تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۴  ، 
کد خبر : ۹۲۳۱۲
آمریکایی‌ها هم می‌توانند از امروز اسرائیل را نقد کنند

پایان یک تابوى سیاسى


محمد بخشنده
در اوج شکستهایى که دولت بوش به بار آورد ،کاخ سفید ضربه اى دیگر ازدرون دریافت کرد. این ضربه از افشاگرى یک دموکرات بازنشسته ولى پرنفوذوارد شد. اکنون همه آمریکایى ها چون ملتهاى خاورمیانه از حرفهاى تکان دهنده اى که «جیمى کارتر» رئیس جمهورى اسبق آمریکا بر قلم رانده باخبر شده اند.
کارتر با کتاب «فلسطین، صلح نه آپارتاید» خود، یک اتفاق بى سابقه را به ثبت رسانده است .او یک تابوشکنى کرده ودر حریم ممنوعه اى وارد شده است که حتى رسانه ها واصحاب اطلاع رسانى آمریکا از ورود در آن هراس دارند.کارتر درمقام مشهورترین سیاستمدار آمریکا واشنگتن وتل آویو را برابر پرسشهایى بنیادین قرار داده است .لکن اهمیت حرکت کارتر دراین نیست که فقط پرده ازصورت آپارتاید صهیونیستها کنار زده یاخیانت کاخ سفید به تعهدات صلح جویانه راعیان کرده است بلکه ارزش کار رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در ترازوى دیگرى به نام جزم ستیزى سنجیده مى شود کارتر برجان سخت ترین باورسیاسى آمریکایى ها شوریده است.
سخن متهورانه کارتر این است که چرا قابل انتقاد ترین پدیده دنیاى سیاست واندیشه یعنى اسرائیل در جامعه آمریکا در حصار تقدیس قرار مى‌گیرد.
از این روست که اثر کارتر بیش از تحسین سیاستمداران با اقبال محافل روشنفکرى روبرو شده است گویى ژرفاى تابو شکنى کارتر را اصحاب اندیشه بیشتر دریافته اندکه او از مظلومیت نقد واسارت آن در چنگ سیاست، سخنها گفته است.
از 1948 که خاک و سرزمین فلسطینیان با پشتوانه دیپلماسى غرب به چنگ صهیونیستها افتاد، طایفه پرشمارى از متفکران ورجال سیاسى، زبان به نقد سیاستهاى واشنگتن ومتحد منطقه اى او (تل آویو) گشوده اند اماهنررهبر متقدم دموکراتها دراین است که میدانى نو براى نقد این مناسبات خلق کرده است. کارتر در این میدان نماینده وسخنگوى جامعه ومردم آمریکا است او که هنوز تصویر یک وکیل وادى حقوق بشر رابراى آمریکایى ها دارد، اینجا نیزپرچم دفاع از حقوق شهروندان آمریکا را دردست گرفته است. ازهمین روست که محافل حقوقى از کتاب او به یک لایحه دفاعى تعبیر کرده اند. لایحه اى که حول بدیهى ترین وبنیادى ترین حقوق سیاسى آمریکایى ها یعنى حق نقد، تدوین شده است. اوج هنرنمایى رئیس جمهور آمریکا آنجا نمایان مى شودکه او تراژدى و مظلومیت نقد در فضاى سیاسى آمریکا را به ریسمان حق دانستن، مى آویزد. کتاب «فلسطین، صلح نه آپارتاید» محاکمه علنى همه سیاستمدارانى است که مردم وجامعه خود را از شنیدن زنده ترین حقیقت تاریخ یعنى فلسطین محروم مى کنند. در محکمه پرهیجانى که کارتر برپایه مستندات این کتاب برپا مى کند زمامداران در برابر اتهام سنگینى به نام فریب مردم واقع شده اند. امااین کیفر خواست دامن همه کسانى رامى گیرد که دست به تحریف ، یا وارونه سازى حقایق سرزمینهاى اشغالى مى‌زنند.
به هر حال اکنون کارتر مى کوشد تا چهره یک حقیقت مکتوم در تاریخ غرب را براى آمریکایى ها بازگو کند، داستانى که تنها بخشى از آن زلزله اى را در افکار عمومى آن سامان ایجاد کرده است تاحدى که حتى عنوان کتاب او، خشم آمریکایى هاى حامى اسرائیل را همراه داشته است وآنها جملگى مدعى شده اندکه این عنوان تحریک آمیز است. چرا که سخن کارترداستان سرکوب سیاهپوستان آفریقاى جنوبى را توسط سفیدپوستان یادآورى مى کند. یونگه ولت روزنامه آلمانى 13آذر ماه خبر داد که: از دو هفته پیش که کتاب کارتر منتشر شده است تقریباً تمام روزنامه هاى بزرگ آمریکا به این کتاب بى اعتنایى نشان داده‌اند.
کارتر تاکنون کوتاه نیامده است. او درآخرین مصاحبه اش تأکید کرده که آمادگى دیدن همه نوع اتفاق را پس از این افشاگرى داشته است. زیرا پرده از اسرارى کنار زده که در آمریکا شناخته شده نیستند وتاکنون به مردم نگفته‌اند.
«در ایالات متحده وحشت زیادى نسبت به انتقاد از اسرائیل وجود دارد، که همین وحشت موجب سکوت نه تنها در محافل مسلمانان بلکه در بین رسانه هاى خبرى نسبت به اقدامات اسرائیل شده است.»
حقیقتى در قامت یک کتاب
کتاب کارتر 23 آبان‌ماه در وین منتشر شد امامحتویات کتاب قبل از زبان خود مؤلف وباحضور کارتر در شبکه هاى تلویزیونى آمریکا و اروپا در معرض آگاهى عموم قرار گرفت.
تاریخى ترین سخن کارتر همان است که تیتر رسانه هاى منطقه شد «فلسطین اول از همه است چرا که این سرزمین فلسطینى ها است و نه اسرائیل.»
کارتر کلید واژه اى بنام آپارتاید را براى نقد صهیونیستها انتخاب کرده است. او با این منظر توانسته تمام اعمال غیر اخلاقى این رژیم را زیر این مفهوم فراگیر نقد کند. او این نگاه را در عنوان کتاب «فلسطین، صلح نه آپارتاید» امتداد بخشیده است.
کارتر در کتاب خود ابتدا روشن مى کند که چرا کلمه آپارتاید را براى توضیح رفتار صهیونیستها برگزیده است. او مى گوید: این عنوان را براى این انتخاب کردم که هر روز در اسرائیل و اروپا مطرح است.این واژه مى تواند به ما نشان دهد که در نوار غزه چه مى گذرد.کارتر درتوصیف مصائبى که آپارتاید اسرائیل پدید آورده مى گوید: این آپارتاید که در سراسر سرزمینهاى اشغالى شایع است، آزار شدید فلسطینى ها مى باشد که توسط اقلیتى از اسرائیلى ها انجام مى شود.صحبت از نژادپرستى نیست بلکه میل آنها به اشغال و ضبط و استعمار سرزمین فلسطین است. حاکمان تل آویو در حالى صحبت از خروج از قسمتى از سرزمینى که اشغال شده مى کنند که بقیه را نگه مى دارد و از سوى دیگر همان بخش داده شده به فلسطینى ها را هم محاصره و دیوار دورش مى‌کشد.
دومین کلید واژه کارتر درنقد و افشاى رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستى، صلح است. او در جاى جاى کتابش مى گوید که روند صلح کاملاً خاموش است وچراغ صلح را دولت بوش و دولتمردان امروز اسرائیل خاموش کرده اند.کارتر تأکید مى کند حتى یک روز هم ظرف شش سال گذشته براى مذاکرات صادقانه جهت صلح در اسرائیل وجود نداشته است.گروهى اقلیت در اسرائیل که اقلیت مهمى هستند زمین را به صلح ترجیح مى دهند و حاضر به صلح نیستند.او تأکید مى کند که اسرائیل حتى به توافقى که با حضور آمریکا انجام داد وفادارنماند.
در سال 2003 نروژیها با قراردادى موافقت کردند که قرارداد اسلو نام گرفت.در هر دو مورد رهبران اسرائیل برنده جایزه نوبل شدند که اساس آن خروج اسرائیل از سرزمینها بود اما سه رهبر اخیر اسرائیل این اصل را رها کرده‌اند.
کارتر درباره شبکه مخوف حاکمان تل آویو توصیف عجیبى دارد: پس از این که با عباس ملاقات داشتم و در مورد دولت ائتلافى صحبت کردم و او هم رد کرد با رهبر حماس صحبت کردم، او یک پزشک است که انتخاب شده است.در حال حاضر هم در زندان اسرائیل است وقتى که اصرار بربه رسمیت شناختن اسرائیل کردم گفت: «رئیس جمهورى کدام اسرائیل را مى گویید، آیا درباره اسرائیلى صحبت مى کنید که سرزمینهاى ما را اشغال کرده، آیا درباره اسرائیلى صحبت مى کنید که دیوار دور مردم ما کشیده است، آیا درباره اسرائیلى صحبت مى کنید که ما را از حقوق اولیه انسانى محروم کرده است که نمى توانیم از یک قسمت از سرزمین خود به قسمت دیگر برویم، ما نمى توانیم این اسرائیل را به رسمیت بشناسیم.»
او در ادامه از برقرارى یک نظام خشونت توسط اسرائیل سخن مى گوید:این نظام توسط نظام خشونت بار اسرائیل در سرزمین فلسطین و فلسطینى ها که مى خواهند در سرزمین خود زندگى کنند، طراحى شده است و پیشنهاد جسورانه او این است که براى این که صلح ایجاد شود، اسرائیل باید از سرزمینهاى اشغالى بیرون برود. نه این که تنها از چند جایى که مایلند بیرون بروند و 150قسمت دیگر از سرزمین فلسطین را رها کنند.
کارتر در باقى قسمتها داستان کشتار و سرکوب صهیونیستها را بیان مى کند:
اسرائیل 9 هزار و 200 فلسطینى را در زندان دارد که شامل تقریباً 300 کودک و به عبارتى دقیقتر 294 کودک که برخى از آنان زیر 12 سال هستند. دست کم 100 زن فلسطینى نیز در زندان هاى اسرائیلى اسیر هستند.
کارتر علاوه بر این ها به یکى از ادعاهاى آمریکاییها درباره خشونت طلب بودن حماس خط بطلان مى کشد و مى گوید: انتخابات ژانویه که حماس برنده شد را نظارت کردیم. آنها 42 درصد آراى مردم را به خود اختصاص دادند، این انتخابات آزاد، عادلانه و سالم بود و توسط مرکز کارتر، مؤسسه دموکراتیک ملى و ناظرین اتحادیه اروپا به تأیید رسید. هیچ کس در صحت آن تردیدى ندارد. این خواست مردم فلسطین بود و مى خواستند که آنها در مجلس باشند.
در آن زمان فکر کردم که مسأله دولت ائتلافى خواهد بود، ولى سریعاً آمریکا و اسرائیل گفتند، «ما دولتى که حماس رهبران آن باشند قبول نمى کنیم.» به همین دلیل کمکهاى مالى به تمامى مردم فلسطین قطع شد چرا که آنها رأى آزادانه دادند.مجدداً تکرار مى کنم حماس از سال 2004 تاکنون حتى یک اقدام تروریستى که منجر به کشته شدن یک اسرائیلى شده باشد، مرتکب نشده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات