تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۶  ، 
کد خبر : ۹۲۳۰۷

احزاب، ابزارى براى حفظ یا کسب قدرت؟!


علی‌اکبر جوانفکر
احزاب و تشکل هاى سیاسى در ایران چگونه و با چه ترکیبى تشکیل مى شوند؟ پى جوى چه اهدافى هستند؟ هزینه هاى احزاب و گروه هاى سیاسى از چه منابعى تأمین مى شود؟ چرا احزاب سیاسى در ایران پایدار نیستند؟ منظور از قدرت گرا بودن احزاب چیست؟ چرا احزاب فاقد برنامه هستند؟
این سؤالات همواره در اذهان عمومى ایجاد مى شود، اما کمتر پاسخ شفاف و روشنى به آنها داده شده است.
خداوند، انسان ها را آزاد و انتخابگر و در دیدگاه ها، اهداف، مقاصد، منافع، خواست ها و نیازها متفاوت آفریده است و از بدیهیات است که هر انسانى بکوشد دیگران را همفکر و همراه خود سازد تا به صورت جمعى، گروهى و حزبى براى رسیدن به اهداف مشترک تلاش کنند. در اسلام فلسفه تحزب، تجمع براى خدا و انجام مطلوب و اداى تکلیف الهى است و انگیزه فرد از ورود به حزب، چیزى جز انجام وظیفه شرعى نیست، بنابراین نیت او باید قرب به خدا باشد، نه قرب به قدرت، مقام و شهرت.
حزب اسلامى، دعوت کننده به خداوند یکتاست و همه چیز را براى رضاى معبود و در جهت سعادت و خوشبختى انسان ها در پهنه گیتى مى خواهد و سعى و مجاهدتش بر آن است که بر مبناى مهرورزى، دوستى و محبت، بهترین خدمات را به مردم عرضه کند.
عضو چنین حزبى، از تکبر، غرور، خودخواهى، ریاست طلبى، مقام پرستى، زورگویى، سلطه‌پذیرى، خودکامگى، استبداد و ستمگرى پرهیز دارد و تمام سعى او در پایبندى به نیکى ها و ارزش هاست. رقابت در حزب اسلامى، مسابقه در انجام عمل خیر براساس عدالت و قسط است و با احزاب دیگر به جز حزب الشیطان، تعامل، مدارا و همزیستى مسالمت آمیز و گفتمان هدایتگرانه دارد. اسلام، دین آزادى عقیده و عمل و جامعه اسلامى نیز جامعه اى آزاد و پى جوى بحث و گفت وگو، تبادل افکار و آرا و دیدگاه هاى مختلف است. انسان ها براى پذیرفتن بندگى خدا یا بندگى شیطان آزادند، اما وقتى پذیرفتند که بنده خدا باشند، لاجرم به اطاعت از اوامر الهى گردن مى نهند و از چشم، گوش، زبان و دست و پاى خود، در محدوده تعریف شده اى از آزادى بهره مى برند. بنابراین ضابطه مندى، قانون پذیرى، رعایت حقوق دیگران، انجام فعالیت هاى سازنده و مثبت و کمک به ثبات و آرامش روحى و روانى مردم از ویژگى هاى جامعه اسلامى محسوب مى‌شود.
در چنین جامعه اى، هیچ کس حق ندارد در پوشش دفاع از آزادى، به دیگران بى احترامى و توهین کند، دست به اقدامهاى تخریبى منافى با کرامت فرد و جامعه بزند، یأس و سرخوردگى را به مردم تزریق نماید، بداخلاقى، بدرفتارى و هرج و مرج را ترویج کند و براى رسیدن به اهداف خود، هر اقدام و استفاده از هر وسیله اى را مباح و مجاز بشمارد.
در جامعه اسلامى، حکومت منحصراً در اختیار احزاب نیست، زیرا گروهها و تشکل هاى سیاسى نمى توانند تمامى مردم یک جامعه یا یک کشور را به خود جذب کنند. بنابراین در چنین جامعه اى، حکومت، مبتنى بر خواست و اراده مردم است و نمى شود حق مردم را در اداره حکومت از آنها سلب کرد و آن را به احزاب داد. اما تحزب در مفهوم مادى آن مبتنى بر قدرت طلبى است و حزب از ابزار کسب قدرت محسوب مى شود، بنابراین انگیزه ورود در احزاب شرق و غرب عالم، چیزى جز میل به قدرت و کسب منافع سیاسى و مادى نیست. احزاب مادى گرا، دعوت به «خود» مى کنند و همه کس و همه چیز را براى خود مى خواهند.
تأملى در چگونگى شکل گیرى احزاب و گروههاى سیاسى در سال هاى پس از انقلاب، نشان مى داد که این تشکل ها اغلب با هدف حذف رقیب از حاکمیت و بالا رفتن از نردبان قدرت به وجود آمده اند و یا براى حفظ و استمرار قدرت به دست آمده، تشکیل شده اند.
در رویکرد خدمتگرایانه، مسئولیت ها و مراتب تصمیم گیرى و اجرایى، امانتى سنگین از سوى مردم محسوب مى شود که به صورت موقت در اختیار افراد قرار مى گیرد و صاحب منصبان باید تا سپردن آن به منتخبان بعدى، از این امانت مردم بخوبى حراست و پاسدارى کنند، اما هنگامى که این رویکرد از حکومت رخت بر مى بندد، مسئولان و منتخبان، فرصت پدید آمده را نه به مثابه امانت، بلکه به عنوان غنیمت مى نگرند و سپس به اندیشه مى افتند که چگونه این غنیمت را براى خود و همفکرانشان حفظ کنند و آن را استمرار بخشند و بدیهى است که در نخستین گام به راهکارهایى براى تأثیرگذارى بر آرا و افکار مردم روى مى آورند و در این مسیر به ایجاد حزب و تشکل سیاسى مى پردازند. احزابى مانند کارگزاران و مشارکت با همین رویکرد به وجود آمدند.
به این ترتیب مى توان گفت که برخى از احزاب و تشکل هاى سیاسى از سوى به قدرت رسیدگان و صاحب منصبان به وجود آمدند تا به آرا و خواست مردم در جهت بقاى خود، یاران و کسانى که آنها را در قدرت سهیم کرده بودند، سمت و سو بدهند. وقتى صاحب منصبان با چنین رویکردى به تشکیل احزاب و جریان هاى سیاسى مى پردازند، تداخل موقعیت هاى رسمى و حزبى آنان، امرى بدیهى و طبیعى جلوه مى کند و این در حالى است که جریان هاى مزبور براى تحقق اهداف تعیین شده و به پشتوانه درآمدهاى خاص و بهره گیرى از امکانات در اختیار، به ایجاد رسانه هاى ارتباطى مانند روزنامه، خبرگزارى، پایگاههاى اطلاع رسانى اینترنتى و حتى تأسیس شبکه هاى تلویزیونى روى مى آورند که مورد آخر در دوره گذشته با وجود تلاش هاى به عمل آمده بى نتیجه ماند. دسته دیگرى از احزاب را کسانى به وجود آورده اند که شکست در رقابت هاى انتخاباتى، آنها را از رسیدن به مناصب قدرت بازداشته است.
تجربه نشان مى دهد که برخى افراد ذى نفوذ، پس از مواجه شدن با ناکامى در رقابت هاى انتخاباتى، حاضر به کاهش حضور در عرصه سیاسى یا تعریف یک موقعیت تازه براى خود نمى شوند و با همکارى معدودى از نزدیکانشان اقدام به تأسیس حزب و تشکل سیاسى مى کنند تا از رهگذر آن، بار دیگر شانس خود را براى دستیابى به کرسى هاى قدرت بیازمایند. این گونه احزاب نیز مانند دسته نخست کاملاً ناپایدار هستند. احزابى از این دست به دنبال تحقق سریع اهداف سیاسى رهبران خود هستند و هیچگاه اهداف درازمدت را در دستور کار قرار نمى دهند. احزاب مزبور معمولاً در آستانه یک انتخابات مهم شکل مى گیرند و در صورت جلب آراى مردم، بسرعت ناپدید مى شوند. آنها فاقد تئوریسین، برنامه و حضور کارآمد در صحنه هستند و فقط در موسم انتخابات، اقدام به صدور بیانیه و فعالیت هاى انتخاباتى مى کنند.
بسیارى از مردم با دیدگاه ها، مرامنامه، اهداف و برنامه هاى این دسته از احزاب بیگانه اند. شاید بتوان گفت که بسیارى از احزاب سیاسى در ایران بیمار متولد شده اند و همچنان نیز از بیمارى رنج مى برند. متأسفانه این بیمارى به احزاب مزبور محدود نمى شود زیرا آنها با چنگ انداختن بر وسایل ارتباط جمعى، بیمارى خود را به عرصه رسانه اى کشور نیز تسرى داده اند و به همین دلیل باید با کمال تأسف اذعان کرد که بسیارى از احزاب و رسانه هاى ما در تراز و شایسته ملت ایران نیستند و گناه آن نیز متوجه کسانى است که از احزاب و رسانه ها براى حفظ قدرت یا کسب آن، استفاده ابزارى کرده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات