی که به بوفالوها حمله می کنند و یا پاسداران ایرانی که به نیروی دریایی آمریکا حمله می کنند . در مصاحبه ای با روزنامه نیویورک تایمز ، دریادار ون ریپر یادآور شد که درگیری در آن منطقه ( تنگه هرمز ) فراتر از توانایی های روانی و الکترونیکی تیم آبی برای پاسخ به حملات بود . وی اضافه کرد که کل حمله پنج و نهایتاً 10 دقیقه به طول انجامید .
این شبیه سازی به طور طبیعی این دو سوال را به وجود آورد : افسران شرکت کننده ( در آن رزمایش ) سوال می کنند که چگونه این نتایج حاصل شد و پنتاگون به عنوان نهاد کل سوال می کند آیا ممکن است واقعاً این اتفاق بیافتد .
موتورها روشن می شود : قایق ها حمله می کنند
به احتمال زیاد بهترین راه برای فهمیدن تهدید واقعی قایقهای تندرو چه از جانب ایران و یا هر کشور دیگر این است که مقایسه ای بین وضعیت ناوگان دریایی ( آمریکا ) و شرایط مربوط به شورش ها در شهرهای عراق بشود . کل بحث پایه ای در جنگهای چریکی و نامنظم حمله به نقاط ضعف دشمن و به وجود آوردن شرایطی است که نقاط ضعف فردی در یک کار گروهی پوشش داده شود .
( توضیح مترجم : نویسنده مقاله در اصل قصد دارد که این موضوع را روشن کند که تاکتیک قایقهای تندرو نی ز، به مانند شورشیان و شبه نظامیان در جنگهای نامنظم است ) .
شرایط جنگ دریایی در حال حاضر دو مسئله را بیش از پیش حائز اهمیت می کند . مسئله اول بحث تناسب قیمتها ست . تعداد شناورهای سحطی نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر به 280 فروند کاهش یافته است که بعد از سال 1930 میلادی کمترین تعداد است . اما این در حالی است که قیمت هر کدام از شناورهای سطحی جنگی نیروی دریایی آمریکا دارای قیمت بسیاری است . به طور کلی هیچ برابری در میانگین قیمت میان شناورهای آمریکایی و قایقهای تندرو ایرانی وجود ندارد . برای مثال : ناوشکن یو اس اس هوپر برای ساخت و تجهیز به رقمی در حدود 500 میلیون دلار نیاز دارد . حال مقایسه کنید با یک قایق مسابقه ای به طول 40 فوت که قیمتی در حدود 500 هزار دلار دارد . به عبارتی برابری قیمت چیزی در حدود 1 به 1000 است . این بدین معنا است که ایران می تواند 5 برابر بیشتر از قایقهایی که دریادار ون رپیر در رزمایش به کار برد را درگیر کند و هنوز هم قطعات و لوازم کافی برای مسلح کردن قایقهای خود با موشکهای کروز را دارد . مسئله دوم این است که زمانی که قایها حمله تاکتیکی خود را از فاصله ککمتر از 1 کیلومتر آغاز کنند ف این مسئله به نفع انها خواهد بود چون که قادرند سلاحهای اصلی کشتی را از کار بیاندازند ( توضیح مترجم : موشکهای هارپون به عنوان سلاح اصلی ضد شناور کشتی های آمریکایی توان درگیری در فواصل نزدیک را ندارد ) . در آبهای با تلاطم متعادل این قایقها با بدنه اصلاح شده توانایی رسیدن به سرعت 30 گره ( 40 مایل بر ساعت 60 کیلومتر بر ساعت ) را دارند و این بدان معناست که یک قایق تندرو و به تنهایی برای نزدیک شدن به یک کشتی از فاصله یک کیلومتری به 1 دقیقه و از 200 متری به تنها 12 ثانیه نیاز دارد . حال ، رزم ناوها و ناوشکنها به مانند پورت رویال و هوپر 8 سلاح دفاع نزدیک حمل می کنند که شامل : 2 توپ 20 میلی متری فالانکس ( 6 لوله ) ، دو توپ 20 میلی متری بوش مستر ( تک لول ) و 4 تیربار کالیبر 50 اینچ قابل حمل / قابل نصب می باشد .
لاف زدن و بزرگ بینی است اگر ادعا کنیم تمام این تسلیحات به دقت شلیک می کنند و تفنگ دارانی که از تیربارهای سنگین استفاده می کنند بتوانند به دقت تیراندازی کنند . لاف زدن است اگر از لحاظ علمی تصور کنیم که در یک دوره درگیری ، 10 ثانیه ای یک کشتی بتواند 48 قایق تندرو را که یک دقیقه برای رسیدن به آن زمان نیاز دارند را متوقف کند .
اما چه خواهد شد اگر یک دشمن دانا با اشاره از طرف یک فرمانده دانا آن ناحیه را پر از قایقهای تندرو کند و از نظر تعداد برتری یابد ؟
درباره ی ضعف دفاع نزدیک کشتی های بزرگ یک مفهوم و مثال ادراکی وجود دارد : ( آنها ( کشتی های بزرگ ) همان نقاط ضعفی را دارند که یک خط استحاکامات دفاعی ثابت در روی زمین مثل خط ماژینو دارد .
( توضیح مترجم : خط دفاعی ماژینو یک خط دفاعی بزرگ و مستحکم در مرز آلمان و فرانسه در زمان جنگ دوم جهانی بود و فرانسویان امید زیادی به این خط داشتند . اما آلمانها با استفاده از چند دسته چترباز و رعایت اصولی مثل سرعت و اصل غافلگیری توانستند نیروهای خود را بر روی آن دژ فرود آوردند و با استفاده از مواد منفجره آشیانه های توپ و استحکامات دفاعی دژ را نابود کردند ) .
بنابراین با همین تحلیل ساده فوق نیز می توان دریافت که قایقهای تندرو می توانند تهدیدی جدی باشند .
کلام آخر :
1 ) واقعه ای که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد و باعث جنجال شد تنها یک نمایش مضحک برای رسانه های غربی بود . اگر دوستان به خاطر بیاورند آن حادثه درست در آستانه سفر منطقه ای جرج بوش به منطقه خاورمیانه اتفاق افتاد و باعث شد که رسانه های غربی برای مدتی هر چند کوتاه مستمسکی برای جنگ روانی در اختیار داشته باشند و دیدیم که اصل واقعه توسط سپاه پاسداران ضبط و پخش شد و حقیقت ماجرا آشکار شد .
2 ) تصور می کنم این مقاله پاسخ مناسبی به بعضی از دوستان بود که که تصور می کردند که ناوهای آمریکایی شکست ناپذیر هستند و هیچ نیرویی را یارای برابری با آن نیست .
3 ) اما مسئله آخر نسل جدید این قایق ها است که در آن از فناوری پنهانکاری استفاده شده و خود این قایقها به موشکهای کروز و اژدر نیز مجهز شدند . حال این نیرو را با زیر دریایی های نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و قایقهای پرنده با سرعتی نزدیک به 187 کیلومتر و پرنده های بی سرنشین که هراز چند گاهی بر فراز ناوهای آمریکایی ظاهر می شوند و پرتاب گرهای موشکی بی شمار ایران در طول ساحل خلیج تا ابد پارس و دریای عمان را در نظر بگیرید تا به تنها بخشی از توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران پی ببرید .