با تایید مصوبه مجلس در مورد همزمان برگزار شدن دو انتخابات خبرگان و شوراها ، فضای سیاسی کشور به سمت انتخاباتی شدن پیش میرود. اما واقعیت این است که اصلاحطلبان همچون سایر انتخابات گذشته نگران شرایط انتخاباتی حاکم بر کشور هستند. حتی به نظر می رسد این نگرانی نسبت به دوره های گذشته افزایش پیدا کرده است و ممکن است در صورت رفع نشدن نگرانیها، شاهد کاهش میزان مشارکت مردم در انتخابات باشیم. لذا بررسی دلایل بیمناکی اصلاحطلبان واجد اهمیت دو چندان است:
1-برای نخستین بار در طول سالهای گذشته، مجریان و ناظران انتخابات از یک جناح هستند و شائبه بروز تخلف در چنین انتخاباتی وجود دارد. البته هم جناح بودن ناظر و مجری فی نفسه نگران کننده نیست. اما اینکه جناحی هر دو ابزار را در اختیار داشته باشد که رای مردم را زینتی بداند. اعتقادی به حق حاکمیت ملت نداشته باشد و اصولاَ اعتقادی به جمهوریت نظام نداشته باشد، نگران کننده است.
ممکن است عدهای بگویند در انتخابات دومین دوره شوراها نیز ناظر و مجری هم جناح بودند، اما تفاوت آنان با محافظهکاران در این بود که اصلاحطلبان حاکمیت را حق مردم میدانند و خود را موظف میکنند که به مردم پاسخ دهند. از حقوقشان دفاع کنند و اجازه ندهند حکومت در انتخابات مداخله کند.اما این بار جناحی هر دو ابزار را در اختیار دارد که هرگز خود را پاسخگوی مردم نمیداند، منافع حاکمیت را به مردم ترجیح میدهد و تنها به دنبال نمایش حضور مردم است و گویا چیزی به نام حق حاکمیت مردم برایش بیمعناست.
2- با روی کار آمدن محمود احمدینژاد، برخی از عناصر نظامی موفق شدهاند، پستهای حساس سیاسی را به چنگ آورند . به ویژه در وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات، بعضی از پستهای کلیدی در اختیار نظامیان قرار گرفته است و این دقیقاً همان موضوعی بود که برخی از اصولگرایان مجلس نظر عمادالدین افروغ نیز نسبت به آن هشدار داده بودند.
3- هواداران رییس جمهور احمدی نژاد قصد دارند تا به صورت تشکیلاتی وارد کارزار انتخاباتی شوند. این در حالی است که بسیاری از ابزارهای دولتی نظیر روزنامههای دولتی، خبرگزاریهای دولتی و از همه مهمتر بودجه بیت المال در اختیار آنان قرار دارد.
4- بررسی صلاحیتها همواره از نگرانیهای جدی نامزدهای اصلاحطلب بوده است. روند بررسی صلاحیت ها به گونهای است که نامزدهای یک جناح با خیال آسوده میتوانند از مدتها پیش از موعد تبلیغات ، تمام ابزارهای تبلیغاتی را فراهم کنند و نامزدهای جناح دیگر تا شب برگزاری انتخابات از حضور یا عدم حضور خود در عرصه رقابتهای انتخاباتی بیاطلاع هستند. و در حالتی از دلهره به سر میبرند.
این عین بیعدالتی است، اما واقعیتی است درد آور که از اوایل دهه هفتاد، غیر محافظهکاران را رنج داده است.
5- رسانه ملی از انتخابات سوم تیر به بعد چندان حاضر به پخش نظرات منتقدین دولت نمیشود و به صورت یک سویهای به تبلیغ عملکرد دولت میپردازد. لذا در عرصه اطلاعرسانی نیز شاهد عدالت نیستیم.
6- برگزاری همزمان دو انتخابات آبان ماه شوراها و خبرگان از دیگر نگرانیهای تشکلهای اصلاحطلب است. چرا که علاوه بر مشکلات متعدد این انتخابات، باید اذعان کرد به رغم توانمندی مالی جناح حاکم بر کشور، اصلاحطلبان فاقد توان مالی برای شرکت همزمان در دو انتخابات هستند. در انتخابات ریاست جمهوری نیز یکی از نقاط ضعف اصلاحطلبان برخوردار نبودن از امکانات مالی بود. قطعاً در انتخاباتی به گستردگی شوراها و خبرگان این موضوع میتواند باعث تضعیف بیشتر اصلاحطلبان شود.
این یک واقعیت تلخ است که جناح محافظه کار هیچگاه سعی نکرده نگرانیهای عمومی را در مورد انتخابات رفع کند و تنها تلاش میکند با ایجاد شور انتخاباتی و از طریق فضا سازی تبلیغاتی میزان مشارکت مردم را افزایش دهد و در میدانی با بازیکنان بدون رقیب بازی را پیش ببرد و توجه چندانی به کیفیت برگزاری انتخابات ندارد. از این رو بعید به نظر میرسد در طول ماههای آتی شاهد تحولی در عرصه انتخابات کشور باشیم.