احمد عیسینژاد
محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در سفر اخیرش به ژنو اعلام آمادگی کرد که مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی را رهبری کند و گفت که انتخاب دولت حماس، مانعی در این روند نیست.
پیروزی "حماس" در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت فلسطینی، شرایط متفاوت و پیچیدهای را در سرزمینهای تحت اشغال صهیونیستها پدید آورده است.
افزایش روزافزون محبوبیت "حماس" را باید ناشی از نوع نگرش رهبران این جنبش اسلامی دانست که مبانی اعتقادی را با مشی سیاسی عدم تسلیمپذیری، بر بستر به رسمیت نشناختنن رژیم صهیونیستی پیوند زدهاند. مردم مسلمان فلسطین که از کمپ دیوید به این سو شاهد تلاشهای همه جانبه رهبران فلسطین به ویژه عرفات برای حصول صلح و توافق با صهیونیستها برای تشکیل حکومتی مستقل بودهاند، کارشکنیهای رژیم اشغالگر قدس در کنار بازیهای سیاسی دولتمردان آمریکایی و انفعال کشورهای اروپایی را که منجر به شکست مذاکره سیاسی در "اسلو" و طرح بینالمللی "نقشه راه" شده است، به نظاره نشستهاند. استمرار این روند همزمان با ساخت دیوار حائل و اقدامات سرکوبگرانه صهیونسیتها، فلسطینیان را به حماس متمایل کرد. با این وصف حضور حماس در حاشیه قدرت و رهبری عرفات در عرصه سیاسی فلسینی سبب شده بود که خللی در کمکهای مالی کشورهای اروپایی پدید نیاید و در زمینه اوضاع داخلی سرزمینهای فلسطین نیز جناحهای رقیب سیاسی به همزیستی مسالمتآمیز روی آورند. طبعاً اقتصاد ضعیف و وابسته جامعه فلسطینی که تحت سیطره صهیونیستها، قادر به طرحریزی اقتصادی مولد و مستقل نیست، کماکان به حیات خود ادامه میداد و حکومت خودگردان، حداقلهایی برای فعالیتهای دولت و هزینههای عمومی تأمین میکرد. با مرگ مشکوک عرفات و حذف وی از صحنه سیاسی فلسطین، غرب و رژیم صهیونیستی پیشبینی میکردند که ملت فلسطین در غیاب رهبر تاریخ خود دچار بیثباتی شده و شرایط صهیونیستها را بپذیرد. علیرغم این تصورات، قدرتیابی حماس و قاطعیت رهبرانش، چالش مهمی را فرا روی غرب و رژیم صهیونیستی قرار داد.
با این حال پیروزی سرنوشتساز حماس در انتخابات، تعمیق رقابتهای سیاسی و اختلافات ایدئولوژیک را در بطن جامعه فلسطین است و نظریه سیاستمداران آمریکایی را که مدعی نبود دمکراسی واقعی در خاورمیانه هستند، نقض میکند، فینفسه نباید به اهرمی در دست دشمنان ملت فلسطینی در جهت تفرقهافکنی مبدل شود. کما اینکه اخیراً درگیریهایی میان هواداران دو جنبش "فتح" و "حماس" بروز کرد که هر چند سطحی و کنترل شده است، اما در کنار اتهامات رهبران دو جنبش به یکدیگر، آینده سیاسی فلسطین را دچار مخاطره میکند.
مردم فلسطین که با دشمنی کاملاً مسلح و مجهز و سیاسمداران کار آزموده و حیلهگر صهیونیستی و قدرت لابی سرمایهداران صهیونیست در کشورهای غربی مواجهاند و در همان حال از فشارهای اقتصادی و شرایط نابسامان زندگی رنج میبرند، اینک در آستانه اختلافات داخلی قرار گرفتهاند. اختلاف نظر رهبران "حماس" و "فتح" نسبت به شناخت موجودیت رژیم صهیونیستی و انجام مذاکرات صلح با آن، همراه با تشدید رقابت قدرت و عیان شدن جناحبندیها و تعارض نگرش سیاستمداران این دو جنبش در مورد چگونگی تعامل با غرب و حتی برخی حکومتهای عربی، وحدت جامعه فلسطینی را به چالش کشیده است.
حال این سؤال به طور جدی در مقابل رهبران حماس مطرح است که چگونه میتوانند رهبری دولت، تداوم کمکهای مالی و رضایت فلسطینیان را که با واقعیتهای سخت اقتصادی مواجه هستند، با انسجام سیاسی و پاسخگویی به گرایشهای فکری هواداران خود، در یک مجموعه حفظ کنند؟ رهبران حماس همچنین ناگزیرند، مشروعیت بینالمللی در نهادهای جهانی مانند سازمان ملل و اتحادیه اروپا را کسب کنند، تا کمکهای مالی آنها را تداوم بخشند. آن هم در شرایطی که در اروپا شرط این موضوع را پذیرش که اروپا شرط این موضوع را پذیرش موجودیت رژیم صهیونیستی توسط "حماس" اعلام کرده است. به هر حال دولت "هنیه" ناگزیر است، در یکی از پیچیدهترین صحنههای سیاسی جهان و تعاملات چندجانبه دیپلماسی پر از چالش را تجربه کند و این واقعیت را بپذیرد که حضور در صحنه رسمی قدرت و الزامات آن، با تمام موضاع انقلابی یک جنبش مقاومت سازگار نخواهد بود و همواره قابل جمع نیست.
سازگاری دادن و پیوند زدن بین منافع کوتاه مدت و درازمدت ملت فلسطین و تامین هزینههای عمومی و ضروری اجتماعی مانند آموزش، بهداشت و توسعه زیرساختها، با توجه به تعارض دیدگاههای حماس با خواست دولتهای اروپایی و برخی حامیان غرب دولت فلسطین، به آسانی امکانپذیر نیست و چه بسا دولت هنیه ناگزیر به قربانی کردن بخشی از اهداف یاد شده، برای دستیابی به بخشی دیگر شود. البته نقش رقبای سیاسی مانند جنبش فتح نیز در این عرصه تأثیر گذار است.