تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۸  ، 
کد خبر : ۹۲۸۹۵
دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور روسیه:

ایران مظهر ثبات در خاورمیانه است

مترجم: سیدعلی حسام مقدمه: 14 ماه بعد از انتخاب شدن به عنوان رئیس‌جمهوری روسیه، دیمیتری مدودف هنوز تا حد زیادی برای دیگران و ناظران یک راز به نظر می‌رسد. او به خواست و اصرار و حمایت «ولادیمیر پوتین» به این سمت انتخاب شد زیرا رئیس‌جمهوری سال‌های 2000 تا 2008 روسیه بر این باور بود که وی بیش از هر کسی می‌تواند خط سیاسی به وجود آمده در دوران وی را ادامه بدهد و تغییر عمده‌ای در روال اداره کشور و سیاست‌های خارجی روسیه ایجاد نکند. اگر نظر غربی‌ها را مبنا قرار دهیم، پوتین با تصدی پست نخست‌وزیری کشور و فراهم آوردن وسایل ارتقای مدودف به سمت بزرگ‌تر ریاست جمهوری کشور، در عمل مثل گذشته اما این بار از پشت پرده روسیه را می‌گرداند و مدودف که از گمنامی مطلق با هدایت و یاری وی به بالاترین پست سیاسی و اجرایی کشورش رسیده، بیش از آن مدیون پوتین است که مانع از ادامه اجرای برنامه‌های دلخواه او شود یا روالی را به اجرا درآورد که از خط‌های حکومتی سال‌های اخیر کشور دور باشد. اما همان منابع غربی مدعی‌اند. مدودف در 5-4 ماه اخیر کوشیده است از زیر سایه حامی و راهنمای بزرگ خود خارج شود و زمامدار واقعی کشور باشد و حتی پوتین را در همان پست نخست‌وزیری محدود کند و اصلاحاتی را که برای حرکت بهتر روسیه در جامعه کنونی جهانی لازم می‌داند، به اجرا درآورد و چون این اصلاحات با خواسته‌های پوتین کاملا مخالف است، رو در روی او ایستاده و دوستی مطلق سابق آنها تبدیل به یک تقابل سیاسی آشکار شده است. مدودف در مصاحبه پیش‌رو، این نظریه را رد و آن را شایعه‌پردازی غربی‌ها برای آشفته کردن فضای سیاسی مسکو توصیف می‌کند اما برخی اظهارات او، به وضوح متضاد با چیزهایی است که پوتین در 8 سال ریاست جمهوری‌اش تعقیب می‌کرد و الان نیز به عنوان فردی بسیار پرنفوذتر از یک نخست‌وزیر عادی در روسیه دنبال می‌کند و عدول از آنها از دیدگاه وی و همفکرانش مخالف با منافع روسیه در صحنه روابط بین‌الملل است. مدودف در این مصاحبه فقط قسمتی از این ابهام را روشن می‌‌کند اما راجع به بحران‌های اخیر روسیه با گرجستان و اوکراین، نقش فزاینده گازپروم در اقتصاد جهان و ادامه همکاری کشورش با ایران در شکل‌گیری فعالیت‌های هسته‌ای مسالمت‌آمیز کشورمان، حرف‌های قاطع‌تر و روشن‌تری می‌زند.

* سه سال پیش مسؤولان شرکت گازپروم روسیه می‌گفتند، سود سالانه این شرکت از فروش محصولش به یک تریلیون دلار خواهد رسید و حتی صحبت از افزایش آن در میان بود اما در بهار سال 2009 صحبت از ارقامی پایین‌تر در میان است. دلیل این تفاوت چیست؟
** هر رقم و هر هدفی محصول زمان خویش است و من فقط می‌توانم راجع به الان صحبت کنم. بهای گاز در سطح جهان نه فقط محصول معادلات سیاسی روز بلکه اعتبار بین‌المللی کم و زیاد شرکت‌ها هم هست. باید دید گازپروم در حال حاضر در سلسله روابط اقتصادی کنونی جهان، در کدام جایگاه قرار دارد. تنزل محصولات این کمپانی و سپس بحران در روابط سیاسی با اوکراین و گرجستان سبب شده بود قیمت محصولات این شرکت در سال 2008 لاجرم پایین بیاید و از طرف دیگر آمریکا هم بیکار نمی‌نشیند و برای رساندن قیمت برابری و بهتر بگویم، برتری دلار بر دیگر ارزها دائما مشغول فعالیت است و بازی، یک بازی دوطرفه است. بنابراین بهتر است واقع‌بین باشیم و از نو صحبت از یک‌تریلیون دلار کنیم اما از حالا برای تاثیرگذاری دلار بر این موضوع هم آماده باشیم.
* زمانش را قید نکردید.
** نمی‌دانم اما مطمئنم زمان زیادی خواهد بود. الان دنیای غرب، غرق در بحران اقتصادی است و اینکه بگوییم چون این بحران به همان شدت در شرق و نزد ما جریان ندارد، اهداف ما به جای خود خواهد ماند، تصور غلطی است چون ما خواه‌ناخواه از یکدیگر تاثیر می‌پذیریم و موفقیت هیچیک از دو طرف بدون متکی بودن بر شاخصه‌های اقتصادی طرف مقابل، قابل اکتساب نیست.
* قیمت منصفانه و سودساز برای نفت چقدر است؟
** بر اساس هر یک از وقایع روز، هفته، ماه و به فراخور تحولات سیاسی فرق می‌کند اما از 45 تا 65 دلار در هر بشکه عادلانه است و نوسان و کم و زیادتر از آن عاقلانه نیست.
* اما اخیرا کمتر از آن بوده است، باید قروض سنگین‌تان را بپردازید،حقوق‌ عقب‌افتاده کارمندان روس را بدهید. اولویت امور را چگونه تعیین می‌کنید؟
** فکر می‌کنم مشخص باشد. یعنی خودشان مشخص می‌کنند که اهمیت کدامیک بیشتر است، بنابراین ما مجموعه گازی بوواننکوو را داریم و همچنین محدوده گازی اشتوکمن و محدوده شمال کشور را. متاسفانه شرایط در اروپا مساعد نیست؛ نه پول زیادی دارند و نه وقتی برای چالش‌های اقتصادی با شرقی‌ها و با ما. برنامه‌ریزی‌های درازمدت ما سر جای خود است اما هر آن امکان دارد عوض شود چون رها و بی‌تاثیر از معادلات اقتصادی در غرب نیست و نمی‌تواند هم باشد. کار عاقلانه این است که بدون عکس‌العمل‌های لحظه‌ای در قبال وقایع جدید در غرب، برای هر چیزی صبر داشته باشیم.
* اما از زمان بحث و جدل روسیه با اوکراین و مسائلی که بین شما و همسایه‌تان به وجود آمد، خیلی‌ها به توانایی روسیه در اینکه بتواند به‌طور دائمی تامین‌کننده گاز برای دیگران باشد، شک کرده‌اند. آیا شما این برداشت را رد می‌کنید و اگر رد می‌کنید، بر پایه کدام استدلال؟ از دیدگاه شما جایگاه گازپروم در معادلات اقتصادی و مبادله گاز در جهان کجاست؟
** ارزش و اعتبار ما هنوز هم زیاد و بالاست و این به سبب پیشینه طولانی این شرکت و خوش‌حسابی و کارنامه صحیح و روشن آن است. ما هر کاری که برای تاثیر نپذیرفتن از اقتصاد لرزان غرب لازم بوده، انجام داده و موفق هم بوده‌ایم، اما ماجرای اوکراین که از آن یاد کردید نیز صحت دارد و بحثی که با اوکراین داشتیم صرفا یک مباحثه اقتصادی و گازی بود، متاسفانه از چنین محدوده‌ای فراتر رفت و به چیزی بالاتر از آن بدل شد. به ما ربطی نداشت اما رودررویی سیاسی «ویکتور یوشچنکو» و «یولیا تیموشنکو» در کی‌یف، در ماجرای روابط اوکراین و روسیه هم اثر نهاد و یک ماجرای داخلی و جنگ قدرت در کی‌یف بر معادلات بین‌الملل تاثیرگذار شد. نمی‌خواهم در امور داخلی اوکراین دخالت و در این باره اظهارنظر کنم اما یوشچنکو توافق‌هایی با ما داشت که آنها را زیر پا نهاد و عکس‌العمل‌هایی از او دیدیم که جای تعجب داشت.
* ولادیمیر پوتین، نخست‌وزیر روسیه نیز در این معادلات دست داشته است و او جوری رفتار می‌کند که انگار سیاست دفتر ریاست‌جمهوری نیز هست. در این باره شما باید اظهارنظر کنید اما این یک باور پرطرفدار است و آن، اینکه روسیه دارد از قدرت و زمینه نفوذ و کارآیی‌اش در تولید گاز برای در انقیاد قرار دادن همسایه‌هایش و شرکای سابقش در اتحاد جماهیر شوروی سود می‌جوید.
** فکر نمی‌کنم اینطور باشد. پوتین چیزی را گفته است که باید می‌گفت و اینکه اظهارات او عین سیاست حکومت روسیه هست یا خیر، با مطالعه‌ای آسان قابل فهم است و موضوع بغرنجی نیست. اما این فرضیه که ما داریم از تولید گاز و توانایی‌مان در این زمینه به‌عنوان یک سلاح برای پیشبرد اهداف‌مان و تحمیل خواسته‌مان و یک حربه بزرگ جنبی استفاده می‌کنیم، نظریه‌ای نامعقول است و من از معتقدان به این فرضیه می‌پرسم: آیا برای ما امکان نداشت که از این سلاح در همان زمان انقلاب موسوم به نارنجی در کی‌یف بهره گیریم و آیا در آن صورت نمی‌توانستیم بر فرآیندهای آن واقعه به دلخواه خودمان اثر بگذاریم و حتی بعد از آن انقلاب نیز این فاکتور می‌توانست تاثیرگذار باشد. پس چرا استفاده نکردیم؟
* ولی می‌گویند، شما بعد از انقلاب نارنجی دائما از این سلاح بهره جسته‌اید.
** صحت ندارد. اگر اینطور بود، حتما بر نتایج انتخابات در اوکراین و گرجستان هم تاثیر می‌گذاشتیم و زمانی بهتر از این هم برای سودجویی از این قضیه وجود نداشت. در تضاد با این فرضیه باید بگویم، هم با گرجستان و هم با اوکراین قراردادهای همکاری و عدم دخالت در امور فیمابین داشتیم و وقتی قراردادی می‌بندیم به آن وفادار می‌مانیم و بر اجرای آن پای می‌فشریم. حتی در دوران اوج برخوردها در اوستیای جنوبی، ما صدور گاز به گرجستان را قطع نکرده بودیم زیرا به قراردادها همانطور که قبلا گفتیم پایبند هستیم و بنا و هدف‌مان این است که گاز هیچگاه وسیله‌ای برای نیل به اهداف سیاسی نشود. گازپروم یک شرکت متشکل و برنامه‌دار دولتی و هر اقدام آن حساب شده است. قسمت اعظم سهام آن در تملک دولت است و اعضای هیات مدیره آن به دقت انتخاب شده‌اند اما در عین حال ادعای اینکه همه کارهای گازپروم توسط کرملین دیکته می‌شود و اقداماتش را دولت روسیه تعیین می‌کند، نظریه‌ای غلط است. این شرکت، باورها و مصالح خودش را دارد که شاید با منافع دولت روسیه همخوانی نداشته باشد.
* پوتین راجع به لزوم افزایش سرمایه‌گذاری خارجی‌ها در روسیه سخن گفته است. آیا او و شما از این می‌ترسید که با ثابت و نازل ماندن قیمت انواع انرژی‌ها در سطح جهان، شرکت‌های خارجی از سرمایه‌گذاری‌های کلان در مسکو پرهیز کنند؟
** نگرانی ما در این باره چیزی بیشتر از دغدغه‌های عمومی نیست. در حال حاضر شرکت‌های تجاری، خودشان در این زمینه تعیین‌کننده‌اند. مثلا کونوکو با شرکت لوکویل کار می‌کند و موفق هم بوده‌اند. شاید کمپانی شورون در ماجرای اشتوکمن و گشودن باب همکاری با این شرکت ناکام شده باشد اما الان با گازپروم برای یافتن چاه‌های جدید نفت و گاز در سیبری همکاری دارد. بنابراین ما درباره دیدگاه‌های استراتژیک شرکت‌ها صحبت می‌کنیم و نه ترس‌های احتمالی ما و دیگر دولت‌ها. اگر آنها مانورهای اقتصادی موفقی داشته باشند، همه چیز به خودی خود رو به‌راه خواهد شد و جایی برای نگرانی دولت‌ها وجود نخواهد داشت.
* تجدید همکاری با ایران برای احیای فعالیت نیروگاه اتمی جنوب این کشور از نظر غربی‌ها مساله‌ساز بوده است؛ در این باره بگویید.
** ما قراردادهایی با ایران داشته و داریم و طبق آن عمل می‌کنیم و اینکه غربی‌ها در این باره چه فکر می‌کنند، برای ما اهمیتی ندارد و مبنای کار ما نیست. باور ما این بوده و هست که نیروگاه فوق و فعالیت‌های هسته‌ای در ایران قانونمند است و اهداف صلح‌آمیز را تعقیب می‌کند و در نتیجه مشارکت در آن، ناقض اصول «آژانس ضدفعالیت‌های هسته‌ای» نیست. ایران به‌عنوان همسایه جنوبی‌مان همیشه مورد توجه و احترام ما قرار داشته و مظهر ثبات در منطقه‌ای است که در آن انواع نوسان‌ها به چشم می‌خورد و بخشی از عراق و افغانستان در تسخیر ارتش آمریکا‌ست. آنچه ایران را قدرتمند ساخته، استقلال این کشور است و ما به تحولات آن همیشه احترام گذاشته‌ایم و این نگاه ما، موضوع جدیدی نیست. ایران در سال‌های اخیر پیشرفت محسوسی در زمینه‌های تکنولوژیک داشته که محصول تلاش دانشمندان جوان این کشور است و تلاش دولت آمریکا برای وارونه جلوه دادن این قضیه و مرتبط کردن قضیه با ما و این ادعا که روسیه در این ماجرا قصد تضعیف غربی‌ها را دارد، خیالپردازی آمریکایی‌هاست. ماهواره‌ای که اخیرا ایران به فضا فرستاد، نشان‌دهنده تکامل علمی و تکنولوژیک این کشور است اما آمریکا به جای قبول واقعیت، با مانور روی مسائلی که هیچ‌گاه به اثبات نرسیده، فقط به ضد تبلیغ مشغول بوده است. آنها می‌گویند ایران باید روند غنی‌سازی اورانیوم را در نیروگاه‌های خود متوقف کند اما نه ما و نه خود آنها، نشانه و مدرکی از این موضوع ندیده‌ایم و این صرفا یک حرف و ادعاست و آژانس ضدهسته‌ای هم بعد از سه سال رفت و آمد در ایران مدرکی در این‌باره به دست نیاورده است.
* هم‌اسم شما ‌(الکساندر مدودف) که نایب رئیس شرکت گازپروم است، می‌گوید در ایام بحران روابط روسیه و اوکراین، ضرر کلانی به این شرکت وارد شده است. این قضیه چقدر صحت دارد و اگر صحیح است، راه جبران آن چیست؟
** صحت دارد و برآورد ما این است که بر اثر قطع موقت صدور گاز یا ارائه گاز و عدم دریافت سریع بهای آن، چیزی حدود دو میلیارد دلار وجه دریافت‌نشده فراروی ما خودنمایی می‌کند یعنی گاز رفته است؛ بدون اینکه چیزی را برگرداند. بستن موقت چند چاه و شاهراه بزرگ گازی و سپس به جریان انداختن مجدد آن نیز ضررهای خودش را داشته و همین که مجبور شوید چند محدوده بزرگ زیرزمینی گاز را که خالی شده باشد، از نو پر کنید، کلی خرج روی دست‌تان می‌گذارد. در حال بررسی تمامی جوانب و شکل‌های قضیه هستیم و آماری فراهم آمده است و صورت‌جلسه‌ای طولانی تنظیم می‌شود تا در صورتی که روابط عادی بین‌المللی جواب ندهد، آن را به دیوان‌ها و دادگاه‌های بین‌المللی ارجاع کنیم و آنها تعیین تکلیف کنند. قدر مسلم اینکه قسمت عمده‌ای از این ضرر را باید حکومت اوکراین بپردازد زیرا تنش‌های اخیر را که اوجش در ماه ژانویه بود، این کشور ایجاد کرد.
* چرا بحران‌هایی که می‌گویید بر روابط شما بر دیگر کشورها و از جمله ایران لطمه وارد نکرد؟
** ربطی ندارد. ما به ایران تا زمانی که روابط صنعتی فیمابین مفید باشد و حقوق دو طرف حفظ شود، کمک می‌رسانیم و روابط کاری ما با این کشور صرفنظر از آنچه در ارتباط با دیگر ملل برای ما روی می‌دهد، پابرجا خواهد ماند. بحران زمستان گذشته در زمینه سوخت و انرژی در بخشی از اتحاد شوروی سابق، ناقض مشارکت ما در راه‌اندازی‌ مجدد نیروگاه بوشهر در ایران نیست چون از همان چرخه‌ها سود نمی‌جوید و مشارکتی بین نیروهای دخیل در ماجرا وجود ندارد.
* قریب به 14 ماه بعد از به قدرت رسیدن و ورود شما به کرملین تغییرات سیاسی در روسیه در قیاس با زمان پوتین اندک است، آیا این وعده‌شکنی نیست؟
** ما نگفته بودیم همه چیز عوض می‌شود که حالا متهم به عوض کردن حرف‌های خود شویم. قرار بود ما بنیادهای استقلال سیاسی و اقتصادی روسیه را حفظ کنیم که فکر می‌کنم کرده باشیم.
* با این حال حس می‌شود که شما در حرف‌های 5-4 ماه اخیرتان به وضوح قصد فاصله گرفتن از آرمان‌های تبلیغ شده توسط پوتین را داشته‌اید؛ منتها فقط حرفش را زده‌اید و عمل نکرده‌اید.
** رفرم و تغییر سیاسی و آزادسازی گروه‌های مخالف برای بیان ایده‌هایشان چیزی است که قبلا هم در دستور کار دولت وجود داشته و بنابراین من حرف‌ تازه‌ای نزده‌ام. این چیزی است که باید همیشه در مسکو جاری باشد.
* اما پوتین با مخالفان برخوردهای سرد و سختی داشت و حرف‌های شما را هم نمی‌زد.
** این برداشت شماست. هدف حکومت روسیه در تمام 9 سال و نیمی که از رفتن بوریس یلتسین می‌گذرد، رسیدن به خودکفایی کامل اقتصادی بوده تا در روابط تجاری و سیاسی خود با غرب مجبور به امتیاز دادن نشود و حالا نیز همین است. شاید گروه‌های مخالف در مسکو چیزی جز این را بخواهند که طبعا مورد تایید ما نیست.
* آیا این را رد می‌کنید که در 5-4 ماه اخیر به وضوح قصد رها کردن خود از پوتین و زندگی مستقل سیاسی را داشته‌اید و نوعی تقابل  آشکار بین شما و سلف‌تان (نخست‌وزیر فعلی روسیه) وجود دارد؟
** اینها زاییده افکار وسایل ارتباط جمعی غرب است که مایلند در مسکو نشانه‌های شکاف سیاسی و تقابل اجزای دولت را ببینند و اینها همان‌هایی هستند که وقتی میخائیل گورباچف گلاس‌نوست و پرویس‌ترویکا را تا حدی به بار نشانده‌ بود، بانی کودتای 1991 شدند که فقط چند ساعت عمر کرد و توسط یلتسین و وابستگانش سرکوب شد. آنها حتی حاضر بودند کمونیست‌های سنتی در روسیه دوباره به قدرت برسند اما اصلاحات در این کشور ثمر ندهد و روسیه روی پای خودش نایستد. بنابراین آنها حالا هم بدشان نمی‌آید از هر اهمال و حرف و نکته‌ای برای بهم ریختن مسکو استفاده کنند.
* پس به این نتیجه می‌رسیم که شما هیچ اختلاف سلیقه‌ای با پوتین ندارید.
** تفاوت آرا درباره ایده‌های حکومتی و روش‌های گرداندن یک کشور، عادی و در هر کشوری رایج است و نه‌تنها مضر نیست، بلکه مفید هم هست و بنابراین اختلاف سلیقه احتمالی بین من و هیأت دولت روسیه، نه واقعه بزرگی است و نه بی‌سابقه، برعکس برای کامل‌تر شدن روش‌های کاری‌مان و نحوه گردش کشور لازم است.
* حتی به اعتقاد متخصصان اقتصاد، دولت پوتین در برخورد با بحران اخیر اقتصادی و بهتر بگوییم اتخاذ روش‌هایی که تاثیر‌گذاری بحران بر روس‌ها را به حداقل برساند، ناموفق بوده است.
** بر اساس کدامین داده‌ها و اطلاعات اقتصادی این حرف را می‌زنید؟
* آمار و ارقام در این زمینه گویا هستند. قیمت و میزان نفوذ روبل در معادلات جهانی کاملا تنزل کرده است، قیمت نفت روسیه بشدت پایین آمده و بحرانی است. شروع بحران جهانی اقتصادی در اصل در غرب بود و هنوز هم هست و قرار بود برای روسیه سند موفقیت باشد، ولی حالا به کشور شما هم بسط یافته است.
** پیش‌تر هم به شما گفتم و حالا تکرار می‌کنم که سیاست‌ها و اقتصاد ما هر قدر هم که بکوشیم، از بحران فعلی جهان کمی تاثیر منفی خواهد پذیرفت و اینکه دولت ما در این زمینه چه کرده و کارهایش در این عرصه چقدر موثر بوده است، تغییری در معادله فوق ایجاد نمی‌کند و این مهم‌ترین قسمت قضیه است.
ما بحرانی از آن دست که گفته شد، در مسکو نداریم و فقط از رونقی بزرگ بی‌بهره‌ایم که با توجه به وضعیت کلی اقتصادی جهان قابل فهم است و لزوما نشانه جواب ندادن سیاست‌های اقتصادی ما نیست.
* ماجرای محاکمه «میخائیل خودوروفسکی» چیست؟
** او به جرم اختلاس و فرار مالیاتی از نو تحت محاکمه قرار گرفته است. محاکمه اول وی با همین جرائم در سال 2005 بود که به تعیین 8 سال حبس برای او انجامید اما اکنون موارد جدیدی از تخلف‌های وی به دست آمده که محاکمه جدیدی را می‌طلبد. این مدارک نشان می‌دهد او پول کشور را به حساب‌های بانکی‌اش در خارج ریخته و سرقتی آشکار داشته است.
* اما خودوروفسکی فقط یک نمونه از دست‌کم 10 میلیاردر جدید در روسیه است که هیچ‌یک وارد سیاست نشده‌اند و اگر کار‌های او خطا بوده، دیگران هم مثل وی خطاکارند، پس چرا به رسیدگی به پرونده یک نفر اکتفا شده است؟
** میلیاردر شدن و در فعالیت‌های سیاسی مشارکت نکردن، دلیل و مقدمه محاکمه شدن افراد نیست و اینها مقوله‌هایی جدا هستند. روسیه اینک سرمایه‌داران زیادی دارد که چه در داخل و چه در خارج از کشور فعالیت اقتصادی می‌کنند و مشکلی هم برای‌شان پیش نیامده‌ است.
* شما در تاریخ 2 ژانویه 2009 قانونی گذراندید که اجازه می‌داد رهبران گروه‌های سیاسی مخالف و تندرو، در صورت بالا گرفتن مضار بحران اقتصادی، بدون هیأت ژوری محاکمه شوند اما فقط 20 روز بعد جلوی اجرای آن را گرفتید و قانون جدید را لغو کردید، چرا؟
** در مطالعات بعدی مشخص شد مضار این قانون بیش از فواید آن است و بهانه‌ای هم در دست مخالفان دولت بود که می‌گفتند، با یکی از قوانین مدنی دوران استالین برابری می‌کند. بحث ما این بود که اگر محاکمه خاطیان بزرگ اقتصادی یا سیاسی در یک دوران بحرانی برای کشور به خاطر رویکرد به هیأت ژوری یا به سبب کشدار بودن پروسه‌های بررسی، بیش از حد به درازا بینجامد، بهره‌ای به هیچکس نمی‌رسد و ارجح آن است که بر اساس نص قانون و بدون رویکرد به هیأت منصفه و به سرعت، درباره آنها تصمیم‌گیری شود و حکمی صادر و اجرا شود اما بعدا ایرادی که گفتم، در آن هویدا شد و نتوانستیم آن را به اجرا بگذاریم.
* برخی صاحبنظران در مسکو می‌گویند، خود شما هیچ برنامه اقتصادی مشخصی ندارید و همه چیز را در این زمینه به پوتین سپرده‌اید و او هم ناموفق بوده است.
** قسمتی از آنچه ناموفق می‌نامید و به پوتین ارتباط می‌دهید، لوایحی است که وزارت اقتصاد روسیه با تأیید شخص من به پارلمان برده و به مرحله اجرا گذاشته شده است.
* حتی چند انستیتوی تحقیقاتی- اقتصادی در مسکو می‌گویند، طرح‌های اقتصادی پیشنهادی‌شان با برخورد بسیار سرد کرملین مواجه شده است.
** ما نه فقط نظرات آن چند انستیتو بلکه پیشنهادهای تمام صاحبنظران را جمع‌بندی و بررسی می‌کنیم ولی موظف به اجرای تمامی آنها نیستیم و برخی از آنها با اینکه مبتنی بر حسن‌نیت هستند، اما در زمان اجرا جواب نمی‌دهند یا اثر عکس می‌گذارند. در نتیجه انتظار نداشته باشید هر طرح اقتصادی را که در ایام بحران مالی جهانی به ما پیشنهاد می‌شود، اجرا کنیم زیرا این کار نه عقلایی است و نه لزوما جواب می‌دهد.
* وقتی در ژانویه گذشته، دو روزنامه‌نگار و فعال امور سیاسی و آزادیخواه (با نام‌های استانیسلاو مارکلوف و آناستازیا بابورووا) در مسکو ترور شدند،‌ با رجوع به دفتر روزنامه‌شان و ابراز همدردی با همکاران آنها اسباب تحسین ناظران شدید، اما دو بحث وجود دارد؛ اول اینکه 9 روز بعد از واقعه به آنجا رفتید و انگار شک داشتید که این کار را بکنید یا نه و دوم اینکه اجازه پخش و درج گزارش تصویری یا مکتوب این دیدار را به رسانه‌های روسیه و حتی خود روزنامه مربوط (نووایا گازتا) ندادید. مهم‌تر از تمامی اینها، هیچ فرمانی برای پیگرد ضاربان صادر نکردید.
** بله! ولی من فرمان تشکیل مجدد شورای مشاوران رئیس‌جمهوری درباره حقوق بشر را دادم. این نهادی با 36 عضو است و کارش تشخیص و توصیه راهکارهایی برای تلطیف جامعه و جلوگیری از خشونت‌ها و البته ارائه طریق در دیگر امور است. ما در این هیات حتی افرادی داریم که مخالف با دولتند اما به نظرات‌شان توجه می‌شود. این نهاد در دوره ریاست‌جمهوری پوتین هم فعال بود اما بعد از رفتن وی از کاخ ریاست‌جمهوری، قطع فعالیت کرده بود و حالا مجددا فعال شده است و ما توانستیم از نظر آنها درباره ایده‌های مختلف رایج در کشور مطلع شویم.
* چه تضمینی برای اجرای توصیه‌های آنان وجود دارد؟ آنها می‌گویند پوتین هم در ابتدا آنها را تحویل گرفت اما به محض اینکه دید اجرای آن موارد مخالف با منافع دولت است و دوستانش را ناراحت می‌کند، حالتی فرمالیته به این جمع بخشید.
** اطلاع موثقی در این‌باره ندارم اما اگر قصد داشتم به ایده‌های این گروه فکر و عمل نکنم، از نو آنها را گرد نمی‌آوردم. ما باید بدانیم در جامعه چه می‌گذرد. حسن این گروه حضور نمایندگانی از بیشتر گروه‌های سیاسی در آن است و بنابراین چیزی که می‌گویند، نشانگر گرایش‌های رایج در جامعه است.
* به شما این ایراد وارد است که بارها از برخی فرمان‌های صادر شده در دوره پوتین انتقاد کرده‌اید اما در عمل آنها را عوض نکرده‌اید و به حرف زدن اکتفا کرده‌اید.
** من نگفته‌ام که قواعد مورد بحث را عوض می‌کنم و فقط متذکر شده‌ام که برخی از آنها بازدارنده و موانعی در راه پیشرفت است و تنها گفته‌ام رفرم و بازنگری الزامی است و این پروسه‌ای است که زمان می‌برد.
* هنوز بیشتر پست‌های کلیدی در روسیه و نظام سیاسی آن در دست وابستگان پوتین است و تغییری در آن ایجاد نکرده‌اید و آنها همچنان با وی کار می‌کنند. به کدامین اهرم‌های قدرت در مسکو تکیه دارید؟
** هر حکومتی در روسیه از حمایت ارتش برخوردار و دولت من نیز همین‌طور است و اینکه افراد مورد بحث توسط پوتین سر کار آمده باشند، معادله فوق را نقض نمی‌کند. من کار خودم را می‌کنم و سیاست‌ها و نیازهای روسیه، مهم‌تر و خطیرتر از آن است که من به دیگر مسائل بیندیشم.
* اما مخالفان شما می‌گویند مساله فوق، معادله قدرت در مسکو را به ضرر شما کرده است، یعنی در حالی که شما به‌عنوان رئیس‌جمهور روسیه طبق قانون اساسی حق برکناری پوتین را دارید، این پوتین است که به خاطر در اختیار داشتن تمامی اهرم‌های قدرت می‌تواند در یک چشم به هم زدن، شما را ساقط کند و یک رئیس‌جمهور تازه سر کار بیاورد!
** این تحلیل مجامع و رسانه‌های غربی و هدف از آن مغشوش کردن افکار عمومی روسیه است. من و پوتین در یک کشتی قرار داریم و در یک دریا حرکت می‌کنیم؛ یا هر دو روی آب می‌مانیم یا هر دو غرق می‌شویم و هیچ‌یک قصد اقدامی علیه یکدیگر را نداریم زیرا از یک جامعه می‌آییم و فقط برای سربلندی روسیه می‌کوشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات