* در حالی که طرح استفاده مدیریت شده از ماهواره در انتظار تصویب مجلس به سر میبرد، قانون سابق ممنوعیت همچنان در حال اجراست. آیا این دو رویکرد در یک راستاست؟
** طرح استفاده مدیریت شده از ماهواره با روح قانون قبلی کاملا مغایرت دارد و حاکی از آن است که ماهواره را نه میتوانیم و نه باید کاملا ممنوع کرد، از طرف دیگر هم نمیشود کاملا آزاد باشد.
کشورهای مختلف در برابر این مسئله راههای مختلفی در نظر گرفتهاند و ما هم یکی از این روشها را پیشنهاد داده ایم، 150 نفر از نمایندهها آن را امضا کردهاند و در کمیسیون فرهنگی به تصویب رسیده اما در نوبت صحن علنی مانده است. این رویکرد جدید حاصل چند اتفاق است؛ یکی آنکه قانون مصوب سال 73 اگر هم خوب بود، برای همان زمان بوده و نه الان. در آن زمان عده کمی از مردم امکان دسترسی به ماهواره داشتند. البته یکی از بندهای قانون گذشته، وزارت ارشاد و صدا و سیما را موظف میکند که برنامههای مفید شبکههای ماهوارهای را انتخاب و در اختیار مردم قرار دهند، اما فقط روی بخش سلبیاش تاکید شد.
تا قبل از رویکرد جدید مجلس، متولیان امر ادعا میکردند که عده کمی از ماهواره استفاده میکنند و آنها هم به دنبال برنامههای غیراخلاقیاند اما پژوهشها به ما میگوید که این طور نیست. عده زیادی از مردم از ماهواره استفاده میکنند و به دنبال پاسخگویی به تقاضایی سالم هستند که متولیان فرهنگی و صدا و سیما نتوانستهاند به آن جواب بدهند. ما به این نتیجه رسیدیم که با وجود تعداد زیاد استفاده کنندگان برخورد سلبی جواب نمیدهد. از طرفی معتقدم در شبکههای ماهوارهای نیز اتفاقی رخ داده است. به دلیل ارزان شدن این پدیده و حضور گروههای اجتماعی که تعلق چندانی به دولتها ندارند، برخلاف سالهای گذشته شبکههای ماهوارهای تاسیس شده که زبان نظام سلطه قدرتها نیستند.
این یک روال جدید است و واقعیت این است که ما هم میتوانیم از این ابزار استفاده کنیم. حالا که ماهیت شبکههای ماهوارهای تغییر کرده است، رویکرد ما هم باید عوض شود.
* و انتقادهای وارد به نیروی انتظامی هم از این نقطه نظر ابراز میشود؟
** در مورد اجرای قانون ایرادی به نیروی انتظامی وارد نیست. اما بعضیها میگویند که چرا بعد از 15 سال یادشان آمده؟ پاسخ میدهند که ما کم و بیش قانون را اجرا کردهایم و این پاسخ درستی است. البته اگر معتقدند که در 15 سال گذشته همه توانشان را به کار بستهاند و موفق نبودهاند، این نشان از ناکارآمدی قانون قبلی است. تقاضای ما از نیروی انتظامی این است که چند ماهی دندان روی جگر بگذارید و هزینه اجتماعی دلخوری عمومی را به جان نخرید. ما ضمن اینکه به برخورد قانونی نیروی انتظامی احترام میگذاریم اما درخواست اغماض داریم چون مردم فکر میکنند که برخورداری از ماهواره یک حق فردی است.
* خود شما چطور؟ به نظر شما هم داشتن ماهواره یک حق فردی است؟
** من تنها خبر از یک پدیده فرهنگی میدهم. عده زیادی در هر طبقه و با هر تفکر و نسبتی با قانون از ماهواره استفاده میکنند. آنها استفاده از ماهواره را حق خود میدانند. باید حق مردم به رسمیت شناخته شود، ما هم این کار را کردیم. در مقابل، فیلترینگ و ممیزی هم حق حاکمیت است اما نمیتواند مردم را از کلیت فناوری ماهواره محروم کند.
البته این کار مستلزم صرف هزینه و سختی است. بخشهای متولی امر هم چون حاضر به این کار نشدند، صورت مسئله را پاک کردند. باید حق متقابل مردم و حاکمیت را به رسمیت بشناسیم. ماهواره همان طور که جریان فرهنگی است به مثابه یک هجوم فرهنگی هم هست. بعضی شبکهها حتی یک ثانیهاش هم قابل دفاع نیست، این را هم به عنوان کسی میگویم که روزها و ماهها همه شبکهها را رصد کرده است. البته ما یک تقوای خانوادگی و دینی داریم، بنابراین مردم ما از دولت بابت این نظارت ممنون میشوند، به شرطی که کل پدیده را نفی نکنیم. ما در طرح جدید نسبت به ماهواره نگاه صفر و یکی نداشتهایم. نگاه ما صفر و 100 است. یعنی بین آزادی کامل و ممنوعیت کامل راههای فراوانی وجود دارد که ما یکی را برگزیدیم.
بر طبق تحقیق دفتر پژوهشهای مجلس، 40 درصد برنامههای ماهوارهای که از سوی مردم مورد استفاده قرار میگیرد، در کشورهای عربی مدیریت میشود و دوباره از ماهواره پخش میشود. مصرفکننده ما متوجه این معنا نیست اما در آنجا و در شرق آسیا فیلترینگ انجام میشود و سروصدایی هم ندارد.
شبکههای کابلی هم حق فیلترینگ را به حاکمیت میدهند. معتقدم این مسیری که پیشنهاد کردهایم گامی به جلو و فرصتی فرهنگی است که حق مردم و حاکمیت را به رسمیت میشناسد. ما برای دو دهه آینده راه حل جستوجو کردهایم.