قبایل عراقی در دوران امپراتوری عثمانی حضور پررنگی در عرصه سیاسی این کشور داشتند، اما در دوران اشغالگری انگلیسیها به مرور به حاشیهرانده شدند و با استقلال و نوین شدن عراق، عملاً وزنه خود را از دست دادند.
این قبایل با این حال در اواخر دهه 80 میلادی در دوران حزب بعث، زمانی که صدام امیدوار بود برخی شیوخ قبایل را با خود همراه کند اندکی از قدرت گذشته را باز یافتند.
به گفته مایکل آیزنشتاد، افسران آمریکایی به محض ورود به عراق، بدون آن که چیزی از پیچیدگی دنیای قبایل بدانند، مرتکب اشتباه شدند. بیتدبیری کردند و قدرت شیوخ قبایل را بیش از حد ناچیز تصور کردند در آن زمان بود که در درگیری با شورشیان سنی، فرماندهی آمریکا در عراق از آنها خواست به خشونتها پایان بدهند.
فرماندهی آمریکا در عراق حتی در سایر مناطق عراق با شیوخی شروع به همکاری کرد که به علت همکاری با رژیم صدام، هیچگونه اعتباری در قبیله خود نداشتند. با این حال برخی از روسای محلی قبایل، منابع اطلاعاتی، مشاوران و افراد با نفوذی از کار در آمدند و در تعقیب و پیگرد افسران سابق رژیم صدام کمک خوبی برای آمریکاییها بودند.
نهاد مطالعاتی کنگره آمریکا در گزارش اخیر خود اعلام کرد که فرماندهی آمریکا در عراق در آغاز سال 2007 میلادی، هزاران تن از افراد قبایل را که اغلب آنها از شورشیان سابق بودند در استان سنینشین الانبار در تقابل با القاعده به کار گرفت و با این کار، راهبرد خود را برای استفاده از قبایل عراقی دوباره احیا کرد. این عملیات نتیجه مطلوبی در پی داشت. مبارزان افراطگرا شکست خوردند و خشونت در این استان به حد قابل توجهی کاهش یافت. به اعتقاد سرهنگ آیزنشتاد؛ مورد استان الانبار ثابت کرد که قبایل همچنان میتوانند در بسیاری از مواقع، نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
این راهبرد جدید همچنان در بغداد و بسیاری دیگر از استانهای سنینشین عراق دنبال میشود. کارشناسان با این حال معتقدند توسل به این قبایل که از قدرت مرکزی گریزانند، به شدت به استقلال خود افتخار میکنند و به کسی وفادارند که مبلغ بیشتری به آنها پیشنهاد کند، بسیار پر خطر است.
به اعتقاد پرفسور یونس، سیاست قبیلهگرای واشنگتن، بر پایه «تفرقه بیانداز و حکومت کن» بنا شده است، اما در واقع افزایش قدرت نیروهای محلی سبب پاره پاره شدن کشور میشود و به دولت مرکزی آسیب میرساند.
سرهنگ استرالیایی «دیوید کیلکولن» که از جمله مبتکران سیاست قبیلهگرایی ائتلاف آمریکا در عراق به شمار میآید، اقرار کرده است که در حقیقت، قدرت گرفتن شبهنظامیان قبیلهای، سبب لطمه دیدن نهادها و جامعه مدنی است.
نشریه معتبر «فارین افرز» نیز نسبت به این مسئله ابراز نگرانی کرد و نوشت؛ منجیان امروز، به راحتی میتوانند به دشمنان فردا تبدیل شوند.
گفتگوی «پترائوس» با نیوزویک
در همین ارتباط هفتهنامه نیوزویک نوشت؛ هنوز زود است که ژنرال دیوید پترائوس 55 ساله را ژنرالی بخوانیم که موفق به فرونشاندن خشونتها و ناآرامیها در بغداد شده است.
هفتهنامه نیوزویک با ژنرال دیوید پترائوس فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در عراق، گفتگویی داشته که بد نیست در این جا نگاهی به آن بیاندازیم:
* نیوزویک: شورای بیداری الانبار (متشکل از شیوخ سنی همپیمان سربازان آمریکایی) چگونه آغاز شد؟ چه میزان از شروع کار این جنبش از پیش برنامهریزی شده بود و چه میزان از آن را میتوان به شانس ربط داد؟
** پترائوس: من معتقدم که ما میخواستیم دست به خطر بزنیم و از فرصتهایی که به آنان ارائه شده به بهترین شکل استفاده کنیم. به دلیل تجربه جمعآوری شده توسط رهبران ما و نظر به تغییر و تحول در نوع آمادهسازی سربازان و تفنگداران ارتش آمریکا در استقرار یگانها و نیروها، رهبران ما در درک اوضاع، بسیار جزیینگر و موشکافانه برخورد میکنند، مضاف بر اینکه از قابلیت لازم جهت شناسایی فرصتهایی که چه بسا در گذشته شناسایی نشده بود، برخوردارند.
* شما تا چه حدی خود را در خصوص مساله گفتگو با افرادی که به نیروهای ما حمله کرده و یا آنان (آمریکاییها) را کشتهاند درگیر کردهاید؟
** ما یقینا با این مساله دست و پنجه نرم کردیم. در این راستا مذاکرات بسیاری صورت پذیرفت. فکر میکنم بسیاری از سنیها بیدار شده و گفتند: «به راستی ما چه فکری میکردیم. چرا ما شیوخ که اغلب مواقع آخر هفته به «امان» میرفتیم، دست آخر در زمره افرادی قرار گرفتیم که از ایدئولوژی به سبک و سیاق طالبان برخوردار هستند. شیخهای ما را کشتند و دختران ما را به اسارت گرفتند». به هر حال ما باید در مقطع کنونی واقعگرا باشیم و واقعیت موجود در عراق این است که تلاش در این حوزه بسیار دشوار است.
* پس شما نمیگویید که کار القاعده تمام است؟
** خیر، ابدا، القاعده شبیه جنگجویی است که به سرش گلولههای مهلکی اصابت کرده اما هر بار سر خود را تکان داده و میتواند با دست راست بسیار کشنده و قوی خود بازگردد.
* آیا شما از این مساله که دولت عراق در مسیر جذب نیروهای سنی کند حرکت کرده ناراحت و نگرانید؟
** به زعم من این مساله تقریبا قابل درک است، چرا که برخی از این افراد (جنگجویان سنی) بدون تردید در حال مقاومت هستند، لذا باید نسبت به آنان اطمینان پیدا کرد و اقدامات احتیاطی اتخاذ نمود.
* آیا شما به طور مستقیم در حال مذاکره با صدریها هستید؟
** ما قطعا با اعضای گروه صدر مذاکره میکنیم. ما با تعداد بیشماری از مقامات و رهبران ارتش المهدی در سطح محلی دیدار و گفتوگو داشتیم. این دیدارها کم و زیاد میشود.
* آیا شما از اعلام آتشبس از سوی گروه صدر شگفتزده شدید؟ آیا نسبت به این اعلام بدبین هستید؟
** بله حتما. فکر میکنیم که به کرات گفتهایم که اگر بتوانیم مانند گذشته یعنی بهار و تابستان گذشته با شبهنظامیان سنی پای میز مذاکره بنشینیم، در حقیقت با این کار دستکم به ارتش المهدی فرصت دادهایم. ناگفته نماند که وقتی فردی و یا گروهی آتشبس را نقض میکند، در واقع فردی متخلف خوانده میشود و باید عراقیها و یا نیروهای ائتلاف و یا این دو با هم در جهت مبارزه و تقابل برآیند.
* شما وضع سربازان آمریکایی تازهنفس اعزامی به عراق را در موعد برگزاری انتخابات در ماه نوامبر سال جاری چگونه ارزیابی میکنید؟
** ما در حال حاضر مشغول ارزیابی تحلیلهایی هستیم که مبنای توصیههای سفیرمان «رایان کروکر» در عراق قرار خواهد گرفت. من در ماه مارس و یا اوایل آوریل به عراق باز خواهم گشت. ما در حال حاضر در حال بررسی سه سناریو هستیم؛ یکی وضع بهتر است، دیگر وضعیتی که اکنون حاکم است و دیگری وضعیتی که وخامت خواهد داشت.
آینده نیروها
در همین حال، روزنامه «الریاض» در مقالهای به اوضاع نیروهای آمریکایی در عراق پرداخت. این روزنامه عربستانی به قلم «عبدالجلیل زیدالمرهون» نوشت؛ کشورهای منطقه خلیج فارس میتوانند برای گسترش فرصتها در عراق، در تحقق اولویتهای ملی خود اقدامات زیادی انجام دهند که از جمله این اقدامات، تلاش برای ایجاد وفاق ملی در این کشور است، زیرا کشورهای منطقه روابط خوبی با بسیاری از گروهها دارند.
در ادامه این مقاله آمده است: سؤالی که اکنون در منطقه و جهان مطرح است، این است که سیاست آمریکا در خصوص عراق به کجا منتهی خواهد شد و چه افقهایی در آن وجود دارد؟ کسی که میخواهد به این سؤال پاسخ دهد در واقع به صورت ضمنی به سؤالات بسیار دیگری در خصوص آینده امنیت منطقه و خصوصاً منطقه خلیج فارس، پاسخ میدهد.
سؤال دیگری که در این خصوص مطرح است، ضرورتهای فعلی در عراق و اولویتهای آن است پاسخ به این سؤال کمی سادهتر به نظر میرسد. ضرورتهای فعلی در این کشور، تقویت وحدت ملی، تأکید بر همزیستی داخلی به دور از تعصبات تنگنظرانه، گسترش پایگاه مشارکت در روند سیاسی، کامل کردن روند ایجاد مؤسسات امنیتی و افزایش توان آنهاست.
در بخش دیگری از مقاله الریاض آمده است؛ نقش فعلی آمریکا در عراق اکنون در درجه نخست نقشی نظامی است. اعلام تفاهم واشنگتن و بغداد در 26 نوامبر سال گذشته، نشان داد که نیروهای آمریکایی قصد خروج از عراق را در آینده نزدیک ندارند. این موضوع در واقع به آینده حضور آمریکا در منطقه خلیج فارس و نقش آن در امنیت این منطقه در آینده نیز مربوط میشود. در واقع اعلام اصول دوستی و همکاری عراق و آمریکا، گام نخست در عملیاتی سه مرحلهای است که میتواند موجب عادیسازی روابط واشنگتن و بغداد شود، به گونهای که با حاکمیت عراق هماهنگی داشته باشد و به این کشور برای بازیافتن جایگاه شایسته کمک کند.
اما گام دوم، تجدید حضور نیروهای چند ملیتی در عراق تحت بند هفتم منشور سازمان ملل متحد است تا پس از آن گام سوم برداشته شود که در واقع مذاکره درخصوص جزئیات روابط آمریکا و عراق و تنظیم این روابط است. همزمان با اعلام این توافق، اعلام شد که دولت عراق خواستار ادامه حضور طویل المدت نیروهای آمریکایی در عراق است و در مقابل این حضور، به سرمایهگذاران آمریکایی امکان داده میشود در عراق از امتیازاتی برخوردار شوند. در گزارش ژنرال «داگلاس لیوت» مشاور جرجبوش نیز آمده که بهتر است عراق و آمریکا درخصوص امضای توافقنامهای دوجانبه، مذاکره رسمی انجام دهند. براساس ارزیابیهای موجود، آمریکا تعداد نیروهای خود را در عراق از 160 هزار نفر فعلی به 50 هزار نفر کاهش خواهد داد که در خارج از شهرهای بزرگ مستقر خواهند بود.
نقش نظامی آمریکا
در بخش دیگری از مقاله این روزنامه سعودی پس از اشاره به نحوه احداث پایگاههای آمریکا در کشورهای مختلف جهان، مقدمه چینیها، نحوه برچیدن آن و همچنین بررسی موضع دمکراتهای آمریکا درخصوص ادامه حضور نظامی در عراق، آمده است؛ کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا در یکی از سفرهای خود به بغداد، از تمایل واشنگتن برای خارجکردن 30هزار نیرو از عراق در اواسط امسال خبر داد. دولت عراق همواره در تلاش است تاکید کند که آمادگی کامل را برای پر کردن خلأ ناشی از عقبنشینی آمریکا از شهرها و مناطق مسکونی دارد و این در حالی است که در بسیاری از مطالعات انجام شده در آمریکا، اعلام شد که تشکیلات امنیتی عراق با مشکلاتی از نظر تعداد نیرو و تجهیزات روبرو است. مسأله وفاداری این نیروها نیز از جمله مسائلی است که در این مطالعات به آن اشاره شده است. در نتایج این مطالعات تاکید شده است که شبهنظامیان و گروههای مسلح در تشکیلات امنیتی عراق نفوذ فزایندهای دارند.
در بخش دیگری از مقاله الریاض آمده است که سیاست آمریکا در عراق، در واقع بخشی از تصور جدید درباره نقش نظامی آمریکا در جهان است؛ نقشی که بر دو امر اساسی تاکید دارد: این دو امر، شامل افزایش تعداد نیروها و دیگری، کاهش هزینههای آنهاست. این امر به ماموریتهای امنیتی منحصر نمیشود، بلکه به اموری نظیر فعالیتهای مشترک مربوط به حفظ امنیت، خطوط کشتیرانی و مداخله سریع نیز مربوط است. به گفته دریادار «مایکل مولن» فرمانده عملیاتی ارتش آمریکا؛ در جهانی که 90 درصد کالاها از طریق دریا جابجا میشود، استراتژی جدید دریایی آمریکا شامل تمرکز بر وجود روابط مشترک جهانی برای ایجاد فضایی دریایی است که منجر به ایجاد امنیت شود.
برنامه ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی این کشور در 4 سال مالی آینده، افزایش نیروها به 92 هزار نفر در بخش نیروهای فعال خواهد بود. برنامه افزایش نیروهای ارتش، 65 هزار نفر خواهد بود و از 482 هزار نفر فعلی به 547 هزار نفر در سال 2012 خواهد رسید. این امر موجب افزایش یگانهای جنگی از 42 لشکر فعلی به 48 لشکر خواهد شد. نیروهای تفنگدار دریایی نیز با افزایش 27 هزار سرباز، قادر خواهند شد نیروهای واکنش سریع زمینی و هوایی خود را تا سال 2011 افزایش دهند و تعداد نیروهای تفنگدار دریایی از 175 هزار نفر فعلی به 200 هزار نفر خواهد رسید.
روزنامه الریاض در بخش دیگری از این مقاله به طرح تشکیل ناوگان بینالمللی متشکل از یک هزار فروند کشتی برای حضور در دریاها، بدون ورود به عملیات جنگی اشاره کرد. این نیروها برای پشتیبانی در نظر گرفته شدهاند و این پیشنهاد در سمیناری درخصوص کنترل بر دریاها در دانشکده جنگ نیروی دریایی آمریکا در شهر «نیوپورت» ایالت «رودآیلند» آمریکا مطرح شد که نمایندگان 72 کشور در آن حضور داشتند.
توافقنامه مبنایی
در چنین شرایطی است که روزنامه «البیان» متن کامل توافقنامه مبنایی همکاری بلندمدت سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی آمریکا و عراق را منتشر کرد.
متن توافقنامه به این شرح است:
رهبران عراق در بیانیه 26 آگوست 2007 خود که مورد تایید جرج بوش، رئیسجمهور آمریکا قرار گرفت، تاکید کردند که دولتهای عراق و آمریکا به توسعه روابط، همکاری و دوستی بلندمدت میان دو کشور دارای حاکمیت کامل و مستقل پایبند هستند. دو کشور دارای منافع مشترک هستند و روابط دو طرف به سود نسلهای آینده خواهد بود که بر پایه فداکاریهای شجاعانه دو ملت عراق و آمریکا به خاطر برپایی عراقی آزاد، دموکراتیک، تکثرگرا، فدرال و در عین حال یکپارچه بنا شده است. روابط مورد نظر جمهوری عراق و ایالات متحده آمریکا شامل چند بعد و عرصه است که در مقدمه این عرصهها، همکاری در زمینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی براساس مبانی زیر قرار دارد:
1- زمینه و عرصه سیاسی، دیپلماتیک و فرهنگی
الف) پشتیبانی از دولت عراق در حمایت از نظام دموکراتیک در این کشور در مقابل تهدیدهای داخلی و خارجی.
ب) احترام به قانون اساسی عراق، زیرا که حاکی از خواست ملت این کشور است و مقاومت قاطعانه در مقابل هر اقدامی که برای کنار گذاشتن تعلیق یا زیر پا گذاشتن آن صورت گیرد.
ج) پشتیبانی از تلاشهای دولت عراق درباره تحقق آشتی ملی، از جمله تلاشهایی که در بیانیه 26 آگوست 2007 آمده است.
د) پشتیبانی از جمهوری عراق برای تقویت جایگاه آن در سازمانها، نهادها و محافل بینالمللی و منطقه برای این که بتواند نقش مثبت و سازنده را در عرصه منطقهای و بینالمللی ایفا کند.
ه) فعالیت و همکاری مشترک در رابطه با کشورهای منطقه خاورمیانه براساس اصول احترام متقابل، عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، کنار گذاشتن استفاده از زور برای حل منازعات و اتکا به مذاکرات سازنده برای حل مشکلات باقیمانده و حل نشده از قبل، میان این کشورها.
و) تشویق تلاشهای سیاسی در راه تحقق روابط مثبت میان کشورهای منطقه خاورمیانه و جهان برای خدمت به تحقق اهداف مشترک همه طرفهای مربوط و نیز هر اقدامی که موجبات تقویت امنیت و ثبات منطقه و شکوفایی ملتهای آن را فراهم میآورد.
ز) تشویق مبادلات فرهنگی، آموزشی و علمی میان دو کشور عراق و آمریکا.
2- عرصه اقتصادی
الف) پشتیبانی از جمهوری عراق برای پیشرفت در همه ابعاد اقتصادی و توسعه توانمندیهای این کشور در بخش تولید و کمک به این کشور جهت حرکت به سمت نظام بازار آزاد.
ب) کمک به طرفهای نهادها و کشورهای مختلف جهت پایبندی به تعهداتشان در قبال عراق، آنگونه که در پیمان جامعه بینالمللی با این کشور مطرح شده است.
ج) پایبندی به پشتیبانی از جمهوری عراق از طریق فراهم آوردن کمکهای مالی و فنی جهت کمک به زیرساختها و نهادهای اقتصادی این کشور و نیز آموزش و توسعه مهارتها و توانمندیهای نهادهای مهم و زیربنایی عراق.
د) کمک به جمهوری عراق برای پیوستن به نهادهای مالی ـ اقتصادی منطقهای و بینالمللی و هماهنگ شدن با این نهادها
ه) تسهیل و تشویق سرازیر شدن سرمایهگذاریهای خارجی به ویژه آمریکایی به عراق برای مشارکت در بازسازی و طرحهای سازندگی این کشور.
و) کمک به جمهوری عراق برای باز پسگیری اموال و اشیای خارج شده از این کشور، به ویژه اموالی که از طریق خانواده صدام و مسئولان رژیم بعث از این کشور خارج شده است و نیز کمک به بازگرداندن آثار باستانی و فرهنگی عراق که قبل و بعد از سال 2003 از این کشور خارج شده است.
ز) کمک به جمهوری عراق برای پرداخت بدهیهایش و نیز لغو غرامتهایی که بر اثر جنگهای صدام به این کشور تحمیل شد.
ح) کمک به جمهوری عراق و حمایت از این کشور برای بهرهمند شدن از شرایط تجاری با اولویت از سوی آمریکا به طوری که این کشور از امتیازهای واشنگتن در بازارهای جهانی برخوردار شود و نیز کمک به عراق برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی.