سلیمان حیدرپور
نشست 23 ژانویه بوش با دموکراتها یک رخداد مهم بود. از آن رو که سرمنشأ یک جدال عمیق درساختارسیاسى آمریکا است. هرچند افکارعمومى ازتضاد کنگره وکاخ سفید درباره بحران عراق باخبر بودند، اما پس ازاین نشست بود که روشن شد رقیبان خانگى رئیس جمهورآمریکا سرسازش با راهبرد بلند پروازانه او ندارند. اما در پى این نشست، وقتى که دموکرات هاى کلافه از لجبازى مردان کاخ سفید فرماندهان ارتش رابراى ارائه تصویرى واقعى ازناوگان نظامى این کشوردرمناطق جنگى به کمیته نیروهاى مسلح سنا فراخواندند، مسائل مهمترى باز درباره توانایى ارتش آمریکا ودرواقع کارآمدى ماشین جنگى بوش آشکار شد.
بعد از این نشست روشن شد که سیاست جدید بوش درعراق قرار است از سوى ژنرالى اجراشود که خود دکترین 257صفحه اى جدیدى براى ارتش آمریکا در عراق نوشته است. ژنرال دیوید پترائوس که جانشین جورج کیسى درعراق شده است برخلاف بوش خواستار فرسایشى کردن تلاش هاى نظامى همراه بارشته اى ازاقدام هاى اجتماعى سربازان براى تأمین امنیت شده است. این ژنرال حتى برخلاف رئیس کل قواى آمریکا، در تئورى خود اصولاً اعتقادى به «عملیات زودرس» و «میانبر» نداشته و آن را شکست خورده قلمداد کرده است. وى در این تئورى اساس کار را تسخیر ذهن و مغزهاى مردم عراق انگاشته است و در تعقیب قرار دادن ستیزه جویان را وظیفه بعدى سربازان آمریکایى مىداند.
این که ارتش آمریکا پس از نزدیک به 4 سال حضور در عراق و با به جا گذاشتن بیش از 2 هزار کشته و 20هزار زخمى و بیش از 300میلیارد دلار هزینه مالى، به دستور پرزیدنت بوش و دکترین ژنرال پترائوس وادار به اجراى خط مشى نوین دوگانه یعنى از یک سو «زود نتیجه ده» و از سوى دیگر «فرسایشى کردن» جنگ براى برقرارى امنیت در بغداد شده، معمایى پیچیده است. ارتشى که نتوانسته است در طول 4 سال گذشته با داشتن بیش از 200هزار نیرو و در فرمان بودن ژنرالهاى ارتش، امنیت مرکز فرماندهى یعنى بغداد را برقرار کند و حتى دژ مستحکم نظامى آمریکا در امتداد خیابان حیفا، پر خشونتترین مکان بغداد، در امان نباشد، چگونه مى تواند با داشتن 150هزار نیرو بعلاوه 20 هزار نیروى تازه نفس، این خواستههاى متضاد را پیاده کند؟
بوش در حالى براى تسریع در کار و نتیجهگیرى نظامى برق آسا و بیرون آوردن آمریکا از بدنامى جنگ عراق، دستور اعزام 21 هزار و 500 سرباز تازه نفس به منطقه داده است که ژنرال پترائوس، فرمانده نظامى جدید آمریکا در عراق، براى برقرارى امنیت در این کشور و از میان بردن ستیزه جویان براى هر هزار عراقى تقاضاى 20تا 25نفر نیرو کرده است (مجموعاً حدود 750 هزار نفر)
بنابراین حاکمیت سیاسى آمریکا درداستان ادامه جنگ عراق با تضاد بزرگى روبرو شده است. تضادى که درآن ازیک سو بوش خواهان پیروزى زودرس با 170هزار نیرو در عراق است وازسوى دیگر آقاى پترائوس براى اجرایى کردن دکترین خود با عنوان «اسپات اویل» دست کم به 750هزار نیرو نیاز دارد(آمریکایى ها از مدتها پیش، استراتژى «اسپات اویل» یعنى برقرارى ثبات در یک نقطه و سپس گسترش آن به سایر مناطق را در عراق دنبال مى کنند اما تا کنون موفقیتى بدست نیاورده اند. این طرح مربوط به ژنرال تامسون انگلیسى است که علیه جنگ هاى چریکى ژاپن در برمه به کار گرفته شد، اما همین طرح در ویتنام به کار گرفته شد که با شکست همراه بود)
افزون براین دوگانگى، چالش هاى بزرگتر درجنگ عراق پیش روى آمریکاست که بدون در نظر گرفتن پیداکردن راه حلى براى این چالش ها، کسب پیروزى زود هنگام از نوع خم رنگرزى، «کوئیک فیکس» آقاى بوش و حتى طرح درازمدت «اسپات اویل» ژنرال پترائوس براى استراتژى نوین آمریکا دور از تصور است.
رودرروى افکار عمومى
نخستین چالش از درون آمریکاست که اهمیت بیش از دیگر چالش ها دارد. مخالفت افکار عمومى با سیاست هاى جنگى جورج بوش، امروزبه پدیده اى سازمان یافته تبدیل شده است که مخالفت کنگره در حاکمیت دموکرات ها در انتخابات اواخر سال گذشته، بدان افزوده شده است. بوش در این رابطه براى تغییر افکارعمومى آمریکا به انواع شگردها دست زده است.
او از یک سو براى راضى کردن مردم و کنگره براى گرفتن حمایت آنها از ادامه جنگ در عراق، و از سوى دیگر براى از دست ندادن انتخابات ریاست جمهورى سال 2008 براى جمهورىخواهان، وعده یک پیروزى نظامى زودهنگام در عراق و یا به قولى در منطقه راداده است. به همین دلیل او دست به یک عمل انتحارى دیگر و شاید هم رها کردن آخرین تیرهاى باقى مانده درکمان کاخ سفید براى بحران عراق زده است.
اما هیچ نشانه اى ازتمکین افکارعمومى ونمایندگان مجلس دربرابراین ترفندها نیست. ازهمین روست که درادامه اعتراض هاى شهروندان این کشور، کنگره با طراحى چند تن از سناتورهاى جمهوریخواه و دموکرات قطعنامه اى علیه طرح جنگى بوش در افزایش نیرو در عراق، ارائه کرده اند. این اقدام نخستین رأى گیرى علیه جنگ در کنگره است که روز چهارشنبه 24ژانویه 2007به بحث گذاشته شد و پس از شنیدن نقطه نظرهاى ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نظامى جدید آمریکا در عراق، رأى گیرى این قطعنامه در کمیته روابط خارجى سناى آمریکا انجام گرفت و رأى آورد. سناتورهاى منتقد، طرح جدید بوش را علیه منافع ملى، ضد افکار عمومى و برخلاف نظر اکثر نمایندگان کنگره دانستند. در برابر این اعتراض ها جورج بوش، دیک چنى و سناتور جان مک کین، نامزد ریاست جمهورى در سال ،2008یک پاسخ کلیشهاى داشتند که: اگر آمریکا عراق را رها کند موجب جسور شدن ستیزه جویان و حمله القاعده به خاک آمریکا مىشود.
افزایش تابوتهایى که از بغداد مىآید
هیچ چیز به اندازه بالا رفتن رقم تلفات سربازان آمریکا وافزایش تابوت هایى که از عراق به سمت آمریکا سرازیر مى شود براى کاخ سفید ویران کننده نیست. از این رو، قاطبه مشاوران بوش گفته اند که، اگراین روند ادامه یابد، ممکن است، اعتراض هاى شفاهى و پارلمانى در آمریکا به زنجیره تظاهرات ضد جنگ، مانند دوران جنگ ویتنام در برابر کاخ سفید بینجامد. اگر مرورى بر جنگ چند سال اخیر آمریکا در عراق شود، روشن خواهد شد که ده ها بار از عبارت «مرگبارترین روز براى سربازان آمریکا» براى توصیف حوادثى که هرکدام تعداد زیادى ازسربازان آمریکا رابه کام مرگ مى فرستند استفاده شده است. تنها بانگاهى به بیستم ژانویه 2007یعنى نزدیک به 4 سال پس از اشغال عراق، یعنى زمانى که شمار کشته هاى نیروهاى آمریکا به رقم 25نفردر عراق مى رسید، مى توان دریافت که شعار ثبات و امنیت در بغداد که آمریکایى ها در ابتداى جنگ سر مى دادند، چه کابوسى رابراى آمریکایى هارقم زده است، سهل است که واشنگتن مى خواست عراق الگوى دموکراسى براى کشورهاى خاورمیانه شود. خانم هیلارى کلینتون، نامزد دموکرات ها براى انتخابات ریاست جمهورى آینده، نیز که اخیراً از عراق دیدن کرده، اقرارکرد که اوضاع امنیتى به مراتب بدتر از 2 سال گذشته است و او مجبور بوده است از کلاه جنگى حتى در دیدار از مناطقى که امنیت در آن برقرار است استفاده کند.
سازمان آشفته سربازان
«نظامیان آمریکا در عراق و افغانستان آمادگى و توان جنگیدن را از دست داده اند». این سخن مشترک 3 فرمانده ارشد پنتاگون درجلسه کمیته نیروهاى مسلح سنا بود. اما آشفتگى توان ماشین جنگى پنتاگون تنها به ضعف تاکتیک ها و تحلیل رفتن توان نظامى این نیروها محدود نمىشود.
فروریختن اخلاقیات و بروز تنش هاى خانوادگى در بین سربازان آمریکایى مستقر در عراق از چالش هایى است که به شدت فرماندهان نظامى این کشور را نگران آینده حضور این نیروها در عراق کرده است. چنان که براساس گزارش رسمى پنتاگون میزان طلاق در بین سربازان به شدت افزایش یافته است.
آشنا نبودن سربازان آمریکایى با زبان، فرهنگ و مناسبات حاکم بر عراق و منطقه خاورمیانه، به حساب نیاوردن فاکتورهاى مذهبى از یک سو و نبود تجربه تعامل اجتماعى این سربازان پس از اشغال یک کشور، آن هم در خاورمیانه، چالش حل نشده دردرون نظام آمریکا است. حتى ژنرال پترائوس در دکترین خود علت شکست آمریکا را نادیده گرفتن فرهنگ و آداب و رسوم مردم عراق عنوان کرده است. او براى رفع این نقیصه، بازسازى روابط سربازان با مردم و تسخیربه اصطلاح قلب ها و مغزهاى آنهارا پیشنهاد داده است، و 20 تا 25 نیروى امنیتى براى امنیت هر هزار نفر عراقى تقاضا کرده است و این در حالى است که بوش براى افزایش 20 هزار نیروى بیشتر با اعتراض پردامنه مردم و کنگره آمریکا روبرو است.
سیاست پنتاگون تاکنون در اعزام نیرو به عراق برپایه اندیشه هاى رامسفلد طراحى شده بود. این سیاست تنها به مقابله صرف با تروریست ها عمل مى کرد و در این راه همه حقوق انسانى از جمله آداب و رسوم و فرهنگ و مقدسات مردم مى توانست نادیده گرفته شود. رفتار ضد انسانى سربازان آمریکا با زندانیان در ابوغریب نمونه بارز اعمال چنین سیاستى است.
درگیرى با گروههاى سیاسى ـ نظامى عراق
سخت ترین بخش استراتژى جدید بوش رویارویى او با جناح ها و احزاب عراقى است، که حاضر به قرارگرفتن زیر چتر آمریکا نیستند. از طیف اهل تسنن تا گروه هاى شیعه اکنون راه خود را از لشکر بوش جدا کرده اند. آنها به صراحت از ضرورت خروج آمریکا سخن مى گویند وبه طورجدى معتقدندکه مأموریت بوش پس ازاعدام صدام تمام شده است. تقابل این جریان ها به نظرمى رسد مهم ترین مشکل بوش در عراق 2007 خواهد بود. ارتش المهدى مقتدا صدر، در رأس این گروه ها است که شمارى از نمایندگان مجلس و وزراى دولت عراق نیز زیر مجموعه این روحانى با نفوذ قراردارند. درگیر شدن باگروه وى به منزله درگیر شدن با بخشى از دولت عراق است. در این صورت حتى دولت عراق ممکن است مشروعیتش را از دست بدهد و حضور آمریکا در عراق نیز بیش از پیش زیر سؤال برود. بوش و ژنرال هاى او براى روبرو شدن با چنین چالشى تدبیرى نیندیشیده اند. همچنان که آنها تدبیرى براى مقابله با سیل کمکهاى مادى و نیروى انسانى کشورهاى عربى متحد واشنگتن در ستیز با سربازان آمریکا ندارند.
بنابراین، آنچه درطرح نوین بوش لحاظ نشده است واقعیات صحنه امروز عراق است. براین اساس باید باسخن آن سناتور دموکرات هم عقیده شد که طرح نوین، مورد حمایت «مؤسسه مطالعاتى اینترپرایز» کاخ سفید، یعنى برقرارى امنیت در عراق، با اعزام نیروهاى تازه، نشأت گرفته از همان سیاست گذشته نومحافظه کاران است که با اسناد ساختگى، از جمله ارتباط عراق با خلبان عطا، وجود سلاح هاى متحرک میکروبى در عراق، خرید اورانیوم از نیجر و انتشار میکروب سیاه زخم در آمریکا، توانستند عراق را مورد حمله نظامى قرار دهند.
با توجه به این واقعیات یادشده، افزایش نیروى نظامى 20 هزار نفرى تغییرى در آرایش و توانمندى نیروهاى ائتلاف ایجاد نخواهد کرد. وبه قول اصحاب کنگره این افزایش نیرو را هم مى توان به منزله اعزام طعمه هاى بیشتر براى ستیزه جویان تلقى کرد. پس، دراین روزها باید بیش از گذشته به صداى کنگره گوش سپرد. کار لوین رئیس کمیته نظامى سناى آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز شدیداً نسبت به گسترش جنگ در منطقه ابراز نگرانى کرده و اعلام مى کند: «مردم و اکثریت نمایندگان سناى آمریکا از سیاست بوش حمایت نمى کنند». سناتور پاتریک لیهى اعلام کرد: «تنها راه متوقف کردن طرح بوش، رأى ندادن به بودجه نظامى در کنگره است. این تنها راهى بود که جنگ ویتنام را پایان داد». اومى افزاید: «در آن موقع نیز مردم مخالف بودند ولى هنگامى که کنگره در آوریل 1975رأى داد، جنگ نیز پایان یافت».
خانم هیلارى کلینتون، نامزد پیش روى دموکرات ها براى انتخابات ریاست جمهورى که پیش از این از جنگ عراق دفاع مى کرد، اعلام کرده است که «بوش همواره ما را به راه غلط اما سریعتر هدایت مى کند». و بدترین خبر براى یاران بوش این بود؛ نظرسنجى که در سپتامبر گذشته در عراق انجام گرفت نشان مى دهد که 61درصد عراقى ها، از جمله اکثریت شیعه و تقریباً همه اهل سنت، مقابله با نیروهاى ائتلاف را مورد تأیید قرار مى دهند. نظرسنجى که نشریه «میلیتارى تایمز» آمریکا در ماه دسامبر ارائه داد نشان از افت حمایت از جنگ دارد. در این نظرسنجى تنها 41 درصد با تصمیم آمریکا براى اعزام نیرو به عراق موافق بوده و این در حالى است که در سال 2005 حدود 56 درصد حامى این تصمیم بودند.
اکنون پرسش هاى جدى مطرح شده است: با توجه به اختلاف میان کاخ سفید و کنگره بر سر تشدید جنگ در عراق و گسترش آن در منطقه، این دو دستگى تا چه میزان جدى است؟ آیا کنگره موفق مى شود بوش را وادار به عقب نشینى سربازان آمریکا از عراق کند؟ آیا آمریکاى تحت ریاست بوش به صرف جذب قلب هاى شکسته مردم عراق و یا برقرارى ثبات در نقطه اى از این کشور، بیش از 20 هزار نیروى اضافى و چندین فروند ناو هواپیمابر به خلیج فارس اعزام کرده است؟ پاسخ به این پرسش ها نیاز به زمان دارد. اما آنچه اکنون پیداست نومحافظه کاران علاوه براین که کنترل بر اوضاع عراق را از دست داده اند کنترل بر ارکان سیاست داخلى آمریکا نیز از چنگ آنها خارج شده است.