غلامحسین الهام
جمهورى اسلامى ایران، یکى از «انتخاباتى»ترین و «جمهورى»ترین کشورهاى جهان با مشارکت مردمى بالاتر از نصاب دموکراسىهاى غربى است.
همه نهادهاى حاکمیت با رأى بى واسطه و مستقیم یا با واسطه و دومرحله اى مردم، تعیین تکلیف شده و مسئولان عالى نظام و نهادهاى حاکمیتى، عملاً در هر دوره با اراده ملت و با رأى آنان، تصدى امور را بر عهده گرفته و یا آن را ترک کردهاند.
اسلام به ما آموخته است که خدمت به مردم و احترام به کرامت آنان و رعایت حقوق شان و ارزش گذاشتن به شخصیت شان، طریق تقرب الهى است. بسیارى از حکومتهاى جهان از مردم مى ترسند به ملت ها اعتماد ندارند، آنان را تحقیر مى کنند، گاه فریب مى دهند و مواقعى سرکوب مىکنند.
چه بسیار کشورهایى که اتفاقاً مورد حمایت غرب نیز هستند، ولى «جمهورى» نیستند و اگر هستند، جمهورى هاى واقعى نیستند.جمهوریت و دموکراسى مورد ادعاى غرب و خارج از فرهنگ دینى و در بستر تفکر لائیک ـ که رسماً سیاست را از اخلاق و دولت را از دین و تقوى تفکیک مى کنند ـ غالباً یک پرده نمایش است که آنچه پشت پرده مى گذرد، با آنچه روى پرده به چشم ها مى آید، تفاوت جدى دارد. به نام مردم سالارى، مردم فریبى مى شود و «زر» و «زور» در قامت تزویر جامه جمهوریت به تن مىکند!
«جمهورى و انتخابات» در نظام دینى، تفاوت هاى مهمى در شکل و محتوى با جمهورى هاى لائیک و با انتخابات بدون پیش شرط اخلاقى دارند؛ البته در هیچ نظام لائیکى نیز انتخابات بدون پیش شرط نیست؛ لکن پیش شرط هاى اخلاقى است که مغفول واقع شده است. عدهاى در داخل و خارج، پس از 28 سال امتحان موفق ملت ایران با میانگین سالى یک انتخابات (حتى در شرایط جنگ) هنوز ملت ایران را نابالغ و در حال گذار و در نیمه راه دموکراسى یا در حال تمرین دموکراسى و یک ملت استبدادزده مىخوانند!(مقصود من از دموکراسى، مبانى تئوریک و نظرى نیست، بلکه مشترکات امر یعنى نقش و اراده مردم در تعیین سرنوشت و تعیین حاکمیت است.)
هر بار که امواج آراى ملت، توهمات آنان را چون خاشاک به کنار مى زند، به جاى سرزنش خود و واقع نگرى، ملت رشید ایران را به «فریب خوردگى» و انتخابات را به «پوپولیزم» متهم مى کنند و یا به تقلید از دموکراسى لیبرال، تفسیرهاى غیر دینى را از مفهوم «مشروعیت» به افکار عمومى تزریق مىکنند.
به آنان باید گفت اگر تفسیر اسلامى از مشروعیت و حق حاکمیت را قبول ندارید، لا اقل به همان تفسیر «دموکراتیک از انتخابات» وفادار باشید.انتخابات فرایندى است که نتیجه آن «کشف» تصمیم و اراده ملت است. این فرایند باید قانونمند و آزاد طراحى و اجرا شود. از یک فرایند سالم و قانونمند، هر نتیجه اى حاصل شود، قابل احترام است. نمى توان در مدح مردم سالارى و انتخابات آزاد و رأى ملت سخن گفت، ولى به لوازم آن تن نداد. این روش هم بداخلاقى و هم غیر مردمسالارانه است.
اگر مشروعیت دینى را قبول ندارند و بر نمى تابند، نتیجه انتخابات و آراى مردم که مورد قبول آنان است. مدعیان جمهوریخواهى و دموکراسى چرا به نتیجه چنین انتخاباتى نه تمکین مى کنند و نه حتى احترام صورى مىگذارند؟
این نقض پیمان با مردم است که غوغاسالارى بر مردم سالارى حاکم شود و هر گاه رأى مردم در خدمت آنان نباشد، مردم را به عوام بودن و فریب خوردن و منتخبان ملت را به پوپولیزم متهم کنند! اینک ملت ما در آستانه دو انتخابات مهم و حساس و سرنوشت ساز است.پیشینه سیاسى این ملت رشید و شریف همگان را مطمئن مى سازد که این دو انتخابات نیز تجلى کلى شعور و تعهد و اراده این امت سرافراز خواهد شد.نه انتخابات خبرگان، یک انتخابات تشریفاتى است و نه انتخابات شوراها یک انتخابات مقدماتى و کماهمیت است.
انتخابات خبرگان به نحوه اعمال ولایت فقیه مربوط است که مبناى مشروعیت نظام سیاسى است و انتخابات شوراها وسیع ترین و پایه اى ترین لایه اتصال مردم و دولت را شکل مىدهد.
جاى تأسف است که عده اى اصالتى براى انتخابات شوراها و خود شوراها قائل نیستند و انتخابات شوراها به مثابه یک سکوى پرش و صرفاً مقدمه اى براى سایر انتخابات (انتخابات مجلس و پس از آن صرفاً مقدمه اى براى انتخابات ریاست جمهورى) مى خوانند.این نگاه، اولاً نگاه قدرتمندانه به شوراها است و ثانیاً شوراها را نه یک امر مستقل و اصیل، بلکه صرفاً مقدمه اى براى اتفاق دیگر مىدانند و مىخوانند.
از سویى، گاه انسان با کمال تعجب شاهد است که عده اى به شوراهاى شهر و روستا نه به عنوان ستاد خدمت انقلابى به مردم، بلکه به منزله محلى براى گروههاى فشار به سایر نهادهاى اجرایى و تسویه حسابهاى شخصى یا گروهى مى نگرند. این نگاه یعنى برخورد ابزارى با شوراها، توهین بزرگى به مردم و رأى آنان است.
ممکن است برخى این گونه تحلیل کنند که موفقیت آقاى دکتر احمدى نژاد در جلب اعتماد ملت در انتخابات ریاست جمهورى دوره نهم، از انتخابات شوراها آغاز و به ریاست جمهورى منجر شد، لذا دیگران هم باید همین مسیر را سپرى کنند.
این سخن تعبیرى غلط و نادرست است؛ اگر چنین نتیجه بگیریم که داشتن برنامه قدرت طلبانه براى یک پرش سه گام، از انتخابات شورا به مجلس و ریاست جمهورى، هدفى مقدس براى یک فعال سیاسى و مسلمان است، در واقع به انتخابات به عنوان سکوى پرش به قدرت نگاه کردن است و نه به عنوان زمینه و بسترى براى خدمت.
اگر قدرت فى نفسه هدف قرار گیرد چون هدف، مقدس تفسیر مى شود، با هر وسیله اى و هر شکلى توجیه مى شود. نگریستن از این منظر به قدرت، هم فساد خود انسان را در پى دارد و هم فساد در امور مردم ایجاد مى کند. کمترین اثر چنین بینشى نگاه ابزارى به شوراها و شهردارى ها و توهین به حقوق زمین مانده مردم و آسیب به اعتماد آنان و شور و نشاط آنها در اعتماد به شوراها براى حل مشکلات شهرى و روستایى است؛ زیرا این بینش به مردم مى فهماند که مردم و مشکلاتشان براى ما مهم نیست، بلکه شوراها، صرفاً وسیله اى براى کسب قدرت سیاسى و خیز برداشتن براى قدرت بیشتر است.اما اگر به این موضوع با عینکى دیگر بنگریم، نه یک امر مذموم، بلکه مى تواند ارزشى مثبت تلقى شود. اگر باور کنیم که مردم، خدمتگزاران خود را مى شناسند و مسئولان هدف خود را خدمت صادقانه و خالصانه به مردم قرار دهند و جز نوکرى مردم سمتى براى خود نشناسند، در آن صورت، اگر مردم بار بیشترى براى خدمت و نوکرى برعهده او نیز بگذارند، با همان اخلاص و صداقت در این مسیر جدید قرار مىگیرند.
مهم این است که انسان خود را در مسیر خدمت تعریف کند و از آنچه که به صدق و اخلاص او در این جهت آسیب مى زند، به خداى بزرگ پناه برد و در حصن تقوا سنگر گیرد، چه بسا اعتماد عموم به او نیز افزایش مىیابد.
«ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً»
این آموزه انقلاب اسلامى به ماست. به یاد دارم روزى در محضر مقام معظم رهبرى، ایشان به خاطره اى در گفت وگوى با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اشاره کردند و فرمودند: دانشجویان در اواخر دوره ریاست جمهورى و در زمان حیات امام راحل(ره) از من پرسیدند که بعد از ریاست جمهورى چه کارى خواهم کرد؟ و من گفتم آنچه امام تکلیف کند با نهایت وجود انجام مى دهم، حتى اگر مسئولیت عقیدتى ـ سیاسى در یک پایگاه دورافتاده مرزى در استان سیستان و بلوچستان باشد.طبیعى است که چنین تقوایى، اصل و اساس صلاحیتى شد که مجلس خبرگان اول ایشان را به مسئولیت رهبرى نظام برگزینند.از خداى بزرگ باید چنین توفیق و همتى را طلب کرد.
اگر در تحلیل انتخابات نهم، به عنصر ممتاز «اخلاص» بنگریم، بسیارى از مجهولات پاسخ داده خواهد شد. بیاییم اصالت را به «خدمت خالصانه» بدهیم، نه سکوى پرش و نه آزمون بخت که سنگ مفت، گنجشک مفت! بیاییم با این منظر شوراها را امرى اصیل و مهم و نه ابزارى براى اهداف دیگر تلقى کنیم.
طرفدار شوراهایى باشیم که صفاى مسجد و بى منتى باران را داشته باشد. هیاهوى جهاد و شجاعت ابوذرى را در خود بپروراند. مثل برادران رفتگر، نیمه شب هاى زمستان صداى جاروهاى خدمت رسانى و بى توقعى شان به گوش سحرخیزان برسد.
شوراهایى که در برابر فساد بایستند و در کنار دولت انقلابى، گره هاى مردم را یک به یک باز کنند و در حل مشکلات کوچه پس کوچه هاى شهر، مثل خانه خود، دلسوز باشند.بى هیچ وسوسه یا تردید به شوراهاى شهر و روستا و به توقعات مردم بالذات احترام بگذاریم.
پیشاپیش به چنین برگزیدگانى تبریک بگوییم و ورود آنان را ـ که به این صفات مى شناسیم و نه با نام و نشان شناسنامهاى ـ به خیل خادمان ملت خوشامد گوییم.
البته رسالت دولت، برگزارى انتخابات آزاد و سالم است و به فرایند سالم پایبند است و به رأى مردم هرچه باشد، احترام تام مى گذارد و از آن حمایت مى کند. از این رو کسانى این معیارها را دارند که به قانون تمکین کامل کنند و از امکانات عمومى و دولتى کمترین سوء استفاده را نکنند.از همه کسانى که صادقانه در این عرصه وارد شده اند، سپاسگزاریم و آنان را که با صدق و اخلاص و مردم دوستى به صحنه آمده اند، پیروز انتخابات مى دانیم که در این عرصه شکست نیست، امتحان است و آزمون خداست؛ همه برگزیدگان ملت را یارى خواهند داد. مگر پیروزى جز این است که همه با هم باشیم.