قاسم غفوری
رژیم صهیونیستی که در جنگ لبنان، شکست را متحمل گردیده است، اکنون برای خروج از پیامدهای این شکست، سیاستهای خود در اراضی اشغالی را تشدید نموده است.
در حالی که رژیم اشغالگر قدس با تشدید جنایات در غزه و سپس آغاز جنگ لبنان، تلاش داشت تا ضمن اجرای طرحهای توسعه طلبانه اهداف منطقهای خود را محقق سازد، با مقاومت همه جانبه حزبالله و ملت لبنان، شکست سنگینی را متحمل گردید. (در حالی که با این شکست اهداف متحدان غربی بویژه آمریکا را نیز به یاس مبدل نمود). آنچه پس از شکست صهیونیستها در جنگ لبنان و اکنون در کنار بحران سیاسی و اقتصادی گسترده درون این رژیم مشهود است، تلاش آنها برای اجرای سیاستهایشان در اراضی اشغالی برای جبران شکست لبنان و کسب حداقل اهداف مورد نظر در این مناطق میباشد. در حالی که اولا این رژیم از درون فرو پاشیده و فسادهای اخلاقی و مالی مقامات این رژیم ، بحران سیاسی را در آن تشدید نموده است، ثانیا جنایات[و] وحشیگریهای صهیونیستها در قبال فلسطینیان افزایش یافته است، ثالثا سیاست تفرقه افکنی میان گروههای جهادی همچنان در راس اقدامات این رژیم قرار دارد رابعا عدم تشکیل دولت منتخب در فلسطین و در نهایت فروپاشی آن در چارچوب کاری تلاویو تدوین شده است، رژیم صهیونیستی تلاش دارد تا برای جبران شکستهای گذشته واجرای برخی اهداف از پیش تعیین شده بار دیگر معطوف به سرزمینهای اشغالی فلسطین گردد. با توجه به سیاستهای این رژیم و اقدامات آنها ، چارچوبهای تدوین شده برای آنها در قبال فلسطین در چند بعد تعامل ارزیابی میباشد.
1-یکی از اصلیترین سیاستهای رژیم صهیونیستی (بویژه پس از تشکیل دولت اولمرت) اجرای طرح تمرکزگرایی میباشد. بر اساس این طرح مناطق دور دست از شهرکنشینان تخلیه و این افراد در کرانه باختری و قدس شرقی اسکان داده میشوند (حضور موفاز و شیمون پرز در بخشهای راهسازی و مسکن، در این چارچوب ارزیابی میگردد) تا در نهایت سیاست تعیین یک جانبه مرزها اجرا گردد. در حالی که رژیم صهیونیستی با تشدید جنایات در غزه و سپس ایجاد جنگ منطقه با لبنان و بعضا سوریه تلاش داشت تا سیاست تعیین یک جانبه مرزها (اصل تمرکزگرایی) را اجرا نماید، اما مقاومت حزبالله و شکست صهیونیستها این هدف را با شکست مواجه ساخت. بر این اساس در شرایط کنونی که رژیم صهیونیستی در اجرای طرح تعیین مرزها شکست را پذیرا شده، اکنون تلاش دارد تا به بهانه اسکان آوارگان جنگ و بازسازی مناطق یهودی نشین، آنها را در کرانه باختری و قدس اسکان دهد. دولتمردان رژیم صهیونیستی تاکید کردهاند که در شرایط کنونی تخلیه کرانه باختری امکانپذیر نمیباشند[نمی باشد] و آوارگان نقاط مرزی در این منطقه اسکان داده میشوند. البته این نکته قابل ذکر است که صهیونیستها برای اجرای کامل این طرح مبادرت به اخراج فلسطینیان از اراضی اشغالی به بهانههای گوناگون میپردازند.روندی که ماهها پیش آغاز و اکنون تشدید گردیده است.
2- تکمیل دیوار حائل و تقسیم اراضی فلسطین بوسیله آن، از سیاستهای سالهای اخیر رژیم صهیونیستی میباشد. هر چند که این اقدام با مخالفتهای شدید بینالمللی مواجه گردیده اما این رژیم همچنان بر ساخت آن اصرار دارد. در حال حاضر نیز آنها برای جبران شکست در لبنان برای تکمیل آن فعالیت میکنند در حالی که همچنان افکار عمومی به تحولات لبنان بحران داخلی رژیم صهیونیستی و جنایات اشغالگران قدس در غزه معطوف میباشد. (پس از پایان جنگ لبنان گزارشات حکایت از فعالیت گستردهتر صهیونیستها برای تکمیل دیوار حائل دارند که برای تحقق بخشی از اهداف داخلی این رژیم صورت میگیرد).
3- یکی از سیاستهای رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی که اکنون تشدید گردیده تغییر در ماهیت قدس و دگرگونسازی زیر ساختهای مسجدالاقصی میباشد. آنها طی هفته های اخیر توجه خاص به این منطقه داشته و با اعمال محدودیتهای بسیار برای فلسطینیان از یک سو و افزایش آزادی یهودیان افراطی. برای تحقق این مهم گام بر میدارند.
با تمام این تفاسیر هر چند که رژیم صهیونیستی پس از شکست در مقابل مقاومت لبنان تلاش دارد تا با اجرای سیاستهایش در اراضی اشغالی ضمن سرپوش نهادن بر ناکامیها، بخشی از اهداف خود را محقق سازد اما همچنان موانع بسیاری برای اجرای این مهم وجود دارد که چالشهای این رژیم را تشدید نموده است.
در این چارچوب، فساد گسترده حاکم بر دولت و ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رژیم صهیونیستی که فروپاشی درونی آن را در ذهن تداعی میکند (تاکنون بسیاری از مقامات آن وادار به استعفا گردیده و یا در حال برکناری از قدرت میباشند)، تاکید گروههای مقاومت، ملت فلسطین و تشکیلات خودگردان به اتحاد ملی که بیش از گذشته توجه آنها را به سیاستهای توسعهطلبانه صهیونیستها معطوف میسازد، که نتیجه آن استمرار انتفاضه و افزایش اعتراضات به جنایات پنهان و آشکار تلآویو میباشد، بیداری جامعه جهانی در قبال جنایات رژیم صهیونیستی هر چند که همچنان مجامع بینالمللی در انفعال و سکوت قرار دارند، از عوامل تاثیرگذار بر اجرای ناموفق این طرحها در کوتاه مدت میباشد. با این وجود این نکته قابل ذکر است صهیونیستها تلاش دارند تا در بلندمدت این طرحها را اجرا نمایند در حالی که اراضی اشغالی و منطقه همچنان درگیر ناآرامیهای ایجاد شده توسط آنها است.
در نهایت میتوان گفت که رژیم صهیونیستی پس از شکست در لبنان، اکنون معطوف به سیاستهای توسعهطلبانه در اراضی اشغالی فلسطین گردیده که اجرای برخی طرحهای بر جای مانده از گذشته در اولویت آن قرار دارد. به عبارتی دیگر باید گفت که صهیونیستها که تلاش داشتند تا با بحران خاورمیانه (جنگ لبنان و سوریه) اهداف منطقهای را محقق سازند، امروز با عقبنشینی از مواضع گذشته برای اجرای طرحهای داخلی در اراضی اشغالی فعال گردیدهاند تا ضمن سرپوش نهادن بر شکستهای گذشته، خود را فاتح جنگ معرفی نمایند در حالی که استنادات، آنها به اجرای طرحهای توسعهطلبانه در فلسطین میباشد. بر این اساس در مقطع کنونی جا دارد تا ملتهای اسلامی و گروههای مقاومت فلسطین با حفظ وحدت و یکپارچگی در برابر این توطئه رژیم صهیونیستی قرار گرفته تا ضمن تحمیل شکستی دیگر بر پیکره این رژیم با تشدید بحران درونی آن، راه را برای تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف هموار سازند، هر چند که سیاستهای رژیم صهیونیستی و متحدان غربی آن بر اجرای سیاستهای توسعهطلبانه صهیونیستها استوار میباشد.