جو گفتاری و رفتار اصولگرایان حاکم نشان میدهد که در طیف راست سه یا چهار گرایش برای انتخابات شوراها به طور جدی فعالند. یکی از این گروهها جمعیت آبادگران جوان است. این گروه با توجه به موفقیتهای گذشته و آغاز تولد چهار سالگی، خود را به نوعی سهیم در جریانهای حاکم میدانند. آبادگران گروهی بود که در یک مقطع تاریخی توانست با پرهیز از مارک راستگرایی با صورتی جدید وارد فضای سیاسی کشور شود و در مورد خود و هویتش ایجاد ابهام کند اما بعد از پیروزی در انتخابات شوراها گفته شد این نسخه دست پخت شورای هماهنگی اصولگرایان است. آبادگران که در انتخابات دور دوم شوراهای شهر و روستا و مجلس هفتم به پیروزیهای چشمگیری دست یافته بود در انتخابات ریاست جمهوری با سیاست متفاوت اصولگرایانی مواجه شد که خواستار استفاده از تابلوی شورای هماهنگی برای انسجام بیشتر در این انتخابات بودند ولی با ناکام ماندن این شورا، به نوعی باز آبادگران بودند که اصولگرایان را به پیش میبردند.
حسن بیادی، سخنگوی فعال جمعیت آبادگران جوان معتقد است، شرکت اصولگرایان با عنوانی به جز آبادگران در انتخابات آینده اشتباه است. او حتی پا فراتر میگذارد و مهدی چمران را محور اصلی و سخنگوی ائتلاف آبادگران در انتخابات شوراها میداند. سخنان بیادی بلافاصله واکنش برخی از اصولگرایان را برانگیخت، به طوری که مربم بهروزی، دبیر کل جامعه زینب در پاسخ به سخنگوی جمعیت آبادگران جوان گفت: «کسانی که یک روز با تابلو و شعار شورای هماهنگی نیروهای خط امام در قالب آبادگران وارد شورای شهر و مجلس هفتم شدند، امروز نمیتوانند به عنوان یک حزب محور ائتلاف جبهه گسترده اصولگرایان باشند.» جمعیت آبادگران جوان در سایت اینترنتی خود برای شناسایی افراد متخصص و شایسته فراخوانی را تدارک دیده تا در صورتی که به طور مستقل وارد انتخابات شوراها شد، افرادی را که به این طریق گزینش میکند در لیست انتخاباتی خود قرار دهد.
جریان راست سنتی هم که متشکل از جمعیت پیروان خط امام و رهبری است و از تشکیلاتی دارای تشکلهایی مانند جامعه اسلامی مهندسین، جامعه اسلامی فرهنگیان، جامه اسلامی اصناف و بازار و جامعه زینب(س) است با آن مرتبطند، در انتخابات شوراها در جایگاه یک مدعی جدی قرار دارد و یکی از گرایشهای طیف راست در انتخابات است. بعد از انتخابات ریاست جمهوری و ناکامی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در معرفی کاندیدای واحد، بحثهای زیادی در مورد فعالیت این شورا در محافل اصولگرایان مطرح شد و این روزها نیز برخی اخبار از محوریت «جبهه پیروان خط امام و رهبری» در انتخابات آینده به جای «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» خبر میدهد.
در همین رابطه سیدکمال سجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری در گفتوگو با خبرنگار ایسنا بدون اینکه با صراحت این موضوع را تایید کند، تلویحا تایید میکند این جبهه ستون فقران شورای هماهنگی نیروهای انقلاب است و در حال حاضر جبران برخی کاستیهای شورای هماهنگی را بر دوش دارد او به نوعی اصولگرایان را به جمع شدن زیر چتر این جبهه دعوت میکند.
ابوالقاسم رئوفیان، دبیر کل جامعه اسلامی فرهنگیان نیز میگوید: «جبهه پیروان خط امام و رهبری در جریان اصولگرایی نقش مهمی بر عهده دارد و سعی میکند که اصولگرایان را دور خود جمع کند.» مجتبی شاکری، مسئول کمیته سیاسی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی که به نظر میرسد با این عقاید مخالف است میگوید: «این گونه دعوتهایی چنین معمولا باید از طریق بالاترین مقام یک تشکل صورت بگیرد و در عین حال هدف از نوع همکاری هم مشخص باشد.» وی میافزاید: «جبهه پیروان خط امام و رهبری جریانی مربوط به گذشته است که در برگیرنده تمام احزاب اصولگرا و حتی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب هم نبود. در مقطعی قرار بود تعدادی افراد جدید به جبهه پیروان بپوندند که این امر اتفاق نیفتاد، به همین علت این جبهه در انتخابات گذشته ریاست جمهوری حتی نتوانست پاسخگوی کاندیداهای اصولگرایان باشد.» حسن نجابت، عضو ائتلاف آبادگران در مجلس شورای اسلامی نیز در این باره و موضع آبادگران گفت: «اگر ائتلاف آبادگران قصد پیوستن به جبهه پیروان خط امام و رهبری را داشت که تاکنون این اتفاق افتاده بود.» اما گرایش سوم را میتوان به حامیان تشکیلاتی رئیس جمهوری محمود احمدینژاد نسبت داد که با عناوینی مانند حامیان دولت و یا حتی آبادگران عدالتخواه قصد فعالی در انتخابات شوراها را دارند.
در ماههای قبل نیز در این رابطه خبرهایی مبنی بر شکلگیری ستادهای مردمی حامی دولت در برخی شهرهای کشور نیز منتشر شد که میتواند به نوعی تایید کننده این حرکتها جدید باشد. گفته میشود این ستادها تنها با هدف فعالیت برای انتخابات سومین دوره شوراها تاسیس شدهاند و از الگوهای ستادهای احمدینژاد در زمان انتخابات ریاست جمهوری تبعیت میکند و طبق اخبار غیررسمی، با برخی از نزدیکان احمدینژاد در ارتباطند. در این رابطه حتی برخی از اعضای جمعیت ایثارگران از جمله مجتبی شاکری مسئول کمیته سیاسی این جمعی ضمن تایید تلویحی تشکیل این ستادها، دلیل فعالیت برخی جریانها را «حضور نداشتن احزاب به معنای واقعی کلمه در کشور» میداند که در نتیجه باعث میشود فعالیت تودهای و خودجوش به اهداف خود برسند. ابهامها در این رابطه وقتی بیشتر میشود که لطف الله فروزنده، قائم مقام جمعیت ایثارگران در گفتوگو با مهر میگوید: «جمعیت ایثارگران با احزاب مختلف خط امام و رهبری و گروههایی که در شورای شهر تهران با دکتر احمدینژاد هستند و با محسن رضایی، در تلاش برای دست یافتن به وحدت است.»
برخی از کارشناسان سیاسی، گرایش چهارم در بین طیف راست را مرتبط با امیر محبیان، عضو موسس حزب نواندیشان میدانند که البته هر چند که بیشتر به انتخابات مجلس آینده میاندیشد، ولی برای شوراها هم در حال فعالیت است.
در نهایت با وجود آنکه این موضوع شاید برای برخی اصولگرایان خوشایند نباشد ولی پیشبینی میشود از این چهار گرایش دو لیست برای انتخابات شوراها ارائه شود. در طرف دیگر اصلاحطلبانی قرار دارند که انتخابات شوراها را محلی برای احیای آرزوهای از دست رفته خود میدانند و قطعا بیش از انتخابات تخصصی خبرگان، انتخابات شوراها برای آنها از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. گرچه اصلاحطلبان در هفتههای اخیر نسبت به تجمیع انتخابات و جلو افتادن انتخابات شوراها معترض بودند ولی درون خود آرزوی رسیدن به تفاهم را در انتخابات شوراها دارند. برخی معتقدند تشتت آرا و تکثر لیستها درون اصلاحطلبان برای انتخابات شوراها پیشبینی میشود، به طوری که از سوی حزب اعتماد ملی، هیچ تمایلی برای همسو شدن با چپهای مدرن مانند مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این حزب دیده نشده است. از طرف دیگر در طیف میانه، دیدگاههای مختلفی برای انتخابات شوراها وجود دارد و پیشبینی میشود آنها به طور مستقل لیست انتخاباتی ارایه دهند.
از طرفی هم ممکن است اصلاحطلبان میانهرو، برای انتخابات شوراها با اعتدالیون جناح راست و چپ وارد یک ائتلاف شوند. گردهمایی دبیران کل احزاب اصلاحطلب در جلسه آینده شورای هماهنگی جبهه اصلاحات حول محور اجماع در انتخابات خواهد بود و در این جلسه قرار است برای اتخاذ راهکارهای اجماع و تصمیمگیری نهایی در این زمینه بحث شود. اصلاحطلبان میخواهند با برگزاری این جلسات به یک نتیجه قطعی درباره انتخابات آینده برسند. اظهارات ماه گذشته سیدمحمد خاتمی مبنی بر تفاهم در انتخابات آتی باعث شد، مبنای کار بسیاری از اصلاحطلبان در انتخابات آینده تفاهم باشد تا در نهایت به ائتلاف برسند. چنانچه مرتضی حاجی، عضو موسس جبهه مشارکت میگوید، در انتخابات شوراها نباید به فهرست توافق شدهای متکی بود، بلکه تشکلهای سیاسی باید به طور جدی روی این قضیه کار و نامزدهای مناسبی را که با مسائل مردم آشنا باشند و قدرت تصمیمگیری داشته باشند شناسایی و روی آنها تفاهم کنند. اگر این تفاهم اتفاق بیفتد، احتمال اینکه موفقیت چشمگیری پیدا کنند، وجود دارد.
از طرفی برخی شنیدهها حاکی از تلاش حزب مشارکت برای حضور در انتخابات شوراها در سطح وزیران کابینه دولت سیدمحمد خاتمی داشت که محمدرضا خاتمی در آخرین روز دبیر کلی این حزب درباره این شایعه گفت: «برای انتخابات آتی هنوز صحبتی درباره افراد نشده است و همه گروههای اصلاحطلب پذیرفتهاند که در کنار هم باشند.» همچنین عملکرد و رویکرد حزب اعتماد ملی نشان میدهد که آنها دنبال لیست جداگانهای خارج از لیست اصلاحطلبان هستند، به طوری که مسئولان این حزب بارها تلویحا به این موضوع اشاره کردهاند.
اسماعیل گرامیمقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی در آخرین اظهار نظر ابراز کرده است که این حزب، حزبی نو پا با عمر کمتر از یک سال است، بنابراین به طور حرفهای باید به دنبال ساماندهی به تشکیلات ستادی، آموزشی، ایجاد دفتر استانی و هویت بخشی خود باشد و موضوعاتی از قبیل ائتلاف و اجماع نمیتواند جزو اولویتهای این حزب باشد.
اختلاف دیدگاههایی که حزب اعتماد ملی با سایر اصلاح طلبها دارد میتواند ناشی از انتخابات گذشته باشد که این حزب در نتیجه آن انتخابات، متولد شد. بنابراین دلگیری اعضای این حزب از برخی اصلاحطلبان به روشنی دیده میشود، به طوری که آنها به موضوع ائتلافی که از جانب این اصلاحطلبان مطرح میشود، با دیده تردید نگاه میکنند. خباز، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در پاسخ به این پرسش که اصلاحطلبان در شرایط فعلی که به حرکت ائتلافی بیشتر نیازمندند چطور میتوانند از همزمان برگزار شدن دو انتخابات بهره لازم را ببرند، میگوید: «ائتلاف چیز پسندیدهای است، اما باید دید چه کسی صدای ائتلاف را بلند میکند. متاسفانه کسانی که تاکنون از ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات پیشرو دم زدهاند، عموما افرادی هستند که وقتی در حاکمیت بودند، یک روز شعار خروج از حاکمیت را سرمیدادند و روز بعد سخن از تحریم انتخابات به میان میآوردند و یک روز هم در مقابل فهرست اصلاح طلبان، فهرست جداگانهای ارائه میکردند».
یکی از افتخارات اصلاح طلبان در زمانی که در حاکمیت بودند، برگزاری آزادترین انتخابات در دوره دوم شوراهای شهر و روستا بود. اگرچه از آن انتخابات با وجود تایید صلاحیت اکثر داوطلبان استقبال اندکی به عمل آمد و این استقبال به شکست اصلاح طلبان انجامید، اما هم اکنون آنها معتقدند در صورت برگزاری پرشور انتخابات، رعایت قانون و حضور مردم در پای صندوقهای رای، اصلاحطلبان در صورت تفاهم و ائتلاف از شانس بیشتری برای پیروزی برخوردار هستند. اما به هر حال همسو بودند ناظرات و مجریان انتخابات با توجه به اینکه نخستین تجربه دولت در زمینه برگزاری انتخابات شوراها همزمان با انتخابات خبرگان شکل میگیرد، میتواند یکی از دغدغههای اصلاحطلبان برای آینده مبهمشان باشد.