مصطفی تبریزی
عضو شورای مرکزی مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم آقای محمد تقی فاضل میبدی در گفتگو با ایلنا در مورد نامه احمدینژاد به بوش گفت: شان دیپلماسی غیر از این نوع سخنرانیها، نامهنگاریها و بیانیهها است و به اعتقاد من مشکل ایران و آمریکا با این نوع ادبیات حل نمیشود... زبان این نامه به جای دیپلماسی، شبیه موعظه و نصیحت است در حالی که تا مذاکره صورت نگیرد مشکلی حل نخواهد شد. البته این مذاکره باید براساس حفظ عزت و منافع ملی ایران باشد. (1) «فرهنگ علوم سیاسی» دیپلماسی را چنین تعریف میکند: 1- علم و هنر نمایندگی کشورها و فن مذاکره. 2- اداره روابط بینالملل به وسیله مذاکره سیاسی و روشی که سفرا و نمایندگان برای اصلاح و اداره این روابط به کار میبرند و شغل یا فن دیپلماتها...
دانش روابط بینالملل که بر بنیاد قواعد به رسمیت شناخته شده همگانی استوار شده و به وسیله یک سلسله مراتب دیپلماتیک رهبری میشود. تکامل حیات اقتصادی و اجتماعی قرون وسطایی اروپا یعنی به وجود آمدن و استوار شدن پایههای به دولت رسیدن طبقه بورژوازی سرمایهدار و انحطاط اصول و سرنگونی رژیم فئودالی و قدرت فئودالها سبب و علت اصلی پیدا شدن دیپلماسی معاصر است. (2) اگر دیپلماسی، «فن مذاکره» و روشی برای «اصلاح و اداره روابط بینالملل» است، آنگاه نفی و رد محتوای نامه آقای احمدینژاد و آن را خلاف «شان دیپلماسی» خواندن از سوی آقای فاضل میبدی، هیچ توجیهی ندارد. جناب رئیس جمهور محترم برای مدیریت بحران و به دست گرفتن ابتکار عمل، نامهای خطاب به رئیس جمهور آمریکا نوشت که در عین حال، سه هدف مهم را توامان در روابط بینالمل تعقیب میکرد: اولا زیر سوال بردن هیئت حاکمه آمریکا در نزد مردم آمریکا و بلکه نزد افکار عمومی جهان و قرار دادن آن در برابر سئوالاتی که پاسخی ندارد. ثانیا تحت تاثیر قرار دادن تصمیمات آتی اعضای شورای امنیت در قبال برنامههای هستهای ایران. ثالثا حفظ عزت و عظمت ایران اسلامی و به کار نگرفتن عبارات استدعایی و همراه با ضعف و زبونی، در تحلیل نامه رئیس جمهور، باید میان قالب و محتوا تفکیک قائل شد. قالب یعنی ارتباط از طریق نامه و ارسال آن توسط کشور واسط، تاثیر بینالمللی واضحی داشت که کاهش قیمت نفت و بسیج شدن اکثر رسانههای مهم جهان برای گزارش و تحلیل این خبر، از تاثیرات آن به شمار میرود. این نامه اگر توسط آمریکا پاسخ داده شود، نفس ارسال نامه و پاسخ آن به کاهش قدرت چانهزنی آمریکا در تحت فشار قرار دادن اروپا برای ایجاد موانع تنبیهی بر سر دستیابی ایران به انرژی هستهای خواهد انجامید و اگر توسط آمریکا پاسخ نگیرد، باز به ایجاد جوی عمومی علیه آمریکا خواهد انجامید، چرا که بر طبل دشمنی و عدم ارتباط صلحآمیز و عادلانه با ایران میکوبد و حاضر به پذیرش منطق نیست. در بررسی قالب، محتوای نامه چنان اهمیتی ندارد. محتوای نامه هر چه میبود، تاثیرات فوقالذکر بر آن مترتب میشد. اما بد نیست محتوای نامه نیز مورد بررسی قرار گیرد. این همان چیزی است که آقای فاضل میبدی بدان اشکال گرفتهاند و آن را موافق شئون دیپلماتیک ندانستهاند. پیشتر گفته شد که شان دیپلماسی، اصلاح و اداره روابط بینالملل است. اگر در روابط بینالملل، لحن سکولار و کاملا مبتنی بر الفاظ دموکراتیک، لیبرال، ناسیونالیستی و مانند آن باب شده و مرسوم گشته است، این بدان معنا نیست به کار گرفتن زبان دینی، مخالف شئون است (هر خلاف عادتی، خلاف شئون نیست). به علاوه آمریکا هم اکنون توسط نومحافظهکارانی اداره میشود که ایدههای دینی (از جمله ایده هزارهگویی) را مستمسک خود برای پیشبرد اهدافشان قرار دادهاند و این میتواند وجه مشترکی برای استفاده از زبان دینی باشد.
امام راحل، در نامه تاریخی خویش به گورباچف، چنان شیوه ابتکاری و مبتنی بر اصول اسلامی را به کار گرفتند که قطعا از دید برخی، میتوانست مخالف شئون دیپلماتیک قلمداد شود. اما دیدیم و دیدید که در آن موقعیت تاریخی، لحن و نوع پیام امام، تنها وجه ممکن و بایستهای بود که اثر خود را اندکی بعد آشکار ساخت.