آقامصطفى مجتهد کمره اى پدر امام خمینى از جمله علمایى بود که به کشاورزى اشتغال داشت و هزینه زندگى خود را از کار بر روى زمین تامین مى کرد. او با آن که عالمى برجسته بود و مجتهد اهل خمین به شمار مى رفت و طبیعتاً دستش نیز براى تصرف در وجوهات شرعى باز، در عین حال خوش مى دید که نان خود را از دل زمین بیرون کشد و فرزندان خویش را بدان لقمه سیر سازد.آقامصطفى هم خود کار مى کرد و هم به رسم آن روزگار در کشاورزى از دیگران کمک مى گرفت و آن دیگرانى که روى زمین یارى گر او بودند، به همراه خانواده هاشان از حمایت هاى مادى و معنوى مجتهد نیز بهره مى جستند.مجتهد کمره راکه به جفا کشتند، شش فرزند از او برجا ماند که جز یکى بقیه صغیر بودند و کوچک تر از همه سید روح الله چهار ماه و چند روزه. زمین هاى کشاورزى آقامصطفى که پس از آن واقعه میراث فرزندان شد در دوره کشمکش و هرج و مرج آن روز ایران، محل خطر و آسیب بود و بیم آن مى رفت که دست تطاول زورگویان در آن خدشه و نقصانى وارد سازد. پس صاحب خانم، خواهر شجاع آقامصطفى به یارى برادرزادگان صغیر و مادرشان هاجر آمد تا آرامش و امنیت این خانواده تضمین گردد.صاحب و هاجر در غیاب آقامصطفى چنان مدیریتى از خود بروز دارند که تمام یتیمان اش احساس رفاه کامل مى کردند.1
این مدیریت و سرپرستى دلپذیر و آرام بخش تا 1336 قمرى، یعنى درست تا زمانى که کوچک ترین یتیم آقامصطفى نیز پا به سن بلوغ گذاشت و کبیر شد تداوم یافت و آنگاه در سالى پرمحنت، هر دو سرپرست با فاصله اى اندک چشم از جهان فروبستند و فرزندان آقامصطفى را در غمى جانکاه فرو بردند.در این هنگام، دارایى هاى پدر، به دستور شریعت میان سه پسر و سه دختر آقامصطفى تقسیم شد تا هرکدام، آن را توشه راه خویش ساخته، بناى زندگى خود را بر آن پایه استوار سازند.سهم آقاروح الله از ارث پدر، بخشى از خانه مسکونى و قدرى از زمین هاى کشاورزى بود و او چون در همان سال ها راهى اراک و سپس قم شد تا در حوزه هاى علوم دینى به تحصیل اشتغال ورزد، برادر بزرگ خود آقامرتضى را وکالت داد تا سهمش را به اجاره داده، درآمدش را به او برساند.
مال الاجاره میراث پدرى در روزگار سختى تحصیل علم و تهیدستى طلاب، به مدد آقاروح الله آمد و مانع فقر را از سر راه دانش آموزى او دور کرد.اسناد پراکنده موجود حکایت از آن دارد که دارایى هاى پدر، یار و یاور خوب و مطمئنى براى روز هاى سخت حاج آقا روح الله بوده و چون دستى حمایت گر، نوعى طمأنینه و آرامش خاطر براى او تا سال هاى متمادى به ارمغان آورده و او را از دریافت شهریه و استفاده از وجوه شرعى براى تحصیل بى نیاز ساخته است.
نخستین سندى که در دست است تاریخ12شهر ربیع الثانى 1356 قمرى (31 خرداد 1316 شمسى) را در پائین خود دارد و آن وکالت نامه اى است که آقا روح الله برادرش آقامرتضى را وکیل شرعى خود نموده «در فروش تمامى چهار دانگ و نیم از هشت قطعه زمین مزروعى محله مشهد خمین و چهار ساعت و نیم از مجارى المیاه قنات خمین» که در توضیح آن نوشته است زمین و آبى که «معظم له مشترکاً براى اینجانب و سرکار خانم همدم هندى خریدارى فرموده اند به هر نحوى که صلاح مى دانند و نیز وکلیند در اخذ وجه و التزام از طرف اینجانب و امضاى معظم له به منزله امضاى اینجانب است.»2
سند دیگر چهار برگ رسید هزینه هاى ثبتى است که امام خمینى در اسفند 1320شمسى بابت زمین ها و سه ساعت از آب قنات خمین به صندوق ثبت اسناد و املات کمره پرداخته است.3
امام خمینى در دوم ذى حجه 1366 قمرى (1326 شمسى) برادرش آقامرتضى پسندیده را وکیل شرعى و قانونى خود نمود تا سند مالکیت خانه نمره چهار خمین خود را از ثبت گرفته و آن را به فروش رسانده، وجه آن را دریافت دارد.آیت الله محمد تقى موسوى خوانسارى در ذیل این وکالت نامه، اصالت خط و مهر «سرکار حجت الاسلام آقاى حاج آقا روح الله خمینى دامت برکاته» را تائید کرده است.4
حاج آقا روح الله یک سال بعد در تاریخ 28 شهر محرم الحرام 1367 ق (1327 ش) داماد برادرش آقامرتضى، یعنى مهران توکلى را وکیل نمود تا آب و ملک وى در ورآباد و خمین را به ثبت رسانده، اظهارنامه ثبتى تنظیم و تسلیم نموده و برگ هاى مربوطه را امضا کرده و تمام امور مربوطه را انجام دهد. در ذیل این سند نیز این جمله آیت الله محمد تقى موسوى خوانسارى به همراه مهر او دیده مى شود: «بسمه تعالى شأنه- امضا، امضاى حضرت مستطاب حجت الاسلام آقاى حاجى آقا روح الله خمینى دامت برکاته است.»5
حجت الاسلام شیخ على سهرابى از شاگردان و همشهرى هاى امام که بعضاً واسطه آقاى پسندیده در خمین و امام در قم بوده مى گوید: «کشاورزان اجاره زمین را به حاج پسندیده داده. او هم به من مى داد تا در قم به امام برسانم. اما کشاورزان بعداً همین اجاره را هم نداده و زمین ها را بدون اجازه به تدریج مالک شدند.» به گفته سهرابى «کل اجاره اى که سهم آقاى خمینى مى شد زمانى پنج هزار ریال (پانصد تومان) در سال مى شد که البته رقم قابل توجهى نبود.»6
نامه اى از امام خمینى موجود است که نشان مى دهد حداقل تا سال 1343 مال الاجاره املاک خمین به دست او مى رسیده است. وى پس از آنکه به ترکیه تبعید شد در 19 آبان همان سال در نامه اى که خطاب به پسر ارشدش آقامصطفى فرستاد، پس از ذکر مسائل مختلف نوشت: «... جزیى وجهى به دخترها مى دادم از وجه خمین و تتمه را از سهم سادات بدهید. شهریه مادر را بدهید...»7
اما براساس وصیت نامه امام در سال 1356 که پس از درگذشت پسرش آقامصطفى نوشته روشن مى شود که دیگر اجاره املاک خمین به دست وى نمى رسیده و حتى دیگر از میزان آن نیز اطلاعى ندارد. در بند سوم این وصیت نامه نوشته شده: «جزیى ملکى که در کمره دارم و نمى دانم چى است و چقدر است و آقاى پسندیده اطلاع دارند بین ورثه کما فرضه الله تقسیم شود.» و در بند پنج اضافه کرده: «اگر در کمره ملکى دارم یا منافع شخصى در آن بدهند والا احمد تبرع کند و مختار است در این تبرع.8»9 امام پس از پیروزى انقلاب و در زمان رهبرى خویش طى نامه اى به دیوان عالى کشور در تاریخ 24 دى 1359 صورت دارایى هاى خود را طبق قانون اساسى به اطلاع آن نهاد رساند که از میان دارایى هاى مختصر خود یک مورد آن به زمین اش در خمین اختصاص داشت. در بند دو نامه مزبور آمده است: «قطعه زمینى است ارث پدرى است و به حسب اطلاع حضرت آقاى پسندیده مشاع است بین اینجانب و معظم له و ورثه مرحوم اخوى (آقاى هندى) که اجاره سهمیه اینجانب از قرار اطلاع آقاى اخوى سالى چهار هزار ریال است که داده نمى شود.»10
سه سال بعد در تاریخ 26 اسفند 1362 امام به برادرش پسندیده وکالت داد تا همان زمین مشاع را هرگونه صلاح مى داند بفروشد یا اجاره دهد و یا هر اقدام دیگرى که لازم است انجام دهد و سهم وى را به فقرا و مستمندان واگذار کند. متن وکالت نامه به شرح زیر است:
«بسمه تعالى
حضور محترم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقاى پسندیده- دامت برکاته نظر به اینکه زمین ها و آب و صحراى خمین، سهم الارث پدرى متعلق به حضرت عالى و اینجانب و مرحوم آقا سیدنورالدین هندى11 رحمه الله مى باشد و ورثه آن مرحوم قصد تفکیک و افراز12 یا هر نوع اقدام دیگرى نسبت به آب و ملک فوق را دارند، بدین وسیله به حضرت عالى وکالت و حق وکالت به غیر داده مى شود که هرگونه صلاح مى دانید نسبت به افراز و تفکیک و فروش و تقسیم و واگذارى و اجاره و یا هر نوع اقدام دیگرى با اسقاط خیارات حتى غبن13 و دریافت وجوه اقدام فرمایید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
12 جمادى الثانیه 1404قمرى-روح الله الموسوى الخمینى
بسمه تعالى
پوشیده نباشد که اینجانب حق خود را واگذار نمودم به کسانى که خانه ساخته یا مى خواهند بسازند از فقرا و مستمندان.
روح الله الموسوى الخمینى»14
یک سال و اندى بعد امام جمعه خمین از سوى امام مامور شد تا همان زمین ها را که قبلاً به آقاى پسندیده هم وکالت داده بود بین فقرا تقسیم کند.امام در آن نامه نوشت: «جنابعالى وکیل هستید زمین هاى متعلق به اینجانب را هر چند ناقابل است، هر طور صلاح مى دانید تقسیم کنید بین فقرا و تملیک آنان کنید. چه ساختمان شده باشد یا نشده باشد. 30 رجب 1405 _ اول اردیبهشت 1364 روح الله الموسوى الخمینى»15
یکى از کشاورزانى که مستاجر زمین هاى امام بوده در این باره مى گوید: «حضرت امام یک قدرى زمین پهلوى ما داشت در پایین بند، حدود شش گرى. بعد از انقلاب که آقاى خمینى دستور داد آنها را به مستحق ها بدهند آقاى جلالى آمد گفت خب حاجى حالا ما چه کار کنیم با این شش گرى زمین هاى امام. گفتم والله این چهار گرى مال امام است، دو گرى آن هم مال من است. گفت تو گذشت نمى کنى؟ گفتم دو تا قواره دویست مترى از آن را برمى دارم، بقیه را مى گذارم براى خانواده هاى شهدا و مجروحین.»16رضا پسندیده برادرزاده امام خاطره اى از نوع برخورد امام با کشاورزان مستاجر به یاد دارد که شنیدنى است. او مى گوید: «من و پدرم (آیت الله پسندیده) خدمت امام بودیم. به ایشان گفتیم یک مقدار املاک خانم پسندیده (مادرم) در خمین غصب شده، یک عده گرفتند و ساختند... دفعه بعد به ایشان گفتم که موضوع را از طریق آقاى موسوى اردبیلى دادستان کل کشور پیگیرى کردم ولى به نتیجه اى نرسیدم، رفتیم دنبال شکایت... بالاخره امام فرمودند اینهایى که حالا آنجا را گرفتند یک آدم هاى مستحق و محتاجى بودند، حالا پولش را من مى دهم. پول زمین ها را من به شما مى دهم که رضایت بدهید.»