تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۸  ، 
کد خبر : ۹۲۴۱۷

خطرات طرح جدایی یکجانبه حزب «کادیما»


از زمانی که «ایهود اولمرت» به عنوان کفیل نخست وزیری رژیم صهیونیستی به جای آریل شارون تعیین شد و تا روزهای اخیر که وی سرگرم تشکیل کابینه جدید بر اساس انتخابات 25 مارس بود، او در مورد ارائه و اجرای طرحی که خود نام طرح «فراگیر» بر آن نامید و در کل به نام طرح جدایی یکجانبه معروف شد، هرگز ذره‌ای تردید نداشت.
بر اساس طرح غیرقابل انعطاف جدایی‌ یکجانبه اولمرت که حالا ریاست حزب کادیما را در غیاب آریل شارون، نخست وزیری رژیم صهیونیستی بر عهده دارد، می‌بایست کار جدایی یکجانبه از فلسطینی‌ها تا سال 2008 یا 2010 به پایان برسد.
چه بسا که طی یک سال و نیم آینده او احتمالا جزئیات مربوط به هزینه‌های مالی تخلیه بیش از 70 شهرک صهیونیستی در کرانه باختری به همراه تغییرات احتمالی در مسیر دیوار حایل را به پایان برساند.
تاریخ سیاسی طرح جدایی یکجانبه
در مورد تاریخ یا پیشینه طرح جدایی یکجانبه می‌توان گفت جوهر اصلی این طرح از سال 2000 پایه‌ریزی شد. زمانی که شارون در مقام رئیس حزب مخالف حکومت (لیکود) در برابر حکومت حزب کاری «ایهود باراک» خود را برای تصاحب کرسی نخست‌وزیری آماده می‌کرد. در آن زمان اصطلاح متداول در مورد طرح جدایی یکجانبه در واقع اصطلاح «حل و فصل انتقالی بلندمدت» بود. طرفداران این اندیشه معتقد بود نه که نه فلسطینی‌ها و نه اعراب هیچ یک آمادگی حل و فصل نهایی مناقشه اعراب و رژیم صهیونیستی را بر اساس بیانیه کمپ دیوید (سال 2000) ندارند.
بر اساس این طرح، راه‌حل پیشنهادی به فلسطینی‌ها، ایجاد دولتی مستقل در نوار غزه همراه با 42 درصد حاکمیت فلسطینی‌ها در کرانه باختری بدون قدس و همچنین چشم‌پوشی از بازگشت آوارگان بود.
شارون در این زمان البته سخنی از طرح حل و فصل جدایی یکجانبه به میان نیاورد، بلکه او معتقد بود طرح دولت انتقالی را می‌توان با هماهنگی نیز به اجرا در آورد، اما تنها از طریق برتری قدرت بر اعراب و فلسطینیان در آن واحد.
شارون به قدرت دست یافت و وارد جنگ با انتفاضه الاقصی شد، اما نه در 100 روز که حتی 200 یا بیشتر از آن نیز نتوانست انتفاضه را متوقف کند.
مشکلات کابینه افراطی شارون با اشغال دوباره کرانه باختری دو چندان شد و حکومت وی با نوعی انزوای بین‌المللی و بحث و جدل‌های گسترده داخلی به سبب استمرار انتفاضه مواجه شد. چاره‌ای نبود مگر آنکه با خروج و عقب‌نشینی از نوار غزه نفسی به راحتی هر چند موقت بکشد و این درست همان طرحی بود که «عقب‌نشینی یکجانبه» نام گرفت.
اما عقب‌نشینی از نوار غزه در واقع یکجانبه نبود، بلکه با هماهنگی کامل طرف فلسطینی صورت گرفت. به ویژه در خصوص قرارداد گذرگاه رفح که به صهیونیست‌ها اجازه نظارت بر ورود و خروج کالاها و حتی اشخاص را می‌داد. به دنبال عقب‌ نشینی از نوار غزه بحث و جدل‌های گسترده‌ای در افکار عمومی جامعه صهیونیستی در گرفت و همزمان محافل لیکود (حزبی که رهبری آن با شارون بود) به همراه محافل افراطی مذهبی نقش بارزی در شدت این بحث و جدل‌ها ایفا کردند.
این امر شارون را وادار به اندیشه بارزی در شدت این بحث و جدل‌ها ایفا کردند.
این امر شارون را وادار به اندیشه‌ برای خروج از لیکود و تاسیس حزب جدیدی کرد که مبنای فکری این حزب بر اساس همان طرح جدایی یکجانبه از کرانه باختری بود. این گونه حزب کادیما (قدما به عربی به معنی رو به جلو) بر اساس برنامه‌های جدایی یکجانبه از فلسطینی‌ها تاسیس شد. برنامه‌هایی که ریشه اصلی آن در واقع نشات کرفته از طرح‌های حزب کار بود. از ابتدای طرح این برنامه، حزب عمل حمایت خود را از آن اعلام کرد و به این ترتیب به طور نظری در خلال تبلیغات انتخابات ایخر کنیست رژیم صهیونیستی (25 مارس سال جاری) مطرح شد.
شارون با مرگ سیاسی‌اش کنار رفت و ایهود اولمرت در واقع میراث‌دار طرح جدایی یکجانبه شد. تفاوت وضعیت اولمرت با شارون در این بود که او بر خلاف نخست وزیری پیشین به طور آشکار طرح جدایی یکجانبه را در افکار عمومی رژیم صهیونیستی مطرح کرد، امری که از دید تحلیلگران باعث شد تا او و حزب متبوعش (کادیما) در انتخابات اخیر شماری از کرسی‌های مجلس را از دست بدهد.
به عقیده بسیاری از تحلیلگران نباید در ابتدا به این طرح به عنوان یک پیروزی بزرگ برای اسرائیلی‌ها و یک شکست برای فلسطینی‌ها نگریست بلکه باید به این نکته توجه داشت که عقب‌نشینی از غزه در واقع به دنبال ناتوانی صهیونیست‌ها از سرکوب مقاومت و انتفاضه صورت گرفت. نکته قابل ذکر اینکه همین رژیمی که در صدد ساخت دیواری بین خود و فلسطینی‌ها به بهانه فرار از مشکلاتی است که از سوی فلسطین‌ها متوجه آنهاست، همان رژیمی است که طی یک دهه و نیم پیش از سیطره بر کل منطقه خاورمیانه سخن می‌گفت.
موقعیت سیاسی مناسب برای اجرای طرح
نتایج انتخابات اخیر کنیست (پارلمان) رژیم اسرائیل موجب فراهم شدن زمینه‌ای مناسب برای اجرای طرح جدایی یکجانبه شده است، علی رغم اینکه کادیما (حزب پیروز) برخلاف نظرسنجی‌ها قبل از انتخابات تنها 29 کرسی را به خود اختصاص داد. این به معنای آن است که ائتلاف این حزب با حزب کار، میرنس، حزب «اسرائیل بیتنا» و یا «شاس» بسیار مناسب خواهد بود.
نتیجه اینکه هیچ گونه مانعی بر سر راه اجرای این طرح وجود نخواهد داشت. امری که به اولمرت جرات بیشتری خواهد داد تا بدون تردید طرح خود را در دو سطح داخلی و خارجی مطرح نماید.
در مجموع تحلیل‌گران معتقدند یکی از مهم‌ترین نتایج انتخابات اخیر کنیست رژیم صهیونیستی، تقویت جبهه راستگرای مذهبی ـ سیاسی این رژیم بود.
شایان ذکر اینکه «کادیما» منتسب به اردوگاه راستگرایان است. اردوگاهی که احزاب لیکود، شاس، اسرائیل بیتنا و اتحاد ملی وابسته به آن هستند و با وجود این احزب در کنار کادیما موقعیت این حزب در کنیست به نفع طرح‌هایشان خواهد بود.
بر این اساس می‌توان گفت طرح جدایی یکجانبه از فلسطینی‌ها (موضوع کاری حزب کادیما) بدون آنکه در راه اجرا به مانع قابل تامل داخلی برخورد کند به اجرا در خواهد آمد که البته عوامل دیگری نیز در اجرای آن دخالت دارند که بحث مربوط به طرف فلسطینی یکی از همین عوامل موثر است.
جزئیات طرح جدایی یکجانبه
اولمرت از زمانی که در راس حزب کادیما و کابینه رژیم صهیونیستی قرار گرفت تردیدی برای ارائه جزئیات این طرح نداشت، زمانی که گفت: «ما تا پشت خط دیوار حائل (مسیر دیوار حائل نیز تغییر خواهد کرد بر اساس دیدگاه‌های اولمرت) و شامل همه مجتمع‌های شهرک‌نشینی بزرگ خواهد بود. عقب‌نشینی خواهیم کرد. قدس یکپارچه برای ما باقی خواهد ماند. مجتمع‌های شهرک‌نشینی اصلی برای ما باقی خواهد ماند و حتی آنها را توسعه خواهیم داد. (زیرا این شهرک‌ها در واقع تمامی سفره‌های آب کرانه باختری قرار دارد) و در آخر این عملیات، ما به طور کلی از بخش اعظمی از فلسطینی‌ها جدا خواهیم شد.
در مورد قدس اما اولمرت از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کرد اما موضع وی کاملا شفاف است هنگامی که گفت: «ما مناطق عربی و فلسطینی نشین را به قدس تحت حاکمیت اسرائیل الحاق خواهیم کرد» در مورد غور اردن نیز وی دیدگاه جالبی دارد: «اردن باید مرز امنیتی اسرائیل باقی بماند.» ارتباط بین کرانه باختری و نوار غزه بر اساس این طرح به سور شبه کامل قطع خواهد شد. با این بهانه که مرزهای نوار غزه به مرزهای بین‌المللی تغییر خواهد کرد و ارتباط برقی و آبی این منطقه نیز قطع می‌شود و در ازای آن به فلسطینی‌ها وقت کافی داده خواهد شد تا امورات خود را رتق و فتق کنند.
در خصوص مسائل سیاسی مربوط به بازاریابی این طرح در جامعه بین‌المللی، اولمرت یک دیدگاه واضحی را در این خصوص ارائه کرده است، آنجا که خطاب به جامعه جهانی می‌گوید: «فرصت کمیابی در برابر ماست، دولت آمریکا تاکنون در کمک و حمایت از ما نظیر نداشته است و جامعه بین‌المللی نیز این وضعیت را درک می‌کند.» این دیدگاه مورد تایید تونی بلر، نخست وزیر انگلیس، آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان و ژاک شیراک رئیس جمهوری فرانسه به همراه نخست وزیر سابق ایتالیا سیلویو برلوسکونی قرار گرفته است. بر اساس طرح کادیما به ریاست ایهود اولمرت، کرانه باختری به منطقه جدا از هم تقسیم خواهد شد. در کنار این طرح، ساخت دیوار حایل نیز که با هدف الحاق شهرکهای صهیونیستی به مناطق تحت کنترل اسرائیل ساخته می‌شود (و همانند افعی اراضی فلسطینیان را خواهد بلعید) زندگی مردم فلسطین را همانند جهنمی خواهد کرد که صهیونیستها فرصت داشته باشند تا دارایی‌ها و به ویژه مناطق آبی فلسطینی‌ها را به سرقت ببرند، احتمالا این جزایر و مناطق جداگانه از طریق تونل یا پل و یا گذرگاههایی تحت حاکمیت و نظارت اسرائیلی‌ها به یکدیگر وصل خواهد شد. امری که فاجعه تازه‌ای را در برابر فلسطینی‌ها قرار خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات