گروه سیاسی؛ محمدکاظم انبارلویی: نیل پستمن محقق و نویسنده آمریکایی میگوید: "آمریکاییها پررسانهترین و در عین حال کماطلاعترین مردم دنیا هستند".
رسانهها وسیلهای برای اطلاعرسانی است. آیا رابطهای بین "پررسانه بودن" و بیاطلاعی از اوضاع جهان وجود دارد؟ چطور چنین چیزی ممکن است!
در عصر انفجار اطلاعات یا به تعبیر دیگر عصر بمباران اطلاعات چه بر سر ذهن و حافظه مردم میآید؟ وجود انبوه اطلاعات در خارج از ذهن آدمیان، در رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب آیا دلیل بر وجود همان اطلاعات در ذهن آدمیان است؟
بارها شده به مسئولی مراجعه کردم یا به دوستی برخوردهام و گفتهام فلان خبر را شنیدهای گفته است نه، به او گفتمام این خبر از رادیو پخش شده یا در فلان روزنامه خواندم او گفته است: "من فرصت نمیکنم رادیو گوش کنم یا روزنامه بخوانم. اگر بخواهم از این دست اخبار مطلع شوم باید کارم را رها کنم و بنشینم روزنامه بخوانم یا تلویزیون ببینم یا رادیو گوش کنم".
راستی با این حجم از روزنامهها و مجلات در کشور با این همه کانال تلویزیونی و امواج رادیویی چرا باید از مهمترین و اساسیترین اخبار و اطلاعات برخی به ویژه مسئولان بیخبر باشند.
بارها خبرنگاران پارلمانی دیدهاند که برخی نمایندگان انبوه روزنامهها و مجلاتی که برای آنها میآید، بدون آنکه ببینند و یا بخوانند دور میاندازند.
راستی خبر چیست؟ اطلاعات کدام است؟ آیا آن چیزی که امروز در رسانهها به بهانه اطلاعرسانی به مردم میرسانیم "خبر" یا "اطلاعات" است.
آیا تولیدکنندگان پیام، چیزی را تولید و عرضه میکنند که موردنیاز و تقاضای مصرفکنندگان پیام نیست. اگر اینگونه است این روند به کجا میانجامد!
آیا در بازار رسانهها رابطه عرضه و تقاضا برقرار است؟
آیا تکثر صدا و انبوه صداها موجب شنیده شدن آن میشود، یا قاعدهای دیگر در این عرصه حکمفرما است؟ فراموش نکنیم مخاطب انتخاب میکند. باید دید چه صدایی را انتخاب خواهد کرد.
امروز همه رسانهها تلاش میکنند دیده و شنیده شوند لذا تکیه کلام گویندگان در رسانههای دیداری و شنیداری این جمله است؛ "با ما باشید"!
امروز برای مخاطبان این سئوال مطرح است چه صدایی را باید شنید و چه کلامی را باید خواند و آیا اخباری که در روزنامهها هست همه همان خبرهایی است که رخ داده و یا اخباری است که تولیدکنندگان میدانند و مصرفکنندگان به دلایلی از دیدن، شنیدن و خواندن آن محروم هستند.
بالاخره آیا حقوق تولیدکنندگان پیام همان حقوق مصرفکنندگان پیام است. اگر پاسخ منفی است که حتما هست، پس آزادی مطبوعات که یک حق است چه میشود؟ آیا این آزادی فقط مختص تولیدکنندگان پیام است؟ فایده آزادی مطبوعات برای مصرفکنندگان چیست؟ آیا مصرفکنندگان پیام محکوم هستند هر پیام تولیدی را دریافت کنند؟
برگزاری نمایشگاه مطبوعات و برگزاری همایشها و نشستهای هماندیشی و گفتگوی رودرروی اصحاب مطبوعات با مخاطبان فرصتی است برای اندیشیدن به این سئوالات و پیدا کردن پاسخ شایسته برای آن.