* اهداف برگزاری کنفرانس سالانه امنیتی در شهر مونیخ آلمان چیست و با چه دستاوردهایی همراه است؟
** کنفرانس امنیتی مونیخ، یک نشست سالانه در سطح جهانی است که مقامات بلندپایه کشورهای مختلف خصوصا مسئولان امنیتی – دفاعی آنها در آن شرکت میکنند. کنفرانس امنیتی مونیخ یک مجمع برای مشاوره و همکاری کشورهای مختلف در خصوص راههای تقویت و گسترش امنیت جهانی است.
در همین راستا و در بخش اقتصاد جهانی نیز کنفرانس سالانه داووس سوئیس را داریم که در آن مقامات اقتصادی و مدیران شرکتهای بزرگ بینالمللی حضور پیدا میکنند. در جریان اجلاس امنیتی مونیخ که به صورت سالانه برگزار میشود، کشورها یا قدرتهای بزرگ به طرح برنامههای خود در خصوص امنیت جهانی میپردازند و سعی میکنند تا نوعی الگوپذیری امنیتی را بر فضای اجلاس حاکم کنند تا روندهای امنیتی جهان در چارچوب دیدگاههای تئوریک و پراتیک آنان جای گیرد. هر چند که در این اجلاس همه کشورها میتوانند به بیان نظرات و دیدگاههای خود بپردازند اما تاثیر آنان به مراتب پایینتر از قدرتهای موثر در سطح بینالمللی است.
به نظر میرسد کشورها با سطح پایین تاثیرگذاری در نظام بینالملل نمیتوانند در تصمیمات حوزه امنیت جهانی چندان نقش آفرینی کنند، چرا که تصمیمگیریهای اصلی و عملیاتی در این خصوص در جاهای محدودتری همچون شورای امنیت اتخاذ میشود که مجمع اصلی قدرتهای بزرگ با داشتن حق وتو به شمار میرود.
بنابراین انتظار نمیتوان داشت که روندهای اصلی امنیتی در جهان در فرآیند کنفرانس مونیخ به تصویب برسد و بر این اساس ما همچنان شاهد ترتیبات امنیتی در نظام بینالملل مطابق با ایدهها و خواستههای قدرتها از جمله ایالات متحده خواهیم بود.
* ساختار کنونی شورای امنیت که به اعتقاد بسیاری با شرایط جدید جهانی همخوانی ندارد، تا چه میزان بر تامین امنیت جهانی به صورت سنتی و ابزاری توسط قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا موثر است؟
** همانطور که میدانیم شورای امنیت عالیترین رکن سازمان ملل و بالاترین نهاد بینالمللی برای تامین صلح و امنیت جهانی است.
در ساختار فعلی شورای امنیت که بسیاری از کشورهای جهان آن را ناعادلانه توصیف میکنند، پنج قدرت یا کشور بزرگ دنیا در آن از حق وتو برخوردار هستند که به نظر میرسد با شرایط جدید نظام بینالملل همخوانی ندارد و تامین طرح و امنیت بینالملل نباید در فرآیند تصمیمات تنها پنج کشور از میان نزدیک به دویست کشور جهان محقق شود چرا که بیتردید نوعی انحصارطلبی امنیتی منطبق بر منافع پنج عضو دائم شورای امنیت شکل میگیرد که بالطبع میتواند شورای امنیت را به عنوان یک ابزار در دست این قدرتها بدل کند که به نظر میرسد امروز به این جایگاه تنزل کرده است. در سالهای اخیر طرحهایی مطرح شده که اعضای دائم شورای امنیت افزایش یابند که هند، برزیل، ژاپن و آفریقای جنوبی از جمله کشورهای مطرح در این زمینه هستند که پس از حادثه یازده سپتامبر این نگرش، یعنی تغییر در ساختار شورای امنیت بهشدت در میان کشورها گسترش یافته است تا در سایه آن کشورهای بیشتر به عضویت شورای امنیت درآیند که در این خصوص ورود هر کدام از این کشورها محل اختلاف در میان قدرتهای بزرگ است.
به عبارتی امروز، کشورهای مختلف خواهان این هستند که ساختار امنیتی جهان با مشارکت تمام کشورهای عضو سازمان ملل تدوین و عملیاتی شود.
* از زاویه نگاه تحلیل، عواملی که امروزه امنیت و صلح بینالملل را به مخاطره میاندازند، کدامند؟
** به اعتقاد بنده، سیاست گسترش نفوذ قدرتهای بزرگ در نقاط مختلف جهان مهمترین عامل برای تهدید صلح و امنیت بینالمللی است که در این رهگذر تحقق این هدف باعث پدید آمدن بحرانهای امنیتی در مناطقی از جهان شده است. در نقطه اوج این سیاست، ایالات متحده آمریکا قرار دارد که سعی میکند جهان را به سمت نظام تکقطبی هدایت کند که این باعث شده تا امنیت جهانی در یک وضعیت نامتوازن قرار گیرد.
در همین راستا رقابتهای تسلیحاتی نیز از دیگر عوامل تهدیدکننده صلح و امنیت بینالمللی است که این امر نیز در چارچوب رقابت قدرتهای بزرگ صورت میگیرد و به نظر بنده دیگر عامل تهدید صلح و امنیت بینالمللی ساختار تبعیضآمیز شورای امنیت است که موجبات نگرانیهای بسیاری را درخصوص آینده امنیت و صلح جهانی در میان بسیاری از کشورها فراهم کرده است.