تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۷  ، 
کد خبر : ۹۲۳۷۶
تحلیل عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس از جنگ سرد آمریکا علیه ایران

بلوفهای سیاسی واشنگتن

مقدمه: گروه سیاسی ـ آرش خلیل‌خانه: با شکست تلاش آمریکا و دو متحد اصلی آن در اتحادیه اروپا یعنی انگلیس و فرانسه برای همراه کردن دو عضو دیگر دارای حق وتو در شورای امنیت (روسیه و چین) در تأیید قطعنامه شدید‌اللحن و الزام‌آور ارایه شده از سوی آنها به منظور فراهم کردن زمینه تحریم ایران دور جدیدی از جنگ سیاسی و تبلیغاتی تا زمان نشست وزرای خارجه این پنج کشور در نیویورک آغاز شده است. در این شرایط و در برابر دیپلماسی پرکار تروئیکای غرب، دستگاه دیپلماسی ایران که طی سه سال گذشته موفقیتهای چشمگیری را نیز در کارنامه خود ثبت کرده با تکرار دیپلماسی پوشیده و منطقه‌ای، در پی تکرار تجربه گذشته خود اما این بار در عرصه‌ای فراتر و در مرحله تصمیم‌سازی شورای امنیت است و این موضوعی است که با انتقاد برخی سیاستمداران و صاحبنظران مواجه شده است. دکتر حشمت‌ا... فلاحت پیشه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این باره با قدس گفتگو کرده است.

* جنگ سیاسی و روانی آمریکا و متحدان اروپایی‌اش در آستانه نشست وزرای خارجه پنج کشور دارای حق وتو در شورای امنیت برای نهایی کردن قطعنامه پیشنهادی فرانسه و انگلیس بر مبنای بند هفت منشور سازمان ملل متحد و گنجاندن مفاد الزام‌آور در این قطعنامه طی دو روز اخیر به اوج خود رسیده است. در مقابل دیپلماسی ایران در برابر این جنگ روانی و سیاسی به نظر می‌رسد تا حد زیادی حالت منفعلانه دارد و مقابله‌ای در خور نداشته است. علت را در چه می‌دانید؟
** ایران و آمریکا اکنون در شرایط جنگ سرد به سر می‌برند و در این شرایط آمریکایی‌ها به واسطه تجربه‌ای که از دوران جنگ سرد با روسیه دارند بسیار بهتر از ایران این جنگ را به پیش می‌برند.
بلوفهای نظامی که مقامات آمریکایی می‌زنند، در حالی که از امکانات لازم برای عملی کردن هیچ کدام از آنها برخوردار نیستند یادآور همان دیپلماسی دوران جنگ سرد آنها با روسها است اما واقعیت این است که اگر بحرانی بر سر پرونده هسته‌ای ایران شکل بگیرد، تنها ما نیستیم که ضرر می‌کنیم و بسیاری از کشورهای دیگر بویژه آنها که منافع آمریکا را در نظر گرفته‌اند هم دچار خسران می‌شوند و همین مسأله باید به عنوان عامل تنش‌زدایی مورد استفاده قرار گیرد، چون در جنگ سرد آنچه نقش تنش‌زدایی را بازی می‌کند نگرانی کشورها در از دست دادن منافع آنهاست.
لذا باید این نکته را برای آمریکایی‌ها روشن کنیم که به میزانی که منافع ما را تهدید کنند، منافع آنها و دوستانشان هم به خطر می‌افتد.
یک نکته حایز اهمیت در این فرایند این است که جنگ سردی که آمریکا آغاز کرده فقط محدود به ایران نیست، بلکه شورای امنیت را هم در برگرفته و آمریکایی‌ها برای اینکه سطح مخالفت احتمالی روسیه و چین را کاهش دهند اعلام کردند که اگر آنها رأی ممتنع هم بدهند آمریکا ائتلافی از کشورهای حامی خود را بسیج خواهد کرد که تحریم علیه ایران را برقرار کنند، تا بدین ترتیب این نکته را تصریح کنند که قدرتهایی خارج از شورای امنیت نیز هستند که در فاز تحریم از لحاظ اقتصادی حتی می‌توانند قوی‌تر از برخی اعضای شورای امنیت هم در کنار آمریکا باشند و در این مسیر مشخصاً به آلمان نیز اشاره دارند. باید توجه داشت در ارزیابی جنگ روانی باید این نکته را سنجید که ادعاهای کشور متخاصم تا چه حد با امکانات او همخوانی دارد.
اگر ما مثلث جنگ سرد آمریکا علیه ایران را بررسی کنیم می‌بینیم که شرایط خوبی ندارد. در یک ضلع این مثلث شرایط روانی کشورهای مهاجم قرار دارد که تا چه حد بتوانند سیاست تهاجمی خود را با جلب افکار عمومی داخلی خود به پیش ببرند. در ضلع دوم میزان رعب روانی کشور هدف قرار دارد و در ضلع سوم میزان مشروعیت و دفاع بین‌المللی از سیاست کشور مهاجم قرار دارد.
این مثلث در تهاجم سیاسی آمریکا علیه ایران بسیار لرزان است. اولاً در ضلع اول میزان مخالفت با سیاستهای بوش در آمریکا به حدود 70 درصد نزدیک می‌شود و شکست حزب کارگر در انگلستان که انتخاباتش به شرایط انتخابات داخلی آمریکا نزدیک است نشانه خوبی بود برای شکست سیاستهای میلیتاریستی.
در ضلع دوم یعنی شرایط روانی ایران هم، رعبی که آمریکایی‌ها دنبال می‌کردند ایجاد نشد و ایرانی‌ها بویژه پس از پیوستن به باشگاه هسته‌ای از انگیزه بیشتری برای مقابله با سیاستهای آمریکا برخوردار شدند. و در ضلع سوم هم مشروعیت بین‌المللی لازم برای سیاستهای تهاجمی آمریکا فراهم نیست و این همراهی بسیار کمتر از شرایط عراق و افغانستان برای اعمال فشار است.
تحلیل این مثلث اقدام آمریکا در جنگ سرد علیه ایران نشان می‌دهد بلوفهای آمریکایی‌ها با امکانات آنها در عرصه بین‌المللی همخوانی ندارد و ما نباید این فضا را تسلیم بلوفهای سیاسی کنیم.
* پس از فروپاشی شوروی نزدیک به دو دهه گذشته پرونده هسته ای ایران از معدود مواردی است که موجب تشدید شکاف سیاسی اقتصادی میان بلوک شرق و غرب شده است، آیا امکان بهره‌برداری از این فضا برای ایران در این رویارویی وجود دارد؟
** اختلاف بین آمریکا و کشورهایی همچون روسیه و چین شاید در سطح رقابت بین قدرتها راهبردی باشد، اما در مورد موضوع ایران این اختلاف راهبردی نیست و این کشورها سابقه تبانی بر سر موضوع ایران را دارند و اگر هم در یک مقطع به توافقی برسند با جابجایی امتیازها این توافق را حاصل می‌کنند.
چین و روسیه به چند دلیل نگران هستند، نخست اینکه آمریکا اگر در مورد ایران هم موفق شود سیاست خود را غالب کند، عملاً کل خاورمیانه را از دست قدرتهای رقیب کنونی و آینده حتی در عرصه اقتصادی خارج کرده است و محور انرژی جهان در خاورمیانه در اختیار آمریکا قرار می‌گیرد و این برتری به موقعیت برتر سوق‌الجیشی آمریکا در منطقه اضافه می‌شود.
دومین نگرانی آنها، هراس از آشفتگی بازار انرژی است، چون بویژه چین برخلاف آمریکا ذخایر استراتژیک نفت ندارند و از این جهت آسیب‌پذیرند، در حالی که نوسان بازار نفت برای شرکتهای آمریکایی اگر سودآور نباشد، زیانبار نیست. در مورد روسیه نیز باید توجه داشت که پس از شکست طرح آنها و ناکامی در تبدیل شدن به بلوک انرژی و سوخت هسته‌ای عملاً از ایران حمایتی نمی‌کنند و در عمل قیمت تبانی خود را افزایش می‌دهند.
در مجموع باید گفت که این جنگ سرد میان ایران و آمریکا است و به میزانی که توان مقابله به مثل و کاهش آسیب ما بیشتر شود به همان میزان مصون‌تر خواهیم بود. مانورهایی که ما در عرصه بازار نفت، توان نظامی و دیپلماسی انجام دادیم بیانگر این است که ایران عمق استراتژیکی بسیار بیشتر از دیگر کشورهای منطقه دارد.
* شما از حامیان ایده مقابله به مثل بویژه در بحث همکاری با آژانس هستید و پیشنهاد قطع همکاری یا اخراج بازرسان آژانس را هم ارایه کرده‌اید. این ایده در راستای همین جنگ سیاسی ارزیابی می‌شود؟
** ممکن است ایران برخی از بازرسان آژانس را اخراج کند. به هر حال اگر قرار است که بازرسان در ایران حضور داشته باشند، ولی گزارشهایی که ارایه می‌دهند سیاسی باشد و البرادعی بدون توجه به یافته‌های بازرسان گزارشهای مغرضانه و سیاسی ارایه دهد تا زمینه را برای برخورد یا تحریم ایران فراهم کند. دیگر نیازی به این همراهی نیست و ایران بدون اینکه از NPT خارج شود می‌تواند برخی از بازرسان را از کشور اخراج کند.
* این تصمیم در شرایط فعلی چه آثاری خواهد داشت؟
** در شرایط فعلی آمریکایی‌ها بیشترین سوءاستفاده را از حضور و نفوذ بازرسان داشته‌اند و من معتقدم در شرایط جنگ سرد کنونی به میزانی که آمریکایی‌ها از تواناییهای ما بی‌‌اطلاع باشند به همان میزان توان مانور جنگ سیاسی ما افزایش پیدا می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات