تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۱  ، 
کد خبر : ۹۲۲۴۲

اول چه کسی حمله کرد


حسین شریعتمداری
درگیری از نخستین روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و آمریکا و ایران در دو سوی میدان کارزار به تخاصم در مقابل هم صف کشیدند. از آن روز تاکنون ـ که جمهوری اسلامی ایران وارد 28 سالگی عمر خود می‌شود ـ این درگیری نه فقط به پایان نرسیده است بلکه هر روز تنور آن از روز قبل داغ تر و دامنه کارزار گسترده تر شده است تا آنجا که امروزه برخلاف سال های اولیه انقلاب، میدان این درگیری محدود به مرزهای جغرافیایی ایران اسلامی نیست، بلکه تمامی خاورمیانه، بخش هایی از آسیای میانه، اروپا و مناطقی در آن سوی دریای کارائیب نیز به عرصه این درگیری اضافه شده است و آمریکای مرکزی و شمالی هم از شعله های آن در امان نیستند.
چه کسی دعوا را شروع کرد؟ آمریکا یا ایران؟ کدام یک از دو حریف در موضع حمله است و کدام طرف موضع دفاعی دارد؟... پاسخ این سؤال دشوار نیست، اما پاسخ صحیح در نگاه اول، نادرست به نظر می آید و همین نکته، موضوع یادداشت امروز است.
آمریکایی ها تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حاکم مطلق العنان ایران بودند. روزی 6 میلیون بشکه نفت را به غارت می بردند، بیش از 40 هزار مستشار نظامی آمریکا تمامی ارتش و نیروهای نظامی کشور را تحت نفوذ کامل خود داشتند، هر که را آنها می خواستند نماینده مجلس می شد و هرکس را که آنان اراده می کردند، بر کرسی دولت و صدارت می نشست. سازمان برنامه و بودجه تحت کنترل آمریکایی ها بود. صدا و سیما و روزنامه ها به ساز آنها می رقصیدند، آموزش و پرورش و مدیریت دانشگاهها بی اجازه آمریکایی ها آب نمی خوردند و اگر کسی پیدا می شد و گامی برخلاف خواست آنان برمی داشت، کمترین مجازاتش برکناری بود و چنانچه به حیاط خلوت آنها سرک کشیده و یا صدایی به مخالفت بلند کرده بود سر و کارش با ساواک بود و در شکنجه گاه های ساواک با چهره بی نقاب تر آمریکا روبرو می‌شد.
فرزندان نظامی ملت را برای سرکوب شورشیان ظفار اعزام می کردند چرا که شورشیان منافع یکی دیگر از نوکران آمریکا را به مخاطره انداخته بودند... هواپیماهای نیروی هوایی ارتش برای کمک رسانی به مخالفان «المهدی» شاه برکنار شده یمن در اختیار اسرائیل قرار می‌گرفتند...
ایران به اصلی ترین پایگاه آمریکا برای کنترل حرکت های ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی منطقه تبدیل شده بود و نقش عقبه استراتژیک اسرائیل را برعهده داشت.
در جریان اوج گیری انقلاب اسلامی، گروه های جبهه ملی و نهضت آزادی با سروصدا و بوق و کرنا از پیشنهاد کارساز خود سخن گفتند، پیشنهاد این بود که «شاه سلطنت کند نه حکومت»! و همان روزها یک روزنامه چپ گرای فرانسوی نوشت؛ مگر تا حالا شاه حکومت می کرد که قرار است از این پس فقط سلطنت کند؟!... و حق با نویسنده آن روزنامه بود، چرا که شاه فقط یک «مترسک» بود و آمریکا حاکم مطلق العنان ایران...
امام(ره) که ندا به انقلاب برداشت و مسیح گونه فریاد «من انصاری الی الله؟» سرداد، مردم ـ به قول استاد شهید مرتضی مطهری ـ این ندا را در دل خویش آشنا یافتند و در پی آن ندا، از «زندان سکندر» تا «ملک سلیمان» تاختند. از آن پس، همه روز و همه جا از امام(ره) به یک «اشاره» بود و از ملت به «سر دویدن»... و چنین بود که در رکاب امام(ره) سقف ظلمانی ایران آن روز را شکافتند و «طرحی نو» درانداختند.
اکنون باردیگر به پرسشی که در صدر این وجیزه مطرح شده بود بازمی گردیم؛ چه کسی حمله را آغاز کرد؟ آمریکا یا ایران؟... آمریکا که به کار خود مشغول بود! غارتگری بی صدا، چپاول ثروت ملی بی آن که مزاحمی داشته باشد، استحاله فرهنگی بدون آن که با مقاومت قابل ملاحظه ای روبرو شود، بهره کشی از ارتش، سیستم اداری و همه امکانات کشور، حکومت بر ایران و تبدیل آن به حیاط خلوت اسرائیل و... اگر امام(ره) نیامده بود، وضع به همان منوال باقی می ماند که تا آن هنگام بود. اگر آن روزها ـ که این روزها 28 سال از آن گذشته است ـ امام(ره) به حق پیوسته ما خروش برنمی داشت و به غارتگرانی که در آرامش نسبتا مطلق! به غارتگری و حاکمیت ظالمانه بر مردم مظلوم این مرز و بوم مشغول بودند نمی تاخت، دعوایی درنمی گرفت و درگیری و نزاعی که امروزه دامنه آن به همه جا کشیده شده است آغاز نمی شد. و صد البته، همه پای در زنجیر بودیم و به اسارت و تحقیر...
مادام که رسول خدا(ص) بر کفر و پلیدی و اشرافیت ویرانگر یورش نبرده بود، همه، حتی سران شرک که بعد از بعثت به مقابله با پیامبر اعظم(ص) برخاستند، او را «محمد امین(ص)» می نامیدند و بر صدر می نشاندند و قدر می داشتند. اما، پیامبر خدا(ص)، اسارت بندگان خدا در چنگ حاکمیت اشرافی را برنمی تافت و درگیری ها از همین نقطه آغاز شد... شکنجه مسلمانان، تحریم اقتصادی و جنگ های بدر و حنین و تبوک و خیبر و موته... و در پی آن جمل و صفین و نهروان... همه این درگیری ها بعد از حمله رسول اکرم(ص) به بنیان حاکمیت اشرافی و شرک پدید آمد و هیچ انسان آزاده و عاقل و هیچ مؤمن خداجوی و مردم دوستی از آن پشیمان نیست، چرا که به قول شیخ شهاب الدین سهروردی؛
گر باد نبودی که سر زلف ربودی
رخساره معشوق به عاشق که نمودی؟
خدا بر درجات امام راحلمان(ره) بیفزاید، ایشان ضمن نقل خاطره ای از شهید مدرس که خود شاهد آن بوده اند، درباره دیدگاه آن شهید بزرگوار در برخورد با زورگویان و حکام ستمگر می فرمودند:
«مرحوم مدرس، خدا رحمتش کند، می گفت بزنید که بروند از شما شکایت کنند نه این که بخورید و بروید ـ از آنها- شکایت کنید».
مرحوم شهید بهشتی «تقوا» را به دو گونه «تقوای پرهیز» و «تقوای ستیز» تعریف می کردند و درباره «تقوای پرهیز» می گفتند که این تقوا شامل مجموعه ای از نبایدها می شود، نروید، نخورید، نپوشید، نگویید و... اجتناب از موارد دیگری که در اسلام نهی شده است. اما، تقوا تنها تقوای پرهیز نیست، بلکه تقوای ستیز هم بخشی جدانشدنی از مقوله تقواست... با پلیدی ها مبارزه کنید، حق را بگویید، جامعه را اصلاح کنید، دست زورگویان را کوتاه کنید و...
انقلاب اسلامی در بستر «تقوای ستیز» تحقق پیدا کرد، یورش بر پلیدی ها و پلشتی ها، خروش علیه رژیم آمریکایی شاه و... اگرچه تقوای پرهیز آن نیز، سمت و سوی ستیز داشت، نظیر اعتصابات سراسری و...
در این چند فراز از سخنان امام راحل(ره) دقت کنید؛
«آمریکا، سیلی خورده است از شما، آمریکایی که دل بسته بود به ایران و نفت ایران و ذخائر ایران، این آمریکا را شما بیرون کردید»
«این سیلی که ابرقدرت ها از ایران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده بودند، این سیلی را جنگ جهانی بین دو ابرقدرت بزرگ هم به آنان نزده بود»
«امروز مملکت شما مرکز توطئه هاست برای این که کشور شما آنچنان صدمه ای وارد کرده است بر ابرقدرتها و آنچنان سیلی به صورت قدرتهای بزرگ و ریشه های فساد آنها زده است که آنها از پا نمی نشینند»
و... دهها نمونه دیگر از این دست.
اکنون با جرأت می‌توان گفت که «گلوله اول» را امام راحل(ره) به اردوگاه نظام سلطه جهانی شلیک کرده و نخستین سیلی را آن بزرگوار بر گونه آمریکا نواخته است و در این «حمله اول»، صد البته حق با ما بوده است.
تمام هیاهو، توطئه ها و کینه توزی های آمریکا و متحدانش علیه ایران اسلامی، «پاتک» آنها در مقابل «تک» ماست. ما بودیم که نظام سلطه را به چالش کشیدیم و حلقه های این زنجیر را از هم دریدیم و... توفانی که امروزه موجودیت نظام سلطه بین المللی را تهدید می کند و نشانه های غیرقابل انکار آن به وضوح قابل دیدن است، پی آمد انقلاب بزرگ اسلامی است و افتخاری ماندگار برای مردم مسلمان ایران...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات