تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۴  ، 
کد خبر : ۹۲۴۶۹
گفت‌و‌گو با آیت‌الله موسوی تبریزی، عضو مجلس خبرگان

مذاکرات مجلس خبرگان باید علنی باشد

زهره آشتیانی اشاره: به سراغ هر یک از اعضای خبرگان که برای مصاحبه بروی سعی می‌کنند که اهمیت این مجلس را یادآوری کنند. اهمیت که به گفته برخی از آنها فراموش شده و این هم در سایه عدم اعتقاد به امر نظارت یکی از وظایف خبرگان رهبری است. آیت‌الله سیدمحسن‌ موسوی ‌تبریزی از جمله نمایندگان خبرگان است که در طول مصاحبه او به مانند سخنرانی‌های اعتراضی‌اش در صحن داخلی این مجلس باز هم به انتقاد از شیوه عمل برخی از اعضای خبرگان پرداخت. به گفته خودش تنها کسی است که در طول 8 سال گذشته در مخالفت با تفکر برخی از اعضای خبرگان رهبری دوره سوم پرداخته او تاکید کرد که در 8 سال گذشته مجلس دوره سوم از دستورالعمل خاصی برخوردار نبوده است. آیت الله موسوی تبریزی متولد چهارم اسفند سال 1329 در تبریز است. در خانواده‌ای روحانی و البته آگاه به مبانی سیاسی زندگی کرده است. از همان دوران کودکی علاقه خاصی به تحصیل در حوزه علمیه داشته و بنابر همین پس از دوران تحصیلات ابتدایی در سال 1341 وارد حوزه علمیه شهر تبریز شد. اما پشتکارش در تحصیلات عالی در حوزه علمیه سبب شد تا او در همان سال‌های اولیه ورودش موفق به تدریس شود و پس از سال‌ها تدریس در مقطع سطح موفق به تدریس در خارج فقه و اصول شد. اما او از جمله روحانیونی است که از همان دوران کودکی با مسائل سیاسی روز آشنا بوده و زمانی که 12 سال بیش نداشته در جریان نهضت اسلامی امام خمینی(ره) به صورت فعال در مبارزات شرکت می‌کرد. نام او در مرکز اسناد اسلامی نیز به عنوان یکی از بوجود آورندگان قیام 29 بهمن 56 در تبریز به ثبت رسیده که شاید همین امر مقدمه‌ای شد تا او پس از یکی از سخنرانی‌هایش در شهر گنبد به وسیله ساواک دستگیر و به تربت جام تبعید شد. اما این تبعید باعث نشده تا او از حرکت بازماند و همین امر موجب آن شد تا پس از دو ماه حبس در زندانی انفرادی به زندان قصر منتقل شود تا 19 بهمن 57 که از زندان آزاد شد. ‌ او پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قامت یکی از اساتید حوزه علمیه قم به ایفای نقش پرداخت و به دنبال آن در اوایل سال 58 به عنوان مسوول کمیته انقلاب تبریز برگزیده شد. در سال‌های بعد مسوولیت کمیته‌های انقلاب و کلیه امور سیاسی و اجتماعی بخشهایی از استان خراسان را برعهده گرفت. او نمایندگی مجلس در دوره اول را نیز در کارنامه خود به ثبت رسانده و پس از آن به نمایندگی در مجلس خبرگان رهبری در آمد.

*اگر بخواهید از فضای مجلس خبرگان سوم تعریفی ارائه کنید چه می‌گویید. ‌
**برای ارزیابی فعالیت مجلس خبرگان سوم ابتدا باید اهمیت مجلس خبرگان برای همه معلوم شود. در حقیقت واضح است که وظیفه خبرگان یک مسوولیت ویژه است که نسبت به سایر نهادهای نظام قابل مقایسه نیست و در اصل تعیین رهبری که در راس نظام با مسوولیت‌ها و اختیارات گسترده قراردارد بر عهده این مجلس است و ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی به‌طور رسمی‌پیشنهاد شده و این اصل ریشه در مشروعیت نظام دارد و اداره امور جامعه و ریشه مشروعیت کار مدیران کلان نظام جمهوری اسلامی‌از این جهت از اهمیت خاصی برخوردار است. از سویی دیگر مشروعیت دادن به کار مسوولان و علاوه بر آن اختیارات سیاسی و اجتماعی در اداره امور کشور برعهده رهبری است و این مسوولیت بزرگ از طریق خبرگان برای رهبری معین می‌شود. پس جایگاه مجلس خبرگان از اهمیت بالایی برخوردار است. ‌
*شما تنها به تعریف اهمیت جایگاه مجلس خبرگان در قانون اساسی کشور پرداختید ولی آیا اعضای خبرگان دوره سوم به اهمیت این جایگاه توجه داشتند و به وظایف خود عمل کردند؟
**به نظر من وظیفه سنگینی که برعهده خبرگان است غیر از انتخاب رهبری نظارت بر عملکرد رهبری است هر چند که این برخلاف نظرات برخی از اشخاص است ولی خبرگان رهبری باید به صورت مستمر بر عملکرد رهبری نظارت داشته باشند. اما متاسفانه برخی فکر می‌کنند که نظارت بر رهبری نسبت به شخص رهبری چندان مناسب نیست و جنبه منفی دارد و باعث تضعیف جایگاه ایشان می‌شود. ‌
*آیا این تفکر در مجلس خبرگان دوره سوم وجود داشت. ‌
**جای بسی تاسف است که برخی از تفکرات در میان اعضای خبرگان و حتی نخبگان خارج از این مجلس وجود دارد که نظارت را یک جنبه منفی می‌داند و معتقدند که این موضوع اصلا نباید مطرح شود اما در واقع این تفکر غلطی است. زیرا هر انسانی در هر مرحله‌ای از علم و تقوی که باشد جایزالخطاست و علاوه بر آن هر مسوولیتی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق مردم به مسئولان واگذار می‌شود باید از طریق مردم مورد نظارت قرار گیرد و در نظام جمهوری اسلامی ‌هم این اختیارات برای نظارت بر رهبری از طریق مردم برعهده خبرگان گذاشته شده است و به نظر من نظارت بر عملکرد رهبری نه تنها از جنبه منفی برخوردار نیست بلکه طبق فرمایش حضرت امام(ره) موجب تقویت رهبری هم می‌شود و به اعتقاد من بقا و استمرا، کرامت و عزت ولی فقیه و ولایت فقیه منوط به نظارت بر عملکرد ایشان است تا مشکلات احتمالی برطرف شود. از این جهت این موضوع دارای جنبه مثبت است. ‌
*در مجلس خبرگان سوم این تفکر در اکثریت قرار داشت یا تعداد کمی ‌دارای چنین تفکری بودند. ‌
**به‌طور صریح می‌گویم که در مجلس سوم امر نظارت جدی گرفته نشد و علاوه بر آن تعداد قابل توجهی از اعضای خبرگان رهبری این موضوع را جزو وظایف خود نمی‌دانستند و حتی صریحا در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها اعلام می‌کردند. آنها حتی این لفظ را به کار می‌بردند که نظارت به معنای «مچگیری» ‌است. به نظر من انسان باید خیلی ساده‌اندیش و کوته فکر باشد و یا بنابر دلیل قانع‌کننده و یا عقاید سیاسی چنین تفکری داشته باشد. متاسفانه چنین تفکری در مجلس سوم وجود داشت و روی آن تبلیغ می‌شد هرچند در اواخر دوره برخی بر خلاف تفکرشان بر امر نظارت تاکید می‌کردند. ‌
*فکر نمی‌کنید این موضعگیری بر خلاف تفکر برای تبلیغات مثبت در آستانه انتخابات خبرگان دوره بعدی است؟ ‌
**به هر دلیلی که باشد طرح آن مبارک است. هرچند که این موضعگیری‌ها شاید بنابر دلایل سیاسی و گرم کردن تنور انتخابات باشد. من تاکید می‌کنم که مردم در ایام تبلیغات انتخاباتی این موضوع را به صورت جدی مدنظر قرار دهند و از سویی دیگر وظیفه نخبگان حقوقی و سیاسی و دانشگاهی و رسانه‌ها است که درباره اهمیت این موضوع حرف بزنند تا مردم بدانند که باید به چه تفکری رای دهند. زیرا حدود 80 درصد از اختیارات سیاسی و نظامی ‌در اختیار رهبری است که برای مردم می‌باشد و باید از طرف آنها مورد نظارت قرار گیرد.
*شما گفتید که اکثر مجلس خبرگان سوم موضوع نظارت را پیگیری نمی‌کردند، از سویی دیگر اولین وظیفه که تعیین رهبری است یک امر مقطعی است. پس در این 8 سال گذشته اعضای خبرگان رهبری چه کارهایی را انجام دادند؟ ‌
**بارها ‌اعلام کرده‌ام و الان هم می‌گویم که مجلس خبرگان در دوره سوم کار مهمی ‌انجام نداد. البته من باید بگویم که برای انجام وظیفه دوم مجلس خبرگان رهبری یعنی نظارت بر عملکرد رهبری تصویب آیین‌نامه‌ای لازم است، یعنی نمی‌شود که با لفظ نظارت کار کرد و نظارت به آیین‌نامه‌ای احتیاج دارد که هرگز تصویب نشد. ‌
*پس چطور مجلس خبرگان می‌خواهد به وظیفه خود عمل کند در حالی که حتی اعتقادی به تنظیم آیین‌نامه‌ای برای نظارت وجود نداشته باشد. ‌
**وقتی این موضوع جدی گرفته نشود نیازی به برنامه‌ای نیست. ببینید عملکرد مجلس خبرگان رهبری به مانند مجلس شورای اسلامی ‌است یعنی اگر قرار است کاری انجام شود باید ابتدا طرح آن ارائه شود و بعد با اکثریت آرا به تصویب برسد ولی وقتی طرحی ارائه نشود و یا حد نصاب آرا را کسب نکند به وظیفه‌ای عمل نمی‌شود. بنابراین اول باید این اعتقاد به وجود بیاید و رسما به صورت طرح مطرح شود و رای لازم را کسب کند تا نظارت صورت گیرد. ‌
*آیا شما در طول این 8 سال به چنین روندی اعتراض نکردید؟ ‌
**من بیشترین اعتراضات را کردم و فقط در سخنرانی‌های بنده در نطق پیش از دستور این موضوع مطرح می‌شد ولی کسی به آن توجهی نمی‌کرد. ‌
*یعنی پیشنهاد شما رای لازم را به دست نیاورد؟ ‌
**خیر؛ اصلا رای‌گیری نمی‌شد. حرف من این بود که باید هیات‌رئیسه این بحث را مورد بررسی قرار دهد ولی همواره هیات‌رئیسه در سخنرانی‌ها موضوعات مختلف کشور را مطرح کرده و حتی من به این موضوع اعتراض کردم که مجلس خبرگان سمیناری برای بررسی مشکلات کشور نیست و ما یک نهاد خاصی هستیم و وظایف خاصی داریم که باید در دستور کار قرار دهیم. ولی هرگز به چنین موضوعی توجه نشد. ‌
*علت مخالفت‌ها چه بود؟ ‌
**عدم اعتقاد به نظارت. حتی در چندین سال اول برخی از اعضای خبرگان علیه من سخنرانی می‌کردند و کلمات زشتی را به کار می‌بردند که در شان خبرگان نبود. ‌
*پس شما معتقدید در طول این 8 سال گذشته مجلس خبرگان رهبری به عنوان نهاد موازی مجلس شورای اسلامی‌ به بررسی مسائل و مشکلات روزمره کشور پرداخته است. ‌
**بله. در سخنرانی‌ها این مسائل مطرح می‌شده و غیر از آن هم که دستور کاری وجود نداشته است. به نظر من اگر مجلس خبرگان رهبری وظیفه نظارت بر عملکرد رهبری را جدی می‌گرفت حتی می‌توانست 5 اجلاسیه در ماه برگزار کند ولی در حال حاضر در همان سالی یک بار اجلاسیه هم که برگزار می‌شد دستور کار خاصی وجود نداشت و برگزاری آن هم اضافی بود. وقتی ما اعتقادی به نظارت نداشتیم چرا باید اجلاسیه برگزار می‌کردیم. بنابراین من تاکید دارم که برای دوره چهارم حتما این مساله تصویب شود و امیدوارم افرادی که قصد عضویت در خبرگان دوره بعدی را دارند به وظیفه‌شان آشنایی و اعتقاد داشته باشند و این را بدانند که انجام این وظیفه علاوه بر آنکه موجب تقویت رهبری می‌شود برای اداره کشور نیز امری مثبت است. البته من این را اضافه کنم که معنای نظارت این نیست که به هر گزارشی اهمیت داده شود بلکه نظارت باید به صورت کلان باشد که در آن برای اختیارات رهبری اشکالی پیش نیاید. ‌
*آیا در دوره خبرگان سوم موردی وجود داشته که اعضای خبرگان درباره آن تذکر دهند. ‌
**برای انجام این موضوع باید آیین‌نامه‌ها در کمیسیون‌های مختلف از جمله در کمیسیون تحقیق مورد برررسی قرار گیرد. یعنی کمیسیون تحقیق باید گزارش‌های لازم را دریافت کند و بر روی آن بررسی‌های لازم را انجام دهد ولی در اصل برخی از اعضای این کمیسیون هم به نظارت اعتقادی ندارند و این در حالی است که اعضای این کمیسیون معتقدند این کار نظارت را انجام داده‌اند. اگر این‌طور است گزارش خود را ارائه کنند. علاوه بر این مسائل من این را می‌گویم تا مردم بدانند که اصلا در خبرگان دوره سوم برخلاف روال تمام مجالس دنیا هیچکس حق شرکت در کمیسیون‌های دیگر و ارائه نظرات خود را ندارد و این بر اساس آن تفکر منفی است که چنین طرحی را تصویب کرده است. بنابراین صریحا می‌گویم که چنین جوی در خبرگان سوم وجود داشت که بر اثر آن این مجلس به وظیفه خود عمل نکرده است و فقط تشکیل شده تا مجلس خبرگانی وجود داشته باشد. به هرحال این 8 سال گذشت و غیر از اجلاسه‌های سال اول که در آن آیین‌نامه‌های وجود داشت در اجلاسیه‌های دیگر بحث‌هایی مطرح نشد و به تعبیر دیگر فعالیت مجلس خبرگان در سال‌های آخر محدودتر شد و در این چند سال آخر حتی دستورالعمل هم نداشتیم و فقط جلسات تشکیل می‌شد و نطق‌های پیش از دستور درباره مسائل روز بیان می‌شد و این در حالی است که مجلس خبرگان از اهمیت خاصی برخوردار است. ‌
*یکی از انتقاداتی که مردم به مجلس خبرگان دارند، انتقاد به عدم اطلاع‌رسانی از عملکرد این مجلس است و شنیده شده که برخی از اعضای خبرگان از چنین کاری ممانعت کرده‌اند. ‌
**این هم از موضوعاتی بوده که ما بارها مطرح کرده‌ایم ولی تصویب نشد. زیرا اکثریت اعضای این مجلس با آن مخالف بودند ولی به نظر من باید مذاکرات خبرگان علنی باشد و مردم در جریان آن قرار گیرند ولی باید گفت که مجلس خبرگان سوم عملکردی نداشته که گزارش را ارائه کند. سخنرانی‌ها هم برای مردم اهمیتی نداشت که ارائه شود. البته در دوره اول خبرگان که من در آن بودم مطابق آیین‌نامه سخنرانی‌های قبل از دستور در محور رهبری و رهبر بود ولی در دوره سوم طرحی تصویب شد که بر اساس آن هرکس در هر موردی که بخواهد می‌تواند سخنرانی کند. ‌
*با توجه به وظایف و اختیارات گسترده رهبری در اصل 109قانون اساسی آیا خبرگان رهبری به شکل کارشناسی کار گروه‌هایی برای بررسی تمام آن وظایف دارند و اساسا اعضای این مجلس اشراف کافی نسبت به زوایای مختلف هر یک از این وظایف دارند. ‌
**به نظر من تا به صورت رسمی‌ و قانونی بحث نظارت در مجلس مطرح نشود نمی‌توان از کسی توقع داشت تا درباره نحوه عملکرد این مجلس ارزیابی ارائه کند. ‌
*با توجه به صحبت‌های شما به نظر می‌رسد که مجلس خبرگان در بسیاری از حوزه‌ها نیاز به تقویت دارد؟
**بله، به نظر من اگر بخواهیم در داخل کمیسیون‌ها این موضوع را مطرح کنیم که از چه نظری نیاز به تقویت دارد مساله کمیسیون تحقیق است. به خصوص در مورد اعضای این کمیسیون که باید اعضایی در این کمیسیون قرار گیرند که به نظارت بر عملکرد رهبری اعتقاد داشته باشند. البته باید در آیین‌نامه داخلی مجلس خبرگان هم در مواردی تجدید نظر قرار گیرد و اصلاح شود. ‌
*اما غیر از مردم از سوی نخبگان و علما نیز انتقاداتی به مجلس خبرگان رهبری وجود دارد و آنهم نسبت به روند برگزاری انتخابات است. به نظر شما روند برگزاری این انتخابات به چه تغییراتی نیاز دارد؟ ‌
**آنچه که مهم است اینکه هر انتخاباتی باید سالم برگزار شود. البته برای اینکه انتخابات سالم برگزار شود باید در همه زمینه‌ها به سلامت انتخابات اهمیت داد. یعنی از همان ابتدای ثبت‌نام و برگزاری رای‌گیری و شمارش آرا باید سلامت انتخابات حفظ شود. از سویی دیگر ناظران و مجریان انتخابات باید بدون گرایش سیاسی به گونه‌ای عمل کنند که سلامت انتخابات تضمین شود. اما یکی از موضوعات مهم در برگزاری سلامت انتخابات درباره مساله ردصلاحیت‌هاست که در این رابطه بنده معتقدم که اگر سلامت بررسی صلاحیت‌ها تامین شود کسانی که توانایی حضور در این مجلس را دارند در صحنه انتخابات حضور می‌یابند. بنابراین با بررسی دقیق صلاحیت‌ها می‌توانیم راه را برای حضور همه باز کنیم. اما در خبرگان تشخیص صلاحیت‌ها برعهده شواری نگهبان است که موضوع را محدود می‌کند و به نظر من باید مرجع دیگری در کنار شورای نگهبان کار بررسی صلاحیت‌ها را انجام دهد. زیرا اگر بررسی صلاحیت‌ها محدود به شورای نگهبان باشد به سلامت انتخابات ضربه می‌زند و راه را برای ورود عده‌ای از علما به مجلس خبرگان می‌بندد. همان‌طور که در این دوره از عده‌ای از علما برای امتحان دعوت کرده‌اند و آنها نیامده‌اند زیرا برخی از علما شأن خود را بالاتر از آن می‌دانند که در امتحان شرکت کنند. بنابراین برخی از علما و فضلای حوزه علمیه قم هستند که دارای دانش بالایی هستند ولی به دلیل عدم شناخت شورای نگهبان از ورود به مجلس خبرگان محروم می‌شوند. بنابراین باید در کنار شورای نگهبان یکی از مراجع تقلید و یا تایید 3 نفر از فقهای بزرگ حوزه علمیه قم وجود داشته باشد تا کسانی که حاضر نیستند از طریق شورای نگهبان وارد مجلس خبرگان شوند از این طریق ثبت‌نام کنند و در این صورت عده‌ای از بزرگان به بهانه امتحان کنار زده نمی‌شدند. ‌
*ولی همان‌طور که شاهد بودید در این دوره از انتخابات خبرگان برخلاف آیین‌نامه این مجلس برخی از اعضای فعلی خبرگان که کاندیدای دوره بعدی نیز هستند به امتحان دعوت شده‌اند. به نظر شما علت این برخوردها چیست؟ ‌
**به نظر من هرکسی که زمینه صلاحیت حضور در خبرگان را دارد باید برای شرکت در این انتخابات بیاید. اما نمی‌توان این نظر شورای نگهبان را درباره شک بر اجتهاد برخی از روحانیون رد کرد و این موضوع امری طبیعی است زیرا کسی که سال‌ها به دلیل مشغولیت در مسوولیتی مطالعه نداشته باشد تخصصش لطمه می‌بیند. البته نسبت به برخی از مسئولان می‌توان چنین نظری داشت و در همین میان این شک نسبت به برخی از اعضای شورای نگهبان که سال‌ها به انجام کار اداری پرداخته‌اند نیز وارد است. ‌
*از مدت‌ها پیش و در آستانه انتخابات خبرگان رهبری جریانی به تخریب برخی از چهره‌های روحانی که قصد حضور در انتخابات این دوره را دارند پرداخت. به نظر شما هدف از چنین اقداماتی چه بوده است. ‌
**واقعا باید گفت که یکی از مصیبت‌های کشور ما روند تخریب‌هایی است که آغاز شده و باید نسبت به این موضوع تاسف خورد و به خدا پناه برد. چنین روندی نه شایسته نظام جمهوری اسلامی ‌و نه در شأن یک فرد مسوول و انقلابی است. نباید جو کشور را با این بداخلاقی‌ها و بی‌تقوایی‌ها آلوده کنیم. کسانی که این روند را دنبال می‌کنند هدفی جز هوای نفس ندارند و می‌خواهند تا از این طریق به قدرت برسند. کسی که دلسوز انقلاب و نظام باشد از طریق مشروع و راههای عقلانی و منطقی به معرفی برنامه‌های خودش می‌پردازد. ‌
*برنامه‌های شما در صورت حضور در مجلس خبرگان چیست.
**به نظر من خبرگان باید پویا، موثر و مثبت باشد و در جهت تقویت اصل ولایت فقیه حرکت کند زیرا اگر قرار باشد تا برخی از اشتباهات مسوولانی که به نهاد رهبری وابسته‌اند نادیده گرفته شود و آنها را در خط قرمز قرار دهیم تمام خطاها روز به روز بیشتر می‌شود و به اصل ولایت فقیه در قانون اساسی لطمه می‌خورد. همچنین به اعتقاد من باید مذاکرات مجلس خبرگان جز در برخی از موارد علنی باشد. باید درباره خبرگان شفاف صحبت کرد و مردم را نسبت به وظایف خبرگان آگاه کرد تا مردم بدانند به چه تفکری برای حضور در خبرگان چهارم باید رای دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات