تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۹  ، 
کد خبر : ۹۲۱۴۴
فوتبال در خدمت سیاست

سیلویو و کالچو


رابطه کاوالیره (شوالیه) و باشگاه آث میلان دو دهه است که ادامه دارد و این مسئله براى خود برلوسکونى بسیار بااهمیت است. به هر حال کالچو همواره توانسته شهرت و افتخار نصیب افراد کند و مردم زیادى را به پاى صندوق هاى راى بکشاند. به هنگام انتخابات هم سیلویو از فوتبال غافل نشد و این ابزار را براى متقاعد کردن مردم فوتبال دوست براى راى دادن به او به کار بست و خود را رئیس جمهور کالچوى نمایشى لقب داد. در تبلیغات انتخاباتى روزنامه ورزشى «گازتا دلو اسپورت» تصویر تمام صفحه او را چاپ کرده و نوشته بود: «میلان و برلوسکونى، 20سال تاریخ سرشار از موفقیت.»
رابطه سیلویو و کالچو در ژوئیه 1986 آغاز شد. آث میلان که در آستانه ورشکستگى کامل بود توسط برلوسکونى خریدارى شد و او نمایش خود براى رسیدن به جاه طلبى هایش را آغاز کرد. بازیکنان و مربیان به کمک هلیکوپتر به روى چمن استادیوم آرنا در قلب میلان آورده شدند و رسانه ها هم برلوسکونى را بزرگ تر و بزرگ تر کردند. او مى گفت: «منطق از استدلال فکرى سرچشمه نمى گیرد بلکه بیشتر نشات گرفته از جنونى روشن و پیش بینى کننده است.»سال بعد از آن هم او در کاخ پومیرو سخنرانى به یادماندنى اى کرد و در آن متذکر شد: «ماموریت ما سرگرم شدن و پیروزى در ایتالیا، اروپا و بعد سراسر جهان است.»سیلویو همه چیز را متحول کرد.
ابتدا به تقدیر از پیروزى هاى جیانى ریویرا پرداخت و بعد شورت و کفش سفید را اجبارى کرد. چون این رنگ در تلویزیون دید بهترى داشت. بعد هم به میوه هاى روى میز قهرمانان مکمل هاى غذایى افزود و نیلز لیدهولم مربى این تیم را اخراج کرد، چون برنامه هاى او براى رسیدن به اهداف موردنظر برلوسکونى که فقط نتیجه بود مناسب به نظر نمى رسید. آریگو ساچى جاى او را گرفت و بعد هم ورود هلندى ها آغاز شد. مارکو فان باستن و رودگولیت آغازگر این روند بودند و برلوسکونى همه جا حاضر بود و مدیریت خودمحورانه اش را اعمال مى کرد. او مى گفت: «یووه میلیون ها تیفوسى (هوادار متعصب) دارد اما آث میلان مرا دارد.» اما یک بار که در کنار زمین تمرین تیم را تماشا مى کرد به ساچى گفت: «آریگو عزیزم! نمى توانى تصور کنى که چقدر دلم مى خواست جاى تو بودم.» و او نیز پاسخ داد: «من هم کاش جاى شما بودم.»
فوتبال فراتر از انگیزه هاى سیاسى، عطشى است که در خون اوست. برلوسکونى تعریف مى کند: «من در سن 8سالگى طرفدار تیم میلان شدم. پدرم وقتى که از تبعید سوئیس بازگشت مرا براى تماشاى بازى این تیم برد و از آن زمان همیشه در آرزوى فوتبال بازى کردن هستم. زمانى به عنوان بازیکن خط حمله مشغول بازى شدم و بعد در جناح راست (او هرگز چپ! را دوست نداشت) توپ زدم. در نهایت هم بازیگردان شدم و در نقش لیبرو هم کارم را به پایان رساندم.» سیلویو در گذشته مربى تیم محلى ادینورد بود که برادرش پائولو هم در آن بازى مى کرد. در بازى فینال یورو 2000 و زمانى که ایتالیا در مصاف با فرانسه شکست خورد برلوسکونى به انتقاد شدید از مربى تیم ملى پرداخت و گفت: «حتى یک آماتور هم مى توانست درک کند که باید زیدان را مهار کند.»آث میلان ویترین جاه طلبى هاى سیاسى میلیاردر ایتالیایى است و او مدام تکرار مى کند: «مردم با پیروزى هاى میلان فلسفه مرا درک کرده اند.» در ماه مه 2001 و شب دیدار میلان با دیپورتیوو لاکرونیا، برلوسکونى وارد رختکن شد و گفت: «من به عنوان رئیس دولت آینده با شما صحبت مى کنم. من مطمئن هستم که امشب شما به خاطر این 60هزار تیفوسى منتظر در استادیوم پیروز خواهید شد. درست مثل من که به خاطر 50 میلیون ایتالیایى که منتظرم هستند پیروز مى شوم.»
سیاست و کالچو در استراتژى برلوسکونى از هم جدایى ناپذیرند. گاهى به نظر مى رسد که «فورتزا ایتالیا» فقط یک شعار است که در استادیوم به گوش مى رسد. پرچم هاى لاجوردى این حزب هم به طرز عجیبى تداعى کننده پیراهن هاى آبى ملى پوشان ایتالیایى هستند. چطور مى توان واکنش هاى مالیخولیایى برلوسکونى در شب پیروزى میلان در مقابل «کمونیست هاى کافر» استوا بخارست در بازى فینال جام قهرمانان سال 1989 را به فراموشى سپرد؟ او این پیروزى را «پیروزى خیر در برابر شر» نامید. آرمان همیشگى او پیروزى است. پیش از فینال لیگ قهرمانان2003 زمانى که میلان، یوونتوس را مغلوب کرد سیلویو فریاد مى زد: «چه کسى پیروز خواهد شد؟ معلوم است ما. من براى همیشه محکوم به پیروزى ام.» در ماه مه2005 هم او گفت: «من به فینال استانبول خواهم رسید و براى رسیدن به جام دعا خواهم کرد.» اما لیورپول قهرمان شد و کارلو آنچلوتى مربى تیم مورد ملامت قرار گرفت: «به کارلو بگویید اگر با دو مهاجم بازى نکند اخراجش مى کنم. این یک دستور است.» او همیشه با مربى هایش چنین برخوردى دارد و البته ناراحت است از اینکه دخالت هایش زیاد به چشم نمى آیند: «همه از میلان ساچى، کاپلو و آنچلوتى حرف مى زنند اما هرگز کسى از میلان برلوسکونى نمى گوید. در صورتى که این من هستم که در 18سال گذشته تیم را چیده ام.» با این حال معتقد است: «من مثل بقیه یک تماشاچى هستم. هر چند پول بلیتم گران تر از همه است. اما به هر حال با داشتن افتخار قهرمانى در 7کالچو، 4 جام قهرمانان، 2 جام بین قاره، یک جام ایتالیا، 4سوپرجام اروپا و5سوپرجام لیگ هیچ انسانى در دنیا به اندازه من قهرمانى نداشته است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات