تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۵  ، 
کد خبر : ۹۲۲۱۷

قمار سیاسى جدید آمریکا در منطقه


پیش از آغاز جنگ آمریکا با افغانستان و عراق محافظه کاران کاخ سفید نقشه ها و طرح هایى را در سر مى پروراندند که در راس تمام این طرح ها رویارویى با جهان اسلام، مسلمانان و عقاید و افکار اسلامى بود. محافظه کاران کاخ سفید مى پنداشتند در صورتى که واشنگتن وارد جنگ با افغانستان و عراق شود، مى توانند به صورت غیر علنى وارد رویارویى با مسلمانان وارد شوند و موقعیت آنها را تضعیف و متزلزل کنند اما عملا پس از گذشت چهار سال از جنگ افغانستان و سه سال از جنگ عراق این تئورى و نظریه محافظه کاران کاخ سفید با شکست مواجه شد.
صلاح الدین حافظ، تحلیلگر روزنامه الاهرام مصر با ارایه تحلیلى تحت عنوان «قمار سیاسى جدید آمریکا در منطقه» مى نویسد: «پس از گذشت چهار سال از جنگ افغانستان و سه سال از جنگ عراق سیاستگذاران دولت آمریکا یعنى محافظه کاران به این واقعیت تلخ پى بردند که اولا آمریکا در این دو جنگ با شکست قطعى روبرو شده است، ثانیا این دو جنگ نه تنها نتوانست تئورى محافظه کاران کاخ سفید را محقق سازد بلکه منجر به تحریک احساسات مسلمانان جهان و گسترش نفرت جهانى مسلمانان از آمریکا شد که این خود به خود منافع آمریکا در جهان اسلام را با خطرات جدى مواجه ساخت، ثالثا گسترش نفرت جهانى از سیاستگذاریهاى احمقانه محافظه کاران کاخ سفید تنها میان مسلمانان جهان به وجود نیامد، بلکه این نفرت میان بسیارى از ملت هاى غیرمسلمان جهان نیز گسترش یافت.
همین امر منجر به حاشیه کشیده شدن بسیارى از محافظه کاران کاخ سفید در حکومت آمریکا شد. پس از شکست تئورى محافظه کاران کاخ سفید دولت آمریکا در سیاست هاى خارجه خود تجدید نظر کرد و در بسیارى از مواضع خود نسبت به کشورها تغییراتى را انجام داد به طورى که این دولت در زمینه درک بسیارى از مفاهیم ملت ها و حکومت هاى اسلامى از سیاست هاى جدید استفاده کرد که این سیاست ها بر اساس اصل گفت وگو تعریف شده بودند.
اوج این واقعیت خود را در سالهاى 2005و 2006نشان داد به طورى که آمریکا با سیاست متعادل ترى وارد شد و گفت وگو را جایگزین اعمال زور و قدرت در منطقه کرد.
کاندولیزا رایس در ادامه این سیاست آمریکا پس از به قدرت رسیدن بارها و بارها از کلمه منطق و گفتمان سخن به میان آورد.
تحلیلگر روزنامه الاهرام مى نویسد: کاخ سفید پس از شکست اولین تئورى خود براى مقابله با جهان اسلام و کشورهاى اسلامى درصدد تئورى جایگزین بود؛ تئورى اى که بتواند جبران مافات را براى آمریکا بکند، بنابراین دولت آمریکا با بازگشت به گام اول درصدد برقرارى ارتباط با به اصطلاح اصولگرایان معتدل در کشورهاى اسلامى برآمد که با یک تیر دو هدف را نشان گیرد به طورى که از یک سو از اسلام گرایان اعتدال گرا به عنوان اهرم فشار بر نظام هاى حاکم و کشورهاى اسلامى استفاده کند و از سوى دیگر موفق شود اسلام معتدلى چون اسلام ترکیه را در این کشورها حاکم کند. در صورتى که آمریکا براى نفوذ اسلام گراها به پارلمان هاى کشورهاى عربى به صورت علنى وارد عمل شود نباید شگفت زده شویم زیرا سیاست اصلى آمریکا در حال حاضر به چانه زدن با نظام حاکم و برقرارى پل ارتباطى با گروه هاى اسلام گرا قرار گرفته است.
آمریکا از عنصر اسلام گرایان به عنوان اهرم فشار علیه دولت هاى حاکم در کشورهاى عربى مسلمان استفاده مى کند و بدین ترتیب از حکومت هاى این دولت ها باج مى گیرد و در مقابل به صورت مخفیانه از حرکت اسلام گرایان این کشورها نیز حمایت مى کند که این گروهها بتوانند در ازاى این حمایت هاى آمریکا خواست هاى آینده این کشور را برآورده کنند و از همه مهم تر فعالیت آنها به صورت غیر مستقیم تحت نظارت آمریکا باشد.
صلاح الدین حافظ در پایان این تحلیل مى نویسد: در این فرایند از سیاست هاى جدید آمریکا که به فرایند خیانت واشنگتن به اصول دموکراسى معروف است، واشنگتن نقش سیاست دور زدن را در قبال هر یک از نظام هاى حاکم و گروه هاى اسلام گرا ایفا مى‌کند.
در حقیقت کاخ سفید خواهان منافع هیچ یک از دو گروه درگیر نیست بلکه اساسا به دنبال منافع استراتژیک خود است. آمریکا خواهان پیروز شدن هیچ یک از دو گروه نیست بلکه مى خواهد از ایفاى نقش میانجیگر میان گروه هاى درگیر با حکومت هاى کشورهاى عربى مسلمان چهره مخدوش سابق خود را در جهان ترمیم کند.
کاخ سفید در حال حاضر تمام تلاش هاى خود را براى موفقیت سیاست جدید متمرکز کرده است و از سویى در تلاش است که به صورت تدریجى زمینه هاى لازم در عراق را جهت به قدرت رساندن حکومت اسلامى مشابه به حکومت ترکیه فراهم سازد. حقیقت آن است که دولت آمریکا به این واقعیت تلخ رسیده است که دیگر سیاست اعمال زور و قدرت در قبال کشورهاى اسلامى جهان نمى تواند نتایج مثبتى را براى آمریکا به بار آورد و نه تنها نمى تواند سودرسان منافع آمریکایى باشد بلکه موقعیت و منافع آمریکا را در جهان با خطر مواجه مى سازد، بنابراین این کشور درصدد پیاده کردن طرح هاى جدیدى در منطقه است و کشورهاى مسلمان نباید لحظه اى از دسیسه هاى پلید آمریکا غفلت کنند.
این کشورها باید چهره واقعى سیاست هاى کاخ سفید را از پس هر نقابى که به چهره مى زند بشناسند. این چهره پلید امروز از سیاست گفتمان و حمایت از گروه هاى اسلام گرا براى سود رسانى به منافع خود وارد عمل شده است و فردا با چهره دیگرى وارد مى‌شود.
حکومت هاى عربى مسلمان نباید هرگز به حمایت هاى آمریکا دل ببندند زیرا سیاست این کشور تنها به سودرسانى منافع خود متمرکز شده است و تا زمانى که این کشورها مى توانند منافع آمریکا را تامین کنند این کشور سیاست هاى انعطاف پذیرى را در قبال این حکومت ها از خود نشان مى دهد اما واقعیت آن است که وضعیت براى هیچ حکومتى که بر پایه حمایت هاى آمریکا خود را نگه داشته است مستقر و ثابت نخواهد ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات