مترجم: سید محسن سارى: اظهارات جک استراو وزیر سابق امور خارجه انگلستان در روز 5/10/2006که در آن بستن نقاب توسط زنان مسلمان انگلیسى را به مثابه اعلام جدایى و اختلاف با جامعه انگلستان، توصیف کرد و اقدام یکى از مدارس انگلیسى براى اخراج یک زن مسلمان نقاب پوش، واکنش هاى مختلف و گسترده اى در درون جامعه انگلستان میان مسلمانان و غیرمسلمانان خصوصاً در این وقت که اقلیت مسلمان در انگلستان با شرایط دشوارى روبرو شده است و مرتباً با انتقاد و تهاجم مواجه گشته برانگیخت.
بى شک موضوع نقاب، انعکاس دهنده موضوعى مهم در مورد مسلمانان انگلستان است.
تونى بلر، نخست وزیر انگلستان در 17/10/2006خواستار برگزارى یک گفت وگوى جدى و صریح در این باره که براى جامعه انگلیسى بسیار با اهمیت است، شده بود.
نکته جالب توجه اینجاست که اظهارات «جک استراو» که به عنوان حلقه جدیدى از جدل و رویارویى میان انگلیسى ها و مسلمانان تلقى مى شود، چند روز پس از نشستى که میان «جان رید» وزیر کشور انگلستان با نمایندگان اقلیت مسلمانان برگزار کرد و طى آن از آن ها خواست که مراقب فرزندان خود از پیوستن به گروه هاى تندرو باشند، ایراد گردید. گفتنى است که نشست جان رید با نمایندگان اقلیت مسلمانان در محل یکى از جمعیت هاى اسلامى صورت گرفت و در میان مسلمانان انگلستان واکنش منفى برجاى گذاشت زیرا برداشت مسلمانان این بود که دولت تونى بلر به مسلمانان انگلستان در هر حالتى شک و تردید دارد.
به هرحال، نمى توان آن چه را که پیشتر بر مسلمانان گذشته بود را از آن چه که اکنون مطرح شده، جدا از یکدیگر مورد بررسى قرار داد به عبارت دیگر بحرانى که مسلمانان در غرب پس از تهاجمات یازدهم سپتامبر 2001امریکا و انفجارهاى 7ژوئیه 2005در پایتخت انگلستان و انفجارهاى قطار در سال 2004با آن روبه رو شدند را از وقایع اخیر مطرح شده در انگلستان جدا از یکدیگر دانست زیرا در هر دو مورد اقلیت مسلمانان در غرب تحت شدیدترین پیگردها قرار گرفته و بر وضعیت مسلمانان انعکاس بسیار منفى داشت خصوصاً این که پس از آن ماجراها، مسلمانان باتنگناهاى زیادى مواجه شده و در سطح رسمى و مردمى مورد اتهام قرار گرفتند. مسلمانان حتى به بى تعهدى نسبت به کشورى که به آن ها پناه داده[انگلستان] متهم شدند و در نهایت به شهروندان درجه دوم تبدیل شدند که به صورت انسان هاى تندرو به آن ها نگریسته مى شود زیرا آن ها همیشه براى بیان خواسته هاى خود هم از روش هاى افراط گرایانه بهره جسته اند و هم این که بر خلاف سیاست هاى موجود در انگلستان گام برداشته اند.
در انگلستان تلاش شد که از سوى دولت براى مبارزه با تروریسم قوانینى وضع گردد و از اکتبر 2001این قانون صادر گردید و گرچه در سال هاى گذشته این قانون چندین بار تعدیل گردید که آخرین آن در مارس 2006بود ولى باید دانست که در همه حالات، اقلیت مسلمانان با آن قوانین هدف قرار گرفته اند و تلاش شده است که آن ها هرچه بیشتر در تنگنا قرار گیرند و اتهام تروریسم به آن ها الصاق شود.
در بازگشت به اظهارات «جک استراو» وزیر سابق خارجه انگلستان که با مطرح ساختن مساله نقاب، بحث و جدل گسترده اى در درون جامعه انگلستان پدید آورد، ملاحظه مى شود که در آن اظهارات، وزیران و نمایندگان و دانشگاهیان و مسوولان رسانه ها و شهردار لندن نیز شرکت کرده و از آن طریق خواستار بیان نظرات خود شدند. آن ها بر این باورند که استفاده زن مسلمان از نقاب موجب مى گردد که میان او و جامعه اى که در آن زندگى مى کند فاصله اى ایجاد شود که بسیار شک برانگیز خواهد شد و بى شک اگر زن مسلمان از نقاب استفاده نکند، اختلاط او با زنان و به طور کلى با جامعه بهتر و مناسب تر خواهد شد.
آن اظهارات موجب گردید که در درون جامعه انگلستان دودستگى ایجاد شود، عده اى موافق و تعدادى دیگر مخالف باشند.
گروه اول بر این عقیده هستند که نقاب موجب مى گردد زن مسلمان دچار انزوا گردد و در حالى که گروه دوم بر این باورند که استفاده از نقاب در واقع بیانگر وجود آزادى در جامعه است و کسى نباید متعرض آن ها گردد.
نکته عجیب و وحشت برانگیز این است که اکثریت نهادهاى انگلستان- به جز جان برسکوت معاون نخست وزیر و تعداد کمى از وزرا- با اظهارات «جک استراو» موافق هستند.
تونى بلر نخست وزیر انگلستان، استفاده از نقاب را نشانه اى براى جدایى از جامعه تلقى کرده و از تصمیم یکى از مدارسى که زن مسلمان تعلیم گرى را که از نقاب استفاده کرده اخراج نموده دفاع کرده، از مسلمانان درخواست نمود که تلاش نمایند خود را با جامعه انگلستان هماهنگ سازند.
برجسته ترین فرد در انگلستان که با اظهارات جک استراو کاملاً موافق مى باشد «ویل ولاس» وزیر کابینه است. او مى گوید: بستن نقاب براى تاکید بر هویت مذهبى، در میان غیرمسلمانان ترسى ایجاد مى کند زیرا در این کار نوعى اعمال خشونت علیه زن دیده مى شود و این امر[استفاده از نقاب] موجب مى گردد که میان اقلیت هاى مختلف در انگلستان جدایى فرهنگى ایجاد کند.
گوردون براون وزیر امور دارایى که نامزد جانشینى تونى بلر است و «تریور فیلیپس» رییس کمیته تساوى نژادها نیز با اظهارات «جک استراو» موافقت اعلام کرده اند و «تریور فیلیپس» اعتقاد دارد که «جک استراو» با مطرح ساختن این قضیه موضعى عقلانى را مطرح ساخته است زیرا او مى بایست سکوت در این مورد را مى شکست. او اعتقاد دارد که مطرح ساختن نقاب در واقع مطرح ساختن یک مساله اجتماعى است و با سیاست عمومى کشور ارتباط ندارد.
«میل رامیل» وزیر آموزش و پرورش نیز با اظهارات «جک استراو» موافقت اعلام کرده و تاکید نمود که دانشگاه ها و دانشکده ها عدم استفاده از نقاب را باید همگانى کنند.
خانم «هاریت هرمن» وزیر امور قانون اساسى پس از اظهارات «جک استراو» تهاجمى سخت علیه استفاده از نقاب را تدارک دیده و خاطرنشان ساخت که بستن نقاب به مثابه یک مانع بزرگ جهت جلوگیرى از مشارکت زن مسلمان در امور اجتماعى و سیاسى است.
در حالى که بیشتر نمادهاى دولت انگلستان با اظهارات «جک استراو» همراهى نشان داده اند، «جان برسکوت» معاون نخست وزیر انگلستان با این نظر به مخالفت برخاسته و از حق زنان مسلمان در استفاده از نقاب دفاع کرده و آن را استفاده از آزادى هاى شخصى قلمداد نموده است. او مى گوید استفاده از نقاب هیچ گاه مانع از ارتباط زن مسلمان با جامعه و با افراد نبوده و به هرگونه جدایى آن ها از جامعه انگلستان منجر نخواهد شد.
«پیترهین» وزیر امور ایرلند شمالى نیز از نظریات جان برسکوت دفاع کرده و اعلام نمود که آن چه که جک استراو مطرح ساخته یک نظر شخصى است و مخالفت با استفاده از نقاب، محدود ساختن آزادى در انگلستان است.
هنگامى که شوراى مسلمان انگلستان، تلاش مى نمود که با اظهارات جک استراو تفاهم نشان دهد از سوى سازمان هاى اسلامى و نمادهاى مسلمان در انگلستان واکنش هاى زیادى نشان داده شده و بیشتر سازمان هاى اسلامى، اظهارات «جک استراو» رامورد انتقاد شدید قرار داده و اعلام داشتند که کمیته اسلامى حقوق بشر از مطرح شدن این قضیه توسط جک استراو که وظیفه اش به عنوان نماینده شهروندان حمایت از عقاید آنان است، واقعاً وحشت زده شدند زیرا مسلمانان 30درصد جمعیت انگلستان را تشکیل مى دهند.
شوراى مساجد لانکشایر نیز تاکید نمود که سیاستمدارى همچون «جک استراو» نمى بایست در این باره اظهار نظر مى کرد. اظهارات او بر یک درک غلط استوار است و شوراى مساجد لانکشایر از حق استفاده از نقاب دفاع کرده و اعلام نمود که بستن نقاب به هیچ کس ضرر نمى رساند.
شاید اظهارات و انتقادهاى «لرد احمد نبیل اوف» اولین مسلمانى که وارد مجلس سنا شده است شدیدترین از نوع خود بوده است زیرا او دولت بلر را متهم ساخت که به جاى این که از طریق ایجاد فرصت هاى شغلى و یا ایجاد امکانات در مناطق فقیرنشین مسلمان و بالابردن سطح آموزشى به مسلمانان کمک کند برموج وارد آوردن ستم مضاعف بر آن ها برآمده است.
اگر برخى شخصیت ها همچون «جورج گالاوى» اظهارات جک استراو را عامل افزایش نفرت تلقى کرده اند، برخى مسلمانان انگلستان با اظهارات «جک استراو» هماهنگ شده و اعلام کردند که نقاب در شرع منظور نشده است و حتى برخى از آن ها ادعا کردند که گسترش حجاب و نقاب در جامعه انگلستان دلیلى بر وجود تندروى مسلمانان در جامعه انگلستان است.
رسانه هاى انگلستان نیز از جدالى که در سطح جامعه برانگیخته شده هرگز دور نبوده است و دچار دودستگى نیز شدند و برخى موافق و تعدادى دیگر مخالف اظهارات«جک استراو» مقاله و تحلیل هاى زیادى نوشتند.
روزنامه بین المللى «هرالد تریبون» در سرمقاله خود نوشت که بیشتر انگلیسى ها با اظهارات جک استراو موافق هستند و در این میان به نظرسنجى رادیو BBC اشاره داشته است. طبق این نظرسنجى که دو هزار نفر مورد پرسش قرار گرفتند روشن شد که 93درصد آن ها با اظهارات «جک استراو» موافق هستند. روزنامه «ذى سان» نوشت که برخى از مسلمانان اعتقاد دارند که انتقاد از آن ها به مثابه اعلام جنگ است و در ادامه آورده که ایجاد ارتباط میان اقلیت هاى مختلف در انگلستان فقط از طریق ایجاد رابطه امکان پذیر مى شود و نقاب مانعى در این ایجاد ارتباط محسوب مى شود.
روزنامه «ابزرور» نیز به دفاع از اظهارات جک استراو پرداخته و از این که او از این موضوع پرده برداشته است جک استراو را مورد ستایش قرار داده و خاطرنشان ساخته که اعتراض به نقاب، ستم به مسلمانان تلقى نمى شود خصوصاً این که بسیارى بر این باور هستند که نقاب، عامل جدایى زنان مسلمان از سایر زن هاى اقلیت هاى دیگر شده است.
در مقابل، روزنامه ایند یپندت، اظهارات جک استراو را مورد انتقاد قرار داده و اعلام نموده که دخالت جک استراو در امور مسلمانان، در واقع یک تلاش جدى براى ورود به مسابقه و رقابت براى رسیدن به ریاست حزب کارگر است و جک استراو به شدت مایل است که در راس حزب قرار گیرد و به همین دلیل است که او این مساله را در سطح محلى مطرح ساخته است.
روزنامه گاردین نیز برانگیختن مساله نقاب از سوى جک استراو را بسیار نامناسب تلقى کرده و خاطرنشان ساخته است که برانگیختن مسایل عقیدتى، احساسات را برمى انگیزد خصوصاً این که اگر این مساله از سوى یک مقام دولتى مطرح شده باشد.
برخى تحلیلگران تلاش دارند که انگیزه واقعى مستقر در اظهارات «جک استراو» گویا را دریابند. عده اى عقیده دارند که هدف این اظهارات، دست برداشتن زنان مسلمان از نقاب است و برخى دیگر مى گویند که این آغاز یک تهاجم گسترده به مسلمانان است و هدف از آن تغییر دادن فرهنگ ها و رسوم نامرغوب توسط مسلمانان در جامعه انگلستان است. این افراد در ادامه مى گویند که وجود نقاب و فرهنگ اسلامى نمادین محورى آن ها را هدف قرار مى دهد زیرا نمادین محورى در واقع بر حاشیه کشاندن دین در جامعه است.
بى شک عملیات تحریک و هدف قرار دادن مسلمانان در جامعه انگلستان همچنان ادامه داشته و خواهد یافت و این از اظهارات و مواضع مسوولان انگلیسى و رسانه ها کاملاً روشن مى شود ادامه این حالت مى تواند در درون این جامعه دودستگى ایجاد نماید که پى آمدهاى منفى آن به ترتیب زیر خواهد بود.
- افزایش احساس انزوا مسلمانان انگلستان. در بسیارى از شهروندان انگلیسى این حالت شکل گرفته که مسلمانان به سوى خشونت و عدم پذیرش دیگران، گرایش دارند؛ باید گفت که انزواى تحمیل شده و همچنین فقر و بیکارى و سطح بسیار پایین خدمات ارایه شده به آن ها شاید عاملى براى رشد گرایش هاى متمایل به تندروى باشد. در این مورد باید گفت که مسلمانان انگلستان از هر موردى که به جامعه به عنوان یک کل آسیب رسان باشد کاملاً به دور مى باشند.
- تلاش هایى که بر آن است مسلمانان انگلستان را به تروریسم و خشونت ربط دهد ممکن است بر واکنش هایى علیه آنان مبدل گردد خصوصاً از سوى اعضاى تندروى افراطى که تلاش داد مسلمانان و غیرمسلمانان را به خارج از جزایر انگلستان دور سازند. مسلمانان پس از انفجارهاى هفتم ژوئیه با عملیات خشونت و انتقام جویانه از سوى این عناصر مواجه شدند.
- ادامه سیاست هاى جانبدارى از انگلستان که علیه عرب ها تنظیم شده و همچنین پیروزى تام دولت تونى بلر از سیاست هاى امریکایى مخالف با امت عرب مى تواند گرایش هاى خشونت زا میان مسلمانان درون انگلستان را افزایش دهد. بر کسى پوشیده نیست که یکى از دلایل رشد تروریسم در جهان درگیرى هاى موجود در خاورمیانه و مواضع غرب در خصوص آن هاست.
حقیقتى که همگان آن را درک مى کنند این است که تنها راه کاهش تروریسم و امن کردن جهان، ایجاد حل و فصل هاى مقبول و معقول براى درگیرى هاست.