مراد عنادی
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن اخیرا در گزارشی درباره نقش دبیر کل سازمان ملل در معیار جهانی با دستاویز قرار دادن واژه انگلیس معادل دبیر کل یعنی Secretery General نوشته بود دبیر کل سازمان ملل متحد باید برای برخی کشورها نقش سکرتر یا منشی و برای برخی کشورها نقش جنرال یا ژنرال را ایفا کند. هر چند با توجه به اعمال نفوذ بیش از برخی اعضای دائم شورای امنیت نقش دبیر کل سازمان ملل متحد در مدیریت بحرانهای منطقهای و بینالمللی بین این دو تعبیر یعنی منشی یا رئیس در نوسان است اما ما میخواهیم بر اساس آنچه که در منشور ملل متحد بر عهده دبیر کل سازمان ملل که فعلا آقای کوفی عنان عهدهدار چنین نقشی است نهاده به تحیلی سفر وی به ایران پرداخته به چند نکته اشاره کنیم. تردیدی نیست که در مذاکرات دبیر کل سازمان ملل با مقامات کشورمان دو موضوع بیشتر جلب توجه کرده در کانون مذاکرات قرار دارد. نخست بحث پرونده هستهای ایران است که محور بحث ما خواهد بود که از مقطع ارجاع آن به شورای امنیت زمینه نقشآفرینی بیشتر کوفی عنان از البرداعی درباره آن فراهم شده است و موضوع دوم تحولات خاورمیانه بویژه لبنان و عراق است. آنچه که در مورد بحث هستهای ایران مهم است اینکه دبیر کل سازمان ملل متحد نیز ترجیح میدهد این موضوع بر اساس مقررات بینالمللی و نه اهرمهای سیاسی مورد نظر آمریکا حل و فصل شود. با توجه به اینکه دوره دبیرکلی عنان در ماه دسامبر به پایان میرسد به نظر میرسد سفر وی به ایران آزمون مهمی برای عنان به شمار میرود تا با ایفای نقشی سازنده همانگونه که اعضای سازمان ملل از شخص دبیر کل انتظار دارند خاطرهای مثبت از خود در اذهان ملل صلح دوست جهانی بویژه ایرانیان بر جای گذارد.
خاویر پریزدکوئیار دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد نیز در بحث حمله نظامی رژیم صدام به ایران با اعلام اینکه عراق آغازگر جنگ بوده است خاطرهای مثبت از خود نزد ایرانیان برجای گذاشت اما آیا کوفی عنان که هنوز چند ماهی تا پایان دوره دبیر کلیاش باقیمانده است حاضر است جسارت به خرج داده با فریاد بلند اعلام نماید که دستیابی به دانش و فناوری هستهای صلحآمیز به استناد مقررات NPT و اساسنامه آژانس حق ایران است و ورود شورای امنیت به این قضیه به مفهوم سیاسی کردن موضوع به شمار میرود.
نکته دوم درباره سفر دبیر کل سازمان ملل متحد بر ایران به تلاش وی برای نزدیکتر ساختن دیدگاههای طرفین ماجرا یعنی ایران و 1+5 باز میگردد. یعنی دبیر کل سازمان ملل که برخی از حقوقدانان با توجه به وظایف و اختیارات وی از او با عنوان عضو شانزدهم شورای امنیت یاد میکنند به رغم آگاهی از نظرات بوش در جریان رایزنی تلفنی با وی و همینطور سایر اعضای دائم شورای امنیت و نیز نظرات احمدینژاد رئیس جمهور کشورمان به دنبال دیدار با وی در حاشیه نشست سران اتحادیه آفریقایی در گامبیا در دور جدید تلاشهای دیپلماتیک خود سعی میکند برای برون رفت از وضع موجود به گونهای مواضع اطراف قضیه را به هم نزدیک سازد که بازخورد آن معادله برد برد باشد تا برد باخت و نهایتا با توجه به اینکه دبیر کل سازمان ملل متحد بر اساس ماده 99 منشور ملل متحد میتواند نظر شورای امنیت را به هر موضوعی که به عقیده او ممکن است حفظ صلح و امنیت بینالمللی را تهدید نماید جلب کند به نظر میرسد وی در چارچوب تحکیم پایههای صلح و امنیت جهانی میتواند به اعضای شورای امنیت توجه دهد که به جای طی کردن مسیر معکوس در مسیر اصلی جاده صلح و امنیت جهانی حرکت کرده به دنبال یافتن راه حلی برای امحاء بیش از 30000 کلاهک هستهای انباشته شده در زرادخانههای کلوپ هستهای باشند نه به دنبال یافتن ابزاری برای محروم ساختن اعضای آژانس از دسترسی به دانش و فنآوری هستهای صلحآمیز.