۱- اینکه سازمان منافقین محتواى موضع خود را در رابطه با شخصیت فکرى، سیاسى و اجتماعى قربانیان تروریسم برملا نمى کرد و از ابراز دیدگاه هاى سیاسى و ایدئولوژیک سازمان نسبت به این افراد طفره مى رفت. این موضع گیرى ها با لحاظ شرایط سیاسى و محبوبیت اجتماعى قربانیان، بیشتر از سر ناگزیرى و نوعى رفع تکلیف بود. این سمت گیرى وقتى برجسته مى شود که بدانیم بیشتر این قربانیان از شخصیت هاى فکرى بوده اند که در دوره هاى مختلف و با افشاى ماهیت ایدئولوژیکى سازمان در برابر آن موضع انتقادى داشته اند.
۲- فاکتور دیگر در این موضع گیرى ها اختصار و کوتاهى تعجب برانگیز این اطلاعیه ها در خصوص موضوع تروریسم بود. ترور شدگان که اینک داعیه برداشت هاى دموکراتیک از اسلام دارند و بر سبقه خود در این مسیر اصرار مى کنند، طى این دوران هیچگاه به موضوع تروریسم به عنوان یک معضل اجتماعى برخورد نکردند. موضع اصلى آنها در خوش بینانه ترین حالت این معنى را القا مى کرد که «حالا وقتش نبود». منافقین که در رابطه با جزئى ترین مسائل اقدام به صدور بیانیه هاى مطول مى کردند، اما در قبال پدیده تروریسم در آن دوران به صدور اطلاعیه هاى حداکثر دو یا سه سطر اکتفا مى کردند. در این رابطه مى توان مشخصا به اطلاعیه سازمان در خصوص ترور دکتر مفتح اشاره کرد. در این اطلاعیه دو سطرى در قبال ترور دکتر مفتح چنین مى آید:
« مجاهدین خلق ایران، همچنانکه بارها در گذشته اعلام کرده اند، ترور آقاى دکتر محمد مفتح و محافظین ایشان را به ویژه با توجه به آثار مخرب سیاسى آن و افزایش موج خشونت محکوم مى شناسند.»
اینکه استفاده از واژه «مى کنند» با «مى شناسند» صرفا یک اشتباه نگارشى است یا اینکه معنایى مستقل متبادر مى کند، در نوع خود از نکات مبهم این اطلاعیه است.
۳- موضوع دیگر که در این اطلاعیه ها لحاظ مى شد، اینکه سازمان تلویحا بر این معنى تاکید داشت که در شرایط حاضر این ترورها به این دلیل که منجر به تشدید فضاى سیاسى و تنش مى شود با آن مخالف است. معنى دیگر این ادبیات و موضع گیرى به صراحت مى گفت که مخالفت مقطعى آنها با این ترورها نه مخالفت با نفس تروریسم به عنوان یک راهکار نامشروع که مخالفت مقطعى آن هم به دلیل آماده نبودن شرایط اجتماعى است. در واقع این چند پهلو بودن بیانیه ها آشکارا به عاملین این ترورها این معنا را القا مى کرد که منافقین عجالتا و بنا به تحلیل مشخص از شرایط مشخص، با این شیوه مخالف هستند. منافقین با حفظ این مولفه در باره ترور سرلشکر قرنى مى نویسند:
«چنانکه بارها متذکر گردیده ایم، تفاوت بارز و بسیار آشکارى میان اعمال صالح و موضع گیرى هاى متناسب انقلابى با اقدامات حاد و خشونت بار وجود دارد. به این دلیل سازمان منافقین خلق بدین وسیله اقدام نابجاى قتل سرلشکر قرنى را تقبیح مى کند.»
چنانکه ملاحظه مى شود اطلاعیه در کمال دقت و ظرافت نوشته و به گونه اى است که اساسا نسبت به عاملین این ترور در حد کارمندان خاطى یک مجموعه ادارى برخورد مى شود و نه کسانى که با توسل به ترور یک راه حل سیاسى را پیش مى برند. منافقین، ترور سرلشکر قرنى را کماکان تقبیح مى کنند و نه محکوم. نکته جالب تر اینکه منافقین تنها در رابطه با ترور مطهرى از واژه شهید و در بقیه موارد از واژه قتل و ترور استفاده مى کنند.
این نمونه از مواضع سازمان بیش از هر چیز حکایت از این حقیقت دارد که سازمان به رغم ادعاهاى خود تا چه میزان در هر شرایط زمانى و به نسبت ارزیابى اش از اوضاع، ماهیتا مروج و مشوق تروریسم بوده است یا با نگاهى خوشبینانه تر که مى توان گفت اگر بر فرض محال سازمان منافقین از ترورهاى گروهک فرقان بى خبر بوده است از این اقدامات نهایت سود را برده است و به نوعى این ترورها در راستاى اهداف منافقین ارزیابى مى شود.