دکتر حسین سلیمی
نمایش قدرت نظامی ایران در شرایط کنونی غیرمنطقی نیست و نشان دادن پتانسیل و قدرت دفاعی احتمال حمله نظامی را کاهش میدهد و در سناریونویسی طرف مقابل احتمال گزینه نظامی را به حداقل میرساند، هرچند که ممکن است در کوتاه مدت جوسازیهایی هم بر علیه ایران صورت گیرد، اما در مجموع این رخداد به نفع ما خواهد بود. در زمان جنگ آمریکا در این کشورها جمهوری اسلامی ایران مکررا، به این رفتار آمریکا و عدم توجه به خواستهها و بیانیههای شورای امنیت اعتراض کرد. در حالی که از منظر بینالمللی نمیتوانیم زمانی که شورای امنیت درباره کشورهای دیگر نظر میدهد، نظر این شورا را مرجع بدانیم اما وقتی درباره خودمان بیانیه صادر میکند، این بیانیه را فاقد وجاهت قانونی بشماریم. اصل دعوا را نه بر سر انرژی هستهای که بر سر تولید نوعی سوخت هستهای میدانم و معتقدم: از دیدگاه کارشناسان، تولید نوعی سوخت اورانیوم قابلیت تبدیل به پلوتونیوم و به اصطلاح قابلیت استفاده برای تولید سلاح هستهای را داراست. ضمن آنکه باید به اصل موضوع و صورت مساله بپردازیم و بدانیم که ما هنوز به انرژی هستهای به صورت کامل دست نیافتهایم و هیچ نیروگاه اتمی نیز در ایران فعالیت ندارد. پس مساله این است که چه زمانی که پرونده ایران در شورای حکام بود و چه الان که در شورای امنیت است تضمینهای لازم برای عدم استفاده بعدی ایران از این تولید سوخت ارایه شود.
ما در حالی به یک سیکل از تولید سوخت دست یافتهایم که از فقیرترین کشورهای دارنده سنگ معدن اورانیوم بوده و نیازمند واردات این ماده خام هستیم. این در حالی است که کانادا و استرالیا به عنوان دارای بیشترین سنگ معدن اورانیوم هستند که اتفاقا از هم پیمانان نزدیک ایالات متحده محسوب میشوند. حال این که برخی ایران را کشوری هستهای مینامند، برای بنده و امثال من سوال است. در حقیقت در حالی که ایران تجهیزات استفاده از انرژی هستهای را به طور کامل در اختیار نداردو به لحاظ دستیابی به سنگ معدن اورانیوم در محدودیت به سر میبرد و چرخه سوخت ما نیز صد در صد نیست چگونه برخی ایران را هستهای و اتمی مینامند؟
بیانیه اخیر شورای امنیت درباره برنامههای هستهای نیز همان مطالب و خواستههایی است که در دو جلسه آخر شورای حکام مطرح شده بود در بیانیه اخیر شورای امنیت نیز درج شد و قدرتهای بزرگ شورای امنیت به این اجماع رسیدند که ایران به منظور اعتمادسازی در جامعه بینالمللی فعالیتهای خود در عرصه غنیسازی و تحقیقات را به حالت تعلیق در بیاورد تا پرونده به عرصه دیپلماتیک بازگردد. فراموش نکنیم که یکی از بهانههای غرب و قدرتهای بزرگ جهان این بوده که میگویند شما تا مدت چندین سال فعالیتهای هستهای خود را به صورت پنهانی انجام دادید و همین را باعث و بانی تردید و شک خود به برنامههای هستهای ایران میدانند.
نباید فکر کنیم که مسائل هستهای تافته جدا بافتهای از دیگر مسائل سیاست خارجی ایران است، بلکه بخشی از این سیاست کلی محسوب میشود. در حال حاضر شاهدیم که کشورهایی نظیر برزیل و ژاپن فعالیتهای هستهای بر ایران دارند اما به هیچ وجه با مشکل روبهرو نمیشوند در حالی که هرگونه فعالیت ایران در این زمینه مسالهساز میشود و قدرتهای جهانی علت این تفاوت در واکنشها را به همسازی و غیرهمسازی بودن رفتار کشورها در سیاست خارجی ربط میدهند. در واقع قدرتهای جهانی میگویند که کشورهایی نظیر ژاپن مطابق نرمهای بینالمللی حرکت میکنند و قصد بر هم زدن قواعد حاکم بر نظام جامعه جهانی را ندارند بنابراین موضعگیریهای تند و بحرانساز برخی مسوولان در عرصه سیاست خارجی کاملا بر موضوع هستهای کشورمان اثرگذار است. شورای امنیت با صدور بیانیه اخیر و تعیین ضربالاجل 30 روزه قصد دارد ایران را به اقدامات اعتمادساز بیشتر ترغیب نماید.
بنابراین اگر ایران اقداماتی انجام دهد که تردیدها دور شده و اطمینان جامعه بینالمللی جلب شود آنگاه پرونده به مسیر عادی بازخواهد گشت. اما به هیچ وجه نباید از نظر دور داشته باشیم که بیانیه شورای امنیت میتواند ایران را به تعارض بیشتر با جامعه بینالمللی رهنمون کند. مطابق ماده 4 اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی تمام کشورها حق تولید سوخت هستهای را دارند مشروط بر آنکه آژانس تشخیص دهد که فعالیتهای آنها کاملا در مسیر صحیح و صلحآمیز قرار دارد و هیچ چیزی که بخواهد انحراف ایجاد کند در فعالیتهای آنها نیست. محمد البرادعی بارها اعلام نموده که آژانس چیزی که معنای آن انحراف باشد در فعالیتهای ایران پیدا نکرده اما مدیرکل این را هم میگوید که برای آژانس روشن نیست که فعالیتهای ایران کاملا در مسیر صحیح و صلحآمیز باشد.
پس این که آژانس نکته انحرافی در فعالیتهای ایران پیدا نکرده با این که ایران از نظر آنها دنبال فعالیتهای غیرصلحآمیز نیست تفاوت دارد. در بیانیه اخیر شورای امنیت، تمام قدرتها اتفاق نظر دارند و به هیچ وجه نباید استنباط کنیم که روسها و چینیها در مقابل آمریکا و اروپا قرار دارند و از ایران تحت هر شرایطی حمایت خواهند کرد. روسیه و چین نیز مانند ایالات متحده و تروئیکای اروپایی خواهان تعلیق غنیسازی اورانیوم و تحقیقات هستهای هستند. اما یادمان باشد که در این سیستم بینالمللی روسیه چین و اروپاییها تمایل دارند که در این سیستم بینالمللی روسیه چین و اروپاییها تمایل دارند که نقش مستقلی از آمریکا در جامعه جهانی ایفا کنند و حال ما به دنبال تفاوت نظر روسیه و چین با آمریکا در سرعت و نحوه برخورد با ایران هستیم.
همچنین چین و روسیه در اروپا و آمریکا منافعی دارند که هرگز فدای حمایت از ایران نخواهند کرد. بنابراین هدف آنها در حال حاضر فقط گرفتن امتیاز بیشتر است. با حمایت واستقبال از آزمایش سلاحها و موشکهای جدید ایران در خلیج فارس معتقدم هرچند که برخی مقامات و رسانههای غربی از این اقدام ایران به عنوان یک برنامه تهاجمی نام میبرند، اما من فکر میکنم که نمایش قدرت نظامی در شرایط خطیر کنونی غیرمنطقی نیست. این که نشان دهیم پتانسیل و قدرت دفاع از خود را داریم احتمال حمله نظامی را کاهش میدهد و در سناریونویسی طرف مقابل احتمال گزینه نظامی را به حداقل میرساند. هرچند که ممکن است در کوتاه مدت جوسازیهایی بر علیه ایران صورت گیرد اما در مجموعه این رخداد به نفع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.