تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۰  ، 
کد خبر : ۹۲۴۵۰
اصلاحات دینی - اجتماعی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری:

اصلاح در سایه ایمان

علی دژاکام / پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اشاره: آنچه می‌خوانید به بررسی نظریات استاد مطهری در باب اصلاحات دینی- اجتماعی پرداخته و ویژگیهای اصلاح‌طلبان صالح و نقش علمای دینی در پروژه تاریخی اصلاحات را برشمرده و دیدگاه استاد را در باب اهداف و آسیب‌شناسی اصلاحات را با ذکر ده مورد آسیب، تبیین کرده است.

روش‌های انقلابی
در تغییر و تحولات اجتماعی معمولاً دو پیشنهاد مشهور مطرح می‌شود که هر یک طرفدارانی را به خود اختصاص را به خود اختصاص داده است. یک روش، تغییرات ساختاری است که تمام سازمان اجتماعی را فرا می‌گیرد و نمادهای اجتماعی و نظامهای رفتار جمعی را به شیوه دفعی و بنیادی واژگون و نظم نوینی را حاکم می‌کند که از آن به روش «انقلابی» تعبیر می‌شود و دیگری ایجاد تغییرات تدریجی درون ساختی است که به ساخت کلی جامعه و نظامهای رفتاری حاکم بر جامعه کاری ندارد، بلکه از طریق تغییرات برنامه‌ریزی شده و غیر رادیکال سعی می‌کند تا زمینه تغییرات عمومی را فراهم سازد که از این روش نیز با عنوان «رفرم» یاد می‌شود. روش اول عموماً با قهر و خشونت و شدت عمل و روش دوم با ملایمت و نرمش و کندی همراه است. آنچه از متون دینی همچون نهج‌البلاغه برای اصلاح اجتماع استفاده می‌شود روش ترکیبی است؛ یعنی آمیزه‌ای از روش انقلابی و دفعی با روش ملایم و تدریجی، ولی حوزه بکارگیری هر یک از این روشها متفاوت است؛ یعنی در بعضی عرصه‌های جامعه باید از روش انقلابی و در برخی از لایه‌ها از روش تدریجی استفاده کرد. تبیین دیدگاه متفکران دینی در باب اصلاحات می‌تواند به روند شکل‌گیری اصلاحات کمک نموده و همگون‌سازی اصلاحات با جامعه اسلامی ایران را تسریع نماید و از بروز انحرافهای احتمالی جلوگیری کند. آنچه می‌خوانید به تبیین دیدگاه استاد شهید مطهری درباره اصلاحات می‌پردازد و مباحثی چون پیشینه تاریخی اصلاحات، ویژگیهای مصلحان موفق، عالمان دین و اصلاحات، اهداف اصلاحات و آسیب‌شناسی اصلاحات را در بر می‌گیرد.
معنای اصلاح‌طلبی
از نظر استاد مطهری، «اصلاح» به معنی سامان بخشیدن در مقابل «فساد» قرار دارد. ایشان «اصلاح» را نقطه مقابل «انقلاب» نمی‌داند، بلکه انقلاب را نیز نوعی اصلاح اجتماعی دانسته و انقلاب اسلامی ایران را یک نهضت اصلاح‌طلبی معرفی می‌نماید.
استاد مطهری با استناد به آیاتی از قرآن کریم تلاش می‌کند توضیح دهد که «اصلاح»، از مفاهیم مهمی است که در اندیشه اجتماعی خدا محور، جایگاهی ویژه دارد:
«مورد استعمال «اصلاح» در قرآنی گاهی رابطه میان دو فرد است (اصلاح ذات البین) و گاهی محیط خانوادگی و گاه محیط بزرگ اجتماعی است که اکنون مورد بحث ما است. قرآن کریم، در مجموع تعبیرات خود، پیامبران را «مصلحان» می‌خواند، چنانکه از زبان شعیب پیغمبر می‌گوید: «هرگاه با آنها گفته شود که در زمین فساد نکنید، می‌گویند ما اصلاح گرانیم. آگاه باشید که همین‌ها مفسدانند و خود نیز به دقت درک نمی‌کنند.»
ایشان یکی از علل ظهور پیامبران جدید را تحریف ادیان و شرایع پیشین می‌داند و بر همین اساس، پیامبران را مصلحاتی می‌داند که به اصلاحگری در دین پیشین پرداخته‌اند:
«یکی از علل تجدید رسالت و ظهور پیامبران جدید، تحریف و تبدیلهایی است که در تعلیمات و کتابهای مقدس پیامبران پیشین رخ می‌داده و به همین جهت آن کتابها تعلیمات، صلاحیت خود را برای هدایت مردم از دست می‌داده‌اند. اغلب پیامبران، احیاکننده سنن فراموش شده و اصلاح‌کننده تعلیمات تحریف یافته پیشینیان خود بوده‌اند.»
به اعتقاد استاد، اصلاح‌طلبی، یک روحیه اسلامی است. هر مسلمانی به حکم اینکه مسلمان است خواه‌ناخواه اصلاح‌طلب و دست کم طرفدار اصلاح‌طلبی است. زیرا اصلاح‌طلبی، هم به عنوان یک شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است.
سیره و روش امامان معصوم(ع) حاکی از این است که آنان هم به جهت نظری و عملی، به اصلاحات اجتماعی، نظر داشته‌اند. امام حسین(ع) در وصیتنامه معروفش خطاب به برادرش محمد حنیفه به کار خود عنوان اصلاح و به خود عنوان مصلح می‌دهد:‌
«قیام من قیام فردی جاه‌طلب یا کامجو یا آشوبگر و ستمگر نیست. من در جستجوی اصلاح کار امت جدم بپا خاسته‌ام و اراده کرده‌ام امر به معروف و نهی از منکر کنم و به روش جد و پدرم رفتار نمایم.»
علی(ع) در نیایش زیبا می‌فرماید:
«خدایا تو آگاهی آنچه که از ناحیه ما صورت گرفت، رقابت در کسب قدرت یا خواهش فزونی‌طلبی نبود بلکه بر این بودیم که سنن تو را که نشانه‌های راه تو هستند، بازگردانیم و اصلاح آشکار و چشمگیر در شهرهای تو اعمال کنیم که بندگان مظلوم و محروم، امان یابند و مقررات به زمین مانده تو از نو به پا داشته شوند.»
ویژگیهای مصلح موفق
مطهری با استناد با کلامی از امیرالمؤمنین(ع) مبنی بر اینکه «انما یُقیم امرَالله سبحانه من لایصانع و لایضارع و لایتبع المطامع»، سه ویژگی مهم را برای مصلحان اجتماعی بر می‌شمارد و معتقد است اگر مصلحان، دارای این سه ویژگی باشند می‌توانند در اصلاحات اجتماعی موفق شوند:
1- عدم مصانعه
«مصانعه» نکردن، از ویژگیهای مهم مصلحان است. شاید نتوان معادل فارسی دقیق برای مصانعه آورد، ولی رفیق‌بازی، سازش‌کاری، ملاحظه‌کاری و معامله‌گری را می‌توان مترادف آن دانست. مصلحان اجتماعی هیچگاه بر سر اصلاحات سازش و معامله نکرده و ملاحظه هیچ کس، هیچ گروه و هیچ طبقه را نباید بکنند. رفیق‌بازی و مصلحت باند را بر مصلحت اصلاحات ترجیح دادن کار را عقیم می‌گذارد. علی(ع) خود در امر اصلاحات، ملاحظه هیچکس و هیچ گروهی را نکرد و آن را در همه سطوح و جنبه‌ها به شدت پیگیری کرد. قرآن نیز رسول اکرم(ص) را از «مداهنه» و «مصانعه» بازداشته است. مصلحی که اهل «مصانعه» باشد، هیچگاه نمی‌تواند در امر اصلاحات موفق شود.
2- عدم مضارعه
مطهری بر این باور است که کسی می‌تواند دست به اصلاحات اجتماعی بزند که خود از آلودگیهای معمول و مرسوم اجتماعی مبرا باشد و به آنچه که برای جامعه و مردم تجویز می‌کند عمل نماید. علی(ع) به عنوان مصلح اجتماعی در این مورد خطاب به مردم چنین می‌گوید:
«به خدا سوگند من شما را به هیچ کاری فرمان ندادم مگر آنکه پیش از آنکه فرمان دهم خودم به کار بستم؛ و از هیچ کاری منع نکردم، مگر آنکه پیش از منع شما خودم را از آن دور کردم.»
همچنین می‌فرماید:
«آنانکه که خود را در مقام رهبری مردم قرار می‌دهند، نخست خود را تعلیم دهند، سپس مردم را. معلم خویشتن، بیش از معلم دیگران، شایسته احترام است.»
به اعتقاد استاد مطهری، آن کس که می‌خواهد جامعه‌ای را اصلاح کند و تغییر دهد، خودش نباید همرنگ همان مردم باشد و همان نقاط ضعف که در مردم هست در او باشد. کسی موفق به اصلاح نقاط ضعف مردم می‌شود که خود از آنها مبرا باشد.
3- عدم تبعیت از مطامع
به اعتقاد مطهری، کسی که بنده و برده طمع است، نمی‌تواند مصلح اجتماعی باشد، زیرا در بردگی، امید رهایی از طرف مالک هست، اما در بردگی از نوع طمع، امیدی به رهایی نیست. آزادی معنوی، شرط توفیق مصلح دینی است. همانگونه که یک زبون مصلح دینی است. همانگونه که یک زبون ملاحظه کار، توفیق اصلاح نمی‌یابد، یک گرفتار بیمار نیز موفق به مداوای جامعه خود نمی‌گردد.
عاملان دین و اصلاحات
مطهری بر این باور است که اصلاحات و اهداف آن، زمانی در جامعه اسلامی تحقق پیدا می‌کند که رهبری اصلاحات به دست اسلام‌شناسانی «عادل» و «زمان‌شناس» باشد. اگر عالمان دین، ابتکار اصلاحات را به دست نگیرند خطر بزرگی از ناحیه اصلاح‌طلبان دروغین و بی‌علاقه به دین متوجه جامعه اسلامی خواهد شد. مطهری معتقد است، اگر عالمان دین لزوم و ضرورت اصلاحات را درک نکنند و به اصلاحات اساسی و همه جانبه دست نیازند و به خواسته‌های مشروع نسل خود پاسخ مثبت ندهند، اسلام و روحانیت ضربه خواهد خورد.
«روحانیون بزرگ ما باید به این نکته توجه کنند که بقاء و دوام روحانیت و موجودیت اسلام به این است که زعمای دین، ابتکار اصلحات عمیقی که امروز ضروری تشخیص داد، می‌شود در دست بگیرند. امروز آنها در مقابل ملتی نیمه بیدار قرار گرفته‌اند که روز به روز بیدارتر می‌شود. انتظاراتی که نسل امروز از روحانیت و اسلام دارد غیر از انتظاراتی است که نسلهای گذشته داشته‌اند. بگذریم از انتظارات خام و نابخردانه‌ای که بعضی دارند، اکثریت آن انتظارات مشروع و بجاست. اگر روحانیت ما هر چه زودتر نجنبد و گریبان خود را از چنگال عوام، خلاص و قوای خود را جمع و جور نکند و روشن‌بینانه گام برندارد خطر بزرگی از ناحیه اصلاح‌طلبان بی‌علاقه به دیانت متوجهش خواهد شد.
از طرفی مدعیان اصلاح‌طبان که بسیاری از آنها علاقه‌ای به دیانت ندارند، زیادند و در کمین احساسات نو و بلند نسل امروزند. اگر اسلام و روحانیت به حاجتها و خواسته‌ها و احساسات بلند این ملت پاسخ مثبت ندهند، به سوی آن قبله‌های نو ظهور متوجه خواهند شد. فکر کنید آیا اگر سنگر اصلاحات را این افراد اشغال کنند، موجودیت اسلام و روحانیت به خطر نخواهد افتاد.»
مطهری، اسلام‌شناس عادل را در روحانیت شیعه جستجو کرده و به این نتیجه می‌رسد که که اصلاحات در یک جامعه اسلامی، ماهیتی اسلامی دارد و اهداف اسلامی را تعقیب می‌کند. پس تنها توسط کسانی می‌تواند رهبری شود که علاوه بر شرایط عمومی رهبری، به راستی اسلام‌شناس باشند و با اهداف و فلسفه اخلاقی و اجتماعی و سیاسی اسلام کاملا‌ً آشنا باشند.
«امروز هم ما به خواجه نصرالدین‌ها، بو علی سیناها، ملاصدراها، شیخ‌ انصاری‌ها، شیخ بهایی‌ها، محقق حلی‌ها، و علامه حلی‌ها احتیاج داریم؛ اما خواجه نصرالدین‌ قرن چهاردهم، نه خواجه نصیرالدین قرن هفتم؛ بوعلی قرن چهاردهم نه بوعلی قرن چهارم؛ شیخ‌ انصاری قرن سیزدهم؛ یعنی همان خواجه نصیر و بوعلی و همان شیخ انصاری با همه آنها مزایای فرهنگی به علاوه این که باید به این قرن تعلق داشته باشد و درد این قرن و نیاز این قرن را احساس نماید.
اگر قرار است روحانیت، سکاندار کشتی اصلاحات بشود باید قبل از هر چیز به ساختار روحانیت بپردازد و تا زمانی که روحانیت، اصلاح درون سازمانی نکند، نمی‌تواند ابتکار اصلاحات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را به دست بگیرد.» به همین جهت مطهری از اولین کسانی است که به نقد سازمان روحانیت، هم به جهت علمی و هم به جهت ساختاری می‌پردازد و خواستار اصلاحات شکلی و محتوایی می‌شود: ‌«من روحانیت را از لحاظ هسته، زنده‌ترین دستگاهها می‌دانم و عقیده دارم فقط غل و زنجیرهایی به دست و پای این موجود زنده و فعال بسته شده، باید او را از قیدها یا زنجیرها آزاد کرد. روحانیت ما درخت اصیل و با ارزش و زنده و آفت‌زده‌ای است که خودش را باید حفظ کرد و با آفاتش مبارزه نمود، زیرا حاملان فرهنگ اصیل و عمیق و ذی‌قیمت اسلامی تنها در میان این گروه یافت می‌شوند.»
البته منظور مطهری از اصلاح شکلی و محتوایی نهاد روحانیت این نبود که عده‌ای بیرون از این سازمان به اصلاح این سازمان بپردازند و محتوای آن را دگرگون نمایند، بلکه اصلاح باید توسط خود روحانیت و از درون شکل‌ گیرد و هرگونه تجدیدنظر و تحول در برنامه‌های حوزه‌های علمیه باید بر اساس فرهنگ غنی اسلامی و ادامه همان راه و تسریع در حرکت آن و آف‌زدایی از آن بوده باشد. هرگونه تجدیدنظر مبنی بر جایگزین ساختن فرهنگ دیگر به جای فرهنگ اصیل هزار و چهارصد ساله اسلامی، خیانت به اسلام و مسلمانان است و نتیجه‌ای جز کشاندن امت اسلامی به دامن فرهنگ و تفکر بیگانه شرق یا غربی، چپ یا راست ندارد.
مطهری بر این باور است که اگر اندیشه روحانیت در جهت اصلاح، بهبود و تغییر سازمانهای اجتماعی نباشد، ارزش و جایگاه اجتماعی و دینی خود را از دست خواهد داد:
«اهمیت زعمای صالح فقط از نظر طرز تفکری است که در مورد اصلاح و بهبود و تغییر سازمانهای اجتماعی دارند و از زعمای صالحی که طرز تفکرشان در اساس و تشکیلات با ناصالحیها یکی است و تفاوتشان از لحاظ اخلاقی و شخصی است بناست همگی در یک قالب کار کنند، اثر وجودیشان با ناصالح‌ها آنقدر زیاد نیست و منشأ تحولات اجتماعی قابل توجه نخواهند شد.»
اهداف اصلاحات
به نظر مطهری، هر نهضت اصلاحی علاوه بر اهداف جزئی که وابسته به شرایط زمانی و مکانی است، باید دارای اهداف کلی نیز باشد. ایشان اهداف کلی اصلاحات در جامعه اسلمی را چنین تبیین می‌نماید:
1- بازگرداندن نشانه‌های محو شده را خدا به جامعه که چیزی جز همان اصول اسلام واقعی نیست
2- ایجاد امنیت در داخل کشور و بهبود روابط اجتماعی مردم
3- ایجاد تحولی بنیادین در اوضاع اقتصادی جامعه برای بهبود معیشت مردم
4- تحولی اساسی در نظامات مدنی و اجتماعی در جهت بپاداشتن مقررات تعطیل شده خدا و قانونهای نقض شده اسلام.
آسیب‌شناسی اصلاحات
اصلاحات، شجره‌ای است که اگر به بار بنشیند میوه‌های شیرین و دلپذیر خواهد داد و اگر گرفتار آفتها گردد میوه‌های زهرآگین در کام طالبان آن خواهد ریخت. به همین دلیل، باید مدام جریان اصلاحات را کنترل کرده و به آسیب‌شناسی آن بپردازند و سعی نمایند جریان اصلاحات را از گزند آفتهای مصون بدارند. پس اولاً باید دارای برنامه‌های منسجم و منضبط باشد، ثانیاً از یک پایگاه مشروع، رهبری شود و ثالثاً همانگونه که بیرون از خود را به نقد می‌کشد، نقاد خود نیز باشد.
مطهری به عنوان مصلح دینی و اجتماعی به برخی از آفتهایی که می‌تواند یک نهضت اصلاحی را با خطر انحراف و سقوط روبرو کند اشاره کرده است:
1- نفوذ اندیشه‌های بیگانه
ورود اندیشه‌های بیگانه و مبنا قرار گرفتن آنها، نهضت اصلاحی را از مسیر خود دور کرده و نمی‌گذارد نهضت به اهداف اصلاحی خود برسد. به اعتقاد مطهری اندیشه‌های بیگانه و مغایر از دو طریق وارد نهضت می‌شوند.
یکی از طریق دشمنان؛ هنگامی که یک نهضت اجتماعی اوج می‌گیرد و جاذبه پیدا می‌کند و مکتبهای دیگر را تحت الشعاع قرار می‌دهد، مکتبهای دیگر برای رخنه کردن در آن و پوشاندن آن از درون، اندیشه‌های بیگانه را که با روح آن مغایر است وارد آن می‌کنند و آن مکتب را از اثر و خاصیت می‌اندازند و یا کم اثر می‌کنند. دیگر از طریق دوستان و پیروان؛ گاهی پیروان مکتب به علت ناآشنایی درست با مکتب، مجذوب سلسله نظریات و اندیشه‌های بیگانه می‌گردند و آگاهانه یا ناآگاهانه آن نظریات را رنگ مکتب می‌دهند و عرضه می‌کنند.
2- تجددگرایی افراطی
اعتدال در اندیشه مطهری از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل ایشان افراط و تفریط در اصلاحات را آفتی بزرگ دیده و به اصلاح‌طلبان هشدار می‌دهد. به اعتقاد ایشان «اعتدال» مبنای اصلاحات در جامعه اسلامی است. اگر جریان اصلاحات گرفتار تندروی بی‌منطقی شود، اصلاحات به دست خود اصلاح‌طلبان به مسلخ خواهد رفت.
3- ناتمام گذاشتن اصلاحات
اصلاحات زمانی نتیجه مطلوب را می‌دهد که نیمه کاره‌ها رها نشود. به اعتقاد مطهری یکی از نقیصه‌های نهضتهای اصلاحی صد ساله اخیر که به رهبری روحانیت شکل گرفته است ناتمام گذاشتن اصلاحات است.
«متأسفانه تاریخ نهضتهای اسلامی صد ساله اخیر، یک نقیصه را در رهبری روحانیت نشان می‌دهد و آن اینکه روحانیت، نهضتهایی که رهبری کرده تا مرحله پیروزی بر خصم ادامه داده و از آن پس ادامه نداده و پی‌ کار خود رفته و نتیجه زحمات او را دیگران و احیاناً دشمنان برده‌اند.»
4- رخنه فرصت‌طلبان
رخنه و نفوذ افراد فرصت‌طلب در درون یک نهضت از آفتهای بزرگ هر نهضت است. بر همین اساس بر رهبران اصلی نهضتهای اصلاحی لازم است که راه نفوذ و رخنه این گونه افراد را سد نماید.
به نظر مطهری نفوذ فرصت‌طلبان به موقعیتی مربوط می‌شود که یک جنبش اصلاحی در مرحله ثمردهی قرار دارد. نفوذ این دسته از افراد موجب می‌شود که اصلاح اجتماعی به هدف واقعی خود دست پیدا نکند.
مطهری بر این باور است که نهضت را «اصلاح‌طلب» آغاز می‌کند نه «فرصت‌طلب» و همچنین آن را اصلاح‌طلب مؤمن به اهداف نهضت، می‌تواند ادامه دهد نه فرصت‌طلب که در پی منافع خویش است.
5- ابهام طرحهای آینده
یکی از آفتهای مهمی که مطهری بر می‌شمارد، مشخص نبودن طرح اصلاح‌طلبان اسلامی است. به اعتقاد ایشان چنانچه طرح اصلاح‌طلبان واقعی به طور کامل مشخص نباشد، افراد دیگری که طرح آماده‌ای را در دست دارند، افکار عمومی را جلب و مقاصد خود را اجرا خواهند کرد. بنابراین لازم است که طرح نهایی اصلاح‌طلبان واقعی به طور کامل و تفصیلی مشخص باشد:
«نهضت باید طرحهای روشن و خالی از ابهام و مورد قبول و تأیید رهبران را از ارایه دهد تا جلو ضایعات گرفته شود.»
6- انحراف از راه خدا
به اعتقاد مطهری، نهضت اصلاحی اسلامی باید برای خدا آغاز و برای خداوند، تداوم یابد و هیچ خاطره و اندیشه غیرخدایی در آن راه نیابد تا عنایت و نصرت الهی شاملش گردد. غیرخدایی شدن هدف یک نهضت اصلاحی اسلامی، آسیب مهمی است که جامعه را از مسیر خداگونگی منحرف و به مسیر غیرخدایی منتهی می‌سازد.
7- نفوذ اصلاح‌طلبان منحرف
رهبری جریان اصلاحات باید متوجه نفوذ کسانی باشد که به بهانه اصلاح می‌خواهند افساد کنند:
«جنبشهایی که داعیه‌دار اصلاح بوده‌اند همیشه یکسان نبوده‌اند. برخی داعیه اصلاح داشته‌اند و واقعاً هم مصلح بوده‌اند. برخی برعکس اصلاح را بهانه قرار داده و افساد کرده‌اند. برخی دیگر در آغاز جنبه اصلاحی داشته و سرانجام از مسیر اصلاحی منحرف شده‌اند.»
8- افراطی‌گری و عدم تعادل
از نظر قرآن، امت واقعی اسلام، معتدل و به دور از افراط و تفریط و چپ و راست است. مطهری یکی از آسیبهای تهدید کننده اصلاحات را تند روی (افراط) و کندروی‌ (تفریط) توسط مصلحان اجتماعی می‌داند. به اعتقاد مطهری، اگر جامعه به سمت راست، منحرف شده، باید جریان اصلاحات، متمایل به چپ شود و اگر به چپ منحرف شده باید جریان اصلاحات متمایل به راست باشد تا جامعه به تعادل برسد.
«خطری که اغلب مصلحان اجتماعی به وجود می‌آورند از همین ناحیه است که در یک اجتماعی تندرو و یا کندرو یا متمایل به راست یا به چپ ظهور می‌کنند و به پیکار مقدس دست می‌زنند، اما فراموش می‌کنند که یک برنامه معین فقط برای مدت محدودی قابل اجراست و با جامعه کندرو و یا تندرو یا چپ رو یا راست رو آنقدر باید پیکار کرد که تعامل خود را باز یابد، و بیش از آن، خود مستلزم سقوط و انحراف جامعه از سوی دیگر است.»
«برای جامعه منحرف به راست، نیروی اصلاح کننده باید متمایل به چپ باشد و بر عکس.»
به اعتقاد مطهری جریان اصلاحات نباید کهنه ستیز مطلق و یا نو ستیز مطلق باشد.
«مشکل عصر ما این است که بشر امروز کمتر توفیق می‌یابد میان این دو تفکیک کند. یا جمود می‌و‌رزد و با کهنه پیمان می‌بندد و با هر چه نو است مبارزه می‌کند، و یا جهالت به خرج می‌دهد و هر پدیده نوظهوری را به نام مقتضیات زمان موجه می‌شمارد.»
9- عمل‌زدگی و یک بعدی شدن
مطهری، معیار سنجش قرار گرفتن اصلاحات اجتماعی را از آفتهای «جریان اصلاح‌طلبی» می‌داند و معتقد است نباید ارزش کار خدمتگزاران بزرگ به اجتماع را به جرم اینکه در اصلاحات اجتماعی نقشی نداشته‌اند، نادیده گرفت.
«در عصر ما نسبت به اصلاحات اجتماعی، حساسیت مثبت و مبارکی پیدا شده که قابل تقدیر است، اما این جهت احیاناً به نوعی افراط گرایی کشیده می‌شود که هر خدمتی جز اصلاح اجتماعی، به هیچ گرفته می‌شود. هر خدمتی با معیار «اصلاح» سنجیده می‌شود و ارزش هر شخصیتی به میزان دخالتش در اصلاحات اجتماعی معتبر شناخته می‌شود. این طرز تفکر هم به نظر می‌رسد صحیح نباشد، زیرا هر چند اصلاح اجتماعی خدمت است، اما هر خدمتی لزوماً اصلاح اجتماعی نیست. از این رو ارزش کار خدمتگزاران بزرگ را به جرم اینکه در اصلاحات اجتماعی نقشی نداشته‌اند نباید نادیده بگیریم. کار شیخ مرتضی انصاری یا صدرالمتألهین، یک خدمت است و خدمت بسیار بزرگی هم هست در صورتی که کار آنها اصلاح و خود آنها مصلح به شمار نمی‌روند.»
9- عمل‌زدگی و یک بعدی شدن
مطهری، معیار سنجش قرار گرفتن اصلاحات اجتماعی را از آفتهای «جریان اصلاح‌طلبی» می‌داند و معتقد است نباید ارزش کار خدمتگزاران بزرگ به اجتماع را به جرم اینکه در اصلاحات اجتماعی نقشی نداشته‌اند، نادیده گرفت.
«در عصر ما نسبت به اصلاحات اجتماعی، حساسیت مثبت و مبارکی پیدا شده که قابل تقدیر است، اما این جهت احیاناً به نوعی افراط‌گرایی کشیده می‌شود که هر خدمتی جز اصلاح اجتماعی، به هیچ گرفته می‌شود. هر خدمتی با معیار «اصلاح» سنجیده می‌شود و ارزش هر شخصیتی به میزان دخالتش در اصلاحات اجتماعی معتبر شناخته می‌شود. این طرح تفکر هم به نظر می‌رسد صحیح نباشد، زیرا هر چند اصلاح اجتماعی خدمت است، اما هر خدمتی لزوماً اصلاح اجتماعی نیست. از این رو ارزش کار خدمتگزاران بزرگ را به جرم اینکه در اصلاحات اجتماعی نقشی نداشته‌اند نباید نادیده بگیریم. کار شیخ مرتضی انصاری یا صدرالمتألهین، یک خدمت است و خدمت بسیار بزرگی هم هست در صورتی که کار آنها اصلاح و خود آنها مصلح به شمار نمی‌روند.»
10- محدودیت و عدم تعمیق
آفت دیگری که ممکن است دامن جریان اصلاحات را بگیرد این است که عده‌ای خیال کنند مطلق امر به معروف و نهی از منکر مصداق اصلاح اجتماعی است. در صورتی که به اعتقاد مطهری: «در امر به معروف و نهی از منکر لزوماً مصداق اصلاح اجتماعی نیست، ولی هر اصلاح اجتماعی مصداق امر به معروف و نهی از منکر است.»
به تعبیر دیگر استاد مطهری معتقدند که بین مفهوم «امر به معروف و نهی از منکر» و «اصلاح‌ اجتماعی» نسبت منطقی عموم و خصوص مطلق، برقرار است یعنی هر اصلاح اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر است، ولی امر به معروف و نهی از منکری، اصلاح اجتماعی نیست. بر طبق آنچه گذشت نتایج بررسی دیدگاه مطهری در باب اصلاحات را به شکل زیر می‌توان برشمرد:
1- اصلاح، ناظر به اصلاح اجتماعی و فکر دینی است که ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.
2- اصلاحات با رفرم متفاوت است. اصلاحات یعنی بسامان کردن امور اجتماع مسلمانان که در دو مرحله نهی و طرد، و تثبیت سازندگی تحقق می‌پذیرد.
3- تعریف مطهری از اصلاح اجتماعی مبتنی بر کتاب و سنت و تعریفی اسلامی و شیعی است.
4- اصلاحات، دوبعدی است و ابعاد مادی و نیز معنوی را شامل می‌شود.
5- رهبران اصلاحات باید با دیدید آسیب‌شناسانه و نقادانه به رفتار خود بنگرند.
6- اصلاحات در جامعه اسلامی باید توسط عالمان دین صورت بگیرد یا رهبری شود.
7- اصلاحات نباید با تندروی بی‌منطق همراه باشد.
8- اصلاح ساختار اجتماعی، بدون اصلاح ساختار فکری، امکان‌پذیر نیست.
9- نباید اصلاح اجتماعی، تنها معیار و ملاک سنجش افراد و کارکرد آنها باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات