* طراحی نظامی تجاوز اسراییل به لبنان در فاز نخست تنها به حملات هوایی اکتفا کرد ولی برخی تحلیلگران نظامی این امر را ناشی از غافلگیری ماشین جنگ صهیونیستها پس از به اسارت در آمدن دو سرباز اسراییلی میدانند. ارزیابی شما از فاز نخست جنگ و تجاوز هوایی اسراییل به لبنان چیست؟
**- بر اساس آگاهیهای نظامی هیچ جنگ پیش S0 گیرانهای بدون پشتیبانی انبوه نیروی مهاجم امکانپذیر نیست. در جنگ سنتی کهن هم وقتی جنگجو بر اسب خود سوار میشد ابتدا کلاه خودش را بر سر میگذاشت بعد زره میپوشید و اسبش را هم مجهز به سپرهای آهنی میکرد، پس از آن نیزه به دست میگرفت و به دشمن خود حملهور میشد. ولی باید توجه کنیم که در جنگ جدید لبنان نیروهای مقاومت بدون داشتن کلاه خود و سپر پاسخ تجاوز صهیونیستها را دادهاند. نیروهای حزب الله در حال حاضر تنها چیزی که برای دفاع از لبنان دارند موشکهایی است که میتوانند آنها را تا دور دستها بفرستند و متأسفانه هیچ سپری برای دفاع از خانواده و خودمان نداریم.
این همان چیزی است که باعث میشود نیروی هوایی اسراییل آزادانه به سرزمینهای لبنان تجاوز کند. پلهای هوایی، شهرها و خانهها را ویران سازند و حالا آنچه که بنده از دولت لبنان میخواهم بپرسم اینست که چرا حزب الله تاکنون به پدافند هوایی مجهز نشده است. ما میدانیم که در نبرد 1967 لبنان، سوریه نیز به جنگ با رژیم صهیونیستی، وارد شد و البته نبردهای فوقالعادهای علیه اسراییل انجام شد چون سوریه توانست از پدافند هوایی قوی علیه هواپیماهای اسراییلی استفاده کند، بنابراین بر ما واجب بود که نیروی مقاومت لبنان را به هزاران پدافند ضدهوایی مجهز کنیم تا مقابل تجاوز هوایی تخریبگر اسراییل بایستد و به شکل موفق جلوی خسارتهای فراوانی را که اسراییل در تجاوز به لبنان زده است بگیرد.
از سوی دیگر «عنان توئینی» پدر «جبران توئینی» روزنامهنگاری که ترور شد موضوع مهمی را مطرح کرده بود. او میدانست که براساس گزارشهای رسیده آمریکا و اسراییل درصدد ویران ساختن لبنان هستند و سر این موضوع با یکدیگر به توافق رسیدهاند. تنها مترصد یک فرصت بودند که آن هم به اسارت در آمدن دو سرباز تجاوزگر اسراییل از سوی حزب الله بود. ما خوب میدانیم که آمریکا همان اسراییل است و البته روی دیگر سکه را هم میدانیم یعنی خوب میدانیم که علاوه بر اسراییل در حال نبرد با آمریکا هم هستیم.
در سال 2004 حزب الله در مزارع شعبا دو نظامی اسراییلی را به اسارت گرفت و عملیات آزادسازی بزرگ اسرا و تبادل آنها صورت گرفت در حالی که پس از به اسارت در آمدن یک سرباز اسراییلی در غزه از سوی مبارزان حماس جهان شاهد بود که اسراییل تغییر روش داد و به خوبی هم مشخص بود که اسراییل تحمل نمیکند که یک سربازش در غزه و دو تجاوزگر نظامی دیگر در لبنان به اسارت نیروهای مقاومت در آیند.
* در حالی که مقرهای نظامی ارتش لبنان در برخی نقاط این کشور مورد تهاجم جنگندههای اسرائیلی قرار گرفت، ولی مشاهده کردیم که نیروهای حزب الله بسیار جدیتری از ارتش رسمی لبنان در پاسخ به تهاجم نظامیان اسرائیلی ایستادگی کردند، میخواهم بدانم سکوت ارتش برای چه بوده است؟
**- ارتش لبنان پس از جنگهای داخلی و مذهبی سالهای 1975 تا 2000 آسیبهای فراوانی دید که متاسفانه پس از آزادسازی لبنان در سال 2000 هیچ اقدام جدی برای بازسازی مجدد و آمادگی برای نبرد در این نیرو انجام نشد. زمانی که حزب الله در سال 2000 توانست جنوب لبنان را از سلطه اسرائیل خارج سازد ارتش تنها اقدامی که انجام داد حمایت لفظی از نیروهای مقاومت بود، در حالی که شهروندان لبنانی نظارهگر دفاع نیروهای مقاومت حزب الله از کشورشان بودند و پس از آن بود که حزب الله جایگاه مشخص خود در لبنان را به دست آورد و همه گروههای سیاسی لبنان نیز بر این موضوع اعتراف کردند.
در روزهای نخست نبرد سنگین حزب الله با صهیونیستها در جنوب متاسفانه برخی شهروندان لبنانی در راستای نقشه تضعیف حزب الله از سوی آمریکا و اسرائیل فعالیت کردند که نتیجهای برایشان نداشت. به هر حال لبنان در دل پیکار قرار گرفت و لبنانیها به این نتیجه رسیدند که باید در یک جبهه و در حمایت از مقاومت این کشور قرار بگیرند، ولی من همچنان یک سؤال اساسی دارم و این سؤال را از سوریه هم میپرسم که چرا هنگام ترک لبنان پدافند هوایی خود را به حزب الله تقدیم نکرد تا آنها اجازه جولان دادن به نیروهای هوایی اسرائیل بر فراز آسمان لبنان را ندهند. من به عنوان یک نظامی در ارتش لبنان میگویم که حزب الله علاوه بر شروط دولت لبنان برای انجام مذاکره و توقف جنگ، بازپسگیری مزارع شبعا و داشتن نقشه سرزمینهای آلوده به مین در مرز جنوبی لبنان با اسرائیل را نیز به شروط خود باید بیفزاید.
* با گذشت بیش از یک ماه از تهاجم اسرائیل به لبنان در خصوص آینده لبنان و مقاومت چگونه میاندیشید؟
**- اجازه بدهید پیش از پاسخ به این سؤال موضوع مهمی را با شما در میان بگذارم. آنچه که مسلم است اصرار آمریکا بر ادامه این جنگ بود و آنچه که تعجب ما را بیشتر کرد پافشاری این کشور بر تروریست خواندن نیروی مقاومت در لبنان و حماس در فلسطین بود. در حالی که در طول این مدت آشکار شد که حزب الله و حماس دو جنبش ملی و مردمی علیه دشمن تجاوزگر هستند. یک مثال میآورم جرج واشنگتن برای استقلال کشور خود با انگلستان به مبارزه پرداخت و و ژنرال دوگل از موضع فرانسه با فاشیسم مقابله کرد، آیا باید بگوییم که آنها متجاوز بودند؟ آیا باید آنها را تروریست بدانیم؟متاسفانه در حال حاضر برخی از کشورهای عربی و اسلامی همچنان متمایل به سیاستهای آمریکا و اسرائیل از این دریچه به جنبش مقاومت لبنان مینگرند.
حالا به شما میگویم که در حال حاضر در برابر دو اراده نظامی قرار گرفتهایم از یک سو موشکهای حزب الله خسارتهای زیادی به رژیم صهیونیستی وارد کرد و از سوی دیگر اسرائیل با نیروی هوایی و دریایی خود لبنان را مورد تهاجم قرار داد. به اعتقاد من مردم لبنان به مرگ عادت کردهاند و با آن خود گرفتهاند، به همین خاطر است که بردباری به خرج میدهند و بر اساس این تئوری آنکه زودتر در این جنگ فریاد خستگی و درد سر داد اسرائیل بود.
تاکتیک نظامی اسرائیل در ابتدا آسیب رساندن به مردم لبنان از آسمان بود، ولی پس از چند هفته آنها پیشروی زمینی را در دستور کار خود قرار دادند. چون بر اساس تئوریهای جنگ با پیشروی نظامی میخواستند با اشغال مناطق جنوبی، نیروهای حزب الله را پاکسازی کنند و با قرار دادن نیروی ثالث میان خود و حزب الله به اهداف پلید خود دست یابند، بنابراین نبرد با رویکردی فرسایشی وارد درگیری زمینی شد و به همین دلیل بود که در روزهای اخیر شاهد تهاجم سنگین هوایی و بمبارانهای پیدرپی از سوی اسرائیل بودیم تا بار دیگر با هدف قرار دادن راههای ارتباطی مانع استقرار موشکهای دوربرد حزب الله و نیروهای پشتیبانی مقاومت شود. اسرائیل اعلام کرد که هر اتومبیل مشکوک به حمل سلاح از سوریه به لبنان را هدف قرار میدهد. جنگندهها حتی اتومبیلهای حامل دارو و مواد غذایی را هم هدف گرفتند و این موضوع نشان میداد که تئوریسینهای نظامی اسرائیل در صدد ایجاد یک قرنطینه برای هدف قرار دادن جبهه داخل آن بودند. آنها البته چارهای جز این نداشتند، چون حزب الله در سرزمینهای سوخته جنوب از روشهای ویت کنگها در مقابله با نظامیان صهیونیستها استفاده کرد و با این روش خسارتهای زیادی به اسرائیل وارد کرد، ولی باید دانست که اسرائیل حساسیت ویژهای بر تعداد جمعیتی خود دارد. در حال حاضر چند میلیون یهودی در سراسر کره زمین زندگی میکنند که رقم بسیار کمی از آنها در اسرائیل به سر میبرند. در حالی که جمعیت مسلمانان در جهان به بیش از یک میلیارد نفر میرسد، بنابراین به شما میگویم که جسد هر نظامی یهودی که به اسرائیل فرستاده میشود خونبهای سنگینی برای رژیم صهیونیستی دارد و شما دیدید که این صدای ناله اسرائیل بود که بلند شد و برای نخستین بار از لبنانی خواست که اقدام به تبادل اسرا کند.
* اهمیت استراتژی جنگ حزب الله در برابر نظامیان صهیونیست در نبرد 2006 چیست؟
**- ارتش کلاسیک اسرائیل با استفاده از تمام توان خود و بهرهگیری از تانکها، پادگانها، نیروی هوایی و توپخانه خود به جنگ با مقاومت لبنان پرداخت، در حالی که مقاومت لبنان با استفاده از تاکتیک پارتیزانی به مقاومت در برابر ماشین جنگی اسرائیل اقدام کرد و بر تعداد قربانیان نظامی اسرائیل افزود. بنابراین آرزوی مسخرهای بود که کسی تصور کند رژیم صهیونیستی این بار بتواند بر حزب الله چیره شود، چون تاریخ جنگها نشان میدهد که ارتشهای کلاسیک توان مقابله با پارتیزانها را ندارند.
هدف اصلی اسرائیل و آمریکا در جنگ جدید لبنان در واقع زدن حزب الله بود، ولی آنها که در اهداف کوتاه مدت خود را شکست خورده یافتند مناطق مسکونی و مردم بیدفاع را هدف گرفتند.