جیمز مان/تحلیلگر روزنامه واشنگتن
کاندولیزا رایس در طول دورن کاری سیاسی خود نبوغ خود را در زمینههای بسیاری بکار برده مثلا وی نبوغ سیاسی خود را در بسیاری از جدالهای بروکراتیک داخلی مربوط به سیاست خارجه آمریکا بکار برده است و همیشه از امور به گونهای استفاده کرده است که در زمان حساب و کتاب، مورد محاسبه قرار نگیرد و مسئولیت وی در زمینه بحران سازی در سیاست خارجه آمریکا کمرنگتر از سایر افراد کاخ سفید لحاظ شود؛ همان اتفاقی که در جنگ عراق رخ داد. ملت آمریکا خشم خود را در جنگ عراق متوجه بوش، چنی و رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا کردند و به رغم آنکه رایس در بسیاری از تصمیمگیریهای مهم کاخ سفید که منجر به جنگ عراق شد، شرکت کرده بود، به او انتقاد حادی وارد نشد.
امروز دیگر نبوغ رایس نمیتواند منجی او باشد؛ زیرا برقراری صلح دایمی در خاورمیانه نیاز به مهارتهای مختلف، دیپلماسی دقیق و نبوغ در تدوین استراتژی طولانی مدت و انعطافپذیر دارد. خانم رایس توانست با مطرح ساختن خود از یک نوازنده پیانو به یک آکادمیست متخصص در امور اتحاد جماهیر شوروی و از یک کارمند وابسته به دانشکده مهندسی به یک وزیر امور خارج در آمریکا موفقیتهایی قابل ذکری را رقم بزند اما این چالش یعنی بحران خاورمیانه بسیار بزرگتر از دیگر چالشهایی است که رایس با آن مواجه بوده است. در واقع جنگ فعلی در خاورمیانه جنگ رایس یا آن طوری که میان احزاب سیاسی متداول است "جنگ خانم کاندو" است اما ایشان تا این لحظه نتوانسته کوچکترین پیروزی را در این جنگ کسب کند.
قطعنامه 1701 شورای امنیت برای متوقف ساختن جنگ اسراییل با لبنان به عنوان یک تصمیمگیری بسیار مهم و دستاورد بسیار بزرگ محسوب میشود. متاسفانه خانم رایس به همراه دیگر همپیمانان آمریکا با این قطعنامه که به عنوان اولین قدم در چارچوب تلاشهای گسترده برای برقراری ثبات در منطقه تلقی شد، مخالفت کرد و این خود به عنوان یک امتیاز بسیار منفی در پروندهی سیاسی وزیر امور خارجه آمریکا به ثبت رسید. در روزهای اول جنگ اسراییل با لبنان، رایس در سفری به منطقه با بسیاری از رهبران همپیمان آمریکا دیدار و گفتوگو کرد اما با رهبران دو کشور مهم و استراتژیک منطقه یعنی ایران و سوریه کوچکترین دیدار یا ارتباطی برقرار نکرد.
در آغاز این جنگ رایس سخنرانیهای آتشین اما بیمحتوا و شعارهای جنجالبرانگیزی چون "درد تولد خاورمیانه جدید" را سر داد. اظهارات رایس در این راستا به چیزی جز افزایش خصومت و احساسات ضدآمریکایی در میان ملتهای منطقه منجر نشد زیرا زمان و مکان، مناسب برای ایراد این سخنان نبود. اگر رایس در ماموریت خود در خاورمیانه شکست بخورد و اوضاع خاورمیانه بحرانیتر از وضعیت فعلی شود این شکست تنها به عنوان شکست سیاسی دوره دو سالهی رایس در وزارت خارجه آمریکا رقم خواهد خورد و اگر این امر رقم بخورد رایس نباید انتظار داشته باشد که بتواند در دو سال آتی خود در پس وزارت خارجهی آمریکا موفقیتهایی را کسب کند؛ موفقیتهایی که بتواند بر شکست وی در خاورمیانه سایه افکند.
متاسفانه خانم رایس بیش از اینکه به پرونده سیاسی خود اعتماد کند به شخصیت خود اعتماد کرد و تاکنون به رغم تلاشهای گستردهای که انجام داده است تنها توانسته تا در زمینه بهبود روابط آمریکا با کشورهای اروپایی موفقیتهایی کسب کند اما ایشان در محقق ساختن دیپلماسی طولانی مدت برای حل بسیاری از بحرانها چون بحران هستهای کره شمالی شکست خورده است. بسیار مفید است که خانم رایس به تغییر و تحولات دورههای سابق وزیران امور خارجه آمریکا یعنی مادلین آلبرایت و کالین پاول نگاه کند. این دو وزیر آمریکایی توانستند در مرحله اول وزارت خود شهرت و محبوبیت گستردهای را کسب کنند اما در میانههای این مسئولیت یعنی مرحله دوم، این دو وزیر آمریکایی با انبوهی از کاهش محبوبیت و توقف روبرو شدند. چه مفید است که دیگران از تجربههای گذشته افراد تجربه کسب کنند و قبل از آنکه به شخصیت خود اعتماد کنند به اندوخته تجارب سیاسی و اجتماعی خود اعتماد کنند.
با اندکی تلخیص