تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۹۲۳۲۹
مفهوم و اهداف جهانی شدن

ارمغان دهکده جهانی

مینا جلمبادانی اشاره: امروزه میلیارد انسان در جهان شاهد سیاستهای تعدیل اقتصادی برای گسترش مفهوم جهانی سازی و توسعه جهانی شدن هستند. هشت کشور صنعتی جهان برای رسیدن به این برنامه درازمدت تشکیلات فرامرزی خود را توسعه می‌دهند و با برگزاری نشستها و کنفرانسهایی که اکثراً مخالفت سازمانهای مردمی و حقوقی را به همراه دارد برای توجیه طرح جهانی خویش تلاش می‌کنند. در حالی که کشورهای زیادی در قاره‌های آمریکا، آسیا و آمریکای جنوبی هستند که با وجود ادعاهای توسعه مدارانه گروه صنعتی جهان، روز به روز طعم گرسنگی و عقب‌ماندگی را در کام خود احساس می‌کنند.

مفهوم جهانی‌سازی
از دیدگاه «مک گرو» و «مارتین البرو»، جهانی شدن (GLOBALIZATION) فرآیند یکپارچگی مردم جهان در یک جامعه واحد است؛ به نحوی که حوادث و اتفاقات در نواحی دوردست سبب شکل‌گیری رخدادهای محلی می‌شوند. جهانی شدن سبب گسترش پیوندها و ارتباطات متقابل فراتر از دولتها می‌شود و از اهمیت مرزها و فاصله جغرافیایی می‌کاهد.
جهانی‌سازی و به عبارت کامل‌تر جهانی‌شدن به معنای یکپارچه‌سازی و حذف مرزها به منظور آزاد شدن تعاملات اقتصادی و تسهیل در امر سیاستگذاری فرامنطقه‌ای و فرابخشی است.
جهانی شدن باعث خواهد شد تا کشورها از قالب تقسیم‌بندیهای منطقه‌ای و بلوک‌بندیهای سیاسی و اقتصادی به سوی بازار اقتصاد آزاد و جهانی پیش روند و سیستمهای یکسان و روابط تجاری هماهنگی را دنبال کنند. این امر علاوه بر گسترش شرکتهای فرامنطقه‌ای، رشد سریع سرمایه‌گذاری و گسترش تجارت را به جای افزایش تولید (در کشورهای ضعیف اقتصادی) دربر خواهد داشت.
با این حال برچیده شدن مرزهای مرسوم جغرافیایی و باز شدن دروازه‌های تجارت جهانی به روی کشورهای دنیا، ناهمگونی رایج در معادلات اقتصادی را بر هم زده و سیستم یکسانی را که از نظام هماهنگی برخوردار می‌باشد، برای دیگر کشورهای در سطح پایین تجویز خواهد کرد؛ به گونه‌ای که کشورهایی که از نظر تراز جهانی تولید و اقتصاد در سطح بالایی قرار دارند عملاً از قالب منطقه‌ای خود خارج شده و به صورت فرامنطقه‌ای و جهانی به صدور فناوری و تکنولوژی و عرضه آن به دیگر کشورها خواهند پرداخت. از سوی دیگر، کشورهای در حال توسعه به دلیل اینکه توانایی همگام شدن با توسعه جهانی را دارا نبوده و از رشد توسعه چندانی برخوردار نیستند و یا زمان دیرهنگامی را برای این امر مهم انتخاب کرده‌اند بنابراین با گشوده شدن مرزهایشان، نبض تولید سنتی و غیرسنتی خود را از دست داده و با سرعت بیشتری پذیرای اصول جهانی شدن خواهند شد. این امر رشد سرمایه‌گذاریهای مستقیم خارجی در کشورهای در حال توسعه و یا عقب مانده را به دنبال خواهد داشت و عملاً بازارهای این کشورها در قبضه سرمایه‌گذاران خارجی قرار خواهد گرفت.
رشد تجارت جهانی، رشد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تجارت پول و سرمایه، جریان آزادی خدمات تولیدی و توسعه صنعت تروریسم و افزایش رقابت در اقتصاد جهان از ویژگیهای جهانی شدن در مفهوم خاص اقتصادی است.
تاریخچه جهانی‌شدن
جهانی شدن از معدود رویکردهایی است که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و خارج شدن جهان از نظام دو قطبی وارد اصلاحات جهانی شده است.
با پایان گرفتن جنگ سرد در نتیجه فروپاشی و شوروی و استقلال کشورهایی که چند دهه زیر نفوذ کمونیسم بودند عملا رقابت شدید شرق و غرب برای بلوک‌بندیهای اقتصادی و سیاسی فروپاشید و جهان وارد عرصه جدیدی شد که غرب و در رأس آن ایالات متحده نقش اول را در سیاستهای منطقه‌ای بازی می‌کردند.
پایان جنگ سرد برای غرب فرصتی فراهم کرد که به بازبینی سیاست‌ها و ارزیابی مجدد طرح لیبرالیسم جهانی بپردازد. در حالی که پیش از آن، در دوره رقابت استراتژیک و ایدئولوژیک جنگ سرد، غرب اغلب از رژیم‌های غیردموکراتیک حمایت کرده و جنبش‌های مردمی را برای تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سرکوب کرده بود.
دیگر دیوارهای بزرگ بین شرق و غرب برداشته شده بود و آمریکا و غرب آزادانه می‌توانستند در سیاستهای خود تجدیدنظر کنند. با بسته شدن معاهدات تجاری و اقتصادی با کشورهای جهان سوم و باز شدن فضای مناسب برای اشتراک در منابع عظیم کشورهای در حال توسعه، غرب خود را بیش از پیش بر این کشورها تحمیل می‌کرد.
با این حال در اوایل سال 1980 هفت کشور صنعتی با رهبری آمریکا و انگلیس و یکی از اعضای دائمی اتحادیه اروپا ایده جهانی شدن را مطرح و در این ارتباط دست به مقررات زدایی از قوانین دست و پاگیر بین‌المللی نمودند. این گروه تازه تأسیس قوانین جدیدی را وضع کردند که به موجب آنها موانع مشارکت اقتصادی و اجتماعی آسانتر می‌شد و راه برای ورود سرمایه به کشورهای در حال توسعه باز می‌شد آن‌گونه که این سرمایه می‌توانست در هر کشوری که سود بیشتری داشت امکان حضور پیدا کند.
این امر موجب می‌شد که دیگر کشورها هم به لحاظ بهر‌ه‌جویی از وامهایی که از طرف صندوق بین‌المللی پول در اختیار آنها قرار می‌گرفت و هم به خاطر جذب سرمایه در حال گردش نسبت به سیستم اقتصادی خود با نوعی بازنگری مواجه شدند تا بتوانند پاسخگوی نیازهای تولید و مصرفی خود باشند.
جهانی‌سازی اقتصاد
به گفته کارشناسان اقتصادی، رایجترین نوع جهانی شدن ـ که توانسته تأثیر واقع‌بینانه‌تری نسبت به دیگر شاخه‌های آن داشته باشد، رشد و توسعه مناسبات اقتصادی بوده که با وجود سیاستهای فراملیتی شرکتها و دولتهای سرمایه‌دار تاکنون به مرز تحقق رسیده است. برگزاری کنفرانسهای جهانی‌سازی که با وجود تبلیغات فراوان هر ساله در نقاط مختلف جهان برگزار می‌شود و بررسی اقدامات سازمان جهانی توسعه نشانگر تحقق نسبی این سیاستها در بین سردمداران سیاست جهانی شدن است.
برگزاری 32 نشست سالانه ـ که اکثراً به اسم دهکده‌ها برگزار شده است ـ برای بررسی شیوه‌های سرمایه‌گذاری در نقاط مختلف جهان از مهمترین جلساتی است که در چند دهه اخیر مورد بحث بوده است.
نظام امن سیاسی
اما موضوعی که در این بین همواره مورد بحث بوده این مسأله است که جهانی کردن اقتصاد نیاز به نظام امن سیاسی دارد تا راههای توسعه نظام‌مند باثبات و دوام سیاسی از تضمین بیشتری برخوردار شوند. زیرا با توجه به این که جهان کنونی در حال سیر و گذر از سیستم سنتی به سیاستهای نوین و مدرنیزاسیون است نیاز به توسعه مفاهیم جدیدی چون دموکراتیزاسیون و همگانی شدن دارد تا بخش اصلی سیاستهای کشورهای سرمایه‌دار لیبرال که در درون کشورهای دیگر دنبال می‌شود، محقق می‌شود. بدین خاطر حامیان جهانی شدن هماهنگ با جهانی کردن، شعار توسعه سیاسی را نیز به راه انداختند تا به شکلی بتوانند سیاستهای خود را توجیه نمایند.
بنا بر همین سیاستها بود که دولتهای غرب نسبت به برخورد با کشورها و فرهنگهایی که عملاً مخالفت خود را با ایجاد تغییر و تحول در حوزه‌های مختلف اعلام کرده بودند، برآمده و گاه تا مرحله اجبار و استفاده از نیروی قهر و غلبه پیش می‌روند. آن‌گونه که چنین برخوردهایی علاوه بر تغییر الگوهای زندگی در برخی از کشورها، موجبات عقب‌ماندگی بیشتر آنها را به همراه داشته است.
در این خصوص «اشتیگلتز»، برنده نوبل اقتصاد 2001، سازمان‌های مالی بین‌المللی را تابع ایدئولوژی ویژه‌ای می‌داند که سیاست‌های اقتصادی این جوامع، در جهتی سوق داده شود که موجب لطمه زدن به دموکراسی‌های نوپا در این گونه کشورها گردد.
با این وجود می‌توان بخشی از اهداف غرب از توسعه نظم سیاسی نوین را همگام کردن دیگر کشورها با سلیقه خود برای تغییر الگوهای رفتاری، اجتماعی و اقتصادی آنها دانست که در صورت مخالفت این کشورها با چنین رویه‌ای می‌توانست با استفاده از زور و اجبار همراه باشد.
اهداف جهانی سازی اقتصاد:
برای جهانی شدن اقتصاد اهداف متنوعی است:
1- تغییر سلیقه و ذائقه کشورهای در حال توسعه از تولید به مصرف‌گرایی می‌توانست نیاز جدیدی برای تولیدات ساخته شده تکنولوژی غرب ایجاد کند تا در جریان سرازیر شدن این کالاها به کشورهای در حال توسعه، مؤلفه تشکیل بازارهای جدید که همواره از اهداف و سیاستهای استعمار بوده و به خوبی محقق شود.
به همین دلیل غرب می‌کوشد تا کشورهایی تولید محور که اکثراً هم بر پایه اصول سنتی و وابسته به تولیدات داخلی بودند در همه زمینه‌ها دست از تولید سنتی برداشته و رویکرد جدیدی به تولید داشته باشند. با این حال با تک محوری کردن تولید در این کشورها، عملاً فرایند تولید در این کشورها قطع شده و هم و  غم چنین جوامعی به تولید یک محصول واحد مثل نفت، برنج و... معطوف شود تا این که تکنولوژی انحصاراً در اختیار کشورهای غرب باشد و کشورهای در حال توسعه فقط نظاره‌گر و پذیرای محصولات ماشین تولید غرب باشند. حتی همین سیاست موجب می‌شد تا نحوه قیمت‌گذاری و ارزش‌گذاری محصولات کشورهای تک قطبی در اختیار کشورهای سرمایه‌دار غرب قرار گیرد، به گونه‌ای که به نحو دلخواه در زمینه ارزشگذاری اقدام کنند و چنانچه در پاره‌ای اوقات و بنا بر شرایط سیاسی با مشکلی مواجه شدند از این اهرم (بالا و پایین بردن قیمت محصولات کشورهای تک قطبی) استفاده مطلوب و یکجانبه بکنند.
2- گسترش شرکتهای بین‌المللی و جذب سرمایه‌های ملی کشورهای در حال توسعه علاوه بر این که باعث خروج سرمایه‌های کشورهای تابع سیستم جهانی شدن می‌شود، می‌تواند در تعیین نرخ جهانی ارز ثابت تأثیر داشته باشد و به عنوان اهرمی در جهت کنترل آنها باشد.
3- وجود نیروی کار ارزان قیمت در کشورهای عقب مانده غیرصنعتی که از چرخه تولید خارج شده و به مصرف زدگی دچار شده‌اند در کشورهای در حال توسعه به عنوان کارگزاران شرکتهای بین‌المللی می‌توانست در پیشبرد اهداف منفعت جویانه غرب مفید باشد. به ویژه این که این نیروی ارزان قرار بود در بخش مونتاژ محصولات خارجی کار کند که خود می‌توانست به رکود هرچه بیشتر صنایع تولیدی بینجامد.
4- انحصار منابع طبیعی کشورهای فقیر و عقب‌مانده، عملاً این کشورها را صحنه تاخت و تاز کشورهای قدرتمند اقتصادی قرار می‌دهد، به گونه‌ای که توزیع منابع خام تولیدی در این کشورها سود بالایی را عاید کشورهای دیگر خواهد نمود.
5- علاوه بر موارد ذکر شده، به دلیل ارتباط قوی شاخه اقتصادی از یک سو و شاخه‌های مختلف فرهنگی اجتماعی از سوی دیگر با یکدیگر، کنترل بازارهای اقتصادی کشورهای جنوب و عقب‌مانده می‌تواند در کنترل مناسبات اجتماعی فرهنگی این کشورها نیز دخیل باشد، آن چنان که صدور فرهنگها و مناسبات خاص کشورهای غربی و حوزه اروپا برای تغییر گرایشهای اجتماعی و فرهنگی این کشورها با سهولت بیشتری انجام خواهد پذیرفت.
به هر حال اندیشه توسعه جهانی شدن اقتصاد در عصر حاضر به جای این که فکری را برای توسعه اقتصادی و مسیری برای رسیدن به باشگاه کشورهای صنعتی جهان باشد صنایع کوچک را زیر پاهای قدرتمند خود له می‌کند. فرض بر این که شرکتهای آمریکایی و غربی قرار باشد محصولات تولیدی جدید خود را با قیمت ارزان و با استفاده از مزایای گمرکی کشورهای ضعیف وارد این کشورها کنند، این امر جدا از ورشکسته کردن تولیدکننده داخلی همان محصولات و برهم زدن مناسبات اقتصادی داخل، سلیقه مشتریان داخلی را از خرید محصولات تولیدی داخل به سمت محصولات ارزان قیمت ولی با مارک خارجی تغییر می‌دهد که این موضوع چرخه تولید این محصولات را عملاً از دست تولیدکنندگان داخلی خارج خواهد کرد.
مخالفان جهانی‌سازی
گسترش جهانی شدن توسط کشورهای توسعه یافته به جز پیامدهای اقتصادی و اجتماعی، به گسترش بنگاههای خبری این کشورها در داخل نیز منجر خواهد شد این بنگاهها اگرچه با هدف ارتقای مناسبات تشکیل خواهند شد، ولی راه برای تبلیغ محصولات غربی و بیگانه را هموار خواهند کرد، آن‌هم به گونه‌ای که با ارایه محصولات فرهنگی که ساخته دست انسانهای غربی است. شاهد بر این امر، تلاش سردمداران غرب و به ویژه آمریکا در کشورهای توسعه نیافته برای تبلیغ محصول دمکراسی غرب و گسترش مفهوم آزادی در این کشورهاست که در باطن امر به معنای تبلیغ آزادی سرمایه‌گذاری و مصرف‌زدگی در این کشورها و غارت منابع ذی‌قیمت این کشورها می‌باشد.
بسیاری از مخالفان جهانی شدن اقتصاد به شیوه آمریکایی، معتقدند که تبلیغ فرهنگ و ارزشهای مادی مطلوب نظام سرمایه‌داری سبب کم‌رنگ شدن ارزشهای انسانی و معنوی و رشد خشونت و جنایت می‌شود و استقلال عمل و خط‌مشی‌های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در سطح ملی کشورها را کاهش می‌دهد و فشار رقابت اقتصادی می‌تواند به نابودی محیط زیست بینجامد. قاعدتاً این موارد در کشورهای کمتر توسعه‌یافته نمود بیشتری می‌یابند.
علاوه بر این، مخالفان جهانی سازی، باز شدن مرزهای داخلی به روی کشورهای غربی را زمینه‌ای برای دخالتهای بیگانه در امور مهم سیاستگذاری یک کشور قلمداد می‌کنند، آنگونه که با ورود محصولات بیگانه و کنترل بازار و صنعت داخل، در صورت همسر نبودن سیاستهای داخل با سیاستهای دیکته شده کشورهای قدرتمند جهانی، بیش از پیش شاهد تحریمهای اقتصادی و بین‌المللی هستیم.
اگرچه در این بین موافقان جهانی شدن کاهش فقر و رشد درآمدها و همگرایی قیمتها و هماهنگ شدن پرداخت دستمزدها را از مزایای سودمند چنین طرح جهانی می‌دانند، اما شواهد امر بیانگر این موضوع می‌باشد که در عوض رشد درآمدها، کشورهای سرمایه‌دار عملاً بیشترین سود را خواهند برد.
بر طبق گزارش بانک جهانی تنها 24 کشور از کشورهای ثروتمند که در برنامه جهانی شدن مشارکت داشته‌اند تجارت آنها در مدت کوتاهی دو برابر شده است که این موضوع باعث چند برابر شدن سود حاصله از تجارت جهانی خواهد شد.
با این حال نتایج تحقیقات نشان می‌دهند که در کنار گسترش تجارت جهانی، کشورهای غیرصنعتی و عموماً واردکننده، شاهد چند برابر شدن مشاغل خدماتی بوده‌اند که این موضوع به معنای به حاشیه رانده شدن تولید در این کشورها می‌‌باشد.
جهانی شدن ارتباطات
امروزه در هرکجای دنیا قرار داشته باشید با ارزان‌ترین سیستمها می‌توانید با دیگر نقاط جهان ارتباط برقرار کنید. گسترش سیستمهای رایانه‌ای و ماهواره‌ای و تشکیل غولهای رسانه‌ای جهان آنچنان موضوع تبادل اطلاعات را تسهیل نموده که به لحاظ دقت و سرعت و خطاپذیری زندگی روزانه انسان را تحت تأثیر قرار داده است.تلفیق صدا، نور و تصویر انتقال اطلاعات و داده‌ها را آسانتر کرده و دیگر نیازی به شکسته شدن مرزهای دیگر کشورها و جوامع آن هم با استفاده از نیروی قهر و غلبه نیست. دیگر هر انسانی می‌تواند در کمترین زمان از آخرین اخبار در دورترین نقاط کره خاکی آگاهی یابد.
آنچه اما در امر جهانی شدن تأثیر بسزایی داشته همین موضوع توسعه رسانه‌ای است که در پوشش تشکیل جامعه اطلاعات یکسان برای تحت پوشش قرار دادن کشورهای دیگر استفاده می‌شود.
جامعه شناسان پیرامون این موضوع که همواره کشورهای قدرتمند به لحاظ داشتن قدرت اجرایی و تکنولوژی برتر، صاحب فرهنگ قوی هم هستند تردید دارند. در مقابل بر این نکته که کشورهای توسعه نیافته می‌توانند حامل تمدنها و فرهنگی با صبغه قوی‌تری باشند تأکید دارند. به همین لحاظ می‌توان یکی از عوامل اصلی گسترش سیستمهای عظیم رسانه‌ای غرب را در اختیار گرفتن لوازم کافی برای انتقال فرهنگ کشورهای برتر به دیگر جوامع با سابقه تمدن جهان دانست. این امر به استعمار نوین این اجازه را خواهد داد تا با تبلیغ شعارهای لیبرالی و مدرنیته خود، در تغییر ذائقه و الگوی جوامع فروتر موفقیت بیشتری به دست‌ آورند.
علاوه بر این، جهانی شدن ارتباطات جمعی شیوه‌های تربیت انسانی را تغییر داده است. سیستمهای آموزشی سنتی با استفاده از ابزارهای آموزش تغییر شگرفی در مقوله آموزشی ایجاد کرده‌اند و نگاه برنامه‌ریزان تربیتی را به استفاده از جدیدترین متدهای آموزش عوض کرده‌اند. کشورهای زیادی در جهان هستند که از طریق سیستمهای آموزش از راه دور و با ابزاری همانند رایانه (اینترنت) و ماهواره مشغول به آموزش مفاهیم جدیدی هستند که در واقع آموزگاران آنها دست پرورده‌‌های کالجها و مؤسسات آموزشی کشورهای سرمایه‌دار غربی هستند. این ابزار به لحاظ سرعت در انتقال اطلاعات و گاه به لحاظ فراگیر بودن در اکثر نقاط جهان مقبولیتی خاص یافته‌اند. ولی در این زمینه که آیا چنین برنامه‌هایی طبق الگوهای جوامع غیرسرمایه‌دار نیز طرح‌ریزی شده‌اند جای پرسش و ابهام دارد.
با این وجود جهانی شدن، اطلاعات و ارتباطات فرهنگها را دستخوش تغییرات قرار می‌دهد و آن را از قالب یکدست خود خارج کرده و به نوعی با جریان تجدد و نوگرایی همگام می‌سازد. با این وجود می‌توان گفت جهانی شدن، فرهنگها را در مقوله رفتاری مورد هجمه قرار داده و همه چیز را در خدمت سرمایه قرار می‌دهد.
جدا از فرصت طلبی کشورهای توسعه محور برای دستیابی به حوزه‌های فرهنگ و اندیشه کشورهای دیگر، این مفهوم گاه چنان حاد و شدید خود را نمایان می‌سازد که غرب در قالب یک شبیخون فرهنگی، تلاش می‌کند تا مفاهیم غیراخلاقی و غیرانسانی خود را که انگیزه‌‌ای جز ایجاد رخوت و سستی در بین انقلابهای خودآگاه بشری ندارد به دیگر جوامع بشری تحمیل کند. گسترش اینترنت و ماهواره و فناوریهای رسانه‌ای به ابزاری برای هرزه‌نگاری و انتشار تصاویر پورنو تبدیل شده‌اند که نتیجه‌ای جز پژمرده شدن روحیه الهی انسان در بر نخواهد داشت.
بر طبق یک گزارش، در سال 2005 صنعت پورنو فقط در آمریکا سود 6/12 میلیارد دلاری داشته و تولیدکنندگان محصولات غیراخلاقی، به کمک رسانه و سیستم‌های قانونی رشد پیدا کرده‌اند. بنابراین باید گفت که ساخته شدن این‌گونه محصولات حقوق تعداد بیشتری از مردان، زنان و کودکان را هم در کشورهای غربی و هم در دیگر کشورهایی که به صورت افسار گسیخته به این نوع تکنولوژی روی آورده‌اند پایمال خواهد کرد. آن‌گونه که تجارت انسان که به یکی از پردرآمدترین مبادلات در دوره حاضر تبدیل شده نتیجه بخشی از سیاستهای غیراخلاقی این فرآیند به شمار می‌آید.
با این حال فرض این نکته که جهانی شدن رسانه‌ای در کلیت خود مطرود بشر واقع شود نمی‌تواند برداشت واقع‌بینانه و درستی باشد، زیرا هر پدیده‌ای ـ و حتی جهانی شدن ـ در کنار معایبش می‌تواند حاوی مزیتها و فرصتهایی باشد که گاه اصلاً به چشم نخورد.
با همین فرض می‌توان گفت جهانی سازی ارتباطات علاوه بر معایبی که ذکر شد، می‌تواند به عنوان ابزار مفیدی در اختیار بشر باشد تا برای استفاده سریع از آخرین اطلاعات و داده‌های آماری و نیز دسترسی انسان به دامنه وسیعی از علوم مورد استفاده قرار گیرد، آنگونه که در این فرآیند، در مقوله زمان و مکان بهترین و بیشترین بهینه‌سازی صورت گیرد.
با این حال ذکر این نکته یعنی استفاده درست از ابزار رسانه‌ای و سیستمهای اطلاعاتی نشان از رویکردی است که می‌تواند تهدیدها را به فرصتهایی برای پیشرفت و ترقی انسان تبدیل کند. اگرچه همین رویکرد و نگاه می‌تواند در بخش جهانی سازی اقتصاد نیز در نظر گرفته شود، به گونه‌ای که در کشورهای در حال توسعه و خارج از معیارهای جهانی نیز با تشکیل سازمانها و شرکتهای بین‌المللی و با ایجاد تسهیلات در امر ارتباطات و همگرایی و توافقنامه‌های فرامرزی، نگاه جدیدی، به مقوله جهانی شدن داشته باشند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات