تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۸  ، 
کد خبر : ۹۲۲۷۶

نقد آراء آقای هاشمی رفسنجانی‌


دکتر نعمت احمدی
به آقای هاشمی‌ مرد بحران‌ها لقب داده‌اند. هر کس که برای اولین‌بار این صفت را متناسب با روحیه آقای هاشمی دانست، شاید فکر نمی‌کرد که واقعا آقای هاشمی راه گذر از بحرانها را به خوبی می‌‌داند. سه دوره زندگی سیاسی آقای هاشمی را با هم مرور می‌‌کنیم.
1-‌ انتخابات مجلس ششم‌
انتخابات مجلس ششم پرهجمه‌ترین دوره‌ای بود که علیه آقای هاشمی راه افتاد. در آن زمان که مجلس پنجم رو به پایان بود، مجلسی که با شعار حمایت از هاشمی سرکار آمده و در نیمه راه از این شعار نه اینکه دست کشید، بلکه اگر نبود توانمندی هاشمی، تداوم اصلاحات در دوره پایانی ریاست جمهوری وی دشوار بود. دوم خرداد اما روند حرکت سیاسی کشور را به کلی دگرگون کرد و مخالفین هاشمی گروه دیگری شدند. گروهی که تازه عرصه سیاست را به دست گرفته بودند و گروههای سنتی اوایل انقلاب می‌‌رفتند تا جای خود را به این گروه جدید بسپارند. با اینکه با خاتمه دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی و حضور پررنگ وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌‌توانست راه برون رفت اختلافات مجلس و شورای نگهبان را آسان کند، گروه جدید برآمده بعد از فردای دوم خرداد به‌جز عقلای این دسته، هجمه به آقای هاشمی را وجهه همت خود قرار دادند.
در آن زمان صاحب این قلم یادداشتی به روزنامه عصر آزادگان فرستاد و با گمانه‌زنی اینکه بخش قابل قبولی از مجلس ششم در اختیار دوم خردادی‌ها خواهد بود و آقای خاتمی که هدایت اصلاح‌طلبان را برعهده نمی‌گرفتند و خود را سراصلاح‌طلبان نمی دانستند، پیشنهاد کرد که بهتر است اصلاح‌طلبان دنبال پشتوانه‌های اعتدالی در سطوح مختلف باشند و آقای هاشمی رفسنجانی می‌‌تواند محور اعتدال باشد تا دوم خرداد در پیچ‌‌هائی که سر راهش قرار خواهد گرفت و در بحران‌آفرینی‌ها به ایشان به عنوان چهره‌ای اعتدالی مراجعه کنند و این مراجعه با حضور آقای هاشمی در مجلس شورای اسلامی دست‌یافتنی خواهد بود.
بدین توضیح که با حضور آقای هاشمی در مجلس به یقین ریاست مجلس به عهده آقای هاشمی خواهد بود و آقای هاشمی این بار در مجلس به عنوان استوانه اعتدال از افراط و تفریط جلوگیری به عمل خواهد آورد و مهم‌تر اینکه با تکیه بر مشی مجلس، طرحها و لوایحی که مورد اتفاق مجلسیان می‌‌باشند و به نوعی در شورای نگهبان متوقف می‌‌گردند زمانی که به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاده می‌‌شوند آقای هاشمی باتوجه به جو مجلس و مصالحی که باعث تصویب این طرحها و لوایح شده است با درنظر گرفتن مصلحت عمومی جانب مجلس را خواهند گرفت؛ زیرا اگر هاشمی در مجلس یک فرد است در مجمع تشخیص مصلحت نظام یک اندیشه و تئوریسین مصالح کلی کشور است که نظریات وی مورد اتفاق سایر اعضاء خواهد بود.
متاسفانه دوستان صاحب نظر در تهیه لیست نهائی موسوم به لیست روزنامه‌نگاران که اکثریت کرسی‌های مجلس از حوزه تهران را به خود اختصاص داد، با نظریه من نه اینکه موافق نبودند، بلکه به گونه‌ای غیرقابل قبول به تخریب آقای هاشمی پرداختند و اشکالات ریز و درشت موجود را نه آزمون و خطای عمومی، بلکه ناشی از حضور و عملکرد فردی آقای هاشمی دانستند و تخریب آنچنان بالا گرفت که گروههای ساکت و خاموش جامعه هم که همیشه نظاره‌گر بودند به شک افتادند و تجربه تلخ زمانه انتخابات مجلس ششم و اسناد موجود آن دوره در روزنامه‌ها نشانه بد اخلاقی غیر قابل بخششی بود که نسبت به آقای هاشمی اعمال و پیاده شد. اما هاشمی با دوراندیشی علیرغم راه یافتن به مجلس راه دیگری برگزید که سرانجام دود آن به چشم اصلاح‌طلبان رفت. اصلاح‌طلبانی که می‌‌توانستند از حضور هاشمی در جمع خود سود ببرند، باور داشتند که بی‌حضور آقای هاشمی موفق‌تر خواهند بود، غافل از اینکه گذر از بحرانها نیاز به مدیریت بحران دارد و مدیریت بحران هم مدیر خود را می‌‌طلبد.‌
2-‌ انتخابات ریاست جمهوری‌
دوره دوم ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی با همه فراز و فرود خود و بحران‌سازی‌های متعددی که از زبان ریاست وقت دولت هر 9 روز یک بحران یاد شد، رو به پایان بود که هاشمی می‌دانست در دو عرصه، یکی بین‌المللی با توجه به برنامه هسته‌ای ایران و دیگری عرصه داخلی با توجه به فضای ایجاد شده بعد از دوم خرداد و بالا رفتن مطالبات مردم خصوصاً حضور نسل جدیدی که بعد از انفجار جمعیتی ایران در اوائل انقلاب و به رشد رسیدن این گروه و بازار کاری که باید جوانان تازه‌وارد عرصه اشتغال شده را جلب و جذب کند و عبور از این دو بحران نیاز به برنامه و مدیریت بحرانی دارد، وارد عرصه انتخابات شد. من به چگونگی نتیجه دوره اول و دوم انتخابات کار ندارم. هر چند اصلاح‌طلبان که احساس خطر کرده بودند و باید این بار با عقلانیت قابل لمسی حول محور هاشمی اتحاد می‌کردند، با تأسف این اتحاد به وقوع نپیوست و جناح اصلاح‌طلب به اضافه‌ آقای هاشمی 4 کاندیدا را روانه عرصه مبارزاتی کرد. آقای هاشمی به لحاظ امنیتی نمی‌توانست سفرهای استانی داشته باشد و اگر به سفرهای استانی می‌رفت، هزینه آن باید از بیت‌المال خرج می‌شد و به همین اعتبار آقای هاشمی نپذیرفت که سفرهای استانی وی باری بر خزانه عمومی باشد.
وقتی انتخابات به مرحله دوم رسید و سه نماینده اصلاح‌طلب از آقای هاشمی حمایت کردند و نمایندگان طیف مقابل هم از آقای احمدی‌نژاد، با یک حساب سرانگشتی آراء دور اول هم اگر تکرار می‌شد آقای هاشمی برنده این انتخابات بود.‌
من به اتفاقاتی که آقای هاشمی در نامه خود به شکایت به درگاه خداوند بیان داشتند، کاری ندارم؛ اما در همان زمان اکثریت خاموش خانه‌نشین ماندند و حامیان کاندیداهای اصلاح‌طلب هم به همان راه رفتند و نتیجه به گونه‌ای دیگر رقم خورد و هر دو موضوع، اولی اتمی و دیگری اشتغال جوانان که باید با مدیریت بحران حل می‌شد، اولی سر از شورای امنیت و تحریم احتمالی ایران و اجماع جهانی علیه ایران درآورد و دومی با خروج سرمایه‌های داخلی به گفته مدیران کشور و توقف قراردادها و بسته نشدن حتی یک قرارداد ظرف یک سال و چندماه به بحرانی داخلی تبدیل شده است و واکسن‌های موقتی صندوق مهررضا و سهام عدالت داروی درد بیماری که نیاز به جراحی دارد، نیست.‌
3‌- انتخابات خبرگان رهبری
انتخابات خبرگان رهبری در سه دوره گذشته دل‌مشغولی همه مردم و یا نیاز یومیه آنان به ظاهر نبود. دوره جدید شاید به لحاظ تبلیغات زودهنگامی که از ناحیه بعضی از گروهها صورت گرفته بود مجلس خبرگان را به مرکز توجه مردم تبدیل کرد. آقای هاشمی در سومین آزمون خود زمانی وارد عرصه انتخابات مجلس خبرگان شد که ترکیب احتمالی آن، این تکلیف را برای وی به وجود آورده بود. ترکیب هیأت رئیسه سه دوره مجلس خبرگان تقریباً یکسان بود. عدم تمایل آیت‌اله امینی به حضور در مجلس خبرگان جای خالی یک پست از نواب رئیس را خالی گذاشته است. بیماری طولانی آیت‌اله مشکینی نیز دغدغه دیگری بود که ناظران سرنوشت مجلس خبرگان را به حساسیت چهارمین دوره انتخابات این مجلس متمایل ساخته بود. آقای هاشمی در چنین وضعی با تکیه بر روحیه اعتدالی خود وارد عرصه انتخابات شد، زیرا وی نمی‌توانست به دو علت، شخصی و ملی وارد این عرصه نشود.
نخست اینکه عدم حضور آقای هاشمی را گروهی به قهر وی از انتخابات تلقی و واکنش فردی آقای هاشمی نسبت به نتایج انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و شکوائیه آقای هاشمی به خداوند تلقی می‌کردند. دومین علتی که آقای هاشمی را وادار به نام‌نویسی کرد، وضعی است که با عدم حضور آیت‌اله امینی و بیماری آیت‌اله مشکینی بر مجلس خبرگان سایه افکنده است. اگر آقای هاشمی در این مجلس حضور پیدا نمی‌کرد و محور اعتدالی‌ منش آقای هاشمی از این مجلس رخت برمی‌بست، آقای هاشمی لابد وجدان آسوده‌ای نمی‌داشت که مرد بحران در لحظه بحران شانه خالی کرده است؛ می‌ماند رای مردم. شاید هر کس جز آقای هاشمی بود وارد عرصه انتخابات نمی‌شد و برای چندمین بار بر روی سکوی وزن‌کشی نمی‌رفت. در جمهوری اسلامی هیچ فردی به اندازه آقای هاشمی خود را بر روی ترازوی توزین آراء عمومی قرار نداده است.
سه دوره نمایندگی مجلس، دو دوره ریاست جمهوری، یک دوره نمایندگی مجلس ششم و یک دوره ریاست جمهوری نهم، اما هاشمی با اعتماد کامل به عملکرد و وظیفه خود وارد عرصه انتخابات شد. شاید کس دیگری در هفتمین دهه عمر برای هشتمین‌بار حاضر به وزن‌کشی نمی‌شد. اما هاشمی آمد و آمدن وی مردم را دلگرم کرد. برخلاف استدلال بعضی‌ها که آقای هاشمی رای معمولی گرفت، ولی صندوق‌ها حرف دیگری دارند. فاصله آقای هاشمی با آیت‌اله مشکینی که مقبولیت عمومی دارند 594169 رای می‌باشد و یا 1031163 رای بیش از نفر شانزدهم و یک‌سوم از نفر دوم بیشتر. به دیگر سخن، 594169 نفر فقط به آقای هاشمی رای دادند و یا به افرادی غیر از 15 نفر بعد از آقای هاشمی رأی دادند.
تعداد آراء تغییری در نگرش و جایگاه آقای هاشمی ایجاد نمی‌کند، زیرا وی ذخیره انقلاب است و راهی را که 27 سال پیموده ، همچنان ادامه می‌دهد؛ اما نگاه رای‌دهنده به آقای هاشمی تغییر کرده است. این 600 هزار نفر تهرانی که صرفاً به آقای هاشمی رای دادند، خانه‌نشینانی بودند که در سرمای 24 آذرماه به منش آقای هاشمی رای مثبت دادند تا محور اعتدالی او را تأئید و ادامه راه اعتدال را پاسخ‌گوی اداره مملکت در آینده بدانند. مرد بحرانها از بحران به اعتدال رسید و مردم با قبول این راه با رای خود بر آن صحه گذاشتند.‌‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات