تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۹  ، 
کد خبر : ۹۲۱۶۱

جنگ رسانه ای

پروفسور حمید مولانا

یکی از شیوه های جنگ سرد بین آمریکا و کشورهایی مثل ایران، استفاده دولتمردان آمریکا از رسانه ها برای پخش و گسترش «اطلاعات» و «اخبار» مورد علاقه سازمان های دولتی ایالات متحده در سطح ملی و بین المللی است. این روند تبلیغاتی که منظور اصلی آن ایجاد رعب، تهدید، تفرقه بین نخبگان و افکار عمومی و در برخی موارد برای دریافت عکس العمل طرف مقابل است از زمان جنگ سرد بین آمریکا وشوروی سابق تا امروز ادامه داشته است.
رابطه بین رسانه و روزنامه نگار و منبع «اطلاعاتی» و «خبری» و عقیدتی در این معادله جنگ رسانه ای با ساختارهای مالی و سیاسی مطبوعات و رسانه ها و یا افرادی که به عنوان «گزارشگر» به طریق انتفاعی از آن بهره می برند رابطه مستقیم است. رقابت مالی و اقتصادی رسانه ها برای دریافت «اطلاعات» و «اخبار» و «گزارش های» به اصطلاح دست اول و اغلب جنجالی و تمایل شدید برخی از نویسندگان برای کسب شهرت و دریافت جایزه و پاداش و بهره برداری مالی از بازار مخاطبان دو عامل مهم این جریان ارتباطاتی هستند. عامل سوم از نظر دولتمردان آمریکا مشروعیت و مقبولیت رسانه و یا روزنامه نگار و نویسنده و گزارشگر است.
پاداش و مؤاخذه اطلاعاتی و خبری یکی از عوامل اصلی سانسور و کنترل اطلاعات در جوامع به اصطلاح «اطلاعاتی» امروز است. همفکری رسانه ها و دولتمردان در معانی ایدئولوژی و دموکراسی و برتری جهانی صفحه دیگری از این جنگ رسانه ای است. در دوره جنگ سرد بین آمریکا و شوروی برخی از روزنامه نگاران آمریکا مستقیم و غیر مستقیم در خدمت سازمان های دولتی بودند و اغلب رسانه های اصلی ایالات متحده به علت تعصبات «ضدکمونیستی» از سیاست خارجی آمریکا حمایت کردند و در بسیاری موارد اخبار دروغ و فریبنده دولت آمریکا را در مورد جنگ ویتنام و دخالت های سیاسی و نظامی آن کشور در قاره های مختلف دنیا بدون پرسش و انتقاد منتشر کردند. در جریان حمله به عراق این روند آشکار بود و حتی روزنامه هائی مانند نیویورک تایمز و واشنگتن پست به کوتاهی خود اذعان کردند.
ورود یک سال قبل «سیمور هرش» روزنامه نگار و نویسنده سرشناس آمریکایی که مؤلف چند کتاب درباره سیاست نظامی و امنیتی آمریکاست و برای مجله «نیویورکر» مقاله می نویسد طی یک گزارش مفصل از زبان منابع موثق آمریکا مدعی شد که ایران «هدف (نظامی) آینده آمریکاست». و چنین جلوه داد که این امر تقریباً اجتناب ناپذیر است. امروز «سیمور هرش» در آخرین شماره همین مجله می نویسد که فرماندهان ارشد آمریکا بیش از پیش برنامه های نظامی دولت بوش را به چالش می کشند و همین مخالفت ها بوده است که اکنون شاهدیم کاخ سفید برای مذاکره مستقیم با ایران اعلام آمادگی می کند. به نوشته او آمریکا از حملات تلافی جویانه ایران نگران است زیرا ایران بیش از 700 بندر اعلام نشده در سواحل خلیج فارس دارد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ساخته است و از قول یک مشاور دولت آمریکا نقل می کند که «این بنادر امکاناتی را در اختیار ایران قرار می دهد که می تواند با آنها ناوهای هواپیمابر آمریکا را با عملیات انتحاری مواجه سازد.»
در اینجا باید پرسید اگر اینگونه اطلاعات منطقی به نظر میر سد چرا ژنرال های آمریکائی در مقاله یک سال قبل «سیمور هرش» چیزی در این مورد به او نگفتند و اگر گفتند چرا چیزی در این مورد در گزارش او نبود و همچنین بسیاری از دلائل دیگر که در نوشته اخیر او ذکر شده است؟
از همه مهم تر، تا چه حد گزارش هائی مثل گزارش «سیمور هرش» تحلیل صحیح و مستقل او بوده و تا چه اندازه با واقعیت سیاستگذاری و تصمیم گیری نظام آمریکا مطابقت دارد.
انعکاس افکار عمومی ایران و متصدیان امور در مورد ارزیابی و مشروعیت این نوع گزارش ها و تأثیر آنها چیست؟ تا چه حد از پیچیدگی رابطه بین رسانه ها، روزنامه نگاران، دولتمردان و مخاطبان آمریکا آگاهی داریم؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات